تاریخ انتشار : ۱۱ آبان ۱۳۹۰ - ۰۸:۳۶  ، 
شناسه خبر : ۲۲۹۰۰۱
اشاره: در مواجهه جهان اسلام با عصر مدرن، پاره‌ای از باورها، ارزش‌ها، رفتارها و نمادهای دینی و سنتی در چالش با دنیا جدید قرار گرفتند. در این میان، «حجاب» از مهم‌ترین آن است. چه در جوامع اسلامی و چه در کشور خودمان، بیش از یکصد سال است که نگرش و رویه اجماع گونه پیشین دیگر وجود ندارد. طیف‌های متنوع در دیدگاه‌ها و راهبردها مشهود است و سیاست‌های اجرایی نیز، بالتبع متفاوت و گاه متناقض‌اند. در کمتر از نیم سده، دو سیاست اجرایی کاملا متفاوت در ایران از کشف اجباری حجاب تا الزام قانونی به آن دیده شد. پس از انقلاب اسلامی ایران نیز، تفاوت نگرش‌ها در گونه برخورد با بدحجابی یا بی‌حجابی رؤیت می‌شود که آخرین نمونه‌های آن در مباحث اخیر - که از سوی آقای احمدی نژاد و منتقدان ایشان مطرح شد - مشاهده می‌گردد. دکتر سید عباس صالحی عضو هیئت علمی دانشگاه تربیت مدرس و مدیر مسئول و سر دبیر هفته نامه پگاه حوزه و عضو شورای سیاستگذاری دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم است. این نگاشته، نه به نیت فصل الخطاب، بلکه به منظور بازنمایی و شفاف‌سازی دیدگاه‌های موجود در این موضوع، ارائه می‌شوند. چه این که به نظر می‌رسد پاره‌ای از ابهامات در حیطه‌بندی دیدگاه‌ها، تعارضات و تناقضات جدیدی را پدید می‌آورد. خاتون مطالعه آن را برای اهالی قلم مفید و مناسب می داند.

گفتمان اول:  نفی حجاب
با ارتباط مسلمانان با دنیای مدرن، موج فکری شکل یافت که به ضدیت و نفی حجاب پرداخت. این نگرش، گاه از سوی کسانی بود که دیگر دعوی مسلمانی نداشتند و گاه از سوی کسانی بود که در عین مسلمانی، از نفی حجاب سخن می‌گفتند.
این دیدگاه، در سابقه فکری-اندیشگی مسلمانان بی‌عقبه است. هیچ متفکر مسلمان را در حدود 13 قرن نمی‌توان یافت که از چنین دیدگاهی به دفاع برخاسته باشد یا به آن اشارت و تمایل نشان داده باشد، اما همان‌گونه که یاد شد در 150 سال اخیر، طرفدارانی از هر دو جریان لائیک و مسلمان پیدا کرده و چه در جوامع اسلامی و چه در جامعه ایرانی تکاپوی فراوانی داشته و دارند.
برای آشنایی اجمالی با این دیدگاه و نگرش و دیدگاه‌های آن، اشارتی به مهم‌ترین نکات مورد توجه این گروه خواهیم داشت. گرچه پاره‌ای از این استدلال‌ها، به مرور رنگ باخته‌اند اما هنوز بخشی از آن، در فضاهای فکری-روانی جوامع اسلامی و جامعه ایرانی جای دارند:
1. ریشه حجاب به جوامع پدرسالار اولیه بر می‌گردد که برای دسته بندی زنان در حرم‌سراها و خارج از حرمسراها به زنان محترم، آزاد، کنیز، برده، فاحشه و ... به آن رو آوردند. (توحیدی، فمینیسم، دموکراسی و اسلام گرایی 251)
2. حجاب، عامل محدود کردن تحرک زنان است. (همان)
3. حجاب، مانع ترقی زنان در کسب و دانش است. این استدلال، در آثار منورالفکران ضد حجاب مشروطه، فراوان دیده می‌شود. ایرج میرزا، که از مخالفان حجاب است و اشعار تند و تیزی در این زمینه دارد، می‌گوید:
نقاب بر رخ زن سدّ یاب معرفت است/کجاست دست حقیقت که فتح باب کردند
4. حجاب، مانع جلوه جمال زن است و زن را به صورت کریهی در می‌آورد. این بیان، بویژه با ادبیات غلیظ شاعرانه مخالفان حجاب، مکرراً مورد توجه قرار گرفته است. بخشی از عوامل روانی بی‌حجابی، ناشی از این نوع نگاه و نگرش است.
ایرج میرزا که از او یاد شد، با همین مقصود ناشایست، از حجاب یاد می‌کند:
تو مرآت جمال ذوالجلالی
چرا مانند شلغم در جوالی!
5. حجاب، نمی‌تواند حافظ عفت و عصمت زن و جامعه باشد. این استدلال، با نفی کارکرد حجاب می‌کوشد به توجیه بی‌حجابی بپردازد. با این زاویه دید، بسیاری از مخالفان حجاب، نکات فراوانی نوشته‌اند. به شواهد تاریخی استناد کرده‌اند و اشعاری سروده‌اند. از جمله، شاعری با تخلص «فانی»:
عفت و عصمت هر کس به شرف پا بند است/کی شود حافظ ناموس کس این تیره ثیاب
6. حجاب، بخشی از زیبایی‌های تکوینی خدا را پنهان می‌کند و عملا مانع آن می‌شود که وجهی از وجوه نعمت‌های الهی دیده شود. این استدلال، بویژه در بیان شاعران مورد توجه است.
از جمله:
هر چه خوب است سزاوار تماشا باشد/چون حرام است رخ خوب نهان از احباب
دیدن روی نکویان بود آثار بهشت/همچنین دیده رخساره زشت عین عذاب
7. حجاب، با کار و اشتغال زنان ناسازگار است و نمی‌توان نیمی از جامعه را از تاثیرگذاری در اشتغال اجتماعی بازداشت:
تمام مقصد ما کارکردن زن هاست/تو گوی تا زن خود کار با حجاب کند
8. حجاب از عوامل مهم عقب ماندگی جوامع اسلامی است و ترقی غربیان، از وضعیت حجاب زنان ایشان متأثر است. این استدلال، بویژه در منورالفکران نخستین جوامع مسلمانان و از جمله ایران، به وفور دیده می‌شود.
9. حجاب، ظلم و اجحاف به زنان است. زیرا آنان را در محدودیت جسمی-روانی قرار می‌دهد. به این استدلال در پاره‌ای از دفاعیه‌های راجع به حجاب، اشاره شده و نویسندگان آن، پاسخ داده‌اند. (حجاب پرده دوشیزگان، محمد حسن حائری مازندرانی/ رسائل حجابیه 1/213) و نیز (رساله دفاع از حجاب، از مجله اسلام، محسن فقیه شیرازی/ همان1/261)
10. در زندگی روستایی و ایلیاتی، چندان حجابی وجود ندارد. در عین حال عوارضی چونان روابط نامشروع و ... هم کمتر دیده می‌شود. این استدلال در پاره‌ای از نوشته‌های مخالفان حجاب دیده می‌شود. (از جمله در پاسخ به این استدلال ر.ک. مدینه الاسلام، روح التمدن، شیخ احمد شاهرودی، رسائل حجابیه در 577)
11. حجاب زنان، موجب آن می‌شود که دیدگان مردان حریص شود، اما با رفع حجاب، چشم‌ها پر می‌شود و دل‌ها سیر می‌شود. این استدلال، در دهه‌های نخستین مخالفت با حجاب، مطرح بوده و کم و بیش تاکنون نیز مطرح است. ( همان منبع، 579)
12. حجاب، موجب بروز امراض در میان زنان می‌شود. این استدلال، بویژه در مورد حجاب کامل (با روبند) مطرح بود و اکنون نیز با این استدلال که مانع رسیدن هوا و فضای لازم به بدن است، کم و بیش مطرح می‌شود. (در رساله حقیقت حجاب در اسلام، از مرحوم خالصی زاده، به این نگرش اشاره شده است و پاسخ داده است/ رسائل حجابیه 2/725)
13. حجاب، با اصل آزادی انتخاب و مساوات حقوقی میان زنان و مردان ناسازگار است. این استدلال نیز، از استدلال کهن مخالفان حجاب است و در این زمینه در دهه‌های اخیر، فمینیست‌ها بسیار سخن گفته و می‌گویند. (ر.ک منبع پیشین و...)
14. حجاب ریشه‌ای قرآنی-شرعی ندارد. این سخن، از نکاتی است که در صد ساله اخیر، در جوامع اسلامی، مکرراً مطرح شده است و مدعیان و طرفدارانی داشته و دارد. شاید آغازگر مبسوط این بحث در جوامع اسلامی، «قاسم امین» (م 1908.م) بود که بانگارش دو کتاب «تحریر المرأه» و «المرأه الجدیده» به دفاع از این انگاره پرداخت. کتاب‌های او به سرعت به موضوعی مهم و بحث بر انگیز در جهان اهل سنت تبدیل شد. آثار او به سرعت به زبان‌های دیگر راه یافت از جمله ابتدا، اعتصام الملک آشتیانی (پدر پروین اعتصامی) در 1316.ق (مطابق با سال 1900م) کتاب تحریر المرأه را با عنوان «تربیت نسوان» ترجمه و چاپ کرد. سپس در دوره رضاخانی و در راستای ترویج منویات او، هر دو اثر توسط «سید احمد مهذّب» ترجمه و نشر می‌یابند.
پس از قاسم امین، «نظیره زین الدین» با تالیف و نشر کتاب «السفور و الحجاب» در 1928 همین مسیر را می‌پیماید. این دیدگاه در دهه‌های متأخر توسط «محمد شحرور» در کتاب «الکتاب و القرآن، قراءه معاصره» تعقیب می‌شود. جمال البناء (برادر حسن بناء رهبر اخوان المسلمین) در کتاب‌های متعدد چونان: المرأه المسلمه بین تحریر القرآن و تقیید العلماء، حجاب فرض علی الاسلام و لم یفرض الاسلام الحجاب، شعرالمرأه لیس بصوره و ... از این دیدگاه بشدت دفاع می‌کند. همچنین نویسنده معاصر مصری، محمدسعید العشماوی، در نشریه کثیر الانتشار «روز الیوسف» در 1992 مقالاتی را نوشت که بعدها با عنوان «حقیقه الحجاب و حجیه الحدیث» نشر یافت. این مقالات، از سوی سید محمد کنکاوی (رئیس الازهر) نقد شد و مجدداً از سوی عشماوی پاسخ یافت و مجموعه آن نشر گردیده‌اند. هم چنین مولفانی از قبیل حسین علی لوبانی الدامونی (نویسنده فلسطینی) در «حجاب المراه المسلمه» این راه را ادامه دادند.
در این میان بخشی از جریان موسوم به فمینیست‌های اسلامی نیز با شدّت و حدّت این موضوع را تعقیب می‌کنند. در میان ایشان، نام‌های مشهوری چونان «فاطمه مرئیسی» (نویسنده مغربی) را می‌توان نام برد که در آثار متنوع و متعدد خود از این منظر به بررسی حجاب پرداخته است. از جمله: ماوراء الحجاب و ... هم چنین اقبال برکه در کتاب «الحجاب رؤیه عصرّیه» و...
این جریان فکری که تلاش دارد با حفظ دعوی مسلمانی، «حجاب» را از حوزه احکام مسلم دینی خارج کند، همان‌گونه که گفته شد دیرینه‌ای یکصد ساله دارد. در پاره‌ای از مکتوبات و اشعار منورالفکران ایرانی در صدر مشروطه و دوره‌های پسین، رگه‌هایی از آن را می‌توان دید. گرچه نوع نگرش و ادله یکسان نیستند، اما تماماً این مقصد را می‌پویند که حجاب متداول ریشه‌ای قرآنی- شرعی ندارند.
حاشیه‌ی نگاشت:
1. در ارتباط با نکات چهارده گانه فوق، متفکران مسلمان، پاسخ‌هایی داده‌اند. در «کتابشناسی حجاب» از رسول جعفریان (منتشره در رسائل حجابیه) نام 177 کتاب به عربی و فارسی است که بخش اعظم آن در اثبات حجاب و نقد ادله و شبهات علیه حجاب است. هم چنانکه در مجموعه «رسائل حجابیه» که ایشان گردآوری و نشر داده‌اند، 33 رساله را در اثبات حجاب می‌توان دید و خواند. که یکی از آن‌ها، کتاب «مساله حجاب» استاد شهید مرتضی مطهری است.
2. به نظر می‌رسد نیاز به آن است که نگرش‌ها و نقدهایی که این جریان فکری- اجتماعی در مساله حجاب داشته و دارند، اولاً در محیط‌های فکری مناسب مورد بحث و گفت‌وگو قرار گیرند، ثانیا ادبیات نقد علمی رعایت شود و فرصت‌های مناسب برای تبادل فکری و ارتقای منطق علمی پدید آید. گرچه مساله بی‌حجابی یا بد حجابی، تماماً از عوامل فکری- نظری نشأت نمی‌گیرد اما نباید از سهم سوالات و شبهات نظری در این زمینه غفلت ورزید و تمامی زمینه‌ها را، در حوزه‌های سیاسی و اجتماعی جست و جو کرد.
3. در ایران پس از انقلاب اسلامی، به مرور فضای در اختیار در زمینه اجبار و الزام به حجاب، مانع از فعالیت‌های مناسب در حوزه‌های اقناع و تخاطب شده است. احساس ضرورت‌های دینی که در اواخر مشروطه و اوائل دوره رضاخانی و نیز دهه‌های 50-30 برای کتاب‌ نویسی و مقاله نگاری در زمینه حجاب وجود داشت و موجب نگارش ده‌ها کتاب و مقاله تأثیرگذار گردید که یک نمونه آن کتاب «مساله حجاب» استاد شهید مطهری بود که آفاق تأثیرگذاری را در بر داشت، به مرور کاهش یافته است و اکنون از چونان انگیزه‌های موثر خبری نیست. همانگونه که اشارت شد، هنوز پاره‌ای از سوالات فکری- دینی در باب حجاب باقی است، نباید به آن بی‌توجه بود و یا صرفاً با ادبیات و پاسخ‌های پیشین با آن مواجه شد.
دیدگاه دوم: حجاب حداکثری
دیدگاه حجاب حداکثری، از گفتمان‌های رایج و دیرینه در مقوله حجاب است. این دیدگاه، در جهان اسلام و ایران، طرفداران جدی داشته و دارد. گرچه موج مدرنیزم آن را می‌کوبد و تلاش می‌کند که منهدم کند، اما هم چنان پا برجاست و در قالب‌های گوناگون خود را می‌نمایاند.
مولفه‌های گوناگون در این گفتمان مطرح هستند. در این میان، به مهم‌ترین آن‌ها اشاره می‌کنیم:
1. حجاب کامل بدن
در قلمرو پوشش بدن، این دیدگاه معتقد به وجوب حجاب تمامی بدن حتی صورت و دستان است. از این رو، در مراودات زنان با مردان نامحرم، وجود نقاب یا برقع یا آنچه صورت را بپوشاند، الزامی و واجب می‌داند.
در این میان دانشمندان شیعی، بزرگانی چونان: ابو زهره، ابن حمزه، فاضل مقداد، صاحب جواهر و... و در میان معاصران: مراجعی چونان آیات بحجت، گلپایگانی، صانی گلپایگانی و... به این نظریه یا به صورت جازم و یا به عنوان احتیاط واجب معتقد بودند.
این نظریه، در میان نویسندگان در مقوله حجاب در اواخر مشروطه و دهه‌های نخستین قرن چهاردهم، دیدگاه شایع و مطرحی بوده است. از جمله می‌توان به نگاشته‌های زیر اشارت داشت:
- رساله رد کشف حجاب، اسدا... خرقانی
- صواب الحظافی فی اتقان الحجاب، میرمحمدهاشم‌مجتهدمرندی‌خویی
- جواب مقاله ضاله طالبین رفع حجاب، زینب بیگم شیرازی
- هفت رساله در دفاع از حجاب (رساله ششم)
- ضیائیه در موضوع حجاب، موسی کاظمینی طبرسی
- وسیله العفاف یا طومار عفت
- اثبات وجوب حجاب، عباسعلی اسلامی
- تاکید حجاب نسوان، میرزا محمد علی مدرس تهرانی
- حجاب و پرده‌داری، علی اصغر لاری
- احسن الحکایات فی حجاب السافرات، میرزاابوالفضل خراسانی
(ر.ک. رسائل حجابیه، 2ج، به کوشش رسول جعفریان)
این نگرش فکری، هم چنان به ارائه دیدگاه‌ها و انظار می‌پردازد. از جمله می‌توان به آثار زیر که در دهه‌های اخیر نشر یافته‌اند، پرداخت:
- آیه جلباب، محمد تقی صدیقین، حکمت، 111ص
- زن و دین، محمد تقی صدیقین، قم، 80 ص
- الشهاب فی مساله الحجاب، در میان مبانی حجاب از نظر قرآن، حدیث و فقه، سید مصطفی شریعت موسوی، قم، دارالتفسیر، 1385، 808 ص.
در این اثر در صفحات 208-164 و 312-275 و 464-359 به گونه‌ای مستقل به این موضوع (وجوب حجاب صورت و دو دست) پرداخته است و در جای جای کتاب، به مناسبت نیز اشارات و پرداخت‌هایی داشته است.
در میان اهل سنت نیز، این دیدگاه جای پاهای جدی دارد. ابن تیمیّه، در تفسیر سوره نور از آن دفاع می‌کند (التفسیر الکبیر، ج5، 343) ابوالاعلی مودودوی در کتاب «الحجاب»، صلاح الدین البافی در کتاب المرأه المسلمه و... این دیدگاه را می‌پذیرد.
هم اکنون جریان فکری وهابیت، به شدت از آن حمایت می‌کند و نگاشته‌ها و مقالات متعددی در این زمینه نشر می‌دهد. از جمله: «الحجاب والسفور فی الکتاب والسنه» که نگاشته عبدالعزیز بن باز (مفتی متوفای سعودی) و سه نفر از شیوخ عربستانی است و در 1986 نشر یافته است. در مقاله دوم با عنوان «الکتاب و فریضه النقاب» (قرآن و وجوب نقاب) به دفاع از این نظریه می‌پردازد.
2. نگاه مردان و زنان
دیدگاه حداکثری، قلمروی «حرمت نگاه» را نیز حداکثری می‌داند. در این دیدگاه، نگاه مرد به زن (حتی به صورت و دستان او) جز در موارد خاص مجاز نیست. هم چنین نگاه زن به مرد (حتی بخش‌هایی که معمولا پوشیده نمی‌شود) روا نمی‌باشد.
این دیدگاه در فتاوی بزرگانی چونان علامه حلی در کتاب‌های تذکره (2/573) و شرح ارشاد (173) و نیز پاره‌ای از مراجع معاصر دیده می‌شود.
نظریه فوق در میان برخی از اهل سنت نیز مطرح است (برخی از حنبلیان و نیز ابن تیمیّه و... (ر.ک. المغنی، ابن قدامه، 6/558 و نیز فتاوی ابن تیمیه، 1/251)
3. صدای زن
آیا شنیدن صدای زنان برای مردان، حرام است. این دیدگاه، در پاره‌ای از انظار فقهی وجود دارد. (شرایع، 2/269)
در رساله در «وجوب حجاب» تالیف فخرالاسلام (در 1290ش) نوشته شده است: صدای زن هم عورت است و حرف زدن او با اجانب قبیح و غیر جائز است. در صورتی که حرف زدن در کلیسا که محل عبادت است، جایز نباشد در بازار که مجمع شیاطین است، به طریق اولی جایز نخواهد بود. (رسائل حجابیه، 1/77)
4. خانه‌نشینی
در این نگرش، مطلوب فقهی- اخلاقی برای زنان، خانه نشینی است. هر قدر زنان از خانه بیرون نروند، مطلوب‌تر و به نظام فقهی- اخلاقی اسلام نزدیک‌تر است.
در این زمینه موارد نقل فراوانند. از جمله:
چندان شارع در صیانت و حفظ زنان کوشیده است که حتی با چادر و حجاب هم هر گاه از خانه بیرون روند، کراهت دارد و نشستن در کنج خانه را برای زن ترجیح داده است. (احسن الحکایات فی حجاب السافرات، ابوالفضل خراسانی، رسائل حجابیه 2/827)
و یا شیخ محمود حلبی، در سخنرانی که مکتوب شده است، می‌گوید:
چون بیرون آمدن شما از محیط خانه و تماس گرفتن‌تان با مردان بیگانه، خطر هر جایی شدن و دل به این و آن دادن دارد، لذا محیط خانه را به دور شما حصار نمود. (حجاب در اسلام، رسائل حجابیه، 2/1095-1096)
5. اشتغال بیرونی
نگرش حجاب حداکثری، با کار زنان در محیط بیرونی مخالف است و آن را زمینه فساد و نیز عدم اجرای تعهدات و وظایف زنانگی می‌شمارد. غلامحسین اصفهانی حایری در کتاب «فلسفة الحجاب فی وجوب النقاب» می‌نویسد که کسب و تجارت مردان و واگذاری امور داخلی به زنان به ادله مختلف ترجیح دارد و از جمله این که در علم سیاست، مقرر است که دو شغل مختلف -که تفاوت نوعیه دارند- را به یک فرد نباید واگذار کرد. مخصوصا اگر هر دو شغل خطیر و با اهمیت باشند. و نیز آنکه کار بیرونی، طراوت و ویژگی‌های زنانگی زن را از بین می‌برد و ... (رسائل حجابیه، 1/472)
حتی در زمینه کار اداری زنان، کسانی چونان «خالصی زاده» که دیدگاه‌های معتدل‌تری ر در رساله حقیقت حجاب در اسلام ارائه می‌کند، قاطعانه اظهار نظر می‌کند که زنان را مطلقا از دوایر دولتی برکنار کنند. (همان، 2/732)
6. نفی اختلاط (تفکیک جنسیتی)
این دیدگاه، همکاری مرد و زن را از نمونه‌های «اختلاط حرام» می‌شمارد و نسبت به آن موضع منفی می‌گیرد. مبنای این نگرش، برداشت‌هایی از قبیل برداشت زیر است: آیا این آتش و پنبه‌ای که در پهلوی هم قرار گرفته‌اند، هیچ تجاوزی به یکدیگر نمی‌کنند و احتراق و اشتعال حادث نمی‌شود؟ چگونه ممکن است دو سیم الکتریسیته مثبت و منفی به هم برسند و ایجاد برق نشود. (حجاب در اسلام، شیخ محمود حلبی، ر.ک: رسائل حجابیه 2/1102)
مشابه این دیدگاه را در میان اهل سنت نیز می‌توان یافت. مولف کتاب المفصل فی احکام المرأة، اصل اولی را در باب اختلاط مرد و زن، حرمت می‌داند و (نه اباحه). و در باب اختلاط آموزشی دختران و پسران در محیط‌های دانشگاهی حکم به حرمت می‌دهد. (المفصل فی احکام المرأه، عبدالکریم زیدان، 3/431)
حاشیه نوشت:
1. همانگونه که در ابتدای جستار یاد‌آور شدیم، گفتمان حجاب حداکثری از دیدگاه‌های مطرح و با سابقه در تاریخ اسلام و ایران است. این دیدگاه، برخلاف دیدگاه نفی حجاب که در جستار پیشین از آن سخن گفتیم، دارای پیشینه و ادبیات فکری دیرین است. از این رو، حجم وسیعی از آرا و ادله را در میان مذاهب اسلامی داشته و دارد.
2. گفتمان حجاب حداکثری، دارای طیف فکری متنوع است. مولفه‌های یاد شده - و برخی دیگر از مولفه‌ها- اجمالا منظری از این گفتمان را نشان می‌دهند. اما ممکن است برخی، یک یا چند مولفه را پذیرا نباشند یا تعدیل‌های بیانی در آن بیافرینند.
3. دیدگاه گفتمان حداکثری در حجاب، مطرح است که در رسانه‌های مکتوب، شفاهی (از جمله منابر) مجازی و ... دیدگاه‌های خود را ارائه می‌کند و در جذب هم‌فکران و همراهان توفیق‌مند بوده است.
4. همان‌گونه که در حاشیه نوشت جستار پیشین (دیدگاه نفی حجاب) یادآور شدیم، دیدگاه‌های موجود در عرصه حجاب بایستی امکان منطقی افکار و ادله خویش را بیابند. بی‌تردید زیر‌زمینی کردن سوالات، آراء و انظار، به حفظ و احیا ارزش‌ها و آراء درست منتهی نخواهد شد. در این میان، دیدگاه حجاب حداکثری، که از پایگاه‌های تاریخی- دینی در میان جامعه برخوردار است، باید احساس امکان حضور آزاد و مواجهه نقادانه را بیابد.
5. به نظر می‌رسد اختلاط میان «گفتمان‌های حجاب» موجب شده است که گاه پاره‌ای از نویسندگان، وعاظ، خطیبان جمعه و... که بایستی از پایگاه گفتمان سوم سخن بگویند -که در ادامه از آن سخن خواهیم گفت- با منطق و ادبیات گفتمان دوم، با موضوع حجاب برخورد می‌کنند. این نکته نیازمند تفصیل بیشتری است که در ادامه این سلسله جستار‌ها به آن خواهیم پرداخت.
گفتمان سوم: ترکیب حجاب و حیات فعّال اجتماعی
این گفتمان، ضمن تأکید بر دو اصل مهم شرعی و عقلانی «حجاب و عفت زن و نیز نقش مهم زن در نهاد خانواده» مولفه‌های زیر را نیز باور دارد:
1- محدوده پوشش
عدم وجوب حجاب صورت و دستان، سابقه‌ای دیرین در میان فقیهان مسلمان و شیعه دارد و اکنون تقریباً فتوای اکثر مراجع معاصر است. اما رویّه عرفی و دینی در میان جوامع متدین شهری (و یا شبه شهری) موجب بود که در سده قبل و اوائل قرن اخیر، عرف دینی بر حجاب صورت و دست باشد. به گونه‌ای که پاره‌ای از کتاب‌ها و مقالات که در زمینه عدم وجوب حجاب صورت و دست نگاشته شد و نشر یافت، با مخالفت‌ها و نقدهای تند مواجه گردید. در این زمینه، تنها به دو مورد اشاره می‌شود:
مورد نخست: رساله «حقیقت حجاب در اسلام» از نویسنده نامور محمد خالصی‌زاده، ضمن تاکید بر اصل حجاب و پاسخ شبهه آفرینان، به استدلال‌های عقلی و نقلی در مورد عدم وجوب حجاب صورت و دست می‌پردازد. این ادعا، با مخالفت‌های تند و جنجال‌آفرین مواجه می‌شود.
مورد دوم: کتاب «مسأله حجاب» اثر شهید مطهری است. ایشان، در این کتاب، بحث مبسوطی را در این زمینه دارند و اشارت به این نکته می‌کنند که این موضوع، تأثیر مهمی در فعالیت‌های اجتماعی زنان چونان: رانندگی، فروشندگی، کار اداری، تعلیم و تعلم و ... دارد. ظاهراً این آثار مهم، موجب آن بود که استاد شهید، تقریباً بخش گسترده‌ای از کتاب را (از ص124 تا پایان کتاب) به بررسی این مسأله فقهی اختصاص دهند.
نگاشته استاد شهید در این محور، با نقدهای گوناگون مواجه شد. حداقل 3 نقد مکتوب از پایگاه گفتمان دوم، بر آن نشر یافت: رساله آیه جلباب از محمدتقی صدیقین، الحجاب فی‌الاسلام ازابوالقاسم اشتهاردی و نقدی از آقای ضیاءآبادی از علمای تهران (رسائل حجابیه، 2/ 1112) اما در این میان، صریح‌ترین نقد از یکی از شاگردان استاد بود. استاد کتاب مسأله حجاب را به یکی از شاگردان خود دادند؛ او نقدهایی را نگاشت و استاد آن را ملاحظه کردند و پاسخ‌هایی به آن دادند که اینک با عنوان پاسخ‌های استاد به نقدهایی بر مسأله حجاب؛ نشر یافته است.
نقدهای یاد شده بر کتاب مسأله حجاب شهید مطهری، چون برای نشر نگاشته نشده‌اند؛ به نظر می‌رسد به گونه‌ای صریح‌تر تفاوت گفتمان دوم را با گفتمان سوم مکشوف می‌کند:
غلظت دیدگاه‌های ناقد را بر استاد شهید در عبارات زیر می‌توان جست‌و‌جو کرد:
- مؤلف (استاد مطهری) تحت تأثیر تبلیغات سوء مخالفان حجاب است. (49)
- طرح این بحث‌ها برای عوام بی‌فایده بلکه مضر است زیرا آنان را گستاخ می‌کند. (42)
- مخالفین حجاب پیروی از نظام جدید را لازم می‌دانند و مؤلف هم تجویز می‌کند ... و کوشش مؤلف اثرش این است که مردمی را که در پرتگاه سقوطند؛ یک‌باره ساقط می‌کند. (72)
تعبیرات فوق، نمونه‌ای از تعابیرند و تهاجماتی از این گونه بر استاد شهید مطهری، پس از نشر آن اثر فراوان بودند.
2- نوع پوشش
در گفتمان سوم، تأکید بر «اصل حجاب» است و نه فرم حجاب. در گفتمان دوم، تأکید بر قالب‌های سنتی حجاب می‌کند که به نظر آنان، از سابقه و دیرینه‌ای در عرف متدینان برخوردارند و کارآمدی خود را در حجاب نشان داده‌اند. اما گفتمان سوم، چندان به «فرم» و قالب موجود، بها نمی‌دهد و یا حداکثر آن را یک اولویت می‌شمرد. امام خمینی در مورخه 7/10/57 به صراحت فرموده‌اند: در اسلام زن باید حجاب داشته باشد ولی لازم نیست که چادر داشته باشد بلکه زن می‌تواند هر لباسی که حجابش را به وجود آورد؛ اختیار کند.
این موضوع، با این که ادبیات فقهی آشکاری دارد و طبعاً هیچ فقیهی نمی‌تواند با ادله فقهی، پوشش خاصی چونان چادر را الزامی کند؛ اما در رویّه‌های عرفی- دینی چونان مسیری را نمی‌پیماید. تنها به یک نمونه اشارت می‌کنم: شهید بهشتی پس از مراجعت از آلمان، مجالس استیضاح‌گونه‌ای را پیش روی خود دید. یک بار در حسینیه ارشاد، و بار دیگر در میان روحانیان اصفهان و شاید نوبتی دیگر در مشهد. سؤالات مقّدسان و متدینان از ایشان، در 2 محور متمرکز بود: 1- روابط ایشان با اهل سنت. 2- مواجهه با مسأله حجاب: در محور اخیر، تنها به یک گزارش از جلسه حسینیه ارشاد بسنده می‌کنم:
«محور سخنرانی دوم شهید بهشتی در مورد حجاب و چادر بود که ایشان تأکید داشتند که در اسلام حجاب به معنای چادر نیست. در همان جلسه عده‌ای از ایشان سؤال کردند شنیده‌ایم همسر شما در آلمان چادر به سر نمی‌کردند و با مانتوی اسلامی رفت‌وآمد می‌کردند؛ پاسخ ایشان این بود: بله، حجاب کامل اسلامی که مورد تأیید است می‌تواند چیزی غیر از چادر هم باشد» (سیره شهید بهشتی، به کوشش غلامعلی رجایی، 587)
تنها به این نکته بسنده می‌کنم و می‌گذرم که جو علیه شهید بهشتی، چونان بود که عرصه را بر ایشان تنگ ساخت. به گونه‌ای که خطیب شهیر ایران مرحوم حجه‌الاسلام و المسلمین فلسفی با نظر به چونان فضای منفی، ناصحانه توصیه می‌کرد که بهتر است آقای بهشتی تا ده سال دیگر منبر نرود (همان منبع، 530) و ظاهراً با همان توصیه و یا عوامل دیگر، ایشان تا مقطع انقلاب، منبر و سخنرانی‌های علنی (پس از بازگشت از مرکز اسلامی هانبورگ) نداشت.
3- نفی تفسیر حداکثری از اختلاط
یادآور شدیم که گفتمان دوم، اختلاط زن و مرد را، با تفسیری حداکثری تعریف می‌کند و حداقل مراوده و ارتباط را تکلیف الزامی و یا شبه الزامی می‌داند؛ با همین نگرش، رویکرد تفکیک جنسیتی را در همه موضوعات و مصادیق، تعقیب می‌کند.
اما گفتمان سوم، چونان باوری ندارد. اختلاط را با «صبغه جنسی» نفی می‌کند؛ اما روابط علمی و همکاری‌های شغلی که چونان شائبه‌ای را نداشته باشند؛ نفی نمی‌کند. مقام معظم رهبری در تبیین و تفسیر اختلاط، تعابیر ذیل را دارند: «این به معنای عدم ورود یکی از دو جنس در محل حضور در جنس دیگر نیست؛ به معنای عدم تماس این‌ها با هم نیست؛ به معنای عدم همکاری این‌ها با هم نیست. بلکه به معنای خاصی است ... هر چیزی که فتنه جنسی ایجاد کند» (در دیدار با گروه انطباق پزشکی، 16/8/74 به نقل از آئینه زن، 237)
4- گستره علم‌آموزی زنان
گفتمان سوم، دانش‌ورزی زنان را مورد تأکید قرار می‌دهد. مقام معظم رهبری هشدار می‌دهند که مبادا پدر و یا مادری از روی تعصب خیال کند که جلوی دختر را بگیرد که تحصیلات عالیه نکند. (دیدار با مردم آذربایجان شرقی، 27/6/75 به نقل از آئینه زن، 152) تأکیدات مدوام عالمان روشن‌اندیش در گفتمان سوم، بویژه نقش بارز حضرت امام خمینی و مقام معظم رهبری موجب شد که زنان مسلمان ایرانی در روند علمی کشور، سهم چشمگیری بیابند.
این گفتمان، بر خلاف گفتمان سابق، دایره علوم ممدوح را برای زنان، محدود به علوم خانگی و خانه‌داری و احکام شخصیّه شرعیه و مشابه آن نمی‌کند؛ بلکه در مداری وسیع چونان گستره دانش‌ورزی مردان، برای علم‌آموزی زنان حرمت و ارج قائل است. رهبر انقلاب، در این زمینه فرموده‌اند: «من طرفدار این هستم که زنان در جامعه در هر رشته‌ای دانشمند شوند» (در دیدار 4/10/70 با شورای اجتماعی - فرهنگی زنان)
5- مخالفت با خانه‌نشینی زنان
در گفتمان سوم، حجاب حد و مرزی در پوشش است و نه به معنای لزوم یا حتی ارجحیت‌ خانه‌نشینی زن.
شهید مطهری، به صراحت اظهار می‌کند: «این که زن فقط و فقط باید در کنج خانه محبوس بماند و حتی با حفظ حریم و عفاف هم از علم و هم از هر کمال الزاماً باید محفوظ بماند و کاری جز اطفاء شهوت مرد و خدمتکاری او ندارد... علاوه بر این که با اسلام جور در نمی‌آید بر ضد عواطف انسانی است.» (پاسخ‌های استاد.../66)
امام خمینی نیز در موضع‌گیری صریحی فرموده‌اند:
این تبلیغات که اگر اسلام پیدا شد دیگر زن‌ها باید بروند توی خانه بنشینند و قفلی هم بزنند که بیرون نیایند؛ این چه حرف غلطی است که به اسلام نسبت می‌دهند (20/9/57 به نقل از جایگاه زن در اندیشه امام خمینی، 206)
6- مشارکت سیاسی زنان
گفتمان سوم،مشارکت سیاسی زنان را هم حق هم تکلیف شرعی ایشان می‌داند.
می‌دانیم که در جواز شرعی حق رأی زنان (رأی دادن و انتخاب شدن) بحث‌های پر دامنه‌ای بود. جریان‌های متنفذ فقهی - دینی از عدم جواز دفاع می‌کردند؛ پس از انقلاب اسلامی این جریان کوشید تا دیدگاه خود را در قانون اساسی تنفیذ کند. با عدم توانایی در آن مرحله، بار دیگر اقدام جدیدی را همت گماردند. به روایت حجه‌الاسلام سیدحمیدروحانی برخی از نخبگان مجلس برای حذف زنان از روند انتخابات، امام خمینی قاطعانه عدم مشارکت زنان در انتخابات را در سخنرانی رد کردند. بار دیگر شورای نگهبان نماینده‌ای خدمت امام فرستاد و امام فرمودند: این کار را نکنید. زن ها باید به مجلس بروند و از نظر شرع هم اشکالی ندارد. وقتی نماینده شورا خواست از اتاق بیرون برود امام او را صدا زدند و فرمودند: به شورای نگهبان از قول من بگویید که مبادا زنان را از دخالت در مسایل انتخابات منع کنند؛ اگر این کار را کردند من موضع می‌گیرم و برخورد می‌کنم. (مجله شاهد بانوان، تیر 69 به نقل از زن از دیدگاه اما خمینی، 97-98)
امام در موضع‌گیری دیگر علنی نیز ابراز داشته بودند: زنان حق رأی دارند ... حق انتخاب دارند؛ حق انتخاب شدن دارند (9/1/58 به نقل از جایگاه زن ... /69)
7- مشاغل اجتماعی
گفتمان سوم، ضمن تأکید بر اصولی چونان: رعایت حجاب، اصل عفت در روابط و اهتمام به نهاد خانواده، تقریباً خط قرمزی را در مشاغل اجتماعی برای زنان نمی‌شناسد. جالب این‌که امام خمینی به صراحت می‌گویند: زنان همانطور که قبلاً گفتم می‌توانند در ارتش باشند. (7/10/57 به نقل از جایگاه زن ... / 204)
و نیز این خاطره از خانم مرضیه دباغ جالب می‌نماید که در ملاقات با ایشان در نجف از ایشان خواستم که به لبنان بروم و در کنار برادران و خواهران لبنانی با اسرائیل بجنگم؛ ایشان فرمودند: این یک تکلیف است. و نیز پس از پیروزی انقلاب اسلامی، که نیز برای تشکیل سپاه پاسداران غرب به همدان رفته بودند؛ به تکلیف آیت‌الله شهید مدنی، فرماندهی سپاه همدان را بر عهده گرفتند و از سال 58 تا 60، در منصب فرماندهی سپاه همدان بودند (مجموعه مقالات کنگره تأملی بر جایگاه زن، ج1، 132)
در پایان این جستار، نکات چندی را یادآور می‌شوم:
1- سه گفتمان موجود مسأله حجاب، واقعیتی انکار ناپذیر است. چه در سطح جهان اسلام و چه در جامعه ایران، باورمندان و هوادارانی دارد. ایجاد فضاهای مناسب در گفت‌وگو و نقد، می‌تواند به شفاف‌سازی و اقناع بینجامد.
2- به نظر می‌رسد در شرایط حاکمیت، موافقان «حجاب»، گاه در یک خلط گفتمانی فرو می‌غلتند و از موضع دیدگاه دوم، به خطابه و مقاله و ... رو می آورند. نویسنده این نوشتار، برای گفتمان دوم حق ابراز رأی فکری و عرضه دیدگاه فقهی قائل است و چنین می‌اندیشد که اجازه ندادن طرح آراء به این دیدگاه، به فرقه‌ای شدن آن می‌انجامد؛ اما بدون تردید، اظهار رأی‌های حاکمیتی غیر از ابراز دیدگاه‌های شخصی است. مسؤولان قوا، خطیبان جمعه، نمایندگان مجلس، و ... در ارائه افکار، صرفاً بیانگر دیدگاه خود نیستند؛ بلکه به گونه‌ای رأی و مزاج حاکمیت را نیز تبیین و یا اشارت می‌کنند.
3- گفتمان‌های سه‌گانه، با چالش‌های خاص مواجهند:
گفتمان نخست، با فهم متوافق، روشمند و تاریخی از قرآن و سنت ناسازگار است.تأویل آیات و روایات حجاب، با تأویلات باطنیان در توجیه احکام دین شباهت می‌یابد و راه دشواری را می‌پیماید.
گفتمان دوم، علاوه بر درستی یا نادرستی ادله درون دینی، در چالش با اقتضائات زندگی جدید است. علاوه آن که تکنولوژی جدید و ابزارهایی چونان ماهواره، اینترنت و ... مرزهای «خانه» و «بیرون خانه» را برداشته‌اند. مگر نه آن‌که زنان عربستانی که محدودیت‌هایی در بیرون دارند؛ در زمره کاربران فعال عرصه اینترنت‌اند!
و گفتمان سوم هنوز نتوانسته است مدل سازواری میان اصول بنیادین دیدگاه خویش ارائه کند. این که چگونه می‌توان میان باورها و ارزش‌هایی جمع کرد از قبیل: اشتغال بیرونی با مسؤولیت‌های خانوادگی، هم‌کاری با مردان بدون شائبه‌های جنسی، تحصیل علمی و مشاغل اجتماعی بدون حذف جایگاه شرعی - سنتی مردان در مدیریت خانوادگی و مسائل دیگر. به نظر می‌رسد که پاره‌ای از تهاجمات، در آن است که کاستی‌ها و پیامدهای اجرایی را به اصل و مولفه‌های این گفتمان بازگشت می‌دهند. گفتمان سوم، باید با تأمل‌های افزون‌تر، به رفع این نقایص بپردازد ومدل «زن مسلمان در جامعه مدرن» را طراحی و ارتقا بخشد.