ترجمه: محمدکاظم موسائی
از این که گوشههایی از ملاقات مهم محمد حسنین هیکل با آیتالله امام خمینی را منتشر میکنم، پیشاپیش از هر دوی آنها معذرت میخواهم. هر دو خواستند که این ملاقات اکتشافی و فرصتی برای آشنائی میان یک شخصیت استثنائی در تاریخ نهضت ملی ایران، یعنی امام خمینی و یک شخصیت استثنائی در تاریخ نهضت ملی مصر یعنی محمد حسنین هیکل باشد.
این ملاقات، اما چگونه انجام گرفت؟
به عقیده من، جزئیات امر مهم نیست بلکه خود انجام گرفتن این دیدار، کاری اساسی و مهم است. استاد هیکل به پاریس آمده بود و امام خمینی، سخن روز سرتاسر جهان، در دهکده کوچکی در چهل کیلومتری پایتخت فرانسه اقامت داشت.
در ساعت شش و نیم بعدازظهر جمعه 23 دسامبر 1978 یعنی در آستانه آخرین روز دیدار هیکل از پاریس، اتاق کوچکی در اقامتگاه ساده امام خمینی در دهکده نوفل ـ نوشاتو، شاهد این ملاقات بود.
بعد از سلام و تحیت که بسیار گرم و صمیمانه بود، هیکل از امام خمینی خواهش کرد که درباره نهضت خود سخن بگوید. آنچه امام به زبان فارسی گفت، چنین بود: نهضت فعلی ایران، نمونه نهضتی است که در صدر اسلام بوقوع پیوست در فاصله کوتاهی، نهضت ما تأثیر بزرگی برای یک مدت طولانی به جا خواهد گذاشت.
تبلیغات و دستگاههای خبری غرب فضای یأس و نومیدی بر ملل کشورهای اسلامی تحمیل کرده بودند. همچنین سلطه خود را برای جلوگیری از آزادی این ملتها، تحمیل کرده بودند. ولی من اطمینان دارم که بسیاری از ملل اسلامی، هر آنچه ما کردیم خواهند کرد و در راه رهائی از سلطه به نهضت ما خواهند پیوست. از خداوند مسئلت دارم که مسلمانان آزاد شوند و آمالشان برآورده شود.
نهضت ملت مسلمان ایران به حتم ادامه خواهد یافت. اما در هر حال نیاز به کمک از خارج دارد. نیاز به کمک تبلیغاتی نویسندگان برجسته دارد. به نظر من، این نویسندگان باید صادقانه درباره این نهضت بنویسند. از این راه، واقعیات را برای ملل خود آشکار کنند. بعلاوه چنین نوشتههائی، روحیه ملت ایران را تقویت و گامهایشان را استوارتر خواهد کرد.
دیروز و امروز
هیکل گوشههائی از خاطرات خود را که مربوط به اقامت وی در سالهای 1951 ـ 1950 در ایران بود، بازگو کرد. در آن روزها مبارزه ملت ایران علیه انگلیسیها به اوج رسیده بود. هیکل در اینجا از امام خمینی پرسید: به نظر شما تفاوت میان مبارزه دیروز و مبارزه امروز چیست و امپریالیسم در آن روزها چگونه توانست نهضت را شکست دهد؟
امام خمینی پاسخ داد: به نظر من نهضت امروز بسیار عمیقتر از نهضت در روزگار مرحوم دکتر مصدق است. در آن روز، نهضت، صرفا سیاسی بود، اما امروز جنبه مذهبی آن میچربد. این بدان معناست که ایرانیان به سیاست علاقه دارند. اما مذهب است که آنان را به حرکت وامیدارد. نهضت، در روزگار دکتر مصدق، صرفا سیاسی بود، اما امروز نهضت ما سیاسی ـ مذهبی و ریشهدار است. به همین دلیل امید بزرگتری به پیروزی میرود و امیدوارم که موفق نشوند آتش این نهضت را خاموش کنند.
ما خواستهائی را مطرح میکنیم که بر زبان پسرک دبستانی تا سالمندان جاری است. مردان و زنان این خواستها را با صدای بلند عنوان میکنند. حتی کسانی که چیزی از سیاست سرشان نمیشود، صدای خود را بلند کردهاند. شعور دینی همه را به جنبش واداشت و به همین دلیل شعارها، به صورت خواستهای ملی درآمدند که هیچ بحثی را نمیپذیرد.
هیکل سئوالی را که در ذهن همه است، مطرح کرد: ما میپرسیم که آیا نهضت به هدفهای خود خواهد رسید؟ ما همچنین با طرح این سئوال، نگرانیم. دشمنان امروز، حیلهگرتر از گذشته هستند. شاه، تمامی مسأله نیست، بلکه ایران دولت، اساس است. ایران یک کشور بزرگ صادرکننده نفت است. پلیس منطقه و حافظ منافع امپریالیستها، بعلاوه در یک پیمان نظامی عضویت دارد. در دهه پنجاه، نهضت عبارت بود از رهبران سیاسی و رهبران مذهبی. هر گروه به تنهائی برای خود کار میکرد، به همین دلیل شاید دشمنان زیاد احساس نگرانی نمیکردند. اما حالا یک وحدت رهبری میان مذهبیون و سیاسیون وجود دارد.
این مسالهای است مورد توجه ما. ولی من نظرتان را به این نکته جلب میکنم که دشمنان این بار، متحد هستند و بر منطقه مسلطند. با نهضت خود، همه دنیا را غافلگیر کردید. و هماینک بخاطرم آمد که شاه در چند سال پیش که با وی ملاقات کردم، به خود و ثبات اوضاع و قدرت رژیم، اطمینان داشت. او خیلی مطمئن بود. و از همین جا به این پرسش از شما میرسم که: چگونه همه اینها اتفاق افتاد و عامل گستردگی عظیم نهضت شما چه بوده است؟
امام خمینی پاسخ داد: سرچشمهی نیروی ما، اسلام است. در خلال نهضت (آیتالله کاشانی) و دکتر مصدق که جنبه سیاسی نهضت قویتر بود، در نامهای به کاشانی نوشتم که لازم است برای جنبه دینی نهضت، اهمیت تأمل قائل شود. او بجای این که جنبه مذهبی را تقویت کند و بر جنبه سیاسی چیرگی دهد، بعکس رفتار کرد. بگونهای که رئیس مجلس شورایملی شد و این اشتباه بود. من از او خواستم برای دین کار کند نه این که سیاستمدار شود.
بعکس، نهضت امروز در کلیه جنبهها، مذهبی است و سیاست نیز در بطن آن جای دارد. بهتر است در این روزها به ایران سفر کنید تا از نزدیک ببینید اوضاع امروز چگونه است و اوضاع دیروز چگونه بود. مشکلات بسیاری هست. و ابرقدرتها وجود دارند و همهشان از نهضت ما نگرانند. اما این قدرتها نمیتوانند کاری بکنند جز پیاده کردن نیروهای نظامی. آنها کاری از دستشان ساخته نیست نه از طریق دولتها و نه از طریق کودتای نظامی یا حکومت نظامی. ریشههای نهضت، آنچنان عمیق است که ملت ایران هیچ اهمیتی به اقداماتیکه این نیروها اتخاذ میکنند، نمیدهد.»
در گذشته، فریاد خلق بخاطر نفت بود. اما زیاد منبعث از نهضت ما، در راه اسلام است. میان کسی که بخاطر دین مبارزه میکند و کسی که بخاطر ماده دست به مبارزه میزند، تفاوت بسیاری هست، نهضت در گذشته، مادی بود، اما نهضت امروز بخاطر انسان مسلمان است. شبیه آنچه در صدر اسلام رخ داد، لذا ما امید به پیروزی آن داریم.»
ما میدانیم که همه نیروهای سیاسی جهان میخواهند نهضت ما را نابود کنند. اما این را هم میدانیم که مسئولیت اسلامی ما و حکم الهی ما را وامیدارد که غرق نگرانی نشویم. ما با منطق صدر اسلام حرکت میکنیم. اگر کشته شویم، در بهشت خواهیم بود، اگر شکست بخوریم در بهشت خواهیم بود و اگر هم دشمنان را شکست دهیم، باز در نهضت خواهیم بود. به همین دلیل از شکست نمیهراسیم، بلکه از هیچ چیز نمیترسیم. حضرت پیامبر صلواتالله علیه و آله در بعضی غزوات شکست خورد، ما با شمشیر خداوند میجنگیم و نمیترسیم و نهضت ادامه خواهد داشت.»
با توجه به این سخنان امام خمینی، هیکل بعد از این نهضت خمینی را بینظیر در نوع خود در تاریخ توصیف کرد، چرا که از دور رهبری و سازمان داده میشود، خواست که از امام خمینی درباره منشأ عظمت جنبش بداند.
امام خمینی پاسخ داد: ایران، جزیره آرامش و ثبات، با ترور همراه بود. و ترور مولد انفجار است و ترور عمومی، انفجار عمومی در پی دارد. ملت در کلیه امور ستم و شکنجه میدید. همه منتظر رهائی از این ترور و ارعاب بودند و همه امیدشان، سقوط شاه بود، لابد به یاد دارید که هنگام سقوط رضاخان در پی حمله متفقین به ایران، ملت چقدر ابراز شادمانی کرد و حمله سهجانبه متفقین چه مخاطراتی برای مردم و مایملکشان داشت. ملت به رغم همه اینها خوشحال بود، چرا؟
زیرا مردم از فشار و ارعاب رضاخان به تنگ آمده بودند. در دوران شاه این فشار و ارعاب بیشتر شد و ملت بر اثر رفتار ماموران ساواک و مزدوران رژیم، احساس بدبختی میکرد. اینان با رفتار ناهنجارشان مردم را عقدهای کردند و این عقده عمومی شد. و همه منتظر نشتری بودند که این عقده را بترکاند.
علمای دین این دمل را منفجر کردند. من ملت را میشناسم و از درون آنها خبر میدهم و از زبان آنها سخن میگویم و میدانم چه در سینههاشان غلیان دارد. و من از همه نقاط ضعف آگاهم. شاهد تحولات نیمقرن بودهام. بدبختی ناشی از ارعاب مردم را میدانستم و میدیدم و احساس میکردم. مردم به لحظه انفجار رسیده بودند. همچنین فضای تجاوز، انفجار را بصورت یک واقعیت درآورد. و انقلاب علماء سببساز انفجار شد.»
هیکل سپس این سئوال بزرگ را مطرح کرد: اگر ارتش نمیتواند با مردم مقابله کند و آمریکائیها ببینند که منافعشان به خطر افتاده آیا احتمال یک مداخله نظامی هست؟
پاسخ امام خمینی بزرگ بود: آمریکائیها از حملات قبلی به ایران، تجربه آموختهاند. آنها معتقدند که میتوان به زور اسلحه سلطه خود را تحمیل کنند ولی این امر در ایران دوام نمیآورد زیرا همه مردم مخالفند. اشغالگر میتواند، دست به اشغالگری بزند. اما ملت همه اشغالگران را نابود خواهد کرد، به عقیده من آنها کارشناسانی دارند که این مسائل را تجزیه و تحلیل میکنند و حتما میدانند که نتیجه چه خواهد بود. آمریکائیها دخالتی نخواهند کرد. اگر این کار را بکنند، شکست خواهند خورد.
مخالفت الازهر
امام خمینی بطور ناگهانی موضع علمای «الازهر» در قبال نهضت ایران را بدینگونه با هیکل در میان گذاشت: نهضت ما، اسلامی است و ملت ما مظلوم است و با جبارانی که میخواهند ما را نابود کنند، روبروست. چه باعث شد که علمای «الازهر» مخالفت خود را با ملت ایران اعلام کنند و از شاه پشتیبانی نمایند؟ و چه رفتاری با علمائی که از ظلم علیه مظلوم دفاع میکنند، خواهیم داشت؟ من از تو به عنوان یکی از نویسندگان شایسته میخواهم به ایران بروی و نظر همه گروهها ـ به چیز مزدوران رژیم ـ را راجع به ظلمی که به آنها روا داشتهاند، جویا شوی. و بعد از این که از حقایق آگاه شدی، امیدواریم کتابی بنویسی مانند آنچه در پی سفر قبلی خود در اوایل دههی پنجاه نوشته بودی.
هیکل پاسخ داد: من از اوضاع ایران آگاهم. در سال 1975 در ایران بودم و با شاه برای مدتی طولانی، به تندی بحث کردم. چون او میدانست که من دوست جمال عبدالناصر بودم، پرسشهای بسیاری راجع به تجربه ناصر از من کرد. شاه از خود و از انقلابش ـ شاه و ملت ـ و رؤیاها و امیدهایش سخن گفت. درباره رفتاری که شاه با جوانان ـ آینده ایران ـ دارد، با وی بحث کردم و این که چگونه آنها را در داخل و خارج از کشور تعقیب میکرد. پاسخها و برداشتهای وی هرگز مرا متقاعد نکرد. شما نیز از موضع علمای الازهر میپرسید. و پاسخم این است که الازهر از لحاظ تاریخی و بطور دائمی مواضعی مغایر دولت اتخاذ نمیکند. بعلاوه شما نخستین نهضتی در اسلام هستید که آشکارا علیه رژیم و دولت موضع گرفتهاید.
امام خمینی پاسخ داد: این، یکی از ویژگیهای مذهبی شیعه است. هیچ روزی پیرو رژیم نبوده است بلکه با آن بمقابله برخاسته و در این راه شهید داده است. این مذهب میتواند معرف اسلام باشد و آن را به دنیا بشناساند و با قدرت در مقابل همه تئوریها بایستد.
هیکل گفت: من قبول دارم که نهضت، مذهبی است اما برنامه شما بعد از سرنگون کردن شاه چیست؟ و اگر لازم باشد که این برنامه سیاسی باشد، چگونه میتوان از یک نهضت صرفاً دینی به نهضتی سیاسی یا سیاسی ـ دینی، تحول پیدا کرد؟
امام خمینی پاسخ داد: مذهب ما، سیاسی است. و علمای مذهب ما، آدمهای کمی نیستند، آنها آگاهی سیاسی دارند. علمائی داریم که کلیه امور را درک میکنند. بعد از رفتن شاه، باند دزدان خواهند رفت و گروه کارشناسان جای آنها را خواهند گرفت.
ضروری است که دو نکته را مطرح کنم. گفت و شنود میان امام خمینی و استاد محمد حسن هیکل بسیار درخشنده بود. حتی امام خمینی تا پیش از این ملاقات، اینگونه گشادهرو ظاهر نشده بود. حتی این که چندین بار لبخند رضامندی را پنهان داشت.
هیکل کوشید بداند که امام خمینی به جز حضرت رسول و حضرت علی در تاریخ اسلام و یا عموماً در تاریخ، تحت تاثیر کدام شخصیت یا شخصیتها بوده و بجز قرآن کدام کتاب در او اثر گذاشته است.
نخست، امام خمینی گفت که برای پاسخ به این سئوال، کمی باید فکر کند. اما چند ثانیه بعد، گفت: کتابهای بسیاری داریم. در فلسفه کتابهای ملاصدرا و در حدیث «الکاتب» و در فقه «الجواهر». علوم اسلامی بسیار غنی هستند. کتابهای بسیاری داریم که نمیتوانم آنها را شمارش کنم...»
باقی میماند این پرسش که آیا نهضت امام خمینی همان آتشفشانی است که هیکل راجع به آن کتاب «ایران روی آتشفشان» را نوشته است؟ پاسخ، نزد هیکل است که وقتی جوانان ایرانی هنگام خروج از خانه امام خمینی دور او جمع شدند و و به زبان فارسی برای ناصر شعار دادند، به شدت تحت تاثیر قرار گرفت.
این جوانان، در شمار هزاران نفری هستند که شاه آنها را در داخل و خارج کشور، تعقیب میکند.