تاریخ انتشار : ۱۲ آبان ۱۳۹۰ - ۰۸:۵۲  ، 
شناسه خبر : ۲۲۷۸۷۷
به بهانه سالروز تاسیس سازمان اطلاعات و امنیت کشور در سال 1335

مسعود رفیعی‌طالقانی / Mass.rafi@gmail.com
در احوالات رژیم کودتاچی پهلوی چندان بعید به نظر نمی‌رسید که بخواهد برای حفظ تمامیت، قدرت و شوکتش سازمانی را تاسیس کند که برایش به مثابه چشمی تیزبین، گوشی شنوا و مغزی هوشیار عمل کند و به مخالفان فرصت حتی فرو بردن یک دم را هم ندهد! از همین‌رو بود که در سال 1335 س. ا. و. ا. ک یا همان سازمان اطلاعات و امنیت کشور تاسیس شد که بعدها دیگر همه آن را با نام اختصاری ساواک می‌شناختند. تاسیس این سازمان از مراحل اولیه تا زمان به تصویب رسیدن در مجلس شورا، از پایان شهریور 35 تا بهمن ماه همان سال ادامه یافت اما آنچه مسلم است اینکه تاسیس چنین سازمانی از مدت‌ها قبل‌تر در اندیشه شخص محمدرضا پهلوی و از او مهم‌تر بیگانگانی نظیر آمریکایی‌ها که از پیش از کودتای 28مرداد در فکر چپاول و بهره‌برداری از ایران بودند، وجود داشته است.
پیش از تاسیس ساواک تیمور بختیار که نخستین رییس این سازمان مخوف شد، دو رکن اساسی امنیتی و اطلاعاتی را در اختیار داشت و از آن رهگذر به رژیم پهلوی برای بقا و تداوم خیانت به مردم ایران خدمت می‌کرد؛ یکی «رکن 2 ارتش» که وظیفه‌اش تصفیه مخالفان رژیم در درون ارتش بود و «کارآگاهی» که در کشف جریان‌های سیاسی مخالف عمل می‌کرد و نیروهای شهربانی را هم در اختیار داشت. آغاز به کار سازمان امنیت ابتدا پس از تصویب هیات دولت در دهم مهرماه 1335 بود که به نوشته مطبوعات از آن تاریخ (معاونان سازمان امنیت در فرمانداری نظامی مشغول به کار شدند.) و اعلام شد که (تشکیل سازمان امنیت احتیاجی به اجازه مجلسین ندارد. زیرا یک اداره عمومی است که اجازه تشکیل آن بر عهده هیات وزیران است) اما لایحه قانونی که متضمن وظایف و اختیارات سازمان مزبور است، نیازمند تصویب و رسمیت قانونی بود. در آبان ماه 1335 با انتشار خبر دیگری معلوم شد که مقدمات تاسیس سازمان امنیت فراهم شده است و این به آن معنا بود که ساواک پیش از تصویب لایحه قانونی عملا فعالیت خود را آغاز کرده است.
به‌این ‌ترتیب، مجلس شورای ملی پس از تصمیم‌گیری‌های اولیه در راس دربار که از شهریور ماه آغاز شده بود، در اسفند سال 1335 تاسیس سازمان اطلاعات و امنیت کشور (ساواک‌) به تصویب رسید که در ماده یک آن قانون نوشته شده بود؛ برای حفظ امنیت کشور و جلوگیری از هرگونه توطئه که مضر به مصالح عمومی است، سازمانی به نام اطلاعات و امنیت کشور وابسته به نخست‌وزیری تشکیل می‌شود و رییس سازمان‌، سمت معاونت نخست‌وزیر را داشته و به فرمان اعلیحضرت همایونی شاهنشاهی منصوب خواهد شد.
در ماده 2 قانون تاسیس ساواک نیز وظایف ساواک به این قرار عنوان شده بود:
الف- تحصیل و جمع‌آوری اطلاعات لازم برای حفظ امنیت کشور
ب- تعقیب اعمالی که متضمن قسمی از اقسام جاسوسی است و عملیات عناصری که بر ضد استقلال و تمامیت کشور یا به نفع اجنبی اقدام می‌کنند.
ج- جلوگیری از فعالیت جمعیت‌هایی که تشکیل و اداره کردن آن غیرقانونی اعلام شده یا بشود... .
د- جلوگیری از توطئه یا اسباب‌چینی بر ضد امنیت کشور
ه- بازرسی و کشف نسبت به بزه‌های مندرج در دیگر قوانین مصوب در 1310، 1314 و 1317
این آغاز رسمی ماجرای ساواک بود اما عاقلان می‌دانستند که مدت‌ها پیشتر از آن شخص محمدرضا پهلوی در اندیشه تاسیس چنین سازمانی بود. وقتی ایران به اشغال نیروهای متفقین در آمد، ایالات متحده کوشید کار را از دور صحنه‌گردانی کند اگرچه به طور مستقیم دستی بر آتش ایران نداشت و مستشارانش مدتی قبل‌تر از آغاز جنگ جهانی دوم از ایران اخراج شده بودند اما بر کسی پوشیده نیست که متفقین برای اشغال ایران نظر مساعد روزولت رییس‌جمهور وقت آمریکا را هم جلب کرده بودند. بعد از آن هم آمریکا بسیار مزورانه و البته هوشیارانه محمدرضای جوان را به بازی گرفت تا جا پای خود را در ایران- این پراهمیت‌ترین کشور خاورمیانه- باز کند. این ماجرا تا زمان کودتای تمام غربی 28مرداد که دولت مردمی دکتر محمد مصدق را سرنگون کرد، ادامه داشت و البته پس از آن هم با شدت بیشتری دنبال شد.
اگر کتاب همه مردان شاه نوشته استیون کینزر، ترجمه لطف‌الله میثمی را خوانده باشید، در همان فصل نخست انگشت حیرت به دندان می‌گزید که چطور محمدرضا این به اصطلاح پادشاه مشروطه! در چند شب پیاپی فرانکلین روزولت گماشته سازمان سیا را در خفا و در حالی‌که او در عقب یک اتومبیل و در استتار یک پتو به کاخ وارد می‌شده است، ملاقات کرده تا خیالش از جوانب پیروزی کودتای آمریکایی 28مرداد آسوده شود. ذکر این نکته از این جهت اهمیت دارد که مشخص شود ایالات متحده در تمام سال‌های بعد از شهریور20 ردپایی بزرگ در ایران و مشخصا در دربار شاهنشاه داشته است و در سال 1335 ساواک را برای شاه به ارمغان آورد که یک کار اساسی برای خودش انجام دهد؛ تحکیم قدرت رژیم وابسته و این یعنی تحکیم وابستگی ایران به ایالات متحده و غرب. ساواک این‌گونه و از این رهگذر پدید آمد و ادامه حیات داد و به تعفن کشیده شد، هرچند به گفته عده‌ای نظیر سرتیپ منوچهر هاشمی -که مدت 15سال مدیر کل ضدجاسوسی ساواک بود - قانونی داشت به غایت مترقی.
هاشمی در مورد لایحه تاسیس ساواک نوشته است: از لحاظ قانونی و حقوق انسانی بسیار مترقی و معتدل‌تر از قانون امنیت اجتماعی دکتر مصدق و قانون‌های مشابه در بسیاری کشورهای دیگر بود ولی... طی حیات 22ساله خود از محدوده قانونی خود خارج شد و به مرور زمان به صورت قدرت فایقه مافوق قانون در آمد و بدتر از آن از ابتدا زیر نظر مستقیم شخص شاه قرار گرفت. آنچنان‌که که ارتشبد فردوست در خاطراتش نوشته است که هیچ مقامی به جز شخص محمدرضا حق دخالت در امور ساواک را نداشت حتی نخست‌وزیر. تشکیلات ساواک ابتدا بی‌شباهت به سازمان‌های اطلاعاتی کشورهای غربی نبود. البته با وجود همکاری نزدیک سیا با این سازمان، نظر به طبیعت هر سازمان اطلاعاتی، آمریکایی‌ها بر همه اسرار این سازمان و تشکیلات آن واقف نبودند و هرگز تعداد واقعی اعضای رسمی و تمام وقت این سازمان معلوم نشد اما رقم تخمینی اعضای رسمی ساواک حدود شش‌هزار نفر بود، البته شبکه اطلاعاتی ساواک «منابع» خبری بسیاری را شامل می‌شد و عده‌ای نیز به‌ طور نیمه‌وقت‌ برای انجام ماموریت‌های خاص با ساواک همکاری می‌کردند.
تیمور بختیار نخستین رییس ساواک شد. نظامی‌ای که به سبب خوش‌خدمتی‌هایش پله‌های ترقی در دربار شاهی را 10تا یکی پشت سر گذاشته بود. بختیار بازیچه‌ای بیش نبود. یک مجری تمام عیار برای سیاست‌های ضدبشری رژیم شاه. آمریکا، بریتانیا و اسراییل هم از همان ابتدا در سازماندهی، آموزش و تجهیز ساواک سنگ تمام گذاشتند، چه سنگ تمامی! منوچهر هاشمی در خاطرات خود نوشته است: «تا سال 1343 که من به اداره کل ضدجاسوسی آمدم، این مجموعه مستقیما زیر نظر آمریکایی‌ها بود و سه آمریکایی گزارشات را به انگلیسی تهیه می‌کردند و در گاوصندوق خود می‌گذاشتند. با ورود من آنها رفتند». این‌گونه بود که سازمانی متولد شد به نام ساواک که تا صبح روز 22بهمن 1357 به فعالیت خود ادامه داد و سرانجام با اعلام پیروزی انقلاب بساطش برچیده شد. سازمانی با بودجه‌ای کلان که از جیب مردم ایران می‌رفت؛ بودجه ساواک رسما از طرف دولت در سال‌های 1973 - 1972 بالغ بر 9/17میلیارد ریال (برابر 255میلیون دلار) و در سال 1974 - 1973 بالغ بر 22میلیارد ریال برابر با 310 میلیون دلار اعلام شد.
در این میان اما یک پرسش اساسی وجود دارد و آن اینکه ساواک چقدر توانست به بقای رژیم شاه کمک کند؟ شاید عده‌ای بگویند که ساواک رژیم پهلوی را قریب مدت 18سال از توفان‌های سهمگینی در امان نگه داشت. از برخورد با برگزاری گفت‌وگوی جبهه ملی در جلالیه تهران و پس از آن با تظاهر‌کنندگان در سالروز قیام 30تیر در پایان دهه 30 گرفته تا بازداشت سران نهضت آزادی در آغاز دهه 40، سرکوب قیام 15خرداد 42، کشف حزب ملل اسلامی در آغاز جنبش مسلحانه ایران در نیمه دهه 40، ختم قایله سیاهکل و ضربه مهلک به چریک‌های فدایی خلق در ماه‌های بهمن و اسفند 49، ضربه کاری به سازمان مجاهدین خلق در شهریورماه 50، استفاده گسترده تبلیغی از ماجرای تغییر موضع ایدئولوژیک در سازمان مجاهدین خلق در میانه سال 54 و سرانجام تا واپسین لحظاتی که می‌توانست در برابر مخالفان قد علم کند، اما آیا کار ساواک جز خاموش کردن شعله‌های آتش در لایه‌های بالای جامعه و در سطح مبارزات، کار دیگری بود؟
روزگاری رژیم شاه در افکار عمومی جار می‌زد که از هر سه نفر که در خیابان با هم گپ می‌زنند، یک نفر ساواکی است و به این طریق می‌خواست دو چیز را القا کند؛ یکی اینکه قدرتش فزاینده است و دیگر اینکه حفظ نظام شاهنشاهی خواست مردم است و مردم خودشان در حفظ رژیم شاه می‌کوشند! اما آیا اینچنین بود؟ ساواک هر چه می‌توانست بازداشت می‌کرد و شکنجه می‌داد و در دل‌ها هراس می‌افکند اما چه سود که مبارزه و عداوت با رژیم پهلوی دیگر به درون قلب‌های مردم راه یافته بود و آنها هرگز نمی‌توانستند خیلی چیزها را فراموش کنند. آن روزی که محمد مصدق به زیر کشیده شد، شاید روز مرگ رژیم شاه بود و ساواک در تمام سال‌های حیاتش به عنوان به اصطلاح پلیس سیاسی، داشت از لاشه متعفن رژیمی مراقبت می‌کرد که مدت‌ها بود، مرده بود. ساواک یا همان سازمان اطلاعات و امنیت کشور که در واقع سازمان امنیت دربار بود و اطلاعات کشور، در واقع از فردای 28مرداد 1332 به مدت 25سال از جسد رژیم محمدرضا محافظت کرد و شاید وقتی شاه از پلکان هواپیما بالا می‌رفت تا ایران را برای همیشه ترک کند و می‌گفت که دارد برای معالجه می‌رود، با خودش این ترکیب تراژیک را زمزمه کرده باشد که: «آه! ‌ای ساواک لعنتی...»