تاریخ انتشار : ۲۷ مهر ۱۳۹۰ - ۱۱:۲۹  ، 
شناسه خبر : ۲۲۷۱۰۵
اشاره: مالکیت از موضوعات مهمی است که اختلاف دیدگاه‌ها در مکاتب اقتصادی اردوگاه غرب و شرق را برانگیخته و از دیرباز به نقد و تحلیل‌ها و نفی و اثبات‌ها منجر شده است. کاپیتالیسم و تفکرات برخاسته از آن چون لیبرالیسم اقتصادی در دنیای غرب،‌ و ماتریالیسم و کمونیسم در دنیای شرق، در نقطه مقابل هم و اولی به آزادی بی‌حد و حصر مالکیت و دومی به نفی و نابودی آن نظر می‌دهند. دیدگاه سوم، مالکیت در نظام اقتصادی اسلام است که امام خمینی به طور فشرده آن را توضیح می‌دهد. قبل و بعد از پیروزی انقلاب، آفت و آسیب گروهی به ظاهر روحانی، انقلاب و نظام را رنجانده و آنان را به تقابل و تعارض با علمای آزاداندیش و مبارز و انقلابی واداشته و سیل تهمت و نسبت‌های ناروا را متوجه جبهه عالمانی کرده است که از طرفی داغ جور و ستم عوامل رژیم شاهنشاهی را بر تن داشتند و از سویی دیگر خنجر خیانت و نفاق دوستان غافل را در پشت احساس می‌کردند! این دومین موضوعی است که امام خمینی به آن می‌پردازند. شرایط حاد جهان اسلام و وابستگی‌های حاکمان داخلی و غفلت ملل مسلمان منطقه، واقعیت‌های تلخی است که سال‌های طولانی همچون غده‌های چرکین و سرطانی در سرزمین‌های اسلامی پیشروی کرده و سرنوشت سیاه مسلمانانی را که روزگاری در اوج تمدن و پیشرفت و عزت بودند رقم زده و قیام آنان را ضروری و حیاتی می‌ساخت. این سومین موضوعی است که امام خمینی از آن یاد می‌کند و فریاد بیداری و حرکت و انقلاب از گلو بر می‌آورد. - این یک اصل و قانون عام و ثابت است که تحقق اهداف و آرمان‌های والا و عظیم، سهل و آسان نخواهد بود و مقاومت‌ها و پایداری‌ها می‌طلبد و مقابله با موانع راه و عبور از گردنه‌های سخت، از عوامل مهم برای رسیدن به "مقصد" است. به تعبیری دیگر شدت رنج و مشقت‌ها در هر حرکت و نهضتی متناسب با عظمت اهداف و آرمان‌های آن حرکت می‌باشد و از همین رو باید با تلاطم امواج سهمگین مقابله کرد تا به ساحل نجات رسید. این چهارمین موضوعی است که امام خمینی آن را تبیین می‌کند. این آگاهی بخشی‌های چهارگانه را که بخشی از وصیت‌نامه الهی و سیاسی حضرت امام خمینی می‌باشد تقدیم شیفتگان راه امام خمینی می‌کنیم.

س _ یکی از اموری که لازم به توصیه و تذکر است، آن است که اسلام نه باسرمایه‏داری ظالمانه و بیحساب و محروم کننده توده‏های تحت ستم و مظلوم موافق است، بلکه آن را به طور جدی در کتاب و سنت محکوم می‏کند و مخالف عدالت اجتماعی می‏داند ـ گرچه بعض کج‏فهمان بی اطلاع از رژیم حکومت اسلامی و ازمسائل سیاسی حاکم در اسلام در گفتار و نوشتار خود طوری وانمود کرده‏اند (و باز هم دست برنداشته‏اند) که اسلام طرفدار بی مرز و حد سرمایه‏داری و مالکیت است و با این شیوه که با فهم کج خویش از اسلام برداشت نموده‏اند چهره نورانی اسلام را پوشانیده و راه را برای مغرضان و دشمنان اسلام باز نموده که به اسلام بتازند، و آن را رژیمی چون رژیم سرمایه‏داری غرب مثل رژیم امریکا و انگلستان و دیگر چپاولگران غرب به حساب آورند، و با اتکال به قول و فعل این نادانان یا غرضمندانه و یا ابلهانه بدون مراجعه به اسلام‏شناسان واقعی با اسلام به معارضه برخاسته‏اند ـ و نه رژیمی مانند رژیم کمونیسم و مارکسیسم لنینیسم است که با مالکیت فردی مخالف و قائل به اشتراک می‏باشند با اختلاف زیادی که دوره‏های قدیم تاکنون حتی اشتراک در زن و همجنس بازی بوده و یک دیکتاتوری و استبداد کوبنده در بر داشته.
بلکه اسلام یک رژیم معتدل با شناخت مالکیت و احترام به آن به نحو محدود در پیدا شدن مالکیت و مصرف، که اگر بحق به آن عمل شود چرخهای اقتصاد سالم به راه می‏افتد و عدالت اجتماعی، که لازمه یک رژیم سالم است تحقق می‏یابد. در اینجا نیز یک دسته با کج فهمیها و بی‏اطلاعی از اسلام و اقتصاد سالم آن در طرف مقابل دسته اول قرار گرفته و گاهی با تمسک به بعضی آیات یا جملات نهج‏البلاغه، اسلام را موافق با مکتبهای انحرافی مارکس و امثال او معرفی نموده‏اند و توجه به سایر آیات و فقرات نهج البلاغه ننموده و سرخود، به فهم قاصر خود، بپاخاسته و" مذهب اشتراکی" را تعقیب می‏کنند و از کفر و دیکتاتوری و اختناق کوبنده که ارزشهای انسانی را نادیده گرفته و یک حزب اقلیت با توده‏های انسانی مثل حیوانات عمل می‏کنند، حمایت می‏کنند.
وصیت من به مجلس و شورای نگهبان و دولت و رئیس‌جمهور و شورای قضایی آن است که در مقابل احکام خداوند متعال خاضع بوده؛ و تحت تاثیر تبلیغات بی‏محتوای قطب ظالم چپاولگر سرمایه‏داری و قطب ملحد اشتراکی و کمونیستی واقع نشوید، و به مالکیت و سرمایه‏های مشروع با حدود اسلامی احترام گذارید، و به ملت اطمینان دهید تا سرمایه‏ها و فعالیتهای سازنده به کار افتند و دولت و کشور را به خودکفایی و صنایع سبک و سنگین برسانند.
و به ثروتمندان و پولداران مشروع وصیت می‏کنم که ثروتهای عادلانه خود را به کار اندازید و به فعالیت سازنده در مزارع و روستاها و کارخانه‏ها برخیزید که این خود عبادتی ارزشمند است.
و به همه در کوشش برای رفاه طبقات محروم وصیت می‏کنم که خیر دنیا و آخرت شماها رسیدگی به حال محرومان جامعه است که در طول تاریخ ستمشاهی و خان‏خانی در رنج و زحمت بوده‏اند. و چه نیکو است که طبقات تمکندار به طور داوطلب برای زاغه و چپرنشینان مسکن و رفاه تهیه کنند. و مطمئن باشند که خیر دنیا و آخرت در آن است. و از انصاف به دور است که یکی بی‏خانمان و یکی دارای آپارتمانها باشد.
ع ـ وصیت اینجانب به آن طایفه از روحانیون و روحانی‏نماها که با انگیزه‏های مختلف با جمهوری اسلامی و نهادهای آن مخالفت می‏کنند و وقت خود را وقف براندازی آن می‏نمایند و با مخالفان توطئه‏گر و بازیگران سیاسی کمک، و گاهی به طوری که نقل می‏شود با پولهای گزافی که از سرمایه‏داران بیخبر از خدا دریافت برای این مقصد می‏کنند کمکهای کلان می‏نمایند، آن است که شماها طرفی از این غلطکاریها تاکنون نبسته و بعد از این هم گمان ندارم ببندید. بهتر آن است که اگر برای دنیا به این عمل دست زده‏اید ـ و خداوند نخواهد گذاشت که شما به مقصد شوم خود برسید ـ تا در توبه باز است از پیشگاه خداوند عذر بخواهید و با ملت مستمند مظلوم هم‏صدا شوید و از جمهوری اسلامی که با فداکاریهای ملت به دست آمده حمایت کنید، که خیر دنیا و آخرت در آن است. گرچه گمان ندارم که موفق به توبه شوید.
و اما به آن دسته که از روی بعض اشتباهات یا بعض خطاها، چه عمدی و چه غیرعمدی، که از اشخاص مختلف یا گروهها صادر شده و مخالف با احکام اسلام بوده است با اصل جمهوری اسلامی و حکومت آن مخالفت شدید می‏کنند و برای خدا در براندازی آن فعالیت می‏نمایند و با تصور خودشان این جمهوری از رژیم سلطنتی بدتر یا مثل آن است، با نیت صادق در خلوات تفکر کنند و از روی انصاف مقایسه نمایند با حکومت و رژیم سابق. و باز توجه نمایند که در انقلابهای دنیا هرج و مرجها و غلطرویها و فرصت‏طلبیها غیرقابل اجتناب است و شما اگر توجه نمایید و گرفتاریهای این جمهوری را در نظر بگیرید ـ از قبیل توطئه‏ها و تبلیغات دروغین و حمله مسلحانه خارج مرز و داخل، و نفوذ غیر قابل اجتناب گروههایی از مفسدان و مخالفان اسلام در تمام ارگانهای دولتی به قصد ناراضی کردن ملت از اسلام و حکومت اسلامی، و تازه کار بودن اکثر یا بسیاری از متصدیان امور و پخش شایعات دروغین از کسانی که از استفاده‏های کلان غیرمشروع بازمانده یا استفاده آنان کم شده، و کمبود چشمگیر قضات شرع و گرفتاریهای اقتصادی کمرشکن و اشکالات عظیم در تصفیه و تهذیب متصدیان چند میلیونی، و کمبود مردمان صالح کاردان و متخصص و دهها گرفتاری دیگر، که تا انسان وارد گود نباشد از آنها بیخبر است ـ و از طرفی اشخاص غرضمند سلطنت‏طلب سرمایه‏دار هنگفت که با رباخواری و سودجویی و با اخراج ارز و گرانفروشی به حد سرسام‏آور و قاچاق و احتکار، مستمندان و محرومان جامعه را تا حد هلاکت در فشار قرار داده و جامعه را به فساد می‏کشند، نزد شما آقایان به شکایت و فریبکاری آمده و گاهی هم برای باور آوردن و خود را مسلمان خالص نشان دادن به عنوان" سهم" مبلغی می‏دهند و اشک تمساح می‏ریزند و شما را عصبانی کرده به مخالفت برمی‏انگیزانند، که بسیاری از آنان با استفاده‏های نامشروع، خون مردم را می‏مکند و اقتصاد کشور را به شکست می‏کشند.
اینجانب نصیحت متواضعانه برادرانه می‏کنم که آقایان محترم تحت تاثیر اینگونه شایعه‏سازیها قرار نگیرند و برای خدا و حفظ اسلام این جمهوری را تقویت نمایند. و باید بدانند که اگر این جمهوری اسلامی شکست بخورد، به جای آن یک رژیم اسلامی دلخواه بقیه‏الله ـ روحی فداه ـ یا مطیع امر شما آقایان تحقق نخواهد پیدا کرد، بلکه یک رژیم دلخواه یکی از دو قطب قدرت به حکومت می‏رسد و محرومان جهان، که به اسلام و حکومت اسلامی رو[ی]آورده و دل باخته‏اند، مایوس می‏شوند و اسلام برای همیشه منزوی خواهد شد؛ و شماها روزی از کردار خود پشیمان می‏شوید که کار گذشته و دیگر پشیمانی سودی ندارد. و شما آقایان اگر توقع دارید که در یک شب همه امور بر طبق اسلام و احکام خداوند تعالی متحول شود یک اشتباه است، و در تمام طول تاریخ بشر چنین معجزه‏ای روی نداده است و نخواهد داد. و آن روزی که ان‏شاءالله تعالی مصلح کل ظهور نماید، گمان نکنید که یک معجزه شود و یکروزه عالم اصلاح شود؛ بلکه با کوششها و فداکاریها، ستمکاران سرکوب و منزوی می‏شوند. و اگر نظر شماها مثل نظر بعض عامیهای منحرف، آن است که برای ظهور آن بزرگوار باید کوشش در تحقق کفر و ظلم کرد تا عالم را ظلم فراگیرد و مقدمات ظهور فراهم شود، فانا لله و انا الیه راجعون.
ف ـ وصیت من به همه مسلمانان و مستضعفان جهان این است که شماها نباید بنشینید و منتظر آن باشید که حکام و دست اندرکاران کشورتان یا قدرتهای خارجی بیایند و برای شما استقلال و آزادی را تحفه بیاورند. ما و شماها لااقل در این صد سال اخیر، که بتدریج پای قدرتهای بزرگ جهانخوار به همه کشورهای اسلامی و سایر کشورهای کوچک باز شده است مشاهده کردیم یا تاریخهای صحیح برای ما بازگو کردند که هیچ یک از دول حاکم بر این کشورها در فکر آزادی و استقلال و رفاه ملتهای خود نبوده و نیستند؛ بلکه اکثریت قریب به اتفاق آنان یا خود به ستمگری و اختناق ملت خود پرداخته و هر چه کرده‏اند برای منافع شخصی یا گروهی نموده؛ یا برای رفاه قشر مرفه و بالانشین بوده و طبقات مظلوم کوخ و کپرنشین از همه مواهب زندگی حتی مثل آب و نان و قوت لایموت محروم بوده، و آن بدبختان را برای منافع قشر مرفه و عیاش به کار گرفته‏اند؛ و یا آنکه دست نشاندگان قدرتهای بزرگ بوده‏اند که برای وابسته کردن کشورها و ملتها هرچه توان داشته‏اند به کار گرفته و با حیله‏های مختلف کشورها را بازاری برای شرق و غرب درست کرده و منافع آنان را تامین نموده‏اند و ملتها را عقب مانده و مصرفی بار آوردند و اکنون نیز با این نقشه در حرکتند.
و شما ای مستضعفان جهان و ای کشورهای اسلامی و مسلمانان جهان بپاخیزید و حق را با چنگ و دندان بگیرید و از هیاهوی تبلیغاتی ابرقدرتها و عمال سرسپرده آنان نترسید؛ و حکام جنایتکار که دسترنج شما را به دشمنان شما و اسلام عزیز تسلیم می‏کنند از کشور خود برانید؛ و خود و طبقات خدمتگزار متعهد، زمام امور را به دست گیرید و همه در زیر پرچم پرافتخار اسلام مجتمع، و با دشمنان اسلام و محرومان جهان به دفاع برخیزید؛ و به سوی یک دولت اسلامی با جمهوریهای آزاد و مستقل به پیش روید که با تحقق آن، همه مستکبران جهان را به جای خود خواهید نشاند و همه مستضعفان را به امامت و وراثت ارض خواهید رساند. به امید آن روز که خداوند تعالی وعده فرموده است.
ص ـ یک مرتبه دیگر در خاتمه این وصیتنامه، به ملت شریف ایران وصیت می‏کنم که در جهان حجم تحمل زحمتها و رنجها و فداکاریها و جان‏نثاریها و محرومیتها مناسب حجم بزرگی مقصود و ارزشمندی و علو رتبه آن است، آنچه که شما ملت شریف و مجاهد برای آن بپاخاستید و دنبال می‏کنید و برای آن جان و مال نثار کرده و می‏کنید، والاترین و بالاترین و ارزشمندترین مقصدی است و مقصودی است که از صدر عالم در ازل و از پس این جهان تا ابد عرضه شده است و خواهد شد؛ و آن مکتب الوهیت به معنی وسیع آن و ایده توحید با ابعاد رفیع آن است که اساس خلقت و غایت آن در پهناور وجود و در درجات و مراتب غیب و شهود است؛ و آن در مکتب محمدی ـ صلی‌الله علیه و آله و سلم ـ به تمام معنی و درجات و ابعاد متجلی شده؛ و کوشش تمام انبیای عظام ـ علیهم سلام‏الله ـ و اولیای معظم ـ سلام‌الله علیهم ـ برای تحقق آن بوده و راهیابی به کمال مطلق و جلال و جمال بی‏نهایت جز با آن میسر نگردد. آن است که خاکیان را بر ملکوتیان و برتر از آنان شرافت داده، و آنچه برای خاکیان از سیر در آن حاصل می‏شود برای هیچ موجودی در سراسر خلقت در سر و علن حاصل نشود.
شما ای ملت مجاهد، در زیر پرچمی می‏روید که در سراسر جهان مادی و معنوی در اهتزاز است، بیابید آن را یا نیابید، شما راهی را می‏روید که تنها راه تمام انبیا ـ علیهم سلام‏الله ـ و یکتا راه سعادت مطلق است. در این انگیزه است که همه اولیا شهادت را در راه آن به آغوش می‏کشند و مرگ سرخ را "احلی من العسل" می‏دانند؛ و جوانان شما در جبهه‏ها جرعه‏ای از آن را نوشیده و به وجد آمده‏اند و در مادران و خواهران و پدران و برادران آنان جلوه نموده و ما باید بحق بگوییم یا لیتنا کنا معکم فنفوز فوزا عظیما. گوارا باد بر آنان آن نسیم دل‏آرا و آن جلوه شورانگیز.
و باید بدانیم که طرفی از این جلوه در کشتزارهای سوزان و در کارخانه‏های توانفرسا و در کارگاهها و در مراکز صنعت و اختراع و ابداع، و در ملت به طور اکثریت در بازارها و خیابانها و روستاها و همه کسانی که متصدی این امور برای اسلام و جمهوری اسلامی و پیشرفت و خودکفایی کشور به خدمتی اشتغال دارند جلوه‏گر است.
و تا این روح تعاون و تعهد در جامعه برقرار است کشور عزیز از آسیب دهر ان‏شاءالله تعالی مصون است. و بحمدالله تعالی حوزه‏های علمیه و دانشگاهها و جوانان عزیز مراکز علم و تربیت از این نفخه الهی غیبی برخوردارند؛ و این مراکز دربست در اختیار آنان است، و به امید خدا دست تبهکاران و منحرفان از آنها کوتاه.
و وصیت من به همه آن است که با یاد خدای متعال به سوی خودشناسی و خودکفایی و استقلال، با همه ابعادش به پیش، و بی‏تردید دست خدا با شما است، اگر شما در خدمت او باشید و برای ترقی و تعالی کشور اسلامی به روح تعاون ادامه دهید.
و اینجانب با آنچه در ملت عزیز از بیداری و هوشیاری و تعهد و فداکاری و روح مقاومت و صلابت در راه حق می‏بینم و امید آن دارم که به فضل خداوند متعال این معانی انسانی به اعقاب ملت منتقل شود و نسلا بعد نسل بر آن افزوده گردد.
با دلی آرام و قلبی مطمئن و روحی شاد و ضمیری امیدوار به فضل خدا از خدمت خواهران و برادران مرخص، و به سوی جایگاه ابدی سفر می‏کنم. و به دعای خیر شما احتیاج مبرم دارم. و از خدای رحمان و رحیم می‏خواهم که عذرم را در کوتاهی خدمت و قصور و تقصیر بپذیرد.
و از ملت امیدوارم که عذرم را در کوتاهیها و قصور و تقصیرها بپذیرند. و با قدرت و تصمیم اراده به پیش روند و بدانند که با رفتن یک خدمتگزار در سد آهنین ملت خللی حاصل نخواهد شد که خدمتگزاران بالا و والاتر در خدمتند و‌الله نگهدار این ملت و مظلومان جهان است.