تاریخ انتشار : ۰۷ اسفند ۱۳۸۶ - ۰۹:۲۲  ، 
شناسه خبر : ۲۲۷۵۴

«اهداف پشت پرده حملات ارتش اسراییل به نوار غزه و در رأس آن پایگاه‌های وابسته به نیروهای اجرایی و امنیتی حماس کاملا مشخص است؛ تضعیف قدرت و نیروی نظامی حماس و فراهم ساختن بستر لازم برای قدرت گرفتن گارد ویژه ریاست تشکیلات خودگردان و نیروهای امنیتی ویژه فتح، اما این تنها نمایی از ظاهر اهداف پشت پرده این حملات نظامی است زیرا تجربه ثابت کرده است اسراییل دست دوستی و همکاری به هیچ یک از گروه‌های فلسطینی نمی‌دهد.»

به گزارش ایسنا روزنامه النهار - چاپ لبنان - با ارایه تحلیلی با عنوان «قضیه فلسطین به کدامین سو پیش می‌رود؟» می‌نویسد: «در حالی که نوار غزه غرق در خون است و هرج و مرج و بحران چون گردابی بی‌انتها در حال بلعیدن مناطق فلسطینی است، همه به دنبال عامل یا عوامل اصلی این بحران‌ها هستند. هر کسی براساس دلایل، مدارک و اسنادی که در دست دارد یا براساس ارزیابی وقایع موجود طرف مشخصی از گروه‌های فلسطینی یا مسوولین فلسطینی را عامل و مسوول این هرج و مرج معرفی می‌کند اما واقعیت آن است که بیش از آن که مسوولان گروه‌های فلسطینی مسوول اصلی بحران‌های نوار غزه باشند تبانی‌های پشت پرده آمریکا و اسراییل برای دامن زدن به بحران‌های داخلی نوار غزه نقش اول را در این بحران‌ها بازی می‌کند.»

در ادامه این تحلیل آمده است: «عمیر پرتز، وزیر دفاع اسراییل اعلام کرد، تل‌آویو در امور داخلی فلسطین دخالت نخواهد کرد اما اندکی پس از این اظهارات جنگنده‌های اسراییلی پایگاه نیروهای مسلح حماس تا به امروز همچنان ادامه دارد و ده‌ها شهروند غیرنظامی فلسطین قربانی این حملات شدند. این نشان می‌دهد که اسراییل اگر تا به امروز چراغ سبز همکاری به جنبش فتح و ریاست تشکیلات خودگردان نشان داده است تنها به این دلیل است که در تبانی با آمریکا درصدد گسترش میزان اختلافات و شکاف‌های داخلی موجود میان گروه‌های فلسطینی است، امری که می‌تواند به آغاز جنگ داخلی بی‌انتها در فلسطین و بالاخره تضعیف قضیه فلسطینی و حتی نابودی این قضیه منجر شود. همکاری اسراییل با 500 تن از نیروهای مسلح گارد ویژه ریاست تشکیلات خودگردان و اعطای اجازه عبور به این افراد مسلح برای ورود به نوار غزه از سوی ارتش اسراییل را چگونه می‌توان تعریف کرد یا توضیح داد؟ تمامی این افراد مجهز و پیشرفته‌ترین سلاح‌های نظامی آمریکایی هستند و همگی دوره آموزش‌های ویژه را در اردن سپری کردند. این که نیروهای گارد ویژه تشکیلات خودگردان و نیروهای امنیتی فتح تحت فرماندهی دایتون یک ژنرال آمریکایی در سرزمین‌های اشغالی رهبری می‌شوند، یک واقعیت است، یک واقعیت بسیار تلخ.»‌ النهار در ادامه تحلیل خود می‌آورد:‌ «در حال حاضر اسراییل سیاست تضعیف قدرت‌های نظامی و سازمانی جنبش حماس را ادامه می‌دهد اما مطمئنا زمانی که قدرت نظامی و سازمانی حماس تضعیف شد نوبت بعدی به فتح و دیگر جنبش‌های فلسطینی خواهد رسید. شاید اسراییل امروز به صورت علنی نیروی نظامی به نوار غزه اعزام نکرده است تا در کنار نیروهای وابسته به فتح و تشکیلات خودگردان وارد نبرد مسلحانه علیه حماس شود اما حمایت‌های گسترده و تبانی‌های انجام شده میان فتح و سازمان اطلاعات اسراییل بسیار علنی‌تر از آن است که برای کسی مشخص نباشد. مطمئنا قدم بعدی اسراییل پس از حمله به نیروهای اجرایی و امنیتی حماس هدف قرار دادن زیرساخت‌های نظامی حماس خواهد بود. در واقع استراتژی تل‌آویو بر این اساس شکل گرفته است که همزمان با حملات هوایی به مقرهای نظامی و امنیتی حماس عملیات ترور شخصیت‌های نظامی و سیاسی جنبش حماس از جمله نیروهای وابسته به گردان عزالدین قسام شاخه نظامی حماس نیز دنبال شود تا بدین وسیله زمان تعیین شده برای تضعیف قدرت‌های نظامی و سازمانی حماس به حداقل زمان ممکن برسد.»‌ در این تحلیل همچنین آمده است: «اسراییل به خوبی از واقعیت‌های موجود در داخل فلسطین مطلع است و می‌داند جنبش فتح و تشکیلات خودگردان از موقعیت و جایگاه مردمی مناسب و لازم برخوردار نیست. در واقع احتمال شکست قاطع جنبش فتح و جدا شدن شاخه نظامی این جنبش یعنی گردان شهدای الاقصی از فتح بسیار قوی است زیرا گرایش‌های گردان شهدای الاقصی به گرایش‌های جنبش حماس بسیار نزدیک است و در حال حاضر نیز این گردان با شاخه نظامی فتح برخلاف سیاست‌های تعیین شده مسوولان سیاسی‌اش عمل می‌کند و موازی با دیگر شاخه‌های نظامی فلسطین گام برمی‌دارد. می‌بینیم که به رغم تبانی فتح با اسراییل برای تضعیف حماس؛ جریان تضعیف فتح و متلاشی شدن قدرت‌های درونی و سازمانی این جنبش سریع‌تر از تضعیف حماس پیش می‌رود. ناگفته نماند که بسیاری از اعضای جنش فتح از جمله اعضای اولیه و فعال جنبش مسلحانه مقاومت اسلامی علیه رژیم غاصل اسراییل هستند و هیچ کس نمی‌تواند بنیانگذاران جریان مسلحانه مقاومت اسلامی در سرزمین‌های اشغالی را فراموش کند؛ اما مشکل آن جا است که برخی از اعضای جنبش فتح که میدان اصلی نبرد را ترک کردند و در خارج از سرزمین‌های اشغالی و دور از صحنه نبرد واقعی در فلسطین مدعی مقاومت و ایستادگی در برابر دشمن اشغالگر هستند عامل اصلی این بحران‌ها هستند. این دسته از مسوولان جنبش فتح امید به سفره خالی مسوولان آمریکایی و تعهدات توخالی مسوولان اسراییلی بسته‌اند و با این باور غلط جریان جنبش فتح در درون فلسطین را به بیراهه هدایت می‌کنند.» در پایان این تحلیل آمده است: «به صورت اجمالی اگر بخواهیم از تحولات جاری در فلسطین نتیجه‌گیری انجام دهیم می‌بینیم که هدف اصلی اسراییل از این دخالت‌های رسمی و غیررسمی در امور داخلی فلسطین و گسترش حملات نظامی به نوار غزه؛ تنها گسترش دامنه جنگ‌های داخلی میان فلسطینی‌ها و ریشه‌کنی جریان مقاومت اسلامی در راس آن جنبش حماس است. همچنین هدف بعدی اسراییل در مرحله دوم یا پس از محقق شدن اهداف مرحله اول آن است که قضیه فلسطین را بر اساس پیش شرطهای تعیین شده خود که از سوی آمریکا نیز حمایت و تایید شده است حل و فصل کند. در واقع در صورتی که درگیری‌های داخلی فلسطین همچنان ادامه یابد و قدرت نظامی گروه‌های فلسطینی در این میان فرسوده شود در نهایت فلسطینیان چاره‌ای جز آن نخواهند داشت که برای حل بحران خود با اسراییل تن به پیش‌شرط‌های تل‌آویو دهند. امید که وضعیت فعلی فلسطین تا به این مرحله نرسد و حملات نظامی ارتش اشغالگر اسراییل به مثابه زنگ خطری باشد برای گروه‌های فلسطینی که بار دیگر اختلافات خود را کنار گذارند و در یک صف و یک جبهه واحد سلاح خود را به سوی دشمن واحد یعنی اسراییل نشانه روند نه به سوی اتحاد ملی فلسطین.»