تاریخ انتشار : ۰۸ اسفند ۱۳۸۶ - ۱۰:۴۲  ، 
شناسه خبر : ۲۲۸۱۸

بسم‌الله الرحمن الرحیم

پنجشنبه این هفته، سوم خردادماه، روز از سرگیری مذاکرات هسته‌ای میان دبیر شورای عالی امنیت ملی کشورمان و نماینده اتحادیه اروپائی است.

ضمناً همزمان با این مذاکرات، مهلت تعیین‌شده مربوط به قطعنامه 1747شورای امنیت سازمان ملل درباره پرونده هسته‌ای ایران نیز به پایان می‌رسد.

به همین جهت، برای دو طرف مهم است که در این مقطع گام‌هائی برای شفاف‌سازی بردارند. گام‌های محتمل و راهکارهای موجود را شاید بتوان اینگونه دسته‌بندی کرد.

1- اروپائی‌ها اخیراً سخن از «تعلیق در حین مذاکره» را مطرح کرده‌اند.

این، با پیش‌شرط قبلی، که «تعلیق قبل از مذاکره» بود، تفاوت دارد. این پیشنهاد، حتی با «تعلیق همزمان» هم متفاوت است. طرف اروپائی و بطور کلی گروه 1+ 5 تا دو هفته قبل هر انعطافی در مورد پرونده هسته‌ای ایران را به پیش‌شرط «تعلیق غنی‌سازی» مشروط میکردند. رقیق شده این پیش‌شرط «تعلیق همزمان» بود که در عمل تفاوتی با تعلیق قبل از مذاکره نداشت.

رقیق‌تر شدن این شرط و مطرح نمودن آن در قالب «تعلیق در حین مذاکره» یک گام به عقب رفتن توسط اروپائی‌هاست.

این پیشنهاد را به این دلیل جمهوری اسلامی ایران نپذیرفته که بهرحال متضمن تعلیق است و حرف اصلی و مهم طرف ایرانی اینست که اصولاً با تعلیق غنی‌سازی مخالف است. گروه 1+5 تعلیق را به معنای پذیرفتن یک خواسته قانونی مطرح شده توسط شورای امنیت سازمان ملل تلقی می‌‌کند که انجام آن توسط ایران، به آن مشروعیت می‌بخشد، در حالیکه ایران همواره این خواسته را یک خواسته غیرقانونی و اقدامی برای تضییع حق مشروع یک کشور عضو آژانس بین‌المللی انرژی اتمی دانسته و البته حق نیز با ایران است. بنابراین، پذیرفتن «تعلیق» به هر شکل که پیشنهاد شود یک انحراف است و جمهوری اسلامی ایران نمی‌تواند زیر بار آن برود.

2- اصرار آمریکا برای انجام مذاکره مستقیم با جمهوری اسلامی ایران در بغداد، هرچند تحت عنوان مسائل عراق مطرح شده، ولی هم آمریکائی‌ها و هم ایرانی‌ها میدانند که دولت بوش کوچک اهداف دیگری را نیز به بهانه این مذاکره دنبال می‌کند. عادی سازی مذاکره میان جمهوری اسلامی ایران، به عنوان کشوری که پایگاه نهضت جهانی اسلام است، با آمریکا، که «شیطان بزرگ» است، عمده‌ترین هدف آمریکائی‌هاست. آمریکائی‌ها اگر از مذاکرات بغداد هیچ‌چیزی هم بدست نیاورند قطعاً نقش مذاکره مستقیم با جمهوری اسلامی ایران بزرگترین دستاورد برای آنهاست. دولت بوش کوچک، با خوراک تبلیغاتی پرحجمی که از این مذاکره بدست خواهد آورد، بسیاری از مشکلات خود را حل خواهد کرد و نظام حکومتی استکباری آمریکا نیز با این دستاورد امتیازات تبلیغاتی بزرگی در رویاروئی سختی که با معاوضان در عرصه جهانی دارد کسب خواهد نمود.

درست در همین نقطه است که این سئوال مطرح می‌شود که آیا آمریکائی‌ها در قبال این دستاورد بسیار مهم حاضر خواهند شد در مسائل هسته‌ای کوتاه بیایند و چراغ سبزی به تهران نشان دهند؟ احیاء مجدد پرونده مذاکره مستقیم تهران واشنگتن در بغداد بعد از یکسال و دو ماه، پیدا کردن پاسخ این سئوال را تا حدودی آسان مینماید.

3- جمهوری اسلامی ایران، همواره تأکید کرده است که میخواهد به غنی‌سازی صنعتی برسد و این اطمینان را نیز به گروه 5+1 و آژانس بین‌المللی انرژی اتمی و افکار عمومی جهان داده است که از این فناوری برای ساخت سلاح اتمی استفاده نخواهد کرد. اکنون، مسئولان نظام جمهوری اسلامی به آنچه میخواستند رسیده‌اند و این میتواند عامل مهمی در انتخاب راهکاری مناسب برای رسیدن به یک تفاهم باشد.

راهکاری که بر این اساس مطرح است اینست که غنی‌سازی صنعتی در مقیاسی که اکنون در ایران جریان دارد، ادامه یابد ولی ایران از گسترش آن خودداری نماید. بدین‌ترتیب، ایران بدون آنکه غنی‌سازی را متوقف کند، در عمل راه را بر همه گمانه‌زنی‌های مربوط به رفتن بسوی ساخت سلاح اتمی خواهد بست.

این راهکار، هرچند با حق قانونی ایران به عنوان یکی از اعضای آژانس بین‌المللی انرژی اتمی، که حق دارد از غنی‌سازی صنعتی در هر مقیاس که میتواند برخوردار باشد، منافات دارد اما این روزها در بعضی محافل مطرح است.

نکته اینست که اولاً جمهوری اسلامی ایران نباید از استیفای حق قانونی خود در هیچ مقیاسی کوتاه بیاید و ثانیاً خواسته واقعی گروه 1+5 بویژه آمریکا با آنچه در ظاهر مطرح می‌کنند تفاوت دارد. آنها در ظاهر موضوع رفتن ایران بسوی ساخت سلاح اتمی را مطرح می‌کنند ولی در واقع بطور کلی با برخورداری ایران از فناوری هسته‌ای مخالفند.

با توجه به این واقعیت‌ها، آیا مذاکرات پنجشنبه سوم خرداد راه به جائی خواهد برد یا مثل دور گذشته، طرفین با دست خالی از اطاق مذاکره خارج خواهند شد؟ این مذاکره آزمایش دشواری برای غربی‌ها خواهد بود.