تاریخ انتشار : ۲۰ آبان ۱۳۹۱ - ۱۱:۱۶  ، 
شناسه خبر : ۲۲۷۰۰۲

ابراهیم یزدی
در تحت چنین شرایطی، در حالیکه مصر با یک اقتصاد رنجور و بیمارگونه دست بگریبان بود طرف دیگر یعنی اسرائیل که از هر جهت به غرب پیوند خورده، در یک درگیری سرنوشت‌ساز نظیر جنگ 1967 مصر را از پای در میآورد و تمامی آن تدارکات مصر همه بیهوده و بی‌نتیجه میماند! مصر می‌ماند با تمام اقتصاد بیمار و فلج شده‌اش و ارتشی که بعلت شکست روحیه‌اش بکلی مضمحل شده است.
اکنون ما از جانب عراق تهدید میشویم. برای مقابله با عراق البته ارتش ایران میتواند وارد عمل شود. در جنگ بین ارتش ایران و ارتش عراق کدامیک برنده خواهند شد؟ من اعتقادم بر این است که ارتش ایران. علتش تحلیل و بررسی وضع دو ارتش است و قوانین حاکم بر جنگهای عادی و نه یک شعار سیاسی.
مسلماً بسیاری از شماها میدانید که دو نوع جنگ در دنیا وجود دارد. یک نوع جنگهای عادی یا کلاسیک است و دیگری جنگ‌های غیرعادی، جنگهای چریکی یا پارتیزانی. هر یک از این جنگها از قوانین خاص تبعیت میکنند.
جنگ عادی وقتی است که دو «ارتش» با تمام خصوصیات ارتشها با هم روبرو و درگیر میشوند. جنگ بین‌المللی اول و دوم جنگ ارتشها با یکدیگر بودند و همچنین است جنگ بین عراق و ایران. براساس قوانین جنگهای عادی قدرت کمی ارتش ایران از ارتش عراق بیشتر است. نفرات و تجهیزات ارتش ایران بیشتر است. تعلیمات ارتش ایران بهتر است. اما انسجام ارتش عراق در حال حاضر از ارتش ایران بهتر است. لذا تحرک ارتش عراق بیشتر است. دسترسی عراق به منابع تجهیزاتی (از روسیه و یا آمریکا و یا غرب) سریعتر و بهتر است. ایران در محاصره است و نمیتواند به آسانی نیازهای خود را از جهت لجستیک، تجهیزات و لوازم یدکی تهیه نماید اما روحیه ارتش ایران به مراتب از روحیه ارتش عراق قویتر است. ارتش عراق با رابطه معنوی لازم را با مردم خودشان ندارد. ارتش عراق پیوندی با مردم ندارد، از مردم بریده است و در برابر مردم قرار دارد. همان وضع ارتش ایران در زمان شاه مخلوع را دارد. درست به دلیل همین رابطه ارتش با مردم است که در صورت یک درگیری مستقیم میان دو ارتش، عراقیها شکست خواهند خورد. ارتش آنها به احتمال بسیار زیاد از هم متلاشی خواهد شد. اما بحث من بر سر این است که آیا میتوانیم و باید در یک جنگ عادی شرکت کنیم؟ حوابش از نظر من منفی است. خیر. علتش هم این است که در جنگهای عادی برای تهیه تجهیزات و نیازمندیها، از قبیل هواپیما و تانک و هلیکوپتر و غیره. ما بطور دائم به خارج وابسته خواهیم بود. اکثر کشورهای دنیای سوم وابسته خواهند بود. این وابستگی یا به غرب است یا به شرق، که بهر حال فرق نمی‌کند و وابستگی ضداستقلال است. برای مقابله با خطرات احتمالی و حملات و درگیریهای احتمالی نظامی با دشمنان انقلاب اسلامی، اگر ما بخواهیم براساس جنگهای عادی عمل کنیم لاجرم دچار یک دور تسلسل باطلی خواهیم شد که کلاً بضرر ما خواهد بود، چرا که دشمنان ما بطور دائم در پی تجهیزات و تدارکات نظامی جدیدی هستند، بدلیل ظرفیتهای مناسب یا خودشان تهیه‌کنندگان این کالاهای جنگی هستند (نظیر آمریکا و روسیه و کشورهای غربی) یا خریدار و مشتری این کشورها، نظیر عراق و اسرائیل.
بنابراین ما نمی‌توانیم و نباید برای مقابله با دشمن خارجی براساس جنگ عادی طرحریزی نمائیم. من معتقدم که حتی حملات و تهدیدات عراق به ایران یک توطئه است. این برنامه‌ها و تحریکات عراق ما را مجبور میسازد که به یک رودرروئی نظامی میان دو ارتش تن در دهیم. شما خود بهتر میداند که ذخیره لوازم یدکی تجهیزات نظامی ما نامحدود نیست. وقتی ما در مقابله با عراق از تجهیزات خود استفاده میکنیم و بناچار هواپیماها و هلیکوپترها را بکار میگیریم. آنها نیاز به ترمیم پیدا میکنند و ذخیره لوازم یدکی بزودی تمام خواهد شد، بدون آنکه بتوانیم نیازمندیها را تأمین کنیم، بطوری که در مرحله بعدی، بعد از اتمام لوازم یدکی و عدم اسکان تهیه آنها حتی قادر نخواهیم بود از همین تجهیزات کنونی هم به دلیل نبودن وسائل یدکی استفاده نمائیم.
براساس دکترین امنیت ملی و تدارکات نظامی کشورمان و در برخورد با تهدیدات کشوری نظیر عراق و یا حتی ابرقدرتهائی نظیر آمریکا، باید جنگهای غیرعادی را تدارک ببینیم. در جنگهای غیرعادی یا جنگهای پارتیزانی ما به سلاحهای سنگین نیاز نداریم. سلاحهای عمده یک ارتش غیرعادی سلاحهای سبک هستند، که در کشور خودمان و با امکانات بدون آنکه به خارج وابسته بشویم و بدون آنکه بودجه عظیمی را صرف تدارکات نظامی بنمائیم. میتوانیم تقریباً کلیه سلاحهای سبک را خودمان تهیه کنیم.
چنانچه ما بخواهیم در درازمدت، هم براساس فکر و اندیشه اسلامی و هم براساس تحلیلهای علمی و درک واقعیتهای جهان کنونی با ارتشهای بزرگ، مخصوصاً ابرقدرتها و قدرتهائی که دشمنان بالفعل و بالقوه ما هستند مقابله کنیم و یا خود را آماده برای مقابله بنمائیم لاجرم هیچ راهی نداریم و جز آنکه تمام امکانات خود را برای ایجاد یک ارتش غیرعادی متمرکز سازیم. و این همان چیزی است که این روزها در جامعه ما و بفرمان امام بعنوان ارتش 20 میلیونی مطرح و عنوان شده است.
من فعلاً کاری ندارم به اینکه آیا این ارتش 20 میلیونی که الان از آن صحبت میکنند همان چیزی است که باید باشد یا خیر؟ و تا چه اندازه جوابگو خواهد بود؟ تا چه حد منسجم و آموزش‌دیده است و کارائی نظامی و رزمی دارد. اما بهر حال مطلوب همین ارتش بیست میلیونی است یعنی بسیج کل جامعه بصورتی که بتواند در جنگهای غیرعادی با ارتشهای عادی دشمن متجاوز درگیر شود و او را از بین ببرد. دکترین نظامی ما چیزی جز این نمیتواند باشد. در همین جنگ با عراق هم ما باید از شیوه جنگهای غیرعادی جنگ واحدهای کوچک با تحرک زیاد و تاکتیکهای خاص این جنگها استفاده کنیم.
مطالبی که بیان شد نکات عمده و اساسی است که در یک استراتژی و دکترین امنیت ملی و در رابطه با سیاست خارجی و دیپلماسی باید در نظر بگیریم در این بررسی بیشتر به چگونگی مقابله با خطرات احتمالی خارجی توجه شد. اما باید بدانیم که دشمنان بالفعل و بالقوه انقلاب ما تنها به تدارک درگیری مستقیم با ما مشغول نیستند. بلکه دشمنان ما برای مهیا ساختن شرایط درونی جامعه و شکستن روحیه عالی ملت و فراهم ساختن شرایط روانی برای اجرای برنامه‌های بعدی خود دست به یک جنگ سیاسی روانی فرسایشی علیه ما زده‌اند. البته در تمام جنگها، و انواع و اقسام آن جنگ سیاسی روانی قسمتی از کل طرح و استراتژی می‌باشد، اما در حال حاضر جنگ سیاسی روانی فرساینده محور اصلی استراتژی دشمن را علیه ما تشکیل میدهد این استراتژی از یک طرف روانی است یعنی از تمامی شیوه‌های جنگ اعصاب و روانی، نظیر تهمت، افترا، شایعه‌سازی و شایعه‌پراکنی، ایجاد تشنج و جنجال استفاده مینماید و از طرف دیکر هدفهای سیاسی دارد یعنی قصدش فرسوده کردن انقلاب و سقوط آن است.
در این استراتژی دشمن بیش از هر چیز از پایگاههای داخلی‌اش استفاده میکند. بقایای رژیم گذشته و عناصر وابسته به دشمن در بسیاری از اقشار جامعه ما سخت فعال هستند و این عناصر اجرا‌کننده اصلی طرح دشمن میباشد.
برای مبارزه با دشمن ما باید آنها را شناسائی کنیم. میگویند آیا بدون سیستم اطلاعاتی می‌توان شناسائی کرد. چگونه میتوانیم بدون سیستم اطلاعاتی با دشمن بجنگیم؟ هرگز نمیتوانیم از امنیت ملی صحبت کنیم، بدون آنکه سیستم اطلاعاتی و ضداطلاعاتی داشته باشیم.
در همین دوران کوتاه بعد از پیروزی ما به دلیل نداشتن سیستمهای اطلاعاتی و ضداطلاعاتی موثق و کارآمد نتوانسته‌ایم با دشمن مقابله درستی بنمائیم.
در دکترین امنیت ملی و سیستمی که برای تحقق و تأمین امنیت ملی و حفظ تمامیت ارضی سرزمین امت و انقلاب اسلامی و دستاوردهای انقلاب باید تهیه و طرح نمود، پیش‌بینی سیستم اطلاعات و ضداطلاعات مناسبی که دقیقاً کار کند و به نهادهائی که تعیین‌کننده و رهبری‌کننده سیاست خارجی و دیپلماسی مملکت هستند تغذیه سالم برساند، اجتناب‌ناپذیر است.
والسلام