تاریخ انتشار : ۱۸ مهر ۱۳۹۰ - ۰۹:۲۳  ، 
شناسه خبر : ۲۲۸۱۱۰

حجت‌‌الاسلام‌‌‌‌ محمدحسن رحیمیان / سردبیر مجله‌‌ی پاسدار اسلام‌‌‌‌‌‌
«اَلْیَوْمَ یَئِسَ الّذِیْنَ کَفَرُوْا مِنْ دِیْنِکُمْ فَلا تَخْشَوْهُمْ»‌‌
آئین آسمانی اسلام که تنها دین مقبول در پیشگاه الهی است (اِنَّ الّذینَ عِنْدَاللهِ الاِسْلامُ - وَ مَنْ یَبْتَغِ غَیْرَ الْأِسْلامِ دِیْناً فَلَنْ یُقْبَلَ مِنْهُ) و دستاورد اوج وحی و کمال نبوّت است، هنگامی کامل گردید و مورد رضایت حق قرار گرفت که اصل امامت ابلاغ شد (اَلْیَومَ اَکْمَلْتُ لَکُم دِیْنَکُمْ وَ اَتْمَمْتُ عَلَیْکُمْ نِعْمَتی وَ رَضِیْتُ لَکُمُ الأِسْلامَ دِیْناً)‌‌ و با این اصل، استمرار و تداوم خطّ نبوت، تضمین و «صراط مستقیم» که تنها راه به سوی خدا است، ترسیم گردید.
و در این دوران، مقام امامت و ولایت مطلقه که مظهر حق، قلب عالم امکان، واسطۀ‌‌ فیض خدا و حجّت او بر خلق است، در وجود مقدّس بقیة‌‌الله‌‌ الاعظم امام زمان عجل‌‌الله تعالی فرجه تجلّی یافته و در غیبتش امر زمامداری و رهبری جامعۀ‌‌ اسلامی به نوّاب عام موکول شده است. و همانگونه که در اصل نبوت و امامت، مسئله زعامت دینی و رهبری جامعه منطبق با ماهیّت احکام و اهداف اسلام که مشتمل بر یک نظام متکامل اجتماعی است، یک‌‌جا و غیرقابل تفکیک، جعل و تشریع شده است، مقام مرجعیّت و رهبری اجتماعی نیز در زمان غیبت دارای مصداق واحد و جدائی‌‌ناپذیر می‌‌باشد؛ چرا که اسلام دینی است برای دنیا و آخرت (جسم و جان) و بین اینها نیز پیوندی است ناگسستنی.
نائبان عامّ امام زمان«عج» دارای بالاترین و برجسته‌‌ترین مقام معنوی و علمی در میان سایر مردم و نزدیکترین و شبیه‌‌ترین مردم به امام معصوم در علم، تقوی، سیاست، شجاعت، صیانت‌‌ نفس، پاسداری از اسلام و بندگی و عبودیّت حق هستند و مردم در هر زمانی با شناختی که از الگوهای اصلی مقام امامت دارند و با کمک خبرگان و کارشناسان عادل، بارزترین مصداق را به عنوان مرجع تقلید و ولّی‌‌فقیه که عهده‌‌دار مقام رهبری و نیابت از امام زمان«عج» است، انتخاب می‌‌کنند.
در حالی ‌‌که ائمه معصومین علیهم‌‌السّلام بطور مشخّص از سوی مبدأ وحی و براساس گزینش مستقیم الهی بجامعۀ اسلامی معرفی شده‌‌اند، نوّاب عام همانگونه که اشاره شد، بر مبنای ضوابط و معیارهای دقیق و روشنی به امت اسلامی واگذار شده است و نکتۀ جالب اینکه اسلام در کنار همین ضوابط با شیوه‌‌ای ظریف - جواز رجوع احتیاطات به فالاعلم - شخصیت رتبۀ دوم را در دوران مرجعیّت و رهبری موجود، مشخّص و تثبیت می‌‌نماید و بموازات آن برخی از امور مربوط به مقام ولایت و رهبری نیز از سوی مقام اول به او احاله می‌‌گردد که نموداری از این روش را در مورد پیغمبر اکرم«ص» نسبت به امیرالمؤمنین«ع» می‌‌دانیم و شنیده‌‌ایم که خطاب به امیرالمؤمنین«ع» فرمود:
«اَنْتَ مِنِّی بِمَنْزِلَةِ هارُوْنَ مِنْ مُوْسی».
در این زمان که در پرتو انقلاب اسلامی، حسّاسترین فراز تاریخ اسلام ورق می‌‌خورد و دوست و دشمن دریافته‌‌اند که تداوم و پویائی این انقلاب عظیم در گرو تداوم و تقویت رهبری و مرجعیت است، امام و امت - که بقول یکی از تحلیل‌‌گران! بزرگ غربی هنوز معلوم نشده کدام یک از دیگری الهام می‌‌گیرد - همسو و هماهنگ، توجه لازم را به این مسئله مبذول داشته‌‌اند.
امت اسلام که در ایمان، بصیرت و تعهّد نسبت به اسلام و ایثار و فداکاری در تاریخ بی‌‌نظیر هستند، با ژرف‌‌نگری و تیزبینی کامل و با تکیۀ دقیق روی ضوابط و معیارهای مربوطه، شایسته‌‌ترین و برجسته‌‌ترین شخصیت بعد از حضرت امام مدظله (بعد، از نظر رتبه نه زمان! که مباد) در آیت‌‌الله ‌‌العظمی منتظری یافته و تشخیص داده‌‌اند و حضرت امام مدظله نیز در مواردی متعدد، اموری که براساس شرع و قانون اساسی مربوط به مقام رهبری و ولایت‌‌ فقیه است مانند تأیید و احراز صلاحیت و اجتهاد کاندیداهای شورای عالی قضائی، موافقت و امضای آزادی زندانیان، نظارت بر ادارۀ حوزه علمیه قم و بسیاری از این قبیل را به آیت‌‌الله العظمی منتظری محول فرموده‌‌اند.
نکته جالب توجه از همسوئی ظریف و الهام‌‌گونۀ امام و امت در این رابطه، شعاری است که از زبان مردم با تعبیر «قائم‌‌مقام رهبری» در مورد آیت‌‌الله العظمی منتظری شنیده می‌‌شود و حضرت امام مدظله نیز حدود بیست‌‌ سال قبل، طیّ نامه‌‌ای از نجف اشرف به ایشان بمناسبت مسئله‌‌ای مربوط به قم، مرقوم فرموده بودند که: «جنابعالی در غیاب من قائم‌‌مقام اینجانب هستید!»
و در سال 55 نیز بمناسبتی، مرجعیت ایشان را در آینده به عنوان امری مسلَّم به برخی از دوستان گوشزد فرموده بودند! و موارد مشابه دیگری که در اینجا امکان و مجال ذکر آنها نیست.
با توجه به نظریات و برخورد روشنگرانه حضرت امام مدظله به عنوان بارزترین خبره، و تشخیص و اعتقاد اکثریت قاطع مردم، و با توجّه به اهمیّت ویژه این امر بود که: مجلس خبرگان نیز با اتفاق آرا و با قاطعیَّت بی‌‌نظیر بر این واقعیَّت محرز، صحّه گذاشت و وظیفه شرعی و قانونی خود را به نحو احسن ادا نمود.
قابل ذکر است که رای مخالف یا ممتنع کمتر از یک سوّم خبرگان، مربوط به اصل مسئله نبوده بلکه بدان جهت بود که عمدتاً‌‌ این عدّه اعتقاد داشتند که این امر به حدّی محرز و روشن است که نیازی به تایید و امضای مجلس خبرگان ندارد همانگونه که در مورد حضرت امام مدظله چنین نیازی نبوده است.
این مسئله به همان اندازه که برای اسلام و انقلاب، سرنوشت‌‌ساز و تعیین‌‌کننده بود، برای جبهه کفر و نفاق، مایوس‌‌کننده و مصیبت‌‌بار بود. اگر جهان اسلام با سرور و انبساط خاطر، این کار را به عنوان گامی طبیعی در جهت استمرار و بقای اسلام و انقلاب، تلقّی کرد، استکبار جهانی و بردگان شیطان بزرگ و بندگان هوای نفس همچون مار زخم ‌‌خورده به خود پیچیدند و تمام آرزوهای پلید و موهومی که نسبت به آیندۀ انقلاب داشتند، به یاس تبدیل شد (اَلْیَوْمَ یَئِسَ الَّذینَ کَفَرُوا مِنْ دِیْنِکُمْ فَلا تَخْشَوْهُمْ).
خبر نتیجۀ اجلاس اخیر مجلس خبرگان ظرف چند ساعت تمام اخبار دیگر را در خبرگزاری‌‌ها، مطبوعات و رادیو و تلویزیون‌‌های جهان تحت‌‌الشعاع قرار داد و عظیمترین حجم خبری و تحلیلی را تاریخ انقلاب در سطح بین‌‌المللی به وجود آورد و تمام وسائل ارتباط جمعی استکبار جهانی، بیشترین تلاش مذبوحانه را برای تحریف و خدشه‌‌دار کردن این تصمیم به عمل آوردند.
این که در مورد رهبری امام و نقش اساسی معظّم‌‌له در جوشش انقلاب اسلامی، کاملاً غافلگیر و از مدّتها قبل، از مقابله با ایشان احساس ناکامی می‌‌کرد، بیشترین برنامه‌‌ریزی و تلاش خود را برای ناکام کردن انقلاب در این جهت، متمرکز کرده بود که نگذارد در کنار امام مدظله، شخصیت دیگری بگونۀ امام در جامعۀ‌‌ اسلامی شکل گیرد و بهمین دلیل به موازات بروز ابعاد و ویژگیهای فوق‌‌العادۀ شخصیت آیت‌‌الله العظمی منتظری و اقبال عمومی ملت مسلمان نسبت به معظم‌‌له، دشمن نیز بر تلاش خود برای از پای درآوردن و تضعیف و ترور شخصیت ایشان، افزود.
و در حالی که این تلاش بدست شاه مزدور در طول سالها تبعید، زندان و شکنجۀ ایشان و ترتیب توطئه‌‌های دیگر علیه معظم‌‌له تا قبل از پیروزی انقلاب، ادامه داشت؛ اکنون نیز استکبار و کفر جهانی به طور مستقیم و هم بوسیله مزدوران شناخته و ناشناخته‌‌اش، همچنان به تلاش خود ادامه داده و خواهد داد، که برای مقابله با این توطئه حساس باید نکات ذیل مورد توجه بیشتر قرار گیرد:
در مورد حفاظت معظم‌‌له باید بیش از پیش دقتهای لازم به عمل آید و امت مسلمان و طلاّب حوزه علمیه نیز با توجه به حساسیت موضوع، باید همکاری و مساعدت لازم را معمول دارند. و با این حال نباید طوری عمل شود که موجب محدودیّت تماس‌‌ها و ارتباطات مردم و طلاب با معظم‌‌له شود.
نکته مهمتر در این رابطه، توطئه‌‌های مرموز سازمانهای جاسوسی استکبار جهانی برای تضعیف و ترور شخصیت ایشان است که در سطح جهانهی بوسیله وسائل ارتباط جمعی که عموماً‌‌ در استخدام آنها است، به تبلیغات وسیعی در این جهت دست زده و به این منظور، به جعل اکاذیب و جمع‌‌آوری سوژه‌‌ها و دستاویزهای گوناگون پرداخته است.
در داخل نیز مهره‌‌های مناسب و سرسپردۀ مزدور را در این جهت به کار گرفته و در عین حال برای بهره‌‌گیری از زمینه‌‌هائی مانند حسادت، حقد، جاه‌‌طلبی، حب ذات و ریاست که مانند آتشی زیر خاکستر در نفوس بیمار برخی از مدّعیان! وجود دارد، برنامه‌‌ریزی کرده تا از این افراد نیز که آمال شیطانیشان در اثر امواج خروشان بر باد رفته و به گوشۀ‌‌ عزلت و انزوا خزیده و برای انتقامجوئی در کمین نشسته‌‌اند، در جهت این هدف پلید، استفاده کند.
ولی امت بیدار اسلام نخواهند گذاشت که ابوسفیان‌‌ها، معاویه‌‌ها، عبدالله ‌‌ابَی‌‌ها و و... که در مقابل موج خروشان اسلام در زمان پیغمبر«ص» به صورتِ ظاهر تسلیم شدند ولی در فرصت مناسب، انتقام اسلام و پیغمبر اکرم«ص» را از امیرالمؤمنین«ع» و دیگر امامان گرفتند؛ دیگر بار در چهره‌‌هائی جدید، نقش پلیدشان را همسو و هماهنگ با دشمنان خارجی، ایفا نمایند زیرا نوری که اکنون خداوند متعال در دلهای پاک صدها میلیون مسلمان بیدار برافروخته، با حرکتهای مذبوحانه اینان، خاموش نخواهد شد، «وَاللهُ مُتِمُّ نُوْرِهِ وَ لَو کَرِهَ الْکافِرُوْنَ» والسلام