تاریخ انتشار : ۰۸ اسفند ۱۳۸۶ - ۰۹:۴۵  ، 
شناسه خبر : ۲۲۷۸۸
نگاهی به ناامنی‌ها و انفجارهای الجزایر و مراکش

مارینابلن کایا ـ ترجمه: آزاده حاج اسفندیاری

سلسله حملات تروریستی ماه آوریل و مارس در 2 کشور الجزایر و مراکش این پرسش‌ها را در اذهان ایجاد کرده که آیا القاعده جای پای جدیدی در شمال آفریقا یافته است و تعرضات این گروه چگونه بخش‌های گسترده‌ای از خاورمیانه (از شمال آفریقا) و قسمت‌هایی از مدیترانه را که در حوزه نفوذ اتحادیه اروپا و ناتو هستند، در بر گرفته است؟

چگونه وقایع اخیر این 2 کشور آفریقای شمالی بویژه الجزایر که حملات تروریستی در آن شکلی عادی به خود گرفته است، توجه رسانه‌های خبری و جامعه بین‌‌المللی را به خود جلب نکرد.

مهم‌ترین ویژگی این حملات توالی آنها با فاصله‌های زمانی کوتاه است. یک بمب‌گذار انتحاری در 11 مارس به یک کافی‌نت در کازابلانکا حمله کرد. در یورش پلیس در کازابلانکا در 10 آوریل، 3 بمب‌گذار انتحاری خود را منفجر کردند و یک عضو دیگر آنها با تیراندازی پلیس کشته شد. روز بعد بمب‌گذاران انتحاری 2 حمله تروریستی دیگر را در الجزیره انجام دادند که اولی در نزدیکی ساختمان دولتی در مرکز الجزیره و دیگری در قسمت شرقی شهر و با هدف حمله به ستاد فرماندهی بخش محلی پلیس بی‌المللی و پادگان‌های واحد پلیس ویژه رخ داد. حمله تروریستی دیگری در 12 آوریل نیز خنثی شد و در 14 آوریل صدای انفجار از کازابلانکا و اقامتگاه هیأت‌های دیپلماتیک شنیده شد.

ابتدا مقام‌های الجزایری و مراکشی سعی کردند نقش القاعده را در این حملات تکذیب کنند. به راحتی می‌توان فهمید که هرگونه نشانه‌ای مبنی بر فعال شدن سازمان‌های تروریستی در این 2 کشور به ثبات سیاسی و اقتصادی آنها ضربه خواهد زد. با فرض وجود رخنه تروریست‌ها به این منطقه، مراکش دیگر برای تور گردشگرها جذاب نخواهد بود و در الجزایر نیز سرمایه‌گذاری خارجی از بخش‌های صنعتی این کشور فرار خواهد کرد.

نیکلای موخوف، کارشناس امور الجزیره معتقد است کسب درآمدهای بالای دولت از راه صادرات نفت، این فرصت را به الجزایر می‌دهد تا از راه مزایده و مناقصه بودجه بیشتری را صرف جذب سرمایه شرکت‌های خارجی کند. اما چنانچه سرمایه‌گذاران احساس کنند الجزایر هم همانند عراق یا افغانستان شده، این فعالیت‌ها متوقف می‌شوند.

نکته مهم دیگر این است که مراکش و الجزایر به زودی انتخابات پارلمانی را برگزار می‌کنند. در فضای سیاسی امروز این کشورها عوامل مختلفی می‌تواند ثبات در آنجا را برهم بزند بویژه عقاید و گرایش‌های کسانی که نسبت به سیاست‌های غرب و بویژه ایالات متحده درباره کشورهای عراق و فلسطین و جهانی شدن طبق الگوی غربی ابراز نگرانی کرده‌اند. البته افراطیون اغلب از این جو ضدغربی دردناک برای تحقق اهدافشان استفاده می‌کنند. شاید اثبات این قضیه که سیاست‌های مقام‌های مراکشی و بخصوص الجزایری در مقابله با عنصر مذهب شکست خورده است برای این پروژه‌های افتخارآمیز باشد. حتی امکان دارد تلاش‌هایی برای برهم زدن اوضاع داخلی تونس نیز وجود داشته باشد که البته غیرمحتمل‌ به نظر می‌رسد.

گروهی که مسئولیت حملات اخیر الجزیره را به عهده گرفته است به طور ناخواسته خود را گروه القاعده در مغرب نامیده است زیرا این گروه تلاش می‌کند تا فعالیت‌هایش را از هر جهت از کل منطقه جدا کند.

تا چندی پیش این جریان، سلفیست‌ها نامیده می‌شد. یک کارشناس شمال آفریقا می‌گوید: سلفی‌های مغرب که نام گروه «موعظه و جهاد» برای خود برگزیده‌اند کمک‌های مالی و سازمان‌یافته‌ای را از اواخر دهه 1990 میلادی از شبکه القاعده دریافت می‌کرده است. اخیراً اطلاعاتی در این زمینه در وب سایت‌های وابسته به القاعده آمده است، بنابراین به نظر می‌رسد رابطه این 2 گروه (افراطیون سلفی داخل الجزایر و خارج آن) با وجود آن که یکی از آنها نام خود را تغییر داده رسمی‌تر شده است. به اعتقاد این کارشناس در حال حاضر حملات تروریستی صورت گرفته از سوی بمب‌گذاران انتحاری اموری بسیار عادی برای القاعده هستند. شیوه حملات اخیر الجزایر و مراکش از تغییر روش این گروه‌ها حکایت دارد و گروه القاعده و سلفی در مغرب تا همین اواخر از تاکتیک‌های متفاوتی استفاده می‌کردند.

تا به حال هیچ گروهی مسئولیت حملات صورت گرفته در مراکش را به عهده نگرفته است اما کارشناسان بومی و غیربومی معتقدند حملات مراکش و الجزایر سرچشمه یکسانی دارند.

مسأله دیگری که در حوادث تروریستی شمال مهم است، الگوبرداری آنها از عملیات‌های پیشین اروپا و آمریکا است.

این نکته نشان‌دهنده تداوم قضیه 11 سپتامبر است که تبدیل به خصلت بارز این گروه شده است. القاعده در 11 سپتامبر 2001 دست به حملاتی در ایالات متحده، 11 آوریل 2002، حملاتی در جزیره سیناگوگو در 11 مارس 2004 بمب‌گذاری‌هایی در قطارهای مادرید زد.

اکنون قدرت‌نمایی سلفی‌ها در شمال آفریقا در واقع حرکتی برای اثبات شکست سیاست‌های ضدتروریستی مسئولان محلی و بین‌المللی است.

آنها با این حملات قصد دارند این پیام را به افکار عمومی مخابره کنند که پایگاه تروریست‌ها که از افغانستان به عراق منتقل شده بود اکنون در حال انتقال به آفریقا است. البته اعتقاد کارشناسان امور تروریسم نیز همین است که تروریست‌هایی که در عراق جنگیده بودنددر حملات تروریستی مراکش و الجزایر نیز حضور داشته‌اند و این چالشی برای غرب است زیرا این منطقه روابط نزدیکی با اتحادیه اروپا و ناتو دارد و امنیت حوزه شمال آفریقا با امنیت اروپا گره خورده است. در همین راستا مراکش از قبل علاقه خود را به آغاز یک مکانیزم برای همکاری ضدتروریستی با کشورهای غرب اعلام کرده بود. در پی وقوع حملات اخیر، اروپا و شمال آفریقا از اجرای آن پروژه‌های امنیتی خبر دادند. اما با وجود تنش‌هایی میان الجزایر و مراکش بر سر صحرای غربی، همکاری مؤثر 2 کشور در هر زمینه‌ای محتمل به نظر نمی‌رسد.

زمان زیادی لازم است تا یک فرایند همکاری مشترک و جبهه واحد علیه تروریسم در این منطقه شکل بگیرد. کشورهایی که هنوز در تیررس عملیات‌های تروریستی نیستند به راحتی حاضر نیستند ریسک گشودن جبهه نزاع جدید علیه القاعده و شبکه‌های تولید ترور را بپذیرند.