تاریخ انتشار : ۱۸ آبان ۱۳۹۰ - ۰۸:۱۷  ، 
شناسه خبر : ۲۲۹۶۲۸
اشاره: آیت‌الله هاشمی رفسنجانی در نمازجمعه مورخ 19 بهمن ماه 1380، بخش اعظم خطبه دوم خود را به تجاوز آمریکا علیه کشور افغانستان اختصاص داد و ضمن تحلیل شرایط آن روز، نخستین فردی بود که پیش‌بینی کرد افغانستان به مثابه باتلاقی برای آمریکا خواهد بود و دولت واشنگتن چنان در این باتلاق گیر خواهد کرد که بیرون رفتنش با خودش نخواهد بود. اینک به مناسبت سالروز اشغال افغانستان توسط آمریکا و تحقق پیش‌بینی آیت‌الله هاشمی رفسنجانی مبنی بر گیرکردن آمریکا در باتلاق افغانستان،‌ مناسب دیدیم آن بخش از خطبه دوم نمازجمعه ایشان را که به تحلیل تجاوز آمریکا به افغانستان اختصاص دارد برای بازخوانی مجدد خوانندگان روزنامه به چاپ برسانیم.

...آخرین کار مهمی که به نظر خودشان کردند، برای اینکه ما را اذیت کنند و انقلاب اسلامی را تحت فشار قرار دهند، خلق گروه "القاعده" و "طالبان" بود. این را خیلی‌ها نمی‌دانند و واقعا اسناد تاریخی آن کشف و باز نشد. ولی مثل آفتاب روشن است. اینها برای اینکه یک نیروی انقلابی در جهان اسلام در مقابل ما قرار بدهند و انقلاب اسلامی را کمرنگ کنند و معارض ما باشند، اینها را به وجود آوردند. خیلی هم هزینه کردند، خیلی هم تلاش کردند، سازمان سیا، موساد و سازمان جاسوسی انگلیس فعال بودند و کار کردند و شبکه‌ای برای اینها درست کردند و رفتار طالبان را هم می‌دانید که در افغانستان چقدر علیه ما کار کردند. حتی در داخل کشور شرارت‌هایی کردند. اعلام نشد که چه کرده‌اند. آخرین کارشان به خودشان برگشت. خداوند عجیب عمل می‌کند و "مکروا و مکرالله والله خیرالماکرین" در حال حاضر این است. یکی همان بود که عرض کردم. در ایران آن نیروی عظیم نظامی را به وجود آوردند برای اینکه از منافعشان حفاظت کند و آن نیرو تبدیل شد به نیرویی که از منافع ملت در مقابل آنها حفاظت می‌کند که همان داستان نیروی هوایی است که عرض کردم.
یکی همین است. القاعده را درست کردند و الان چنین روزگاری را برایشان پیش آوردند. پررویی آنها این است که خودشان خلق کردند و الان به عنوان یک تهمت و اتهام به جمهوری اسلامی منتقل می‌کنند و می‌گویند شما از آنها حمایت می‌کنید. خودشان هم می‌دانند که دروغ می‌گویند. خودشان هم می‌دانند که این سازگار نیست. برایشان هم روشن است که جور درنمی‌آید.
اینها به عنوان ادامه دهنده راه وهابی‌ها یا سلفی‌های تند که شیعه را کافر می‌دانند، با ما برخورد می‌کردند. حتی آنهایی که متدین و متعبدند، با عقیده ما مخالفت می‌کردند.
مسئله دیگر اسرائیل است. در مساله اسرائیل سیاستی داریم که علنی و روشن است. مخالفیم. ما اسرائیل را نامشروع می‌دانیم، ما از حزب‌الله لبنان به عنوان گروهی که از کشورشان دفاع می‌کنند، حمایت می‌کنیم. حق را به نیروهای مجاهد فلسطینی می‌دهیم. برای ما مخفی نیست و اعلان کرده‌ایم و برای دنیا هم روشن است. اما همین‌ها در جنگ برای اینکه ما را بدنام کنند، شایع می‌کردند که ایرانیان از اسرائیل اسلحه می‌خرند.
یادتان نیست؟ می‌گفتند ایران از اسرائیل اسلحه می‌خرد. یک بار امام گفتند: این تهمت را از این جهت می‌زنند که اسرائیل اگر انگشتش را در اقیانوس آرام بزند، اقیانوس نجس می‌شود. فرمودند: شما می‌خواهید ما را بدنام کنید و الان همان‌ها می‌گویند شما علیه اسرائیل اسلحه می‌دهید. عجب جریانی را خلق کردند!
آقای حسنی مبارک اظهارنظر کرد و گفت: اصل این جریان کشتی حامل اسلحه، طراحی و مخلوق فکر اسرائیلی‌هاست. بعد شنیدیم او را تهدید کردند که چرا این حرف را زدی؟ البته ما نمی‌دانیم که این تهدید چقدر صحت دارد. ولی این قدر مواظب هستند. اسنادشان را برای فرانسه فرستادند، پریروز فرانسوی‌ها رسما اعلام کردند هیاتی از اسرائیل آمد و اسناد کشتی کارین ای را آورد و ما قانع نشدیم که این کشتی به ایران مربوط است. فرانسه که در این نزاع طرفدار ما نیست. همین مقدار کافی است. این طور برای ما مساله درست می‌کنند.
مساله سلاح‌های کشتار جمعی را مطرح می‌کنند. ما پیمان منع تکثیر سلاحهای هسته‌ای را امضاء کردیم و سالی چند بار آژانس بین‌المللی هسته‌ای می‌آید و ایران را بازرسی می‌کند و هر بار هم اعلام می‌کند که ایران در این مسیر نیست. ولی نمی‌دانیم به این تبلیغات چگونه باید جواب داده شود؟ فقط حرف خودشان را می‌زنند و تکرار می‌کنند.
حقوق بشر را مطرح می‌‌کنند، آن‌هم کسی مطرح می‌کند که داریم می‌بینیم مردم ذلیل را در افغانستان می‌گیرند و با غل و زنجیر و با چشم بسته و با یک سرباز محافظ به پایگاه گوانتاناما می‌برند و در گرمای تابستان و سرمای زمستان آنها را در قفس نگه می‌دارند. کارشان عین قضیه شترمرغ است. نه قبول دارند که اینها اسیرند که حقوق اسراء را داشته باشند و نه قبول دارند زندانی هستند. چون در آمریکا نیستند که حقوق زندانی‌ها را داشته باشند.!!
این رفتار آمریکاست که صدای همه دنیا در آمده است. اینها می‌خواهند معلم حقوق بشر باشند. می‌بینید که بعد از 11 سپتامبر در داخل آمریکا چقدر سخت‌گیری می‌کنند و توقیف‌ها و محاکمه‌ها و کارهای دیگری را که دارند انجام می‌دهند، در مقابل ما بهانه می‌کنند، موضع ما در اینجا روشن است. مسایلی را که آمریکا مطرح می‌کند، بهانه می‌دانیم و حق نمی‌دانیم. ولی چیز تازه‌ای نیست.
همه آن دوره‌ها را گذراندند و بعد از آن، تهاجم جدیدی را شروع کردند. شبکه‌ای برای خودشان در داخل و خارج درست کردند که به هم مربوط هستند. نوع تبلیغاتشان و چیزهایی که در داخل گفته می‌شود، همان را رادیوهای ضدانقلاب می‌گویند و چیزهایی را آنها می‌گویند و فردایش در اینجا می‌گویند. تفاهمی وجود دارد، تحریک و تبلیغ می‌کنند، اشتباه می‌کنند. دفعه اول نیست. از اول انقلاب هم کردند و منجر به همانی شد که عرض کردم.
الان هم همان سناریو است، منتهی با ادبیات امروز تکرار می‌شود و مطالبی که می‌گویند، برای ما که دوره چهل ساله با آمریکا را دیده‌ایم، چیز تازه‌ای نیست. البته همیشه هم باید بر حذر بود، نباید بهانه به دست دشمن داد. همیشه باید مقاوم بود. رهبری بزرگوار ما سیاست ما را تعیین کردند، راه ما روشن است، همین است که ایشان گفتند و ما هم قبول داریم. راه مقاومت ما، بهانه ندادن است. درسمان را هم از اماممان گرفتیم. یادتان هست که زمانی فرموده بودند: احتیاط خودمان را باید بکنیم و نباید به گونه‌ای رفتار کنیم که متهم به ماجراجویی شویم. آنها ماجراجو هستند.
یک مثل مزاح‌گونه‌ای هم می‌فرمودند و می‌گفتند: آدم از گاو وحشی باید بترسد. چون عقل ندارد و شاخ دارد. بنابراین در این موارد باید احتیاط کرد و در این حال باید مواظب و مقاوم بود، روحیه‌ها را هم باید حفظ کرد. سیاستشان تفرقه‌اندازی است. به این دعواها و مشاجرات انصافا کودکانه‌ای که آدم در کشور می‌بیند، امید بستند. ولی اشتباه می‌کنند.
به محض اینکه آقای بوش با صراحت و با لحنی که مناسب خودشان است، ایران را تهدید کرد - اینها از آن شعار شیطان بزرگی که در ایران مطرح می‌شد، حسابی زخمی هستند و خواسته‌اند آن را به خود ما برگردانند. به ما نمی‌چسبد. زیرا بیست سال این حرف را گفته‌ایم. باید چیزی دیگری بگویند - و نتیجه معکوس گرفت. خیلی زیرکانه گفت که در ایران یک جریان، جریان دیگر را می‌کوبد. ولی فردایش دید که همه نیروهای انقلاب در مقابل آمریکا یک صدا و یکپارچه فریاد زدند (شعار مرگ بر آمریکای نمازگزاران).
آمریکایی‌ها خیلی خشمگین شدند و خلاف توقع آنها شد. وقتی که صحبت‌های ریاست‌جمهوری، جناب آقای خاتمی را شنیدند، ناراحت شدند. توقع نداشتند با آن موضعی که بوش گرفته بود، این صدا را از ایران بشنوند. بیانیه مجلس و صحبت‌های رئیس‌جمهور بیش از دیگران آنها را خشمگین کرد. چون از دیگران مرتب می‌شنیدند. این یکپارچگی خیلی برایشان سنگین شده است.
در یکی از تحلیل‌ها گفتند که خیلی متاسفیم. مردم ایران تدبیر زیرکانه رئیس‌جمهور آمریکا و پیام او را، خوب درک نکردند. اتفاقا خوب درک کردند. مردم ایران همه مسایل را می‌فهمند، چیزی که همه ما قبول داریم، این است که آمریکا نباید به ایران برگردد. چیزی که همه ما قبول داریم این است ایران دیگر زیربار سلطه غرب نمی‌رود. هر اسمی می‌خواهید روی آن بگذارید. هر حزبی می‌خواهید بگویید. همه ما متفق هستیم و بدون شک همین بحث‌ها را قبل از جنگ هم داشتیم. وقتی که شرارتهای شما زیاد شد، همه یکپارچه به جبهه رفتیم و همه‌تان را از ایران بیروت کردیم. الان هم همین حرف‌هاست. خیلی به مسایل داخلی ما فکر نکنید.
البته باید هوشیار باشیم. من به دوستان عزیز در همه جنا‌ح‌ها، احزاب، گروه‌ها و افراد عرض می‌کنم که خطر جدی است. دشمن زخمی است، مبارزه مخصوص امروز نیست، چهل سال است که درگیریم. الان چون نیرو آورده‌اند و اشتباهی هم در افغانستان کرده‌اند و خیال کردند که آنها پیروز شدند، جسور گردیدند. اگر نیروهای متحد ما به جنگ طالبان، نمی‌رفتند، آمریکا می‌دید چه باتلاقی در افغانستان برایش هست. آنها نه به خاطر آمریکا بلکه به خاطر نجات خودشان و به خاطر شرایطی که داشتند، جنگیدند. قبل از آن هم می‌جنگیدند، راه دیگری نداشتند، راه خودشان را رفتند.
الان آمریکا در افغانستان دارد احساس مشکل می‌کند. هنوز اول کار است، همه چیز تمام شد. ولی هر روز بمباران است. همین دیشب بمباران و موشک‌پرانی کرده‌اند. مردم افغانستان که آقا بالای سر نمی‌خواستند، می‌خواستند کمک باشد. الان دیدند که آنها آمده‌اند و نه غذایی می‌آید. نه شغلی می‌آید، نه کاری می‌آید، نه عمرانی می‌آید. فقط سربازان اروپایی می‌آیند و در کابل و اینجا و آنجا جمع می‌شوند. رفته رفته احساس می‌کنند وعده‌هایشان عملی نیست.
الان غربی‌ها دنبال یک بهانه می‌گردند و می‌گویند ایرانی‌ها نمی‌گذارند. ایرانی‌ها که بیست سال است دارند برای نجات ملت افغانستان، خرج می‌کنند، هر کس بتواند ملت افغانستان را نجات بدهد و نگه دارد و اینها را از جنگ، فقر و فساد دور کند، ‌آوارگانش را برگرداند، اما به شرطی که به فکر سلطه بر افغانستان نباشد و بخواهد خدمت کند، موافقیم و عملا هم نشان داده‌ایم. نه اینکه شما بیایید در این کشور لانه کنید و از آنجا بخواهید در دنیا شرارت کنید. کم‌کم روسها هم دارند متوجه می‌شوند که به وعده‌هایتان عمل نمی‌کنید. الان که جنگ تمام شد. شما در تاجیکستان و ازبکستان و قرقیزستان دنبال چه هستید که پایگاه نظامی می‌خواهید؟ این حرفها هشداردهنده است. آمریکا دارد احساس می‌کند.
می‌خواهد مقصری پیدا کند و می‌گوید ایران مقصر است. اگر کمکهای مردمی ایران به افغانستان نرفته بود، واقعا این یکی، دو ماه قحطی شدید، مردم افغانستان را از پا در‌می‌آورد. خیلی کمک رفت. شما دیدید که مردم چطور کمک کردند.
به هر حال آنها دارند دنبال بهانه می‌گردند. ما باید هوشیار باشیم، در داخل کشور خودمان وحدت و یکپارچگی را که پیدا شد، حفظ کنیم. به گردن همدیگر نیندازیم. دوباره شروع کرده‌اند، یک گروه می‌گوید شما مقصرید که آمریکا پررو شده و دیگری می‌گوید شما مقصرید. به هر حال آمریکا پرو شده است، هر کس که مقصر است از این به بعد نگذارد پرروتر شود و همه با هم متحد باشیم و کار اصلی ما هم این است که دنبال سازندگی، معیشت مردم، زندگی مردم، ایجاد اشتغال برای مردم برویم و دست از این دعواها، نزاع‌ها، طردها و بدنام‌کردنها برداریم و کارمان را بکنیم.
کاری که وظیفه اصلی ما برای ملت خوب ماست. فکر می‌کنم اگر ما این وحدت را حفظ کنیم، نباید نگران آمریکا باشیم و آمریکا اگر هم بیاید، آن‌چنان در این باتلاق گیر خواهد کرد که بیرون رفتنش با خودش نیست. (تکبیر نمازگزاران)
به هر حال، آمریکا آمدنش در اختیار خودش است، ولی رفتنش در اختیار خودش نیست، همان‌گونه که صدام آمد و گیر کرد. این بار بدتر است. اینجا باتلاق گاوخونی است - با آن مثل قبلی که زدم - خون در آن وجود دارد و نان تقسیم نمی‌کنند. اگر آمد می‌فهمد که به کجا آمده است. ایران امروز با ایران 19 سال پیش خیلی فرق کرده است. ما آن موقع هیچ چیز نداشتیم، لجستیک امکانات‌مان در دست شما بود. ولی امروز امکانات و صنایع نظامی با ماست. البته مثل صنایع نظامی شما پیشرفته نیست. ولی متناسب با نیازها و تجربه جنگ و دفاع، زرادخانه خود را به وجود آورده‌ایم. اگر آن روز با قایق کوچک در خلیج‌فارس با شما می‌جنگیدیم، امروز به گونه دیگری می‌جنگیم. نیایید که اینها را ببینید. ما هم نمی‌خواهیم به رخ شما بکشیم.
به علاوه چیزی داریم که تکنولوژی نمی‌تواند آن را حذف کند، ایمان، اعتقاد، عشق به شهادت و عشق به ملاقات با خداوند را داریم. کدام تکنولوژی می‌تواند بر این نیرو فائق بیاید؟‌این چیزی بود که از اول بود و هیچ کس نتوانست در مقابل آن مقاومت کند و امروز هم فکر نکنید که کم شده است. تجربه نکرده‌اید، به تجربه برسد خواهید دید که این مردم با همان ایمان و اعتقادشان با شما به مقابله خواهند پرداخت.
مردم منطق قرآن دارند. ما در این جهاد چه چیزی از دست می‌دهیم؟ اگر کشته شویم، با شهادت به ملاقات خداوند می‌رویم. اگر دشمن را بکشیم، اجرش را از خداوند می‌گیریم. چه چیزی از دست می‌دهیم؟ اصلا مبنای حرکت انقلاب اسلامی انجام وظیفه بود، نتیجه با خداست و اگر ما صالح باشیم، خداوند نتیجه را می‌دهد و اگر هم ناصالح باشیم، هرچه که پیش آید.
بنابراین واقعا مردم ما و دشمنان مطمئن باشند. آمریکا هم خیال نکند که اینجا افغانستان و جای راهپیمایی است. این جوری نیست. گونه دیگری است. خوشبختانه دنیا هم در مقابل آمریکا ایستاد. الان آمریکا در مقابل ایران تنهای تنهاست. حرف‌هایی که دیگران در مقابل آقای بوش گفتند، واقعا تحسین برانگیز است. هر کسی به ادبیات خودش اعتراض کرد. از آن روزی که این حرفها را زد، حرفهای جالب و کلمات قصاری گفته شد. کره شمالی گفت: "آمریکا خوره اخلاقی و فکری گرفته است. جذام اخلاقی و فکری گرفته است". متفکران آلمانی گفتند: "ما صدای هیتلر را از حلقوم آقای بوش در کنگره شنیدیم." روسها گفتند "آقای بوش را کسی دادستان دنیا نکرده است، این دادستان خودخوانده نمی‌تواند علیه همه ادعانامه مطرح کند". وزیر خارجه انگلیس، متحد همیشگی آمریکا، گفت: "آقای بوش این مسئله را برای مصرف داخلی و برای انتخابات گفت و خودش هم می‌داند در بیرون کاربرد ندارد". وزیر خارجه سوئد گفت: "حرفهای آقای بوش نسبت به ایران ابلهانه بود." پرفسور "هیل" دانشمند بسیار معروف که کاشف ستاره دنباله‌دار است، در یک نامه رسمی به آقای بوش گفت: "شما ما را در مقابل مردم ایران و مردم دنیا شرمنده کردید". اینها یک نمونه است.
اتحادیه اروپا گفت: "در مورد ایران آقای بوش باید تنها عمل کند" نهایتا کسی هماهنگی نکرد. اکثر کشورهای منطقه همین را گفتند. اگر اینها هم این را نمی‌گفتند، راه ما روشن است و باید روی پای خومان بایستیم. البته امروز خیلی بهتر از بیست سال پیش می‌ایستیم.
می‌خواهم به مردم عزیز کشورمان عرض کنم که برای نشان‌دادن یکپارچگی خودمان باید راهپیمایی روز 22 بهمن امسال را باشکوه‌تر از هر زمان دیگری برگزار کنیم. باید آمریکایی‌ها از راهپیمایی روز 22 بهمن بفهمند که ملت ایران فرش قرمز در راه آنها پهن نخواهد کرد و اگر رنگ سرخی ببینند، خون متجاوزان است.
بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم
انا اعطیناک الکوثر فصل لربک وانحر ان شانئک هوالابتر