پدیده "انحراف اجتماعی" (Social deviation) به مفهوم جامعهشناسی آن، عبارت است از کجروی و تخطی از ارزشهای مقبول جامعه و نقض هنجارهای اجتماعی. از دیدگاه اسلام، اطلاق عنوان "انحراف"، علاوه بر رفتارهای ناهمنوا با ارزشهای اجتماعی، شامل رفتارهایی که به تخطی از دستورات وحیانی دین میانجامد، نیز میباشد، ضمن آنکه، صحت اتصاف رفتارهای اجتماعی به وصف "هنجار"، مشروط به عدم تعارض تقابل با ارزشهای دینی و الهی است. در نظام اسلامی، حراست از ارزشهای محوری حاکم بر جامعه و نیز مقابله با انحرافات اخلاقی و زدودن مظاهر فساد و تباهی، در راستای تامین امنیت اجتماعی و اخلاقی افراد جامعه (به عنوان حقی از حقوق مسلم آنها)، از وظایف اصلی و بنیادین حاکمان محسوب میشود چه اینکه نیل به سعادت دنیوی و اخروی در پرتو تعالیم هدایت بخش دین و نیز رشد فضایل اخلاقی و کمالات معنوی، تنها در بستر جامعهای سالم و به دور از فساد و انحرافات اخلاقی و اجتماعی امکانپذیر است. از همین روی است که قرآن کریم، اصلاح جوامع بشری از انواع مفاسد اخلاقی و اجتماعی و اقامه قسط و عدل را، از مهمترین رسالتهای انبیای الهی(ع) دانسته است. (1) بیشک در اجتماع آلوده و فساد انگیز، سیل بنیانکن مفاسد اخلاقی، عوامل تربیتی و اخلاقی را در کام خود فرو خواهد برد و در این حال، نقش تعلیم و تربیت در جامعه، به مثابه کاشتن نهال در شورهزار، عبث و بیفایده خواهد بود. روایت زیر اشاره به همین حقیقت دارد. حضرت علی(ع) فرمودند: "اذا خبث الزمان کسدت الفضائل و ضرت و نقصت الرذائل و نفعت" هرگاه محیط اجتماع آلوده و فاسد شد، سجایای انسانی و فضایل اخلاقی بیرونق و زیانآور میشود و برعکس رذائل و ناپاکی در جامعه رایج و سودبخش میگردد(2). اهتمام و تاکید فراوان آموزههای دینی، نسبت به سالمسازی محیط زندگی از مفاسد اخلاقی و انحرافات اجتماعی، ضرورت مقابله و برخورد با منکرات اجتماعی را دو چندان میسازد. چه اینکه، مطابق بند اول از اصل سوم قانون اساسی، "ایجاد محیط مساعد برای رشد فضایل اخلاقی براساس ایمان و تقوی و مبارزه با کلیه مظاهر فساد و تباهی"، از وظایف دولت جمهوری اسلامی، قلمداد شده است. از این رو، اقدام اخیر نیروی انتظامی در تامین امنیت جامعه و برخورد با مظاهر فساد اخلاقی و اجتماعی، از "بدحجابی" مورد تائید و کاملا قانونی است. مضافا اینکه، برخورد نیروی انتظامی با بدحجابان، در غالب موارد، در حد تذکر لسانی و ارشاد و انذار بوده و تنها در مواجهه با بدحجابان هنجارشکن (که بعضا منتسب به باندهای بزرگ اشاعه فحشا و مفاسد اخلاقی بودهاند)، شکل انتظامی و قضائی به خود گرفته است.
هر چند در امر اصلاح و تربیت، ارشاد، سعه صدر، محبت، نرمش و مدارا همگی اموری لازم و ضروری به نظر میرسند، اما در برخی موارد (مانند برخورد با بیحجابی وقیحانه و هنجارشکن، به دلیل نوع انحراف، عظمت قبح و زشتی آن و نیز پیامدهای منفی بسیار آن، اکتفا به ارشاد و انذار لسانی، بیاثر بوده، نیاز به شدت عمل بیشتری میباشد. به تعبیر حضرت علی(ع) "من لم یصلحه حسن المداراه یصلحه حسن المکافاه" کسی که ملایمت و حسن سلوک او را اصلاح نکند، مجازات بجا و خوب او را اصلاحش خواهد کرد (3) جای بسی تعجب و تاسف است که برخی، با توجیهاتی غیرمنطقی، در پیناموجه جلوه دادن اقدامات پلیس در مقابله با انحراف اخلاقی و مفاسد اجتماعی، هستند. اخیرا خانم معصومه ابتکار، عضو اصلاحطلب کمیسیون عمران شورای اسلامی شهر تهران، در اولین نطق پیش از دستور خود، با انتقاد از طرح برخورد با بدحجابی در سطح شهر تهران، چنین اظهارنظر نمودهاند: "در موضوعی که با مقوله زن سروکار دارد خبری از درایت، حکمت، بصیرت و نگاهزنانه نیست" (4) خانم ابتکار با بیان این جمله، صراحتا اقدام ارزشی نیروی انتظامی در برخورد با بدحجابی (به عنوان ناهنجاری اجتماعی) را، غیر مدبرانه، غیرحکیمانه و بدون بصیرت، توصیف نمودهاند. در حالی که طبق اعلام مسئولان، اکثر مردم، از روش نیروی انتظامی در تذکر لسانی و ارشاد بدحجابان عادی (آن هم توسط بانوان پلیس) اظهار رضایت نموده، خواهان برخورد شدید با بدحجابان هنجارشکن، هستند.
آیا نظر و رضایتمندی مرم، در نظر خانم ابتکار که نماینده جریان اصلاحات در شورای شهر هستند، ارزش و اهمیتی ندارد؟! آیا "نگاه زنانه" از نگاه خانم ابتکار، معنایی جز حضور بانوان پلیس در اجرای این طرح دارد؟ اگر اینگونه است، بهتر بود خانم ابتکار، کمی ابتکار به خرج داده، قبل از چنین اظهارنظری، تدبیر، حکمت، بصیرت و نگاه زنانه را در خصوص برخورد با بدحجابان، تفسیر مینمودند!
خانم ابتکار در بخشی از سخنان خود با زیر سوال بردن مبارزه نیروی انتظامی با پدیده بدحجابی، چنین اظهارنظر نمودهاند: "اقدامات در موضوع حجاب صرفا از دیدگاه انتظامی مدنظر قرار گرفته است". در پاسخ به این سخن باید گفت: گرچه بدحجابی، خود معلول علتهای مختلفی است، لکن علت بسیاری از آسیبهای اجتماعی و انحرافات اخلاقی نیز به شمار میآید، از این رو با فرض عدم امکان برخورد غیرانتظامی با علل حدوث و پیدایش این رفتار نابهنجار و یا فقدان عزم جدی و برنامه نظاممند و مشخص در جهت رفع این معضل اجتماعی، نباید دست روی دست گذاشت و به امید کار فرهنگی، شاهد اشاعه بدحجابی و گسترش تبعات منفی آن بود، چه اینکه افعال قبیح و ضدارزش در جامعه، از لحاظ گسترش و تاثیر بر دیگران به مثابه بیماریهای مسری بوده، که عدم مقابله و معارضه با آن، تخریب بنیانهای اخلاقی و ارزشهای هنجاری جامعه را در پی خواهد داشت. از این رو، حداقل اقدام ممکن همین برخورد انتظامی، آن هم به شیوه تذکر لسانی در قالب امر به معروف و نهی از منکر در مورد بدحجابان عادی و برخورد قضائی با بدحجابان هنجارشکن، است. به عبارت دیگر برخورد انتظامی با مقوله بدحجابی شرط لازم تامین امنیت اخلاقی جامعه است نه شرط کافی آن.
خانم ابتکار همچنین با انتقاد از تقدم مبارزه با بدحجابی نسبت به مبارزه با اراذل و اوباش چنین بیان داشتهاند: "نباید ناگفته گذاشت که چرا مرحله اول طرح امنیت اجتماعی برخورد با بدحجابی است و مرحله بعد از آن، برخورد با اوباش و اراذل؟ یعنی آیا واقعا این دو در یک مقوله میگنجد؟" به نظر میرسد این انتقاد، از آنجا نشات میگیرد که خانم ابتکار، مفاسد مترتب بر رفتارهای نابهنجار اراذل و اوباش را، بیشتر از مفاسد مترتب بر بدحجابی میداند و طبیعتا چنین نتیجه میگیرد که برخورد با اراذل و اوباش باید به لحاظ زمانی بر مبارزه با بدحجابی تقدم داشته باشد، نه بالعکس، در حالی که، در برخورد و مقابله با مظاهر فساد در جامعه، تقدم و تاخیر موضوعیتی ندارد و صرف مجرمانه بودن عمل، در لزوم برخورد با آن کفایت میکند. علاوه بر این، (برخلاف پندار خانم ابتکار)، تقدم مبارزه با بدحجابی، لزوما به معنای "مجرمانهتر" بودن بدحجابی نسبت به رفتارهای هنجارشکن اراذل و اوباش نمیباشد. از این گذشته، فرضا که بدحجابی مفاسد کمتری نسبت به سایر اعمال مجرمانه داشته باشد، آیا صحیح و معقول است که مفاسد به ظاهر کمتر را، کانلمیکن تلقی کرده، فقط مبارزه با مفاسد به ظاهر بزرگتر را جایز بدانیم؟!
در بخش دیگری از سخنان خانم ابتکار، آمده است: "آیا رفتار یک عده جوان را که میتواند عوامل مختلف اجتماعی و فرهنگی داشته باشد میبایست از طبقهبندی مسائل اجتماعی خارج و آن را به بزه تبدیل کرد؟ باید محاسبه کرد که خرد شدن کرامت نفس یا زیر سوال رفتن عزت جوان، به اصلاح موقت فضای ظاهری جامعه میارزد؟ واقعا کدام یک برای ما بیشتر ارزش دارد؟ اعتقادات و روح و روان جوانان و یا قیافه ظاهری او؟ بسیاری از این پرسشها بیپاسخ مانده است." به نظر میرسد خانم ابتکار جرم بودن بدحجابی را نپذیرفته، آن را یک مسئله ساده اجتماعی تلقی میکنند و به طور ضمنی، برخورد با علل و عوامل بروز این رفتار نابهنجار را بر مبارزه با خود این رفتار ترجیح میدهند. در حالی که (همانگونه که پیشتر اشاره شد)، مقابله با علل و ریشههای رفتارهای نابهنجار از جمله بدحجابی، هرگز به معنای نادیده گرفتن مبارزه با خود این رفتارها (به عنوان معلول) نمیباشد. ایشان همچنین برخورد انتظامی با بدحجابان را موجب "خرد شدن کرامت نفس و زیر سوال رفتن عزت آنها" دانستهاند. خانم ابتکار قطعا اذعان دارند که از دیدگاه اسلام، حفظ حجاب از جمله وظایفی است که برعهده زنان نهاده شده و این امر نه تنها منافاتی با اصل آزادی زنان ندارد، بلکه موجب کرامت و احترام بیشتر آنها نیز هست. از این رو، تذکر به حفظ حجاب، نه تنها موجب خرد شدن کرامت نفس و زیر سوال رفتن عزت آنها نیست، بلکه دعوت به کرامت و عزت نفس است. به تعبیر شهید مطهری(ره)، "اگر رعایت پارهای مصالح اجتماعی زن یا مرد را مقید سازد که در معاشرت روش خاصی را اتخاذ کنند و طوری راه بروند که آرامش دیگران را بر هم نزنند و تعادل اخلاقی را از بین نبرند چنین مطلبی را منافی حیثیت انسانی و اصل آزادی فرد نمیتوان دانست." (5) از این گذشته، آیا منادیان حقوق بشر که برخورد با بدحجابان را توهین به کرامت و حیثیت انسانی آنها به شمار میآورند، حقی برای سایر افراد جامعه در برخورداری از محیطی سالم و به دور از مظاهر فساد قائل نیستند؟ آیا عدم برخورد با مفاسد اجتماعی و از جمله بدحجابی، توهین، به کرامت و عزت نفس انسانهای هنجارمند و سالم جامعه نیست؟ حال، این خانم ابتکار است که باید به این پرسشهای بیپاسخ، پاسخ بگوید.