نویسنده: عبدالرضا علیزاده
قلمرو جامعهشناسى دین
سالهاست که جامعهشناسان -برخلاف اعتقاد جامعهشناسان اولیه- دیگر جامعهشناسى را علم مسلط بر تمامى علوم دیگر نمىدانند بلکه براى آن مانند دیگر علوم اجتماعى، قلمروى را مشخص کردهاند. جامعهشناسى دین به هستى اجتماعى دین و فرایند تحقق اجتماعى نظر مىکند و سپس به جایگاه آن در همنشینى با دیگر پدیدهها و نهادهاى جامعه انسانى مىپردازد. دین نیز مانند سایر نهادهاى اجتماعى داراى دو جنبه اصلى است:
الف) جلوههاى مادى یا مظاهر مادى دین
ب) جلوههاى معنوى یا مقولات معنوى دین
از طرفى مىتوان در مورد مطالعات ناظر به ادیان -از جمله مطالعات جامعهشناسانه- تقسیمبندى دیگرى را نیز مطرح کرد:
الف) مطالعات جامعهشناختى ناظر به همه ادیان (عام) مانند تاثیر اعتقاد به توحید در مناسبات اقتصادى
ب) مطالعات جامعهشناختى ناظر به دین (خاص) مانند مطالعه نقش و تاثیر اعتراف در مسیحیت و تاثیر آن بر مساله بزهکارى در جامعه. فایده این تقسیم آن است که در این مطالعات، بىدغدغه مىتوان از مطالعات انجام شده در سایر ادیان نیز بهره برد.
همچنین از منظرى دیگر، مىتوان مطالعات جامعهشناختى را به دو نوع اصلى تقسیم کرد:
الف) جامعهشناسى دین
ب) جامعهشناسى دینى
توضیح اینکه، اگر چه تعریف دین و تحدید حدود آن به لحاظ منطقى و فلسفى، امرى دشوار یا محال به نظر آید، به لحاظ اجتماعى و جامعهشناختى، برخى از اعتقادات (باورها) و ارزشها به نحوىاند که مردمان بین آنها و دین، رابطه تساوى قائلند. در مقابل امورى وجود دارند که این رابطه را با دین -مثلا اسلام- ندارد. در دین اسلام مىتوان باورهایى که به اصول دین موسومند از این قسم محسوب داشت و امورى مانند مسجد و عزادارى (و به طور کلى مناسک و نیایشها) را، از امور دینى به حساب آورد. (28)
اکنون با این تفکیک -که اصل آن کاملا روشن است و ممکن است در مصادیق مشتبه آن سخن درگیرد- مىتوان مطالعات جامعهشناسانه ناظر به دین را به دو قسم اصلى تقسیم کرد; پارهاى را جامعهشناسى دین نامید و باقى را جامعهشناسى دینى نام نهاد.
مباحث جامعهشناسى دینى، بیشتر با جامعهشناسى معرفت در ارتباط قرار مىگیرد و از اهمیت و ظرافتبسیارى برخوردار است. از طرف دیگر حساسیتهاى درون دینى نیز در مورد این مطالعات بجا و سزاوار مىنماید. اما مباحث جامعهشناسى دینى، بیشتر با جامعهشناسى حقوق و دیگر رشتههاى جامعهشناسى (جامعهشناسى ادبیات، انسانشناسى فرهنگى و...) مرتبط است، و به لحاظ ملاحظات درون دینى نیز، مجال چنین بررسى و تحقیقى، بیشتر وجود دارد. علاوه بر اینکه بسیارى از بررسیها به کار دفاع از دین نیز مىآید و عالمان و مدافعان دینى را از کلىگویىها خلاص مىکند و تمسک به آمار و نتایج تطبیقى این بررسیها جاى آن را مىگیرد.
اکنون مناسب است که به یک تقسیم بندى دیگر در جامعهشناسى دین اشاره کنیم: ورنز اشتارک در کتاب جامعهشناسى دین (29) مىگوید که موضوع دین داراى قلمرو بسیار وسیع و گستردهاى است که شاید بتوان آن را به سه حوزه محدودتر تقسیم کرد:
الف) جامعهشناسى کلان دین: این بخش از مطالعه، به کشف رابطه اجتماعهاى فرعى دینى که اغلب به گروههاى دینى موصوفند با جوامع اصلى که متضمن این اجتماعها و گروهها مىباشند، مىپردازد. زمانى این بخش را تحت عنوان «رابطه کلیسا و حکومت» مورد توجه قرار مىدادند اما امروز معلوم شده که این تعبیر کاملا محدود و بکلى نامتناسب است. زیرا اولا، موضوعهاى مورد مطالعه از قلمرو دو قطب این تعبیر و اصطلاح یعنى کلیسا و حکومت، فراتر مىرود و ثانیا، رابطهاى که مورد مطالعه واقع مىشود فقط رابطه حقوقى و سیاسى; نیستبه هر حال در این نوع مطالعه، حیات بیرونى اجتماعها و گروههاى دینى مورد بررسى قرار مىگیرد.
ب) جامعهشناسى خرد دین: این نوع جامعه شناسى، وظیفه دارد که به زندگى و حیات داخلى (درونى) آن اجتماعها و گروهها بپردازد. (30)
ج) جامعهشناسى دین به معناى اعم: این بخش از جامعهشناسى دین، به مطالعه عوامل دینى در جامعه در سطح گسترده مىپردازد و به طور کلى، رابطه عوامل دینى را با عرف، حقوق، خانواده جنبههاى سیاسى، اقتصادى و فرهنگى و در واقع رابطه این عوامل را با همه جنبههاى واقعیتهاى اجتماعى که با آنها همزیستى داشته و به طور معنادارى داراى ارتباط و انسجامند، مطالعه مىکند.
بخشهاى اول و دوم -جامعهشناسى کلان دین و جامعهشناسى خرد دین- با پدیده دینى بنفسه سروکار دارند یعنى به مطالعه دین به عنوان یک مجموعه تمرکز یافته مىپردازند و بنابراین از دینى که داراى تجسم اجتماعى شده است، سخن مىگویند، عنوان اخیر -جامعهشناسى دین به معناى اعم- مىکوشد تا تاثیر دین را که در جامعه پراکنده است، کشف کند و نقش آن را در پیدایش و شکلگیرى دیگر نهادهاى اجتماعى -که پدیدههایى غیر دینىاند- دریابد.
محورهاى اصلى مطالعه در جامعهشناسى دین
در این بخش سعى مىشود طبق تقسیمبندى چهارگانهاى که در بخش سابق ارائه گردید، فهرستى هرچند اجمالى و ناقص از جامعهشناسى دین -که بیشتر به دین اسلام نظر دارد- تقدیم گردد.
جامعهشناسى دین - عام
جامعهشناسى ناظر به ادیان - خاص
جامعهشناسى دینى - عام - خاص
1- مطالعات جامعهشناسى دین عام:
بررسى جامعهشناختى مقولات دینى که اختصاص به دین خاصى ندارد از قبیل یگانهپرستى، چندگانه پرستى، دوگانه پرستى (ثنویت)، اوصاف الهى، جهان اخروى، هدایت تکوینى و تشریعى و... و هر یک از این موضوعات که ممکن استبین چند دین یا همه ادیان جهان مشترک باشد، مىتوان از منظرهاى مختلف مورد بررسى قرار داد:
- مفهوم اجتماعى و تعین اجتماعى آن معرفتهاىدینى;
- سیر تحول آن باورها به لحاظ محتواى آنها درتاریخ;
- تاثیر این باورها بر اخلاق اجتماعى و فرایند جامعهپذیرى;
- بررسى ارتباط بین معرفتهاى دینى با سایر معرفتهاى بشرى. این تحقیقات بیشتر جنبه نظرى داشته و حوزه مشترک جامعهشناسى دین و جامعهشناسى معرفت محسوب مىگردد.
2- مطالعات جامعهشناسى دین خاص:
در اینجا اگر به طور مشخص دین اسلام را موضوع تحقیق قرار دهیم، عقاید و باورهایى چون توحید و اوصاف الهى، نبوت و باورهایى که مستقیما با رسالتحضرت محمد(ص) مرتبط است على الخصوص عصمت، خاتمیت، همچنین عدل الهى، معاد و حیات اخروى و اعتقاد به امامت را مىتوان از همان منظرهایى که در بند اول برشمردیم مورد مطالعه قرار داد.
در مثالهاى بالا به دین اسلام و مذهب تشیع نظر داریم، اما مىتوان براى مثال در مورد دین مسیحیت و مذهب کالونیسم به کار ماکس وبر در کتاب اخلاق پروتستان و روح سرمایهدارى اشاره کرد.
3- مطالعات جامعهشناسى دینى عام:
در این بخش با امور دینى عام -که به دین خاصى تعلق ندارند- روبروییم; امورى چون: ایمان دینى، نیایش و عبادت، توکل، تقدیرگرایى دینى، اخلاق دینى، سنت گرایى دینى، صورتگرایى دینى، رفتارهاى دینى، نذر و قربانى کردن، باطن گرایى دینى، فرقهگرایى، تقدم دین بر حقوق (حقوق و دین)، دین و هنر، طرق تجسم معارف و ارزشهاى دینى، دین گروى و دین ستیزى، مفهوم اجتماعى الحاد و بىدینى و در مقابل آن تدین، مبلغان دینى، تبلیغ دینى، عالمان دین، علم دینى (علم و دین)، حکومت دینى (حاکمیت و دین).
اگر بخواهیم نحوه تقرب و روشهاى جامعهشناختى مطالعه در هر یک از این امور را توضیح دهیم، بحث طولانى مىشود و ضرورتى هم نیست اما به اجمال مىتوان گفت که این امور:
- ممکن است از مقوله عمل اجتماعى باشد مانند دیگر اعمال اجتماعى روشهاى خاص آن، که در جامعهشناسى مطالعه مىگردد مانند کلیه رفتارهاى دینى، توکل و توسل، نیایش و عبادت و تبلیغ دینىو...
- از مقوله معنا باشد که مفهوم اجتماعى آن، تعین اجتماعى و تعامل اجتماعى، با سایر پدیدههاى اجتماعى قابل مطالعه است مانند تقدیرگرایى، صورتگرایى، سنت گرایى و...
- ممکن است مظاهر و پدیدههاى عینى اجتماعى باشد که باز هم ارتباط متقابل آن با دیگر پدیدهاى اجتماعى و جایگاه اجتماعى آن قابل مطالعه است مانند عالمان دین، مبلغان دینى، و...
و مقولاتى دیگر که مىتوان براى هر دسته، طرق و شیوههاى تحقیق ترسیم کرد.
4- مطالعات جامعهشناسى دینى خاص:
در این مجال نمىتوان به شماره کردن همه موضوعهاى جامعهشناسى دینى خاص -دین اسلام و در ایران- پرداخت اما با تبدیل موضوعهاى گوناگون در چند قالب کلى- که در تعداد آنها هیچ مدعى انحصار نیستیم- مىتوان به اشرافى کلى بر این حوزه مطالعات جامعهشناسانه دستیافت:
الف) معرفتهاى دینى;
ب) اشکال عمل دینى;
ج) هنجارهاى دینى;
د) اماکن و سازمانهاى دینى;
و) ارزشهاى اخلاقى و زیبایى شناختى دینى;
ه) تعلیم و تربیت دینى;
ى) سیاست و حکومت دینى.
براى نمونه و به علت اهمیت این موضوعها، بندهاى (الف) تا (د) را به تفصیل بیان مىکنیم:
الف) معرفتهاى دینى: در اینجا معرفتهاى بنیادى دین، مقصود نیست -چنانکه قبلا بیان گردید- بلکه معرفتهاى فرعى مراد است. از جمله مىتوان به: مباحث عدالت، سعادت و شقاوت، تقوا و پرهیزگارى، شیطان، تقدیر و سرنوشت، مهدویت و انتظار فرج، عصمت و گناه، ایمان و کفر، فسق و نفاق، و مرگ در فرهنگ اسلامى اشاره کرد. (31)
ب) اشکال عمل دینى:
1) عبادات و مناسک: نماز (نماز جماعت، نماز جمعه، نماز اعیاد دینى و نماز میت) و سایر نیایشهایى که به صورت اجتماعى منعقد مىگردد مثل دعاى کمیل، دعاى ندبه، دعاى توسل و مانند آن;
2) مراسم قرآنى: شامل کلاسهاى آموزش قرآن، مراسم تلاوت قرآن، مسابقات حفظ و قرائت قرآن;
3) زیارتها: که مصادیق آن حج و زیارت مسجد الحرام، زیارت مسجدالنبى، زیارت قبور امامان و اماکن مذهبى دیگر است;
4) عزاداریها: علىالخصوص عزادارى ایام محرم و صفر براى امام حسین(ع) و شهداى کربلا و همچنین عزاداریهاى دیگرى که براى رهبران دینى انجاممىگردد;
5) مراسم وعظ و سخنرانى و تدریس احکام و آداب دینى که به وجهى مىتوان آن را تبلیغ دینى نامنهاد;
6) اجتماع مسلمانان براى اجراى حد یا انجام قصاص- حتى تجمع و شرکت در جلسات دادرسى-که البته این مورد اخیر در قدیم بیشتر معمول بوده است;
7) اداى نذر و اطعام فقرا و مساکین -که امروزه نیز در قالب کنشهاى جمعى به انجام مىرسد;
ج) هنجارهاى دینى:
این نوع از مطالعات جامعهشناسى دینى بیشترین ارتباط و حتى انطباق را با جامعهشناسى حقوقى دارد مطالعات در مسائلى مانند:
- وقف و آثار و لوازم متعدد اجتماعى آن -علىالخصوص وضع و نسبت آن با اقتصاد;
- نکاح و هنجارهاى حاکم بر خانواده;
- طلاق و افتراق غیر رسمى همسران; (32)
- وصیت;
- ارث;
- سوگند (قسم) و نقش آن در جامعه و امور قضایى، و مساله شهادت که معمولا با سوگند همراه است;
- تصدى منصب دادرسى توسط روحانیان;
- بررسى جامعهشناسانه روحیه عدالتخواهانه یا نظمخواهانه افراد جامعه و تاثیر آن بر قوانین و مقررات و سازمان قضایى;
- بررسى جامعهشناختى وضعیت جرایمى که به لحاظ دینى گناه محسوب شدهاند و مقایسه آنها با ...
د) اماکن و و سازمانهاى دینى:
1) اماکن دینى: مانند مسجد الحرام، مسجدالنبى، مسجدها و زیارتگاهها و قبور رهبران دینى;
2) سازمانهاى دینى: از این گونه سازمانها نیز نمونههایى را ذکر مىکنیم:
حوزههاى علوم دینى، مراکز تبلیغ دینى اعم از رسمى مثل سازمان تبلیغات اسلامى و غیر رسمى مانندمؤسسات تبلیغى دینى، مؤسسات مربوط بهامور خیریه دینى اعم از رسمى مانند سازمان اوقاف، کمیته امداد و سازمانهاى کمک به زندانیان، یتیمان و غیررسمى که خود اشکال گوناگون دارد، مؤسسات و سازمانهاى تحقیق در علوم و امور دینى کهاین نیز به دو شکل رسمى و غیر رسمى قابل انقساماست.
تا اینجا فقط بخشى از موضوع شمارى در قلمرو جامعهشناسى دینى خاص را ارائه کردهایم و تو خود حدیث مفصل بخوان اما، هر کدام از این موضوعات نیز ممکن است کوچکتر و جزئىتر شده و در قالب مساله و سؤال درآید و شیوه این کار در روشهاى تحقیق علوم اجتماعى و جامعهشناسى مقرر است.
از طرفى آنچه بیش از همه اهمیت دارد، منظرها ونگرشهاى گوناگونى است که مىتواند در مطالعه هریک از این موضوعات مورد توجه قرار گیرد. درخاتمه این بحثبه نمونهاى به طور گذار اشاره مىکنیم:
در قلمرو ارزشهاى اخلاقى دینى -فى المثل- ممکن است صداقت را انتخاب کنیم و از منظرهاى مختلف آن را مورد مطالعه قرار دهیم و به پرسشهاى گوناگونى در مورد آن پاسخ دهیم:
تلقى اجتماعى از صداقت; سیر تحول معناى اجتماعى آن و تفاوت این امر در میان عوام و خواص (نخبگان); ارتباط متقابل آن با دیگر آداب اجتماعى; تاثیر آن بر رعایتیا عدم رعایت هنجارهاى اجتماعى; تاثیرات آن بر فعالتیهاى اقتصادى، مناسبات اجتماعى و فرهنگى و روابط خانوادگى خصوصا بین همسران....
در پایان، به طرح مطالعه سامانمند دین، که توسط پیتر ان. بلا ارائه شده است اشاره مىکنیم تا نمونهاى از طرحهاى مطالعه در جامعهشناسى معاصر، معرفى گردد. (33) در این طرح، شش مقوله معرفى مىگردد که سه مقوله اول آن ناظر به تحلیل ساختارى دین است و سه مقوله دیگر براى فراگیر بودن مطالعه در پدیدههاى دینى، پیشنهاد شده است:
1- نظامهاى نهاد دینى
2- کنش دینى
3- نهادهاى دینى
4- دین و اجتماعى شدن
5- دین و متمایز (متفاوت) شدن اجتماعى
6- آسیبشناسى دینى