تاریخ انتشار : ۰۷ آبان ۱۳۹۰ - ۰۹:۵۶  ، 
شناسه خبر : ۲۲۸۱۷۴
آسیب‌شناسی ساختار وزارت خارجه در گفت‌وگو با حمیدرضا آصفی
سیده‌آمنه موسوی اشاره: دیدار با آقای سخنگو در روزهای پایانی تابستان صورت گرفت. آصفی این روزها با آصفی روزهای سخنگویی وزارت خارجه تفاوت بسیاری دارد. او که به آقای تکذیب دستگاه دیپلماسی معروف بود این روزها ترجیح می دهد به جای تکذیب از پاسخ به سوال های چالش برانگیز خودداری کند و بگوید «اجازه بده ما نون و ماست مان را بخوریم» اما با این حال زمانی که از او درباره سیاست های دولت در مواجهه با کشورهایی چون عربستان سوال می کنم، پرهیز از شتاب زدگی را به مسوولان توصیه می کند و می گوید ما باید در سه محور حرکت کنیم: ابتدا دیپلماسی عمومی را در رابطه با دولت ها بسط و گسترش دهیم، سپس از شتاب زدگی بپرهیزیم و در نهایت نیز رابطه با دولت ها را تحکیم کنیم. آصفی درباره تحولات سوریه نیز سیاست میانجی گری را به مسوولان پیشنهاد و خاطرنشان می کند: «بنده گمان می کنم که باید از دولت اسد حمایت کنیم. البته این موضوع به معنای نادیده گرفتن مطالبات مردم سوریه نیست. بشار در شرایط سخت از ما پشتیبانی کرد و باید به یاد داشته باشیم بخشی از مشکلات فعلی کشور سوریه به دلیل تحرکات نیروهای خارجی است. به اعتقاد بنده ما باید پل ارتباطی میان مردم سوریه و دولت این کشور باشیم.» سخنگوی اسبق دستگاه دیپلماسی از اصلاحات ساختاری در وزارت خارجه که با روی کار آمدن علی اکبر صالحی به وقوع پیوست نیز حمایت می کند و می افزاید: «افزودن معاونت دیپلماسی عمومی به شاکله این وزارتخانه می تواند در راستای خنثی سازی تحرکات ضد ایرانی غرب موثر باشد: دیپلماسی عمومی باید برای مقابله با رفتارهای تبعیض آمیز غرب علیه ایران به کار گرفته شود.»

* اخیرا وزارت امور خارجه اقدام به تشکیل معاونتی تحت عنوان دیپلماسی عمومی کرده است. گفته می شود که تشکیل این معاونت در راستای خنثی سازی تلاش های ضد ایرانی غرب صورت گرفته است. آقای دکتر دیدگاه جنابعالی در این رابطه چیست؟
** پرداختن به دیپلماسی عمومی، موضوع جدی است که کشورها به صورت سازماندهی شده به آن پرداخته اند. در کشور ما نیز نخستین فردی که به صورت سازماندهی شده به این موضوع پرداخت حضرت امام(ره) بود. ساقط کردن شاه با زور اسلحه صورت نگرفت بلکه تنها اطلاعیه ها و بیانیه های امام و سخنرانی ها در منابر و مساجد بود. دیپلماسی عمومی منجر به سقوط شاه شد که مبدع آن نیز رهبر کبیر انقلاب بود. کشورهای غربی بویژه کشورهایی که صاحب رسانه و برخوردار از تریبون هستند از مدت ها پیش به این موضوع پرداخته اند. غرب رسانه های قوی و روزنامه های پرتیراژی دارد که می تواند در بسط و گسترش مولفه دیپلماسی عمومی کمک حال دولت هایشان باشد.
کاخ سفید همزمان با حادثه یازدهم سپتامبر معاونت دیپلماسی عمومی را به وجود آورد. در همان زمان وزارت خارجه امریکا در سفارتخانه های 20کشور مهم خود که عمدتا عربی بودند تمام اطلاعیه ها را به زبان محلی آن کشور ترجمه می کرد و روی سایت سفارتخانه قرار می داد. حتی در جنگ امریکا یا متحدین علیه عراق، امریکا دیپلماسی عمومی خود را به کار گرفت. بطوری که تمامی افسران عراقی از پنتاگون و دیگر دستگاه های نظامی و اطلاعاتی امریکا پیام هایی را دریافت می کردند مبنی بر اینکه دست از مقاومت بردارید: همه اینها در راستای دیپلماسی عمومی بود. همزمان نیز در شبکه هایی چون فاکس نیوز افکار عمومی جهان برای این حمله آماده شد. با اقدامات صورت گرفته مردم دیگر نمی پرسیدند که آیا حمله صورت می گیرد یا خیر، همه می پرسیدند که این حمله کی و در چه زمانی صورت می گیرد. این کارکرد دیپلماسی عمومی است که همیشه موفق بوده و همیشه اذهان مردم را تحت تاثیر قرار داده است. حتی برخی می گویند که یکی از دلایل سقوط شوروی سابق برنامه های رادیو آزاد امریکا بود که در این کشور به پخش برنامه می پرداخت و به نوعی دیپلماسی عمومی را ترویج می داد. هر چند که بنده معتقدم مهم ترین علت سقوط شوروی سابق مشکل ایدئولوژی این کشور بود که مردم آن را نمی پسندیدند.
هر زمان در کشوری ایدئولوژیی به روی کار آید که مردم آن را نپسندند دیر یا زود فرو می پاشد. منتها برنامه های رادیو آزاد امریکا آن را تسریع کرد. دیپلماسی عمومی همیشه بوده است و همیشه از آن استفاده شده است. یک نمونه دیگر از بازخورد مطلوب دیپلماسی عمومی همین اجلاس بیداری اسلامی بود که در ایران برگزار شد. این اجلاس نمونه بارز استفاده مطلوب از مقوله دیپلماسی عمومی است، چرا که یک حرکت کاملامردمی و اقدامی از سوی گروه های مرجع بود که از کارکردهای دیپلماسی عمومی محسوب می شوند. نویسندگان، ورزشکاران، خبرنگاران و هنرمندان از جمله گروه های مرجع محسوب می شوند. در آخرین سمیناری که بنده سخنگو و معاون وزیر امور خارجه بودم بحث دیپلماسی عمومی را مطرح کردیم که البته کمی دیر به آن پرداخته شد اما باز هم خوب است که الان به آن پرداخته شد.
* این طرح باید در چه سمت و سویی هدایت شود تا نتایج درخور توجهی را به دنبال داشته باشد. دیپلماسی عمومی درحل و فصل مشکلات پرونده هسته یی کشور و بحث حقوق بشر کمک حال ما است یاخیر؟
** خوشبختانه در کشور ما افراد صاحب نظر کم نیستند. یکی از کارهایی که هسته دیپلماسی عمومی باید انجام دهد این است که از توانایی های آنها استفاده کند و از قالب محدود خود خارج شود. باید هسته مرکزی دیپلماسی عمومی را به زیرگروه هایی تبدیل کنیم که هر کدام از این زیرگروه ها با برگزاری جلساتی به ساماندهی امور مورد نظر ما در بحث دیپلماسی عمومی بپردازند. دیپلماسی عمومی باید موضوعات اصلی کشور را شناسایی کند که یکی از این موضوعات برخورد تبعیض آمیز غرب با ایران است. تمام مباحثی که تحت عنوان تحریم از آن نام برده می شود بر اثر سیاست تبعیض آمیز غرب با ایران به وقوع پیوسته است و الابسیاری از کشورهای دیگر حتی سلاح هسته یی هم دارند اما فعالیت صلح آمیز هسته یی ما برتابیده نمی شود.
وزارت خارجه باید افرادی که در زمینه های خاص تخصص دارند را به کار گیرد و از توانایی های آنها استفاده کند، چرا که مباحثی چون فعالیت های صلح آمیز هسته یی ایران بحث ملی است و باید از تمام ظرفیت ها استفاده شود.خوشبختانه تمامی جناح های سیاسی ما با تحریم ها مخالفند و آن را تبعیض آمیز می دانند. دیپلماسی عمومی می تواند تمامی این دیدگاه ها را زیر چتر حمایتی خود قرار دهد. مهم این است که موضوعات اولویت دار جمهوری اسلامی ایران چه باشد.
* جنابعالی اشاره کردید که دیپلماسی عمومی از پیش از پیروزی انقلاب در دستور کار مسوولان قرار داشته است. سیاست خارجی ایران در دوران جنگ نیز از این قابلیت استفاده کرده بود؟
** ما در آن زمان ستاد تبلیغات جنگی داشتیم که ریاست آن برعهده رییس جمهور وقت یعنی رهبر کنونی حضرت آیت الله خامنه ای بود. خبرگزاری جمهوری اسلامی نیز یکی از بازوهای اجرایی این ستاد به شمار می رفت. کتاب ها و جزوات و نشریات مختلفی که توسط ستاد تبلیغات جنگ مهیا می شد بخشی از سیاست ما در موضوع دیپلماسی عمومی بود. ما امکانات کمی داشتیم. شبکه های رادیو ـ تلویزیون ما بسیار اندک بود و رسانه های ما نیز کم تیراژ اما در مقابل توانایی های ما در عرصه دیپلماسی عمومی بسیار بود.
سیاست خارجی ما در آن مقطع کارکرد خوبی داشت. بالاخره جمهوری اسلامی ایران توانست در قطعنامه شورای امنیت سازمان ملل عراق را متجاوز اعلام کند. صدام آن زمان صدامی نبود که از چاه بیرون آمده باشد یا صدامی که در زمان دستگیری به آن صورت فضاحت بار با او برخورد شده باشد. صدام زمان جنگ با ایران، دوست دیرین فرانسوی ها بود که از این کشور میراژ اجاره می کرد. علاوه بر فرانسوی ها، امریکایی ها نیز بیشترین حمایت ها را از عراق داشتند. در مقابل ایران واقعا تنها بود. تنها یک یا دو کشور با ما بودند که کشورهای بزرگ و قدرتمند نبودند. البته به اعتقاد بنده باید هر اتفاقی در زمان خود تفسیر شود که دیپلماسی جنگ ایران نیز از این موضوع مستثنی نیست. اما در یک کلام دیپلماسی ایران در زمان جنگ بسیار موفق بود.
* رابطه ایران با غرب در زمان جنگ چطور بود؟
** سیل مشکلات ما به دلیل استقلال خواهی ایران بود و اینکه اجازه ندادیم غرب و امریکا منافع نامشروع خود را در ایران دنبال کنند و موضوع دیگر قرار گرفتن در برابر رژیم صهیونیستی بود. ما با غرب همیشه مشکل داشته ایم که جنگ نمونه بارز رفتار خصمانه غرب با ما به شمار می رود. جنگ موجب شد تا ما از سازندگی عقب بیفتیم. غرب اگر به صدام کمک نمی کرد ما جنگ را خیلی زود تمام می کردیم. اما با کمک هایی که صورت گرفت جنگ تحمیلی را طولانی کردند. غربی ها شکست خوردند هم در بحث نظامی که جنگ هشت ساله با ایران بود و هم در بحث فرهنگی که کتاب موهن سلمان رشدی بود و حضرت امام(ره) با فتوای تاریخی خود نقشه های آنها را خنثی کرد. در جنگ اقتصادی هم که از سال های ابتدایی انقلاب آن را آغاز کرده بودند نتوانستند موفقیتی حاصل کنند. امریکایی ها هواپیمای ما را ساقط کردند و بعد از فردی که این اقدام را انجام داده بود تقدیر کردند. مشکل غرب و امریکا با ما استقلال ماست.
* صدام تلاش فراوانی انجام می داد تا جنگ با ایران را به کشورهای دیگر عربی نیز بکشاند. سیاست خارجی ما به چه صورتی از این کار جلوگیری کرد؟
** افرادی بالای سر جنگ حضور داشتند که مطلع بودند. مسوولان نظام اجازه ندادند صدام به هدف خود دست پیدا کند. در آن شرایط کشورهای منطقه بلااستثنا در کنار صدام حضور داشتند و کافی بود که ما به صورت سهوی یا عمدی گلوله یی به آنها شلیک کنیم. اما جمهوری اسلامی با درایت جنگ را محدود کرد میان خود با عراق. صدام اصرار داشت جنگ را گسترش دهد و جمهوری اسلامی از این کار جلوگیری کرد. یعنی صدام تلاش داشت جنگ خودش را عربی جلوه دهد که ناموفق ماند.
* مجددا به بحث دیپلماسی عمومی بازگردیم. آقای احمدی نژاد می گویند سفرهای استانی بنده نمونه بارزی از بحث دیپلماسی عمومی و موفقیت این تئوری است. دیدگاه جنابعالی در این رابطه چیست؟
** سفرهای استانی رییس جمهور یا مقامات دیگر همه نمونه بارزی از بحث دیپلماسی عمومی است و لازم است انجام شود. دیپلماسی عمومی از ابتکارات حضرت امام(ره) بود که در دوره های دیگر ادامه پیدا کرد. و آقای رییس جمهور نیز آن را دنبال می کنند.
* دیپلماسی عمومی یک بخش از تغییرات ساختاری وزارت امور خارجه است و بحث های دیگر آن به موضوع کوچک سازی این وزارتخانه و حذف برخی معاونت های آن می پردازد. جنابعالی در این رابطه چه دیدگاهی دارید؟
** از دیدگاه بنده امر مطلوبی است. ساختار وزارت خارجه در دهه گذشته نیز اینچنین بود که در هفت تا هشت سال گذشته تغییر کرد و در حال حاضر به وضع اصلی خود بازگشته است.
* مسوولان وزارت خارجه نیز تاکید می کنند که این تغییر ساختار بازگشت به گذشته است؟
** به اعتقاد بنده هر چه لایه های بخش های فوقانی کوچک تر باشد و بخش های پایینی گسترده تر، بهتر است. یعنی به جای اینکه ما 10 معاونت داشته باشیم آن را به شش معاونت تقلیل دهیم اما تعداد مدیرکل ها و میزها افزایش پیدا کند. اصولادر وزارت خارجه های دنیا میز و کارشناس از اهمیت فراوانی برخوردار است. زمانی که بنده مدیرکل وزارت امور خارجه بودم سفری به انگلیس داشتم. گشایش سرکنسولگری در هنگ کنگ را در دیدار با قایم مقام وزیرخارجه انگلیس مطرح کردم: در آن زمان هنگ کنگ هنوز از انگلیس جدا نشده بود.
این مطلب که مطرح شد او گفت بررسی های لازم را انجام خواهیم داد و موضوع را به اطلاع شما می رسانیم اما کارشناسی که در جلسه حضور داشت یادداشتی را در اختیار این مقام مسوول قرار داد که فضا را تغییر داد. قایم مقام وزیرخارجه انگلیس پس از ملاحظه این یادداشت گفت که می پرسند وضع سلمان رشدی تا حل نشود بحث هنگ کنگ منتفی است که بنده هم گفتم ما عجله یی نداریم. چند سال دیگر که هنگ کنگ از دست شما خارج شد اقدام می کنیم که این پاسخ من برای او چندان خوشایند نبود و ما به همین شکل هم اقدام کردیم. آنها گمان می کردند که موضوع فتوا موجب می شود که ما از سیاست های خود عقب نشینی کنیم که اینطور نشد. این جریان را مطرح کردم تا بگویم برخی اوقات کارشناس ها موضوعاتی درست یا غلط را به مسوولان شان گوشزد می کنند که نشان از نفوذ و حضور آنها نسبت به مباحث مختلف دارد.
* بحث رابطه ایران و روسیه را به چه صورت ارزیابی می کنید؟این کشور در موضوع هسته یی وارد شده و طرح گام به گام را مطرح کرده است. آیا گمان می کنید با توجه به بدقولی هایی که این کشور در تحویل بموقع نیروگاه بوشهر یا موشک های اس ـ300 داشته است ما باید مجددا به روس ها اعتماد کنیم یا خیر؟
** بحث اس ـ300 موضوعی است که باید از مجاری حقوقی و قانونی دنبال شود. گلایه های ما از روس ها همچنان پابرجاست اما باید در فرصت دیگری بررسی شود.
در حال حاضر باید به ظرفیت های روسیه توجه کنیم. این کشور یکی از اعضای دایم شورای امنیت سازمان ملل است و به عنوان یک قدرت بزرگ نظامی و هسته یی ظرفیت فراوانی دارد و اتفاقا تعجب می کنم که چرا این کشور از ظرفیت های خود استفاده نمی کند. البته تا حد زیادی حرکت های روسیه و چین بازدارنده حرکت های امریکا و غرب بوده است. در سازمان ملل و شورای امنیت تلاش هایی از سوی روس ها و چینی ها در رابطه با برنامه هسته یی ایران صورت پذیرفته است. گمان می کنم روس ها اگر اراده یی داشته باشند انجام می پذیرد. روسیه مراودات فراوانی با ما داشته است و با ما نشست و برخاست کرده است و از دیدگاه های ما آگاه هستند. علاوه بر این ما اعتقاد داریم که سلاح هسته یی امنیت نمی آورد. مگر اسراییل می تواند یا توانسته است سلاح های هسته یی اش را علیه فلسطینیان به کار گیرد. برخی اوقات سلاح هسته یی تهدیدات را بیشتر می کند به جای اینکه امنیت به همراه داشته است. دنیا می داند ما به دنبال سلاح هسته یی نیستیم. فتوای رهبری در حرمت به کارگیری از این سلاح ها بر همگان روشن است.
* با این تفاسیرطرح گام به گام موفقیتی به دنبال دارد؟
** هنوز برای قضاوت در رابطه با این موضوع زود است، اما امیدوارم که موفقیت آمیز باشد.
* سپر دفاعی ناتو که در ترکیه مستقر شده است آن را چطور می دانید؟ می تواند موجب نزدیکی دیدگاه های ایران و روسیه در مقابله با غرب شود؟
** شاید اینطور باشد.
* هدف از استقرار این سپر ایران بوده است یا روسیه؟
** قطعا ایران نبوده است. بیشتر هدف شان روسیه است اما غربی ها همیشه به دنبال جوسازی هستند که در این رابطه ایران نیز انتقادات خود را مطرح کرده است.
* ما در بحث حرکت های مردمی منطقه دیپلماسی متفاوت از دیگر کشورها داشته ایم. در بحث بهار عربی دیپلماسی ایران را چگونه ارزیابی می کنید؟
** دیپلماسی ما قابل قبول بود. البته شرایط ما با دیگران فرق داشت. ما پیش از حرکت های انقلابی پیش بینی هایی داشتیم که برهمین اساس رهبری خطبه یی را در نمازجمعه خواندند. ما مخاطبان مان بیشتر مردم این کشورها بودند اما در کشورهای دیگر حرکت های دولت ها بود. من نمره عالی به دیپلماسی خودمان نمی دهم اما با توجه به شرایط متفاوت ایران و دشواری های موجود می توان نمره قابل قبولی به آن داد.
* در رابطه با لیبی ما تا مدت ها سفیر در این کشور نداشتیم و شورای انتقالی آن را نیز مدت ها بعد به رسمیت شناختیم؟
** ما در لیبی باید سفارتخانه خودمان را باز نگه می داشتیم برای همین می گویم که تنها نمره قابل قبولی به این سیاست می دهم. برخی سیاست های ما قابل نقد است.
* درباره مصر، بحرین و یمن چطور؟
** در مصر، یمن و بحرین ما عملکرد قابل قبولی داشته ایم. حکومت بحرین ظلم غیرقابل قبولی در حق مردم کشورش روا داشته است، نمی توان ساکت بود.
* اما سیاست های ما در بحرین به گونه یی بوده است که در مقابل عربستان قرار گرفته ایم؟
** ما نمی خواستیم رودروی کسی قرار گیریم. ما مواضع برحقی داشته ایم. همان زمان نیز ابراز تمایل کردیم که با سعودی ها گفت وگو کنیم که در خبرها هم آمده بود. وزیر خارجه چندین بار آن را مطرح کرد اما سعودی ها با آن مخالفت کرده بودند. در واقع این سعودی ها بودند که غیرمنطقی برخورد کردند.
* ما در دوره اصلاحات رابطه خوبی با اعراب بویژه عربستان داشته ایم. چرا این رابطه ادامه پیدا نکرد؟
** این حرف درست است اما همه مشکلات به سیاست های دولت مربوط نمی شود. شرایط در حال حاضر به گونه یی دیگر است برهمین اساس است که می گویم هر موضوعی را باید در زمان خود تفسیر کرد. عوامل مختلفی موجب شده که خیلی از آنها در بیرون مرزها تعیین شده است.
* حال باید سیاست ما چگونه باشد که رابطه با سعودی ها از وضع فعلی آن خارج شود؟
** ما باید در سه محور حرکت کنیم. ابتدا دیپلماسی عمومی و همچنین رابطه با دولت ها را بسط و گسترش دهیم سپس از شتاب زدگی بپرهیزیم. در نهایت رابطه با دولت ها را تحکیم کنیم.
* دورنمای رابطه با مصر را چطور می بینید؟
** مصر کشور بزرگی در جهان است و رابطه با این کشور بهبود پیدا می کند. اما این کار یک شبه و دو شبه میسر نیست. ما نمی توانیم انتظار داشته باشیم که رابطه 30سال شکسته شده یکباره بهبود پیدا کند. عواملی در مصر وجود دارند که مخالف این رابطه هستند و با وجود میل و رغبت مردم ایران و مصر مخالف برقراری روابط ایران و مصر هستند.
* با توجه به تحولات سوریه رابطه با این کشور را چطورارزیابی می کنید؟
** بنده گمان می کنم که باید از دولت اسد حمایت کنیم. البته این موضوع به معنای نادیده گرفتن مطالبات مردم سوریه نیست. باید به یاد داشته باشیم بخشی از مشکلات فعلی کشور سوریه به دلیل تحرکات نیروهای خارجی است. به اعتقاد بنده ما باید پل ارتباطی میان مردم سوریه و دولت این کشور باشیم.
* یعنی همان کاری را که ترکیه انجام می دهد، دنبال کنیم؟
** ترکیه کمتر. موضع روسیه در این میان قابل قبول تر است. ترکیه به دلیل مواضع تندی که علیه اسد اتخاذ کرد نمی تواند چندان موفق باشد. ایران باید به عنوان یک کشور مردمسالار دینی که دوست سوریه به شمار می رود از این کشور که در خط مقدم مقابله با رژیم صهیونیستی قرار دارد حمایت کند. ما باید آشتی میان مردم و دولت سوریه به وجود آوریم. پراکندگی قومی سوریه به گونه یی است که نمی توان ارزیابی دقیقی از تمایل اکثریت سوریه داشت.