* س ـ از دستآوردهای عمدۀ قیام 22 بهمن چه چیزهایی هستند؟ (دستاوردهای مهم 22 بهمن چیست؟)
بسماللهالرحمنالرحیم
** ج ـ دستآوردهای عمده 22 بهمن در زمینههای مختلف و متفاوت است، عمدتاً میشنوید که این دستآورد، استقلال، و قدرت سیاسی است... ولی من میخواهم به دستآوردهای دیگری علاوه بر موارد بالا اشاره کنم... و آن تحول در ارزشها و تحول در روحهاست...
شکوفا شدن جامعهایست که هزارههای متمادی در شرایطی کویری بسر میبرد و به رحمت این پیروزی به دشت خرمی بدل گشت که این خرمی و طراوت، بیش از هر چیز از آن روحهاست.
بازیافتن خویشتن یک ملت
آن تحول یک ملت حقیر و خویشتن گم کرده است به ملتی که هم خویشتن تاریخی خود را بازیافته است، هم خویشتن فطری خود را کم و بیش باز مییابد و آن تحول کشور شاهنشاهی مشرک است به کشور فطرتالله... شکوفا شدن ایثار و جوانمردی و آزادگی و عشقهای بزرگ است... و اگر آن دستآوردهای سیاسی و استقلالی هم، در آینده رستگاریی داشته باشد، در گرو دوام این دسته از رهآورد است که نام برده شد.
* س ـ بعد از پیروزی مرحلهای 22 بهمن دولت موقت زمام امور را بدست گرفت، در کار شورای، انقلاب و ترکیب افراد آن نارسائیهایی وجود داشت، علت چه بود؟
جناح غربزده حکومت
** ج ـ نظر شخص من اینست که مدتها پیش از پیروزی انقلاب ـ حتی در روند انقلاب، به موازات رشد نیروهای مؤمن و متعهد به امام (خط امام) نیروی دگیری که ریشههای تاریخی حتی در صدر مشروطیت داشت (از جنبه هویت فرهنگی و طبقاتی و سیاسی) رو به رشد نهاد که دولت موقت و کلاً جناح غربزده حکومت را در تمامی این دو سال شکل داده است. اینها، بعداً در شورای انقلاب هم حضور داشتند و مبانی تربیتی و شناختی و وابستهگیهای سیاسی و فرهنگی خودشان در تمام مدت به انقلاب تحمیل نموده، و هنوز هم تحمیل میکنند.
اما برای اینکه یک طرفه قاضی نرویم، به حرف امام استناد میکنم که گفتند: عدهای از ما، از مدرسه آمده بودیم و عدهای از غرب (غرب جغرافیایی یا غرب فرهنگی) .. و اشکالات اینست که هنوز هم دوام دارد ولی به جرأت میتوان گفت ضربهای که انقلاب نوپای ما با حضور و سیطره دولت موقت خورد آنچنان قوی بود که هنوز هم نتوانسته خود را ترمیم کند و آن «خشت کجی که این معمار، کار گذاشت، چه بسا کا تا ثریا» دیوار انقلاب و جمهوری اسلامی را گرفتار «کجی» کرده باشد، هرچند که در برابر اراده انسانها هر مشکلی ناچیز و ضربهپذیر است.
هسته و تشکل رهبریکننده
معمولاً این تعبیر وجود دارد که اگر انقلاب ما هسته و تشکل رهبریکنندهای داشت پس از پیروزی گرفتار چنگال آمریکاییپسند دولت موقت نمیشدیم، اما بگمان من چنین نیست. حداقل با تحلیلی که امروز پس از دو سال از گذشته دارم، میتوانم اینرا بگویم که اگر تشکل بآن معنای مارکسیستی و یا آمریکای لاتینی در این انقلاب وجود داشت نمیتوانست باین سرعت «مبارزه تودهای» شود. شاید و حتماً یکی از نقاط درخشان این پیروزی، نبود یک تشکل بآن صورتی است که قبلاً تصور میشد، باشد. این مبارزه یک تشکل هدایتکننده داشت که بهیچوجه مستقل نبود و کاملاً وابسته به امام و متکی به خود مردم بود... و دلیل قدرت گرفتن دولت موقت را باید در جای دیگر، یعنی در همان تکوین حساب شده و سازمانیافته آن در طول تکوین انقلاب اسلامی در نظر گرفت.
* س 1 ـ خط امپریالیسم برای از بین بردن انقلاب پس از پیروزی 22 بهمن بر چه محورهایی استوار بود و راه مقابله با آن چیست؟
محورهای امپریالیسم برای مقابله با انقلاب
** ج ـ این محورها عمدتاً اینها بودند.
1 ـ شکاف و تفرقه در میان مردم 2 ـ شکاف و تفرقه در ساخت قدرت (حکومت) 3 ـ تقویت جناح غربزده میانهرو (اعم از ملی و مذهبی، ناسیونالیست مذهبی و غیر مذهبی) 4 ـ اختلافات قومی و اختلافات مذهبی ـ 5 ـ تشدید رنجها و مسائل اقتصادی با تقویت محتکران و قساوت سرمایهداران و زمینداران 6 ـ جلوگیری از تعمیق ارزشها و تحولات معنوی و فرهنگی 7 ـ منزوی کردن خط آشتیناپذیر و ربانی و الهی «امام خمینی» 8 ـ حملات نظامی در مرزها، کودتا و ...
البته انشاءالله که آرزوی پیروزی را بگور خواهد برد، و انقلاب شکوهمند اسلامی همچنان راه خود را تا اوجهای حکومت مهدی باز خواهد کرد.
راه مقابله با امپریالیسم
ولی در مورد راه مقابله فکر میکنم بحث و گفتگویی مفصل لازم دارد. اول از همه آنها اینست که ما پیوسته خودمان را با آمریکا در جنگ بدانیم و او را به مثابه دشمن بزرگی بپذیریم. بمثابه شیطانی که یا باید بآن تسلیم شویم و در قعر مذلت و حقارت فرو رویم یا با آن بستیزیم.. و رستگار شویم، سودای سازش و نزدیکی و ملاطفت با این خونخوار قسی، حتی برای لحظهای هم که باشد جنایت است...
در کنار این خشم به دشمن بزرگ خدا و مردم، روح مذهبی و اخوت و ایثار را در میان خودمان (مردم) تقویت کنیم، مساله مالکیت را که حدود و ثغور آن در متون مذهبی کاملا مشخص است برای همیشه حل کنیم و جان و مال و آبروی این خلق مستضعف را از چنگ خوانین و سرمایهدار آن خارج نمایئم.. و مردم را بیش از این در کلیه امور، و در جنگ کنونی شرکت دهیم.
اگر در ساخت قدرت و در میان مسئولان، نیروهای جوان و خلاق و مبارز و زجرکشیده در جهت حل مسائل عمده مردم آنهم بصورت اصولی و ریشهای تلاش کنند، تا حدود زیادی جلوی گروهگرایی و تفرقه در میان مردم گرفته میشود و مردم با درک فطری و آرامش که حاصل نجات از رنج است به گرد آن نیروی براستی خدمتگزار جمع خواهند شد. و خودبهخود علیرغم دسیسههای خارج، تضاد در ساختمان حکومت و مردم از بین خواهد رفت... و قس علیهذا.
* س ـ روند اصولی انقلاب اسلامی در آینده منوط به چه چیزهایی است؟
روند اصولی انقلاب
** ج ـ 1 ـ عدم سازش و نزدیکی بآمریکا بلکه حفظ خشم و روحیه آشتیناپذیر نسبت به این ابرقدرت
2 ـ حفظ سیاست «نه شرقی، نه غربی»
3 ـ شرکت دادن مردم در امور، بویژه مطرح نمودن مشکلات و در میان گذاشتن مسایل با آنه، تا جایی که ممکن است، از «پشت پرده» و «غیر علنی» خودداری نمودن.
4 ـ حل مساله مالکیت و با جدیت دنبال نمودن آن، تا رها شدن مستضعفین از قید فقر و استثمار.. و نجات جامعه از تضادهای طبقاتی.
5 ـ تلاش در جهت ایجاد وحدت کلمه..
6 ـ و دنبال نمودن «صدور انقلاب» ... انقلاب ایران در آینده دو حالت دارد، یا بدست آمریکا و ایادی منطقهایش شهید میشود... یا صادر میگردد و منطقه را از لوث وجود «شیطان چهها» پاک میکند و جمهوری اسلامی در سراسر منطقه برگزار میشود.