شعیب بهمنی
در طول تاریخ، خلیج فارس نه تنها بخشی از خاک ایران محسوب میشده و حاکمیت آن در دست ایرانیها بوده است، بلکه به اذعان تمام منابع تاریخی موجود این پهنه آبی با عناوینی نظیر خلیج فارس، خلیج عجم، دریای فارس و یا بحر فارس شناخته شده است.
نام خلیج فارس از جمله نامهای تاریخی است که از گذشته بسیار دور تاکنون در اسناد، قراردادها و مکاتبات مورد استفاده همه اقوام و ملتهای دور و نزدیک آن، از فارس و عرب، ترک و هندی تا اروپاییان قرار داشته است.
در این نوشتار ضمن تشریح موقعیت استراتژیکی خلیج فارس، به بررسی تبارشناسانه نام خلیج فارس و چگونگی شکلگیری ادعاهای واهی اعراب در استفاده از نام جعلی خلیج یا خلیج عربی خواهیم پرداخت.
جغرافیای طبیعی و راهبردی خلیج فارس
خلیج فارس، شیار هلالی شکلی است که بیش از یک چهارم ذخایر فسیلی جهان را در خود جای داده و از طریق دریای عمان به اقیانوس هند و آبهای آزاد راه مییابد.
حاشیه خلیج فارس شامل کشورهای ایران، عراق، کویت، بحرین، عربستان، قطر، امارات و عمان میشود و در این بین بیشترین ساحل خلیج فارس که قابلیت کشتیرانی نیز دارد، تحت حاکمیت ایران میباشد.
خلیج فارس به مثابه یک راه آبی و دریایی از آغاز تاریخ موقعیت برجسته سیاسی داشته است و به نوعی خاستگاه تمدنهای بزرگ خاور باستان با پیشینهای چند هزار ساله است. از قرنها پیش عیلامیها از بندر بوشهر و جزیره خارک برای سکنا و کشتیرانی و حکمفرمایی بر سواحل خلیج فارس و بازرگانی با هند غربی و دره نیل استفاده میکردند.
اکثر مورخان یونانی ـ از جمله هرودوت ـ معتقدند که بابلیها وسائل مورد نیاز خود را که از عربستان و هندوستان تهیه میکردند، از طریق خلیج فارس حمل مینمودند. به لحاظ موقعیت سوقالجیشی نیز بابل در حوالی خلیج فارس در کنار دجله و فرات قرار گرفته بود و سه دریای فارس، هند و اسود را به هم مرتبط میساخت. همچنین هرودوت و استرابون تأکید میکنند که در این نواحی مراکز مهم تجارتی وجود داشته است.
هماکنون نیز خلیج فارس مهمترین آبراه بینالمللی جهان است که بیش از 50 درصد انرژی جهان در آن نهفته است. 3 خلیج فارس و کشورهای ریز و درشت پیرامون آن (ایران، عراق، کویت، عربستان سعودی، بحرین، قطر، امارات متحده عربی و عمان) نزدیک به 10 درصد از گستره 44 میلیون کیلومتر مربع قاره آسیا را دربر میگیرند.
پیشینه تاریخی
بنابر مدارک متقن، خلیج فارس از هزاران سال پیش نه توسط ایرانیان، بلکه توسط ملتهایی که با ایرانیان مراوده داشتهاند، از جمله یونانیان و رومیان با عنوان دریای پارسی نامیده شده است. عربها نیز قرنها آن را خلیج فارس یا بحر فارس نامیدهاند. خلیج فارس با همین نام طی هزاران سال گذشته شناخته شده و تمامی کشورها و اقوام مختلف از جمله اعراب از این نام استفاده کردهاند.
تمام متون قدیمی جغرافی جهان از نقشههای هکاتایوس و بطلمیوس تا آثار جغرافیدانان و جهانگردان مسیحی و مسلمانان، شعبهای بزرگ از اقیانوس هند را که از جنوب ایران به موازات بحر احمر تا قلب دنیای قدیم پیش رفته است، خلیج فارس یا دریای فارس نامیدهاند.
از سدههای هفتم و هشتم پیش میلاد تمام عالمان از جمله آناکسی ماندر، هکاتوس، هرودوت، اراتوستن، هیپارک، پومپونی مله، کراتس مالوس، استرابون، بطلمیوس، مایکرو پیوس، ایزیدور سویلی، محمدبنموسیالخوارزمی، ابوزید بلخی، ابن سرابیون، ابن رسته، ابن فقیه، قدامه، ابن فضلان، ابن خردادبه، مسعودی، استخری، ابن حوقل، مقدسی، ناصرخسرو، ادریسی، جیحانی، فرازی، بیرونی، ابن جبیر، یاقوت، قزوینی، مستوفی، ابن بطوطه، حافظ، شرفالدین علی یزدی، ابوالغازی و... دریای جنوبی ایران را تحت اسامی و عناوینی نظیر خلیج فارس، خلیج پارس، دریای فارس، بحر الفارس، بحر فارس، سینوس پرسیکوس، ماره پرسیکوس، گلف پرسیک، پرژن گلف (گالف)، پرزشیر گلف، پرسیس یا پرسیکوس، نامیدهاند.
بررسی و بازنمود اوضاع و احوال اجتماعی، سیاسی و اقتصادی خلیج فارس و جزایر آن پس از اسلام تا برهه تجاوز پرتغالیها و تشریح وضعیت آن از عصر صفویه تا امروز مبحثی عظیم میطلبد که از حوصله این نوشتار خارج است. در ادامه به بررسی سندیت خلیج فارس از میان منابع تاریخی ـ جغرافیایی ایرانی، یونانی، اسلامی، غربی و اسناد حقوقی خواهیم پرداخت.
1- منابع ایرانی:
خلیج فارس طبق اسناد موجود از هزاره هشتم پیش از میلاد مورد استفاده تجاری و نظامی ملل دنیای قدیم قرار گرفته است. در سنگ نبشته داریوش هخامنشی در مصر متعلق به سال 518 تا 505 پیش از میلاد، که هنگام حفر کانال سوئز به دست آمده است، در عبارت درایه تپه هچا پارسا آبی تی هنی به معنای دریایی که از پارس میرود یا سر میگیرد، نام دریای پارس آمده است.
ایرانیان در روزگار هخامنشی این دریا را پارسا درایا یا دریای پارس میخواندند. در کتیبههایی که از داریوش در تنگه هرمز نیز یافت شده، عبارتی پیرامون دریایی که از پارسرود سرچشمه میگرفته است به چشم میخورد.
در کتاب حدود العالم به عنوان قدیمیترین کتاب جغرافیا به زبان فارسی که حدود هزار سال قبل تألیف شده است آمده است: خلیج پارس از حد پارس برگیرد، با پهنای اندک تا به حدود سند.
میتوان گفت از هنگامی که بشر تاریخنویسی را آغاز کرد دریای جداکننده فلات ایران از شبهجزیره عربستان را دریای فارس یا خلیج فارس نامیده است. و در هیچ یک از این ادوار تاریخی نام دیگری به آن نهاده نشده است.
2- منابع یونانی
طبق نوشته مورخان و جغرافینگاران یونانی که پیش از میلاد مسیح میزیستهاند چون هرودت (484 ـ 425 ق.م) کتزیاس (445 ـ 380 ق.م)، گزنفون (430 ـ 352 ق.م) استرابن (63 ق.م. 24 م)، یونانیان نخستین ملتی هستند که به این دریا نام پرس و به سرزمین ایران پارسه، پرسای، پرسپولیس، یعنی شهر یا مملکت پارسیان دادهاند.
نئارخوس، سردار مقدونی نیز موجب اشتهار دریای مکران و پارس شده است. وی در سال 326 ق.م به دستور اسکندر مقدونی، از رود سند گذشت و دریای مکران و خلیج فارس را با کشتی طی کرد و تا دهانه آن پیش رفت.
هکاتیوس هلطی از علمای قدیم یونان و ملقب به پدر جغرافیا در سال 475 قبل از میلاد از نام دریای پارس استفاده کرده است. در نقشههای باستانی از قول هرودوت و گزنفون به این دریا، دریای پارس 10 اطلاق شده است.
کلودیوس پتوله مااوس (بطلمیوس)، جغرافینگار، نقشهنگار و ریاضیدان مشهور قرن دوم میلادی، در کتاب جغرافیای عالم که به زبان لاتین نگاشته شده، و همچنین در نقشهای که کشیده، از خلیج فارس با نام پرسیکوس سینوس یاد کرده است.
کوین توس کوروسیوس روفوس مورخ رومی که در قرن اول میلادی میزیسته این دریا را دریای پارس یا آبگیر فارس خوانده است. همچنین در کتابهای جغرافیایی لاتین، آبهای جنوب ایران (دریای مکران و خلیج فارس) را ماره پرسیکوم یعنی دریای پارس نوشتهاند.
بنابراین مورخان و جغرافینگاران یونانی پیش از میلاد در شرح وقایع تا سده 7 ق.م یعنی سقوط حکومت عیلام و تشکیل حکومت ماد و روی کار آمدن هخامنشیان دریای مکران و خلیج فارس را دریای پارس میخواندند.
3- منابع اسلامی
پس از فتح ایران توسط اعراب در سده هفتم پس از میلاد، تلاشی برای تغییر نام دریای پارسی صورت نگرفت. اعراب مسلمان، عموماً این خلیج را بحر الفارسی (دریای پارسی) مینامیدند و این نام از سوی امپراتوریهای ایرانی، ترک و عربی هم که در 1200 سال بعد منطقه را تحت سلطه خود داشتند مورد احترام قرار گرفت.
محققان اسلامی نظیر استخری، مسعودی، بیرونی، ابن حقول، مقدسی، مستوفی، ناصرخسرو، الطاهرین مطهر المقدسی (بشاری)، ابوالقاسم بن محمد بن حوقل و... که مطالعه در اطراف این دریای ایرانی را تا قرن 15 ادامه دادند، در آثار و نوشتههای خود از آبهای جنوب ایران به نامهای بحر فارس، البحر الفارسی، بحر مکران، الخلیج الفارسی و خلیج فارس یاد کردهاند. حتی از این جغرافیدانان نقشههایی موجود میباشد که اقیانوس هند را البحر الفارسی نام گذاردهاند.
جغرافیدانان عرب و اسلامی این نام را از دو تمدن باستانی گرفتند و همزمان مورد استفاده قرار دادند. بدینترتیب که پارسا درایای ایرانی را بحر فارس و سینوس پرسیکوس یونانی را خلیج فارس مینامیدند و حتی منظور از دو دریا در سوره الرحمن قرآن مجید را نیز همان دریای فارس و دریای متوسط میدانستند.
ابوعلی احمد بن عمر معروف به ابن رسته در کتاب الاعلاقالنفسیه که در سال 290 هجری به رشته تألیف درآورده، تصریح میکند: فاما البحر الهندی یخرج منه خلیج الی ناحیه فارس یسمی الخلیج الفارسی. اما از دریای هند خلیجی بیرون میآید به سمت سرزمین فارس که آن را خلیج فارس مینامند.
به گفته جرجی زیدان تاریخدان عرب، بحر فارس محدود به آبهایی میشود که دنیای عرب را دور میزند. جرجی زیدان میگوید: بحر فارس ـ ویراد به عندهم کل البحور المحیطیه ببلاد العرب من مصب ماء دجله فی العراق الی ایله فیدخل فیه مانعبر عنه الیوم بخلیج فارس و بحر العرب و خلیج عدن و البحر الاحمر و خلیج العقبه... دریای فارس ـ نزد آنان مقدم بر همه دریاهایی که سرزمینهای عرب از مصب آب دجله گرفته تا ایله را احاطه میکند، به عنوان دریای فارس تعبیر میشده و از آن جمله است آنچه را که ما امروز از آن به خلیج فارس و دریای عرب و خلیج عدن و دریای سرخ و خلیج عقبه تعبیر میشده و از آن جمله است آنچه را که ما امروز از آن به خلیج فارس و دریای عرب و خلیج عدن و دریای سرخ و خلیج عقبه تعبیر میکنیم.
محمد عبدالکریم صبحی نیز در کتاب علمالخرائط در نقشههایی که با ترجمه عربی نقل کرده است، دریای جنوب ایران را الخلیج الفارسی و بحر فارس نامیده است.
نقشههای فراوانی که از این قرون در دست است، علاوه بر تأکید و تأیید نام خلیج فارس، دگرگونی یاد شده در تغییر نام بحر فارسی و دگرگونی در دایره شمول این نامها را ترسیم میکنند.
4- منابع غربی:
بیشتر کسانی که در مورد دریای پارسی و دریای مکران مطلب نوشتهاند بیگانگان و به ویژه انگلیسیها بودهاند، زیرا به لحاظ موقعیت ویژهای که در این منطقه داشتهاند کوشیدهاند تا حقیقت نهفته بماند و نامهای جعلی و ناقص جای اسامی درست را بگیرد. اما منابعی از آنها بجای مانده است که بر صراحت نام خلیج فارس تکیه میکنند.
در سال 1892، لرد کرزن، وزیر خارجه انگلستان، در کتاب ایران و قضیه ایران مکرراً به نام خلیج فارس اشاره کرده است.
ویلیام راجرز، وزیر امور خارجه وقت ایالات متحده آمریکا، در گزارش مورخه 1971 میلادی خود در مورد سیاست خارجی این کشور از نام خلیج فارس استفاده کرده است.
در فرهنگهایی که به زبانهای مختلف تدوین و چاپ شده است، از جمله فرهنگهای آلمانی، انگلیسی، آمریکایی، فرانسوی، ترکی و... خلیج فارس نیز به همین نام آورده شده است.
امروزه در میان آثار اعراب نیز بحر فارس به فراموشی سپرده شده و از ترکیب خلیج فارس استفاده میشود. یکی از معروفترین دایرهالمعارفهای دنیا یعنی المنجد، سند قاطعی برای مراجعه است که از ترکیب خلیج فارس بهره برده است.
5- اسناد حقوقی
الف) اسناد:
دلایل و مستندات حقوقی معتبری درباره اصالت نام خلیج فارس وجود دارد که به قرن 16 میلادی بازمیگردد. طی سالهای 1507 تا 1560 در کلیه موافقتهایی که پرتغال، اسپانیا، بریتانیا، هلند، فرانسه، آلمان با دولت ایران داشتند حتی در متون عربی نیز از عبارت خلیجالفارسی و در متن انگلیسی پرشین گلف استفاده شده است.
از جمله این اسناد استقلال کویت است که میان امیر این کشور و نمایندگان بریتانیا منعقد شده است. این سند که توسط عبدالسالم الصباح نیز امضا شده است، چنین آغاز میشود: حضرت صاحب الفخامه الفخیم السیاسی لصاحبه اجلاله من الخلیج فارسی المحترم...
ب) سازمان ملل متحد:
سازمان ملل متحد تا به حال دو بار نام تاریخی و اصیل این آبراه را خلیج فارس اعلام کرده است. سازمان ملل خلیج فارس را نامی تازه میداند که از آغاز قرن بیستم جانشین نام کهن دریای پارس شده و بیش از دریای فارس مورد استفاده قرار گرفته است.
دبیرخانه این سازمان در سند مورخ 5 مارس سال 1971 میلادی و یادداشت ( AD113/GEN) به دولت ایران یادآور میشود که بنابر عرف جاری در دبیرخانه سازمان ملل متحد در اسناد و نقشههای جغرافیایی، منطقه آبی بین ایران از سمت شمال و خاور و تعدادی از کشورهای عربی از سوی جنوب و باختر به نام خلیج فارس نامیده میشود، و این بنابر عرف قدیمی انتشار اطلسها و فرهنگهای جغرافیایی است.
دومین بیانیه به تاریخ دهم آگوست 1984 ثبت شده است و در هر موقعیت، همه 22 کشور عربی نیز اسناد سازمان ملل را امضا کردهاند.
این دبیرخانه همچنین بابت اشتباهاتی که سازمان ملل در برخی اسناد در به کار بردن نام خلیج فارس مرتکب شده، عذرخواهی کرده آن را اشتباه سهوی دانسته (سند 26 ژوئن 1991 میلادی در سازمان ملل) و از کارگزاران سازمان خواسته است که همواره این موضع ایران را در نظر داشته باشند. ضمن اینکه کنفرانس سالیانه سازمان ملل درباره هماهنگی در مورد نامهای جغرافیایی نیز هر سال بر نام خلیج فارس تأکید کرده است.
ادعاهای واهی
چندین دهه از کوششهای برنامهریزی شده اعراب برای تغییر نام تاریخی خلیج فارس میگذرد. آبراهی که ایران را از شبهجزیره عربستان جدا میسازد بر اساس تمام اسناد تاریخی ـ جغرافیایی، نقشههای موجود از یونان باستان تا دوره معاصر و همچنین بیانیههای سازمان ملل متحد، خلیج فارس نام دارد و حتی در تمام نوشتهها و نقشههای عربی که پیش از دهه 1960 به چاپ رسیده است از عنوان الخلیج الفارسی یا بحر فارس استفاده شده است. صحت ادعای فوق حتی در بخشی از سرود ملی قدیمی مصر نیز دیده میشود که در آن از خلیج فارس یاد شده و مرزهای اعراب را از خلیج فارس تا دریای مدیترانه ترسیم نموده است: حدودنا من خلیج الفارسی حتی بحر الابیض.
موضوع تغییر نام خلیج فارس از دهه سوم قرن بیستم به دنبال سیاست فارسیزدایی انگلیسیها در منطقه خلیج فارس مطرح شد. هدف اصلی سیاست یاد شده توسعه سرزمین انگلستان در منطقه خلیج فارس بود مانع اصلی این سیاست را باید هویت ایرانی دانست که سالیان دراز بر منطقه خلیج فارس سایه افکنده بود.
اصطلاح خلیج عربی برای اولین بار از سوی یک دیپلمات بریتانیایی در منطقه خلیج فارس عنوان شد. سرچارلز بلگریو که بیش از سه دهه نماینده سیاسی دولت بریتانیا در خلیج فارس بود، پس از مراجعت به لندن در سال 1345 هجری خورشیدی کتابی درباره سواحل جنوبی خلیج فارس منتشر کرد و در آن برای نخستین بار از عنوان تازه و جعلی خلیج عربی استفاده نمود. چارلز بلگریو در کتاب خود با عنوان ساحل دزدان ـ نامی که پیشتر به سواحل جنوبی خلیج فارس اطلاق میشد ـ ادعا نموده بود که اعراب علاقهمندند خلیج فارس را خلیج عربی بنامند. بدینترتیب بلافاصله پس از انتشار کتاب، استفاده از اصطلاح جعلی خلیج عربی در مطبوعات آغاز شد و پس از چندی در مکاتبات رسمی کشورهای حاشیه خلیج فارس، نام خلیج عربی به جای خلیج فارس نشست.
در اقدامی دیگر از سوی انگلیسیها، روزنامه تایمز لندن در سال 1962 در یکی از مقالات خود از خلیج عربی به جای خلیج فارس استفاده کرد و از آن زمان به بعد برخی از دولتها و شیخنشینان عرب با خریدن روزنامهنگاران و خبرنگاران خارجی و یا با پرداخت مبالغ هنگفت به چاپ نقشههایی که خلیج فارس را خلیج عربی نشان میداد مبادرت نمودند. این تحرکات ابتدا از سوی چهرههایی چون عبدالکریم قاسم در عراق و سپس توسط جمال عبدالناصر رهبر جنبش ملی جهان عرب در مصر ادامه یافت.
در سال 1958 سرهنگ عبدالکریم قاسم با کودتایی در عراق به حکومت رسید و پس از مدتی داعیهدار رهبری جهان عرب گردید. در راستای چنین اندیشهای از تاکتیک دشمنتراشی برای تحریک احساسات عمومی ملی سود جست و برای نخستین بار خلیج فارس را به نام جعلی خلیج عربی خواند. قاسم که با این عمل قصد داشت با مطرح نمودن ایران به عنوان دشمن اصلی اعراب، توجه جهان عرب را از قاهره به بغداد جلب کند و به رهبری خود در جهان عرب دامن زند، با شکست مواجه شد. به شهادت اسنادی که در همان دوران در عراق و حتی از سوی دانشگاه بغداد چاپ و منتشر شد، قاسم حتی نتوانست توجه مقامات رسمی دانشگاهی عراق را نیز به خود جلب نماید.
سرهنگ جمال عبدالناصر رهبر جنبش ملی جهان عرب در مصر که در نظریه وحدت عربی خود، دنیای عرب را از اقیانوس اطلس تا خلیج فارس من المحیط الاطلسی الی الخلیج الفارسی نامیده بود، دیری نپائید که با اوجگیری هیاهو و جنجال پان عربیسم خود، و برای سرپوش گذاشتن بر شکستهای اعراب از اسرائیل از نام ساختگی خلیج عربی سود جست. ناصر با طرح چنین سیاستی دو هدف عمده را پیگیری میکرد. نخست زنده کردن تعصبات نژادی اعراب و سپس رویارویی با شاه ایران که با اسرائیل روابط خوبی برقرار کرده بود.
دولت ناسیونالیست مصر که با دامن زدن به چنین مسائلی سعی در قوام و دوام بخشیدن به اتحادیه عرب داشت، از شیخنشینهای بحرین، قطر، دوبی، ابوظبی، شارجه و سلطاننشین عمان نیز درخواست نمود که در راه آرمانهای مشترک ملت عرب و رفاه عمومی منطقه با جمهوری عربی متحده همکاری نمایند. از این رو در 23 مرداد 1342 کمیسیون اتحادیه عرب در شیخنشینهای خلیج فارس برای نخستین بار نام خلیج عربی را در یک سند رسمی ذکر نموده و به دنبال آن اتحادیه عرب تصمیم گرفت این نام مجعول را در برنامههای درسی کلیه کشورهای عضو اتحادیه و مکاتبات رسمی به کار گیرد.
با این حال مقاصد اعراب از تغییر نام خلیج فارس فراتر میرفت و شامل استان نفتخیز خوزستان نیز میشد که آن را عربستان مینامیدند. اعراب خوزستان را بخشی از سرزمین عربی میدانستند که رضاشاه با حمایت و پشتیبانی انگلستان از چنگ اعراب خارج ساخته است در این راستا در 11 دسامبر 1964 کنفرانس حقوقدانان عرب، خوزستان را جزو لاینفک میهن عربی دانست و در 10 نوامبر 1965 رژیم بعثی سوریه این ادعا را پذیرفت و از آن پشتیبانی کرد. در واقع پشت کلمه خلیج عربی، جزایر عربی، خوزستان عربی (عربستان)، حکمفرمایی بر تنگه هرمز و تبدیل کردن ایران به زائده جهان عرب نهفته بود.
اگرچه تلاشهای ناصر برخی از سیاستمداران عرب را نیز با وی همراه کرده بود اما در نهایت نتیجه دلخواهی در پی نداشت. زیرا رستاخیز عرب آنطور که ناصر در رویای خود مجسم کرده بود، با واقعیات فاصلههای زیادی داشت. علت اصلی آن نیز عدم انسجام و یکپارچگی دولتهای عربی بود. در واقع ملتی که ناصر از آن دم میزد، چیزی جز تخیل نبود.
تلاشهای قاسم و ناصر در جهان عرب با قدرت یافتن صدام حسین در عراق بار دیگر توسط او ادامه یافت. صدام که در وهله نخست صدها میلیون دلار هزینه کرده بود تا با کمک گروهی روزنامهنگار، دانشگاهی، ناشر و مرکز نقشهسازی، نام خلیج فارس را تغییر دهد؛ در نهایت با شکست عراق خاتمه یافت. در واقع نتیجه عملی این تجاوز، افزایش حساسیت ایرانیان بر نام خلیج فارس بود که در پی آن ایرانیان استفاده از نام خلیج عربی را نوعی ستیز با ایرانیت و تجاوز به تاریخ ایران قلمداد نمودند.
پس از جنگ دوم خلیج فارس و تهاجم عراق به کویت در سال 1991، نفوذ نظامی ایالات متحده بر منطقه بیشتر شد و دیری نپائید که آمریکاییها برای مقابله با جمهوری اسلامی ایران به رو در رویی کشورها و شیخنشینهای ساحل جنوبی خلیج فارس با ایران دامن زدند. از این رو شیخنشینهای شارجه و ابوظبی در مقابل ایران قرار گرفتند و به طرح ادعاهای واهی نسبت به مالکیت جزایر سهگانه (ابوموسی، تنب کوچک و تنب بزرگ) پرداختند. شیخ زاید بن سلطان آلنهیان، صدها میلیون دلار برای تغییر نام خلیج فارس و تردید آفریدن بر مالکیت مطلق ایران بر جزایر سهگانه هزینه کرد ولی گذشت زمان به او نشان داد که در این زمینه به موفقیتی دست نخواهد یافت. اگرچه ادعای شورای همکاری خلیج فارس در بیست و پنجمین نشست سران کشورهای عرب حاشیه خلیج فارس در بحرین نام شورای همکاری کشورهای خلیج فارس را به شورای همکاری کشورهای خلیج عربی (مجلس التعاون لدول الخلیج العربیه) تغییر دادند؛ اما به نظر میرسد سیاست ایرانیزدایی و فارسیستیزی اعراب، با توجه به تعلق بیش از نیمی از خلیج فارس و حساسترین نقاط استراتژیک و ژئواکونومیک آن به ایران راه به جایی نخواهد برد. در واقع همانگونه که تلاش برای کنار گذاردن و یا نادیده انگاشتن ایران از ساختار امنیتی منطقه بیثمر میباشد، تغییر نام خلیج فارس نیز ناممکن مینماید. با این حال نباید از خاطر برد که اعراب در طول سالیان و دهههای اخیر تبلیغات گستردهای را به منظور تغییر نام خلیج فارس آغاز کردهاند. آنها در حالی نام شرکتهای هواپیمائی، روزنامهها، مجلات، شرکتها و بسیاری از چیزهای دیگر را بنام خلیج یا خلیج عربی تغییر دادهاند که نام خلیج پارس دربرگیرنده هزاران سال تاریخ است و عدم استفاده از آن، بیارزش ساختن پیشینه و تمدنهایی است که پیرامون آن بالیدهاند.
به کار بردن نام جعلی خلیج عربی به جای خلیج فارس، عنوان شیخ شعیب برای جزیره لاوان، قیس برای جزیره کیش. و شطالعرب برای اروندرود از جمله مواردی است که علیرغم مسلمان بودن مردم منطقه، به منازعات هویتی و قومی میان کشورها دامن میزند. زیرا تغییر نامهای کهن جغرافیایی، تحریف واقعیتهای تاریخی و جعل هویتهای موجود است.