تاریخ انتشار : ۰۲ آبان ۱۳۹۰ - ۰۸:۴۵  ، 
شناسه خبر : ۲۲۷۶۱۰

اگرچه پس از شروع نهضت رنسانس در اروپای غربی به تدریج برخی دین را از صحنه زندگی خارج کرده اند اما اتفاقاتی که امروز در کشورهای غربی رخ می دهد بیانگر تام و تمامی از ناکارآمدی تز جدایی دین از سیاست است. اگرچه این تحولات رنسانس در ابتدا وجهی روشنگرانه و عدالتخواهانه داشت اما به تدریج و به دلیل تکیه بر عقل خود بنیاد گر و منقطع از وحی به سمت مادی گری ، لذت‌مداری و هوس گرایی سوق داده شد و در نهایت نیز نظام های لیبرال و اقتصاد بازار را پدید آورد.
هرچند دستاوردهای غرب مدرن در حوزه علم و تکنولوژی را نمی توان انکار کرد اما بشر امروز دیگر از گسست معنویت از زندگی نالان است .اما با پیروزی انقلاب اسلامی پارادایم و گفتمانی تازه در جهان پدید آمده است و در واقع با پیروزی انقلاب اسلامی در آخرین سالهای قرن بیستم دوران جدیدی در زندگی انسان ها آغاز شده است که محور اصلی آن خداانگاری و آرامش انسان در جوار قرب الهی است . اما نظام جمهوری اسلامی طی سه دهه گذشته نمونه ای کامل و موفق از نظریه بازگشت به دین است که ملت های مسلمان را تحت تاثیر قرار داده است. به تعبیر مقام معظم رهبری امروز بیداری اسلامی از ایران آغاز شده است و کشورهای منطقه را تحت تاثیر خود قرار داده است. به اعتقاد بسیاری از صاحب نظران امروز تمدن غرب به انتهای خود نزدیک شده است و ناکارآمدی تز جدایی دین از سیاست به عرصه ظهور آمده است . ایجاد قفس آهنین الیگارشی در بطن دموکراسی لیبرال ، پدید آمدن بحران‌های اقتصادی ، تزلزل اجتماعی و گسست نسلی ، افزایش خشونت و نیهیلیسم تنها بخشی از چالش های بنیادین غرب است که همگان را در خصوص آینده این تمدن به تردید واداشته است.
در چنین اوضاعی فریاد آزادیخواهانه و مردم مدار اسلامی می تواند پژواک گسترده ای در میان ملت های منطقه و جهان داشته باشد.
بی‌شک حکومتی به واقع مردمی که هم به سعادت دنیوی افراد  می‌اندیشد و هم در سایه دین اطمینان بخش آینده بشریت است می‌تواند به اصلی‌ترین جایگزین تمدن به آخر رسیده غرب باشد.البته هم اکنون نیز آوای انقلاب اسلامی بازتاب های بسیاری در سطح جهان داشته است. اما باید دانست که مبانی قدرت ،نحوه توزیع و از همه مهمتر دلیل در اختیار گرفتن قدرت در نظام سیاسی جمهوری اسلامی ایران با آنچه که هم اکنون در غرب مرسوم است کاملامتفاوت است .
در اندیشه سیاسی امام خمینی (ره) قدرت و ملک تنها از آن خداوند است. اوست که جهان از نور وجودیش موجودیت و حضور پیدا می‌کند و از این رو و به دلیل آنکه هستی عالم از آن اوست علی القاعده فرمانروایی نیز متعلق به خداوند می باشد. با این حال ذات احدیت در یک سلسله قدرت خویش را به صالحان امانت داده است تا بدین وسیله خلیفه الله در زمین درصدد هدایت بشر برآید. البته پرواضح است که منظور ما از این امانت دادن به معنای کنار گذاشتن خداوند نیست بلکه حضرت باری تعالی به تقدیر خویش قدرت خود را به پیامبر و پس از آن امامان و مومنین اعطا نموده است تا بدین وسیله راهی برای ایجاد حکومت مبتنی بر عدل پدید آید. یا ایها الذین امنو اطیعو الله واطیعوا الرسول و اولی الامر منکم فان تنازعتم فی شیء فردوه الی الله و الرسول ان کنتم تومنون بالله و الیوم الاخر ذلک خیر و احسن تاویلا. (سوره نساء - آیه 59)
از این روست که می توان گفت یکی از شیرین ترین و بهترین میوه‌های درخت با برکت انقلاب دستیابی ملت ایران به نظام سیاسی مردمسالاری دینی است که برمبنای اصل مترقی ولایت فقیه استوار است و می تواند ضمن بر آورده ساختن تمامی کارکردهای یک نظام سیاسی از جمله کار آمدی رویکردی آسمانی و وحیانی نیز داشته باشد تا انسان را به سر منزل مقصود برساند.