تاریخ انتشار : ۰۹ آبان ۱۳۹۰ - ۰۸:۱۱  ، 
شناسه خبر : ۲۲۸۲۰۲

دکتر حسین سوزنچی
واژه سکولار در لغت به‎معنای «علمی» یا «پژوهشی» است. تحولاتی که در جهان غرب به‎طور عام و در فلسفه‎‎های غربی، به‎طور خاص رخ داد، به‎تدریج موجب شد که معرفت، منحصر در اطلاعات برآمده از روش حسی و تجربی باشد و لذا هم معرفت‌زایی فلسفه (مابعدالطبیعه) زیر سئوال رود و هم حیثیت معرفتی داشتن وحی و گزاره‎‎های دینی. در این فضا به‌تدریج کار علمی و پژوهشی در بررسی‌‎های حسی و تجربی منحصر شد و واژه «سکولار» معادل تحقیق و پژوهشی که ناظر به حس و تجربه است قرار گرفت و هرگونه تحقیق و استناد به منابع معرفتی دیگر (همانند عقل مجرد که به تحقیق در فلسفه اولی می‎پردازد، شهود که منبع اصلی عرفان است، و وحی که مستند گزاره‎‎های دینی است) زیر سئوال رفت؛ سکولاریسم - یعنی رویکرد معرفتی‌ای که جز مرتبه حسی واقعیت، به هیچ مرتبه دیگری در عالم وجود قائل نیست - و سکولاریزه کردن - یعنی گستراندن این رویکرد در تمامی حوزه‎‎های مطالعاتی - در همه‎جا طرفدارانی پیدا کرد.
این‎گونه است که سکولاریسم در جامعه ما معادل صحیحی به نام «دنیوی‌گری» پیدا کرده است؛ چراکه اگر تنها ابزار معرفتی ما حس و تجربه باشد، آن‎گاه تنها عالَم قابل‎شناخت (و بلکه تنها عالَمی که عالِمانه می‌توان به وجودش اذعان کرد) همین عالَم دنیاست و بس.
بر این اساس است که وقتی پروژه سکولاریزه کردن دین مدنظر قرار می‌گیرد، معنا و مفهوم آن این است که دین را کاملا و صرفا در محدوده عالم حس (یعنی در محدوده نگاه دنیوی) تفسیر کنیم و همه ابعاد معنوی و متعالی و اخروی آن را یا کنار بگذاریم و یا به ابعاد مادی و حسی و دنیوی فروکاهیم تا قضاوت با روش‎های حسی و تجربی درباره آن میسر باشد.
پس ضابطه اصلی سکولاریسم، برخلاف آن‎چه گاه قلمداد می‎شود، این نیست که دین در عرصه دنیا دخالت کند یا نه؛ بلکه ضابطه اصلی آن است که تنها قرائتی حسی و تجربی از همه‎چیز، از جمله دین، را قرائت معتبر بداند و معرفت و پژوهش معتبر را در معرفت‎ها و پژوهش‎های حسی و تجربی منحصر سازد؛ و حقیقت این است که، برخلاف جامعه ما، در جوامع غربی، هنوز هم «سکولار بودن» یک افتخار محسوب می‎شود و بار معنایی این واژه در جوامع غربی، شبیه بار معنایی «دانشمند بودن» در جامعه ماست.
جناب آقای دکتر فیاض، در ‌نوشته اخیر خود در شماره گذشته هفته‌نامه پنجره تحت عنوان «اسلام، مکتب یا دین؟» مطالبی بیان فرموده‌اند که از جهات مختلفی قابل‎مناقشه است و از جمله در چندجای آن، تعریضی به دکتر شریعتی و شهید مطهری داشته و آن‎‎ها را به گام نهادن در مسیر سکولاریزه کردن دین متهم کرده‌اند.
با ضابطه‎ای که در بحث فوق ارائه کردیم و این را در مقالات و سخنرانی‎‎های بین‎المللی‌ای که واژه سکولار و سکولاریسم را به‎کار می‌گیرند، می‌شود ملاحظه کرد، می‌توانیم سراغ این برویم که چه‎کسانی در کشور ما خواسته یا ناخواسته در مسیر سکولاریزه کردن دین گام برداشته و برمی‌دارند.
با این ضابطه، کسانی همچون مهندس بازرگان که درصدد تفسیر تجربی دین بودند و می‌کوشیدند اعتبار دین را با استناد آن‎ به علوم تجربی جست‎وجو و اثبات کنند، در مسیر سکولاریسم وارد شده بودند. کسانی همچون دکتر سروش هم از ابتدا تا انتهای این مسیر را طی کردند: در ابتدا در مباحث قبض و بسط تئوریک شریعت، که فهم گزاره‎‎های دینی را کاملا وابسته به درک عصری (با تأکید بر درک ناشی از علوم تجربی نوین) می‌کرد؛ و در انتها نیز در مباحث بسط تجربه نبوی، که خود وحی را هم تحت تأثیر درک عصری زمان پیامبر (به معنای آرای حسی و تجربی و خطاپذیر معاصران پیامبر) معرفی می‌کرد.
در اینکه دکتر شریعتی دغدغه کاربردی کردن آموزه‎‎های دین در عرصه اجتماعی را داشت و در این عرصه، با تمسک به آموزه‎‎های جامعه‌شناسی نوین به بازخوانی برخی از تعالیم دین می‌پرداخت، بحثی نیست؛ اما آیا این لزوماً به‎معنای گام نهادن در مسیر سکولاریزه کردن دین است یا نه؟ من هنوز قضاوتی در این باب ندارم، خصوصاً که از طرفی در خود آثار دکتر شریعتی، وحی و آموزه‎‎های دینی در بسیاری از موارد دارای اعتبار مستقل معرفتی و خصلت معرفت‌زایی متمایز از علوم تجربی نوین است و شریعتی خود را ملزم نمی‌داند که همواره اعتبار گزاره‎‎های دینی را در علوم تجربی جست‎وجو کند؛ و از طرف دیگر، همین آثار، شاگردانی پرورد که اغلب، خواسته یا ناخواسته، در مسیر سکولاریزاسیون گام برداشتند.
اما متهم کردن شهید مطهری به قدم نهادن در مسیر سکولاریزه کردن دین، اتهامی است که ظاهرا از غلبه فضای معرفتی سکولار بر اندیشه گوینده آن و عدم درک صحیح معضل معرفتی فلسفه‎‎های غربی نشأت می‌گیرد.
در فلسفه‎‎های جدید غربی، به‌ویژه با ظهور کانت، تنها معرفت ممکن به عالم خارج، معرفت حسی دانسته و اعلام شد که فلسفه، کاری جز بررسی و ارائه تحلیل درباره معرفت حسی و حدود این معرفت ندارد؛ و لذا کار فلسفی کردن، همچنان یک کار سکولار (علمی و پژوهشی به‎معنای پیش گفته) به‎حساب ‌آمد.
اما در فلسفه اسلامی، معارف عقلی محض، واقعاً دارای حیثیت معرفت‌زا به‎حساب می‌آیند و بلکه مهمترین معرفت‎های فلسفی همین دسته از معارف هستند و لذا غربیان، پژوهش‎های چنین فلسفه‎ای را دیگر مصداق یک اقدام سکولار (علمی - پژوهشی به‎معنای مدرن)‌ به‎حساب نمی‌آورند (و البته شاید همین امر یکی از عوامل اصلی عدم جدی گرفتن فلسفه اسلامی در جوامع غربی باشد).
نگارنده ‌نوشته مذکور، گمان کرده هر مطالعه روشمند در باب هر حوزه‎ای از حوزه‎‎های عالم، قدم نهادن در وادی سکولاریزه کردن آن حوزه است و بر همین اساس، پژوهش‎های فلسفی شهید مطهری در عرصه دین را مصداقی از همین فرآیند سکولاریزه کردن دین به‎حساب آورده است. در حالی‎که اگر چنین بود، باید خود ائمه اطهار علیهم‌السلام، و به‌ویژه امام صادق علیه‌السلام را - که روش‎های صحیح فهم دین و لذا مطالعه روشمند دین در حوزه‎‎های مختلف فقه و کلام و... را به شاگردان خویش آموزش می‌دادند - پیشگامان نهضت سکولاریزه کردن دین به‎حساب آوریم!
نویسنده محترم، بین منحصر کردن مطالعه به روش‎های حسی و تجربی، و مطلق روشمند کردن مطالعات، فرقی نگذاشته و همین موجب خلط مبحث فوق شده است. اگر منظور از «دین را فلسفی کردن» غلبه نگاه فلسفی مدرن - که یک نگاه عمیقا و شدیدا حس‌گراست - بر دین باشد، قطعا این، گام نهادن در مسیر سکولاریزه کردن دین است؛ اما آیا نگاه فلسفی شهید مطهری از این سنخ بود؟ بگذریم که علاوه‎براین، خود شهید مطهری اصرار دارند که دین را به همان نگاه فلسفی درست هم فرونکاهیم و لذا در کتاب جهان‌بینی توحیدی، جهان‌بینی فلسفی را مادون جهان‌بینی دینی معرفی می‌کنند و بر این باورند که اگرچه بهره‌مندی از جهان‌بینی فلسفی را از جهاتی می‌توان به‎عنوان یکی از مؤلفه‎‎های جهان‌بینی دینی به‎حساب آورد، اما جهان‌بینی دینی از مؤلفه‎‎های دیگری همچون شورآفرینی، ایجاد احساس مسئولیت و... نیز برخوردار است که در جهان‌بینی فلسفی غایب است.
خلاصه کلام اینکه نویسنده محترم ‌نوشته مذکور، هم در تقریر عمیق بن‌مایه سکولاریسم دچار خطا شده، هم از تفاوت عمیق فلسفه اسلامی و فلسفه‎‎های جدید غربی غفلت ورزیده و هم در فهم مراد شهید مطهری از جایگاه و استفاده از فلسفه در منظومه دین، مسیر ناصوابی را پیموده است و بر اساس این سه اشتباه، به اشتباه، شهید مطهری را به گام نهادن در مسیر سکولاریزه کردن دین متهم کرده است.