* در ابتدا، بفرمایید که بهنظر شما آیا باید با همه اصلاحطلبان یک نوع برخورد صورت گیرد؟ یا میتوان گروهها و یا لایههای متفاوتی را در آنها ارزیابی و با هر کدام به تناسب شرایط و عملکردشان برخورد کرد؟
** قطعا و یقینا نظام جمهوری اسلامی ایران اعتقاد ندارد که باید در کشور فقط یک جریان سیاسی وجود داشته باشد و وجود جریانهای مختلف با سلیقههای متفاوت اما در چهارچوبهای تعیین شده، نهتنها برای نظام بد نیست بلکه یک نعمت بهحساب میآید و موجب شکوفایی استعدادها و به تعبیری موجب چالشهای مثبت برای رسیدن به اهداف عالیه نظام خواهد شد. به این دلیل همواره تلاش نظام جمهوری اسلامی ایران این بوده است که همه جریانات فکری در چارچوب نظام، در تمام ظرفیتهای مدیریتی کشور نقشآفرینی کنند. اینکه جریان دوم خرداد و اصلاحطلبان میتوانند در بخشی از تاریخ انقلاب اسلامی دولت، شورای شهر و مجلس شورای اسلامی را به قبضه خود در بیاورند نمایانگر سعهصدر و تحمل بالای نظام در برخورد با جریانها و گروههای سیاسی است و نمایانگر تلقی نظام جمهوری اسلامی از وجود و فعالیت جریانات متفاوت با سلیقههای نظام است.
نکتهای که بسیار قابلتأمل است این است که ما در یک زمان با موضوعی به نام جریان فتنه مواجه شدیم که این جریان با کمال تأسف نهتنها در چارچوب نظام حرکت نکرد بلکه از تمامی خط قرمزهای نظام عبور کرد و به صف دشمنان قسم خورده انقلاب اسلامی پیوست. از این جهت طبیعتا نظام نمیتواند بپذیرد افرادی که تفکر براندازی دارند و در این جهت گام برمیدارند و چهارچوبهای قانونی و مشروع نظام را قبول ندارند، باز هم در عرصههای قانونی شرکت کنند و کارهای گذشته خود را ادامه دهند و برای نظام اسلامی هزینه ایجاد کنند؛ به همین دلیل معتقدم که اصلاحطلبان در لایههای مختلف تعریف میشوند.
برخی از اصلاحطلبانی که امروز در مجلس حضور دارند، صف خود را از فتنهگران و جریان برانداز جدا کردهاند و در چهارچوبهای قانونی نظام فعالیت سیاسی انجام میدهند و نظرات و عقاید خود را اعلام میکنند. بسیاری از آنها دارای روزنامه و تریبونهای رسمی هستند و مطالب خود را عنوان میکنند. اگر نظام آنها را قبول نداشت قطعا این امکان قانونی را برای آنها فراهم نمیکرد. تلقی نظام جمهوری اسلامی این است که اصطلاحطلبانی که خود را از صف جریان فتنه و برانداز جدا کنند و اصلاحطلبانی که در جریان فتنه نقشی نداشتند بهصورت طبیعی و بهراحتی میتوانند در فضای انتخابات نقش آفرینی کنند. حتی افرادی که در جریان فتنه بودند و امروز از جریان فتنه اعلام برائت و انزجار میکنند و با توبه به چهارچوبهای نظام بازگشتهاند و از رفتارهای گذشته خود پشیمان هستند، میتوانند تحرک سیاسی داشته و در انتخابات مجلس نهم حضور داشته باشند.
* در خصوص جریانهای همراه با فتنه وضع چگونه است؟
** این تقسیمبندی وجود دارد؛ افرادی که با جریان فتنه همراه بودند و امروز همچنان با مشی جریان فتنه همراهی میکنند قطعا نمیتوانند در عرصههای قانونی و فعالیتهای سیاسی شرکت کنند، چرا که این افراد چهارچوبهای قانونی و شرعی نظام را قبول ندارند و نظام هم نمیتواند آنها را بهعنوان یک جریان سیاسی مؤثر قبول کند.
* برخی از چهرههای اصلاحطلب، هیچ اظهارنظر و یا رفتاری در همراهی با فتنهگران نداشتند اما هرگز نسبت به جرایم و ظلمهای سران فتنه ابراز برائتی نداشتند؛ وضعیت حضور این افراد در درون ساختار نظام چگونه است؟
** این افراد میتوانند در انتخابات نقشآفرین باشند ولی دغدغه و ناراحتی مردم نسبت به این افراد باقی خواهد بود چراکه مردم کشورمان توقع داشتند دلسوزان انقلاب، در زمان فتنه خط خود را از این جریان جدا کنند. البته من معتقد هستم آنها برای اینکه به آغوش ملت باز گردند باید مواضع خود را نسبت به جریان فتنه کاملا مشخص کنند و برائت خود را از این جریان برانداز و ضدانقلاب اعلام کنند اما در مورد حضور آنها در فعالیتهای سیاسی و عرصه انتخابات فکر میکنم حضور آنها با مانعی مواجه نخواهد بود.
* آیا برای سران فتنه یعنی موسوی و کروبی بازگشتی قائل هستید و اگر بر فرض آنها از همه عملکرد دو سال اخیر خود توبه کنند و با نظام سلطه هم مرزبندی کرده و اقدامات اغتشاشگران و ضدانقلاب را محکوم کنند؛ شرایط حضور در ساختار نظام را دارند؟
** این موضوع به رهبر معظم انقلاب باز میگردد. نقشی که این افراد در شکستن ابهت نظام و آبروریزی از نظام و تولید هزینههای سرسامآور برای کشور داشتند، غیرقابلانکار است و معتقدم توبه آنها بازگشت به چارچوب نظام را امکانپذیر میکند اما آیا این افراد میتوانند با وجود مردودی در امتحان سخت پس از انتخابات در فعالیت سیاسی شرکت کنند؟ از نظر من امکانپذیر نیست ولی در عینحال معتقدم این موضوع در حیطه اختیارات رهبر معظم انقلاب است.
* آیا ممکن است برخی از جریانهای اصولگرا و یا برخی از گروهها و احزاب اصولگرا، با برخی از کاندیداها و چهرههای جریان اصلاحات برای انخابات مجلس نهم به ائتلاف برسند؟
** بسیار بعید است که چنین اتفاقی رخ دهد. البته جریان انحرافی که تلاش میکند خود را بهعنوان جریانی اصولگرا، معرفی کند اما بعد از این اتفاقات از جریان اصولگرایی حذف شد؛ بهنظر ما حتما به جریان فتنه نزدیک خواهند شد و ممکن است میان این دو جریان، ائتلافی حاصل شود. اما جریان اصولگرایی بسیار بعید است با توجه به اختلاف سلایق و اختلاف عقیدههایی که برخی از آنها مبنایی است بتوانند با اصلاحطلبان ائتلاف کنند.
* نحوه ورود اصلاحطلبان به انتخابات مجلس را چگونه میبینید و فکر میکنید این جریان چه تاکتیکهایی را برای این حضور دنبال میکند؟
** اصلاحطلبان تاکتیک چراغ خاموش، موتور روشن را برای حضور در انتخابات دنبال میکنند و تلاش میکنند با مهرههای سفید در این عرصه نقش آفرینی کنند و تلاش میکنند چهرههایی را که کمتر در جریان فنته آسیب دیدند و یا مطرح نیستند وارد میدان کنند و سپس حمایتهای جدی را از آنها به عمل آورند.
آنطوریکه احساس میشود جریان اصلاحطلب، هماهنگ با فتنه است و چشم برای حمایت دشمنان، به خارج از کشور چشم دوخته است؛ حتی برخی از افراد جریان اصلاحطلب به آمریکاییها پیشنهاد میکردند حلقه تحریمها علیه ایران را تنگتر کنند تا آنها بتوانند در داخل کشور به نیت شوم خود برسند.
جریانات همراه با فتنه قطعا تلاش میکنند که با همراهی شرکت سهامی ضدانقلاب و دشمنان انقلاب ظرفیتسازی کنند. این جریانات، خودشان نمیتوانند در عرصه حضور پیدا کنند اما بعد از اینکه این مهرهها مورد تأیید قرار گرفتند، آنها با حمایت همهجانبه تلاش میکنند تا با صرف هزینههای هنگفت و انجام تبلیغات گسترده، زمینه را برای پیروزی این مهرهها فراهم کنند.
* وضعیت اصلاحطلبان مخالف با فتنه چگونه است؟
** جریان مخالف با فتنهگران، وضعیتشان فرق میکند. آنها تلاش میکنند در چهارچوبهای نظام فعالیت کنند و وضعیت آنها با جریانی که با فتنهگران گره خورده است تفاوت زیادی دارد. ما امیدوار هستیم این جریان یعنی جریانی که با فتنه همراهی نداشته ولی اصلاحطلب است، در نظام فعالیت سیاسی داشته باشد. هرچند غالب این افراد در افشاگری علیه جریان فتنه نقشی ایفا نکردند اما در صحنه عمل نیز با جریان برانداز همراهی نکردند و مشی فتنه گران را قبول نداشتند.
* خاتمی بهعنوان لیدر بخشی از اصلاحطلبان در صحبتهای اخیر خود گفته بود که اگر مردم ظلمی در حق نظام کردهاند، نظام باید آنها را ببخشد و اگر نظام هم ظلمی در حق مردم کرده است، مردم آن را میبخشند و باید فضا را فراموش کنیم و به شرایط قبل بازگردیم. فکر میکنید با توجه به وضعیت فعلی این جریان و رفتاری که در این دو سال از خود بروز داده؛ آنها وجاهتی برای این نوع شرطگذاری و تعیین تکلیف دارند؟
** اظهارات اخیر خاتمی گرهها را کورتر میکند و گرهی باز نمیکند و اگر بخواهند با این موضع مسائل را مورد بررسی قرار دهند حتما به بنبست خواهند رسید. اظهاراتی که اخیرا خاتمی در چند سخنرانی و اظهارنظر داشته است، نشان میدهد خاتمی روش غلطی را برای بازگشت به عرصههای سیاسی انتخاب کرده است و این روشها به هیچوجه جواب نمیدهد.
فتنهگران ظلم فاحشی را به نظام جمهوری اسلامی روا داشتند و تلاش کردند نظام را از موضع مدعی به مقام متهم تنزل دهند و جایگاه آن را مخدوش کنند
خاتمی باید تلاش کند با برائت از این جریان و حرکت در چارچوب نظام، یک بازگشت قابلقبول داشته باشد. اظهارات اخیر وی بیشتر برای تولید خبر و تحلیل برای دشمنان انقلاب اسلامی بوده است تا این حرفها را دستمایه خود قرار دهند و به نظام جمهوری اسلامی هجمه کنند. بهنظرم خاتمی اگر در اظهارات خود صادق است، باید روش خود را تغییر دهد و مبتنی بر برائت از رفتارهای گذشته و تبری ازهمراهی با جریان فتنه، زمینه را برای حضور اصلاحطلبان فراهم کند.
* بسیاری از فعالان سیاسی معتقدند تعریف جدید از اصلاحطلبی و تعیین چهارچوبها و استراتژیهای جدید این جریان، میتواند اصلاحطلبان را برای ورود به صحنه سیاسی و انتخاباتی احیا کند؛ نظر جنابعالی در این خصوص چیست؟
** نمیتوان فراموش کرد زمانیکه عدهای برانداز، ساختارشکن و مخالف نظام جمهوری اسلامی؛ در زمان فتنه با تمام ظرفیت علیه نظام وارد عمل شدند، بسیاری از اصلاحطلبان در کنار آن جریان قرار داشتند و این موضوع قابلانکار نیست.
تعریف جدید از اصلاحطلبی، به مواضع سلبی و ایجابی اصلاحطلبان برمیگردد. مواضع سلبی آنها باید مبتنی بر جدایی و محکوم کردن جریان فتنه باشد و آنها باید بهصورت رسمی و آشکار خط خود را از جریان انحراف و برانداز جدا کنند و از شعارهای خطرناکی که جریان فتنه در دوران فتنه اعلام کرد و آرمانهای امام خمینی و انقلاب اسلامی را به چالش کشید تبری بجویند و به چارچوب گفتمان اصیل انقلاب اسلامی باز گردند؛ لذا معتقدم اینها میتواند دستمایه خوبی برای باز تعریف اصلاحطلبی باشد.
اصلاحطلبان باید از گذشتهای که مبتنی بود بر وحدت و ائتلاف با ساختارشکنان، ضدانقلاب، سلطنتطلبان، جبهه نفاق، غربیها و رژیم صهیونیستی و کسانی که در جریان فتنه تمام قد وارد مبارزه با انقلاب شدند؛ تبری بجویند و معتقدم اصلاحطلبها باید در درون خود یک پالایش جدی را صورت داده و موضع روشنی را در رابطه با جریان فتنه اتخاذ کرده و نسبت خود را با جریانات فتنه مشخص کنند تا آن زمان بتوان آنها را بهعنوان یک جریان مدافع انقلاب پذیرفت