تاریخ انتشار : ۱۱ اسفند ۱۳۸۶ - ۱۳:۰۲  ، 
شناسه خبر : ۲۲۸۹۱

قاسم غفوری

محمود احمدی‌نژاد رئیس‌جمهور کشورمان دیروز برای دیدار رسمی با الکساندر لوکاشنکو رئیس‌جمهور بلاروس وارد مینسک گردید. احمدی‌نژاد در حالی در مینسک به رایزنی با مقامات بلاروس می‌پردازد که براساس اهداف کلان سیاست خارجی جمهوری‌اسلامی‌ایران، تحکیم مناسبات میان دو کشور از اهمیت خاصی برخوردار است. با توجه به اهداف تعیین شده از سوی تهران که بر مبنای اصل تعامل سازنده اجرا می‌گردد، سیاست خارجی ایران بر چند محور اساسی استوار است که با بررسی اجمالی آنها، اهمیت توسعه مناسبات با بلاروس بیش از پیش آشکار می‌شود.

1- مهمترین بخش از سیاست خارجی ایران به توسعه روابط با کشورهای همسایه و ممالک اسلامی اختصاص یافته است. با عنایت به اهداف تهران برای اتحاد منطقه‌ای برای خروج بیگانگان از خلیج‌فارس، مقابله با سیاست‌های تفرقه‌افکنانه غرب، اتحاد جهان اسلام و حضور فعال آن در عرصه جهانی و ... اقدامات فعال در تحکیم مناسبات با همسایگان و جهان اسلام برای دستگاه دیپلماسی کشور تعریف گردیده است. دیدار احمدی‌نژاد از امارات و عمان و اعلام آمادگی برای توسعه مناسبات با مصر و اردن،دیدارهای مکرر مقامات کشورمان از کشورهای منطقه و ممالک اسلامی را می‌توان گامهایی برای تحقق این اهداف ارزیابی نمود که تاکنون نتایج مثبتی نیز به همراه داشته است.

2- توسعه مناسبات با کشورهایی که دارای سیاست‌های ضدامپریالیستی می‌باشند، در بعد دیگر سیاست خارجی ایران تعریف شده است. توسعه مناسبات با بلاروس، کشورهای آمریکای لاتین، چین و ... در این حوزه تعریف گردیده است.

3- از دیگر رویکردهای سیاست خارجی کشورمان، توسعه همکاری‌ها با کشورهای استعمار شده یا به اصطلاح مستضعف است که دارای قابلیت‌های اقتصادی، سیاسی و فرهنگی بالا می‌باشند. توسعه همکاری‌ها با کشورهای آفریقایی، آمریکای لاتین که بیش از 70 کشور را تشکیل می‌دهند در این راستا می‌تواند ارزیابی گردد. این کشورها هر چند در ظاهر از جایگاه اقتصادی و سیاسی در جهان برخوردار نمی‌باشند اما با تامل بیشتر می‌توان دریافت که قابلیت‌های اقتصادی و سیاسی بکر و دست‌نخورده‌ای برای آنها وجود دارد که با تقویت آنها می‌توان اهدافی فراگیر را اجرایی نمود. (این نکته قابل ذکر است که همکاری فراگیر با مجموعه این کشورها که بیش از 70 کشور را شامل می‌گردد در عرصه سازمان ملل و معادلات جهانی می‌تواند کارایی‌های بسیاری به همراه داشته باشد).

4- در حالی که ایران با بسیاری از کشورهای اروپایی در ارتباط می‌باشد یافتن بازیگران جدید با پتانسیل‌های بالقوه می‌تواند گامی برای تحقق اهداف سیاست خارجی در این قاره باشد. دیدارهای متکی وزیر امور خارجه کشورمان از سوئد، دانمارک و نروژ در کنار رایزنی دستگاه دیپلماسی با سایر کشورهای اروپایی (بازیگران اصلی) نشانه‌هایی از رویکرد تهران به بازیگران جدید اروپایی است.

با توجه به آنچه ذکر شد، دیدار احمدی‌نژاد از بلاروس که براساس تقسیم‌بندی‌های مذکور می‌تواند در اولویت دوم معادلات فرامنطقه‌ای ارزیابی گردد، گامی مهم برای اجرای از اهداف بلندمدت کشور در عرصه سیاست خارجی می‌باشد. سیاست‌های استقلال‌خواهانه و ضدغربی بلاروس که آن را در تقابل با آنها قرار داده (اروپا و آمریکا با اعمال تحریم‌ها علیه این کشور تلاش دارند تا آن را وادار به پذیرش خواسته‌های خود نمایند که به دلیل مواضع قاطعانه آن تا کنون موفق به این امر نشده‌اند)، جایگاه استراتژیک مینسک که آن را پل ارتباطی انتقال گاز و نفت به اروپا مبدل ساخته است، تلاش دو کشور برای توسعه اقتصادی و اجرای عدالت اجتماعی و ... سبب می‌گردد تا این کشور از جایگاه ویژه‌ای در سیاست خارجی تهران برخوردار گردد (دیدارهای مکرر مقامات دو کشور گواهی بر تلاش آنها برای تحکیم مناسبات فراگیر می‌باشد).

در نهایت می‌توان گفت: در شرایطی که ایران در راه مبدل شدن به قدرتی منطقه‌ای و بین‌المللی (با بهره‌گیری از دیپلماسی مردمی) می‌باشد در حالی که غرب برای انزوای تهران تلاش می‌کند، و با عنایت به اقبال جهانی نسبت به توسعه همکاری با تهران و ... تلاش برای اجرای اهداف سیاست خارجی براساس اولویت‌های ساختاری و اجرایی امری الزام‌آور می‌باشد که دیدارهای احمدی‌نژاد از امارات، عمان و اکنون بلاروس، در کنار فعالیت‌های گسترده‌ دستگاه سیاست خارجی در کشورهای منطقه، آفریقا، آمریکای لاتین، شرق آسیا و حوزه اسکاندیناوی می‌تواند گامی برای تحقق این مهم باشد. هر چند غرب با اهرمهای تمدید و پاداش و اعمال نفوذ بر سایر کشورها برای عدم اجرای آن، از هیچ توطئه‌ای فروگذار نیست.