تاریخ انتشار : ۰۷ مهر ۱۳۹۰ - ۰۹:۱۱  ، 
شناسه خبر : ۲۲۷۲۰۵

بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم
آیا «زبیگنیو برژینسکی» مشاور رئیس‌جمهوری آمریکا که از وی به عنوان مغز متفکر مرکز تحقیقات استراتژیک واشنگتن نام می‌برند، یک پیشگو است؟.
برژینسکی چندی پیش در مصاحبه با نشریه ایتالیایی «پانوراما» پیش‌بینی کرد «شوروی به زودی به صورت یک آتشفشان از ملت‌های مختلف در خواهد آمد.» با توجه به رویدادهای غیر مترقبه در آذربایجان شوروی ـ که غرب تلاش می‌کند از آن به عنوان نخستین شعله آتشفشان ناسیونالیسم فراگیر در جمهوری‌های کشور اتحاد جماهیر شوروی یاد کند ـ برژینسکی لهستانی‌تبار آمریکایی، یک پیشگو است. اما اگر به قدرت نفوذ عناصر سازمان‌های اطلاعاتی و جاسوسی آمریکا در کشورهایی که قادر به استفاده از نیروی نظامی نیست، بیاندیشیم، چندان مشکل نخواهد بود که دریابیم چگونه برژینسکی پیشگو در جام بلورین جهان‌نمای خود به تماشای فوران آتش از دهانه آتشفشان ناسیونالیسم شوروی می‌پردازد.
برژینسکی در جام بلورین پیشگوئی‌اش پدیده دیگری را نیز رویت کرده است، اما آنچه که میتواند غرب را از بهت تحولات صاعقه‌وار بلوک شرق رهایی بخشد بی‌تردید ناسیونالیسمی است که توجه مسکو را از اروپای شرقی به ژرفنای خاک خود می‌کشاند.
این درست که جنگ سرد بین دو بلوک و در واقع بین شرق و غرب در جهان پایان یافته است اما جنگ اقتصادی را هیچ‌‌گاه پایانی نیست.
نگاه خیره مسکو به اروپا، طبیعی‌ترین توجهی است که گورباچف برای به ثمر رساندن پروسترویکای خود به آن معطوف می‌دارد و راه ورود شوروی به بازار غرب اروپا مستلزم آن بود که دیواره‌ای که 70 سال بین دو سوی اروپا کشیده شده بود، فرو ریزد.
گرد و غبار ناشی از ریزش دیوار بین اروپا، چشم‌های ایالات متحده را برای نگرش به آینده اروپای بدون آمریکا بازتر کرد. طبیعی است در آینده‌ای نه چندان دور دیوار «ناتو» نیز نخواهد توانست مانع از عبور شوروی به اروپا شود در حالی که مسکو می‌کوشد پیمان ورشو را در پوشش تحولات بلوک شرق کم‌‌رنگ سازد.
بیهوده نیست که انگلیس یار با وفای آمریکا هنوز درباره تحولات شرق اروپا و عمدتا احتمال اتحاد دو آلمان نظرات مثبتی ارائه نمی‌دهد. اگر اتحاد اروپا قریب‌‌الوقوع باشد سلطه ایالات متحده بر اروپا به نازل‌ترین سطح خواهد رسید.
اگر امروز از گوی بلورین برژینسکی نزاع‌های ملی‌گرایی داخلی در شوروی می‌تراود، هدفی جز محو چشم‌‌انداز اروپای متحد در مقابل دیدگان مسکو نیست.
تحولاتی که در لیتوانی و آذربایجان شوروی جریان دارد ممکن است برخی از جمهوری‌های دیگر این کشور را نیز شامل شود که به طور طبیعی ناشی از وزش نسیم آزادی‌های پس از فروپاشی کمونیسم است. مردمی که هفتاد سال به دور از حداقل نیازهای معنوی به سر می‌بردند اکنون طبیعی است که به تحرک برخیزند. اما آمریکا و یار با وفایش انگلیس مایلند رنگ ناسیونالیسم بر این تحرکات بزنند و آتشفشانی برپا سازند که میخائیل گورباچف رهبر شوروی را از یاد اروپا جدا کند.