بسماللهالرحمنالرحیم
علیرغم تبلیغات فراوانی که دولت آمریکا و رسانههای همسو با آن به راه انداخته اند، دروغترین دروغی که تا امروز شنیده شده، همین شایعه طرح ترور سفیر عربستان به دستور جمهوری اسلامی ایران است.
در یکی از سالهای دهه 60 آیتالله هاشمی رفسنجانی در تشریح ناتوانی غربیها از فهم و درک مسائل ایران گفته بودند: "غربیها مثل گاو تحلیل میکنند". از آن سالها تاکنون هرچه زمان میگذرد، درستی این سخن بیشتر آشکار میشود. آمریکائیهائی که به "اوباما" مشورت میدهند، به نظر میرسد در این نوع تحلیل کردن سرآمد هستند! هیچ معلوم نیست ترتیب دهندگان این نمایش تبلیغاتی به این سؤال فکر کردهاند که جمهوری اسلامی ایران برای ترور یک مهره دون پایه عربستان سعودی، آنهم در آمریکا، به خودش زحمت بدهد و آنهمه ضررهای احتمالی را به جان بخرد تا به چه هدفی برسد و چه چیزی به دست بیاورد؟ این آقای سفیر، تا پایان مسئولیت سفیر قبلی، که یکی از شاهزادگان سعودی بود، یک کارمند معمولی سفارت عربستان در آمریکا بود. شاهزاده سعودی، قربانی رقابتهای درون خانواده حاکم شد و به عربستان برگشت و این کارمند معمولی در کشاکش آن دعوا به سفارت گمارده شد تا رقابت خانوادگی بر سر لقمه چرب سفارت بار دیگر مشکل ساز نشود. کدام عقل حساب گر حکم میکند یک کارمند معمولی که کمترین تأثیری در معادلات سیاسی کشورها ندارد ترور شود؟
در شرایط کنونی، آمریکا به چند دلیل نیازمند خوراک تبلیغاتی چرب و نرمی علیه جمهوری اسلامی ایران است و ماجرای ساختگی ترور سفیر عربستان در آمریکا نیز به همین نیاز تبلیغاتی مربوط میشود.
اول آنکه "اوباما" در داخل آمریکا به شدت درحال از دست دادن آراء مردم است و برای انتخابات ریاست جمهوری که در آبان ماه سال آینده برگزار خواهد شد از هم اکنون به کارهای تبلیغاتی نیازمند است. او این تبلیغات را از چند ماه قبل و با ترور "اسامه بن لادن" شروع کرد و با کشتن "انورالعولقی" رئیس القاعده در یمن ادامه داد. اعلام صریح این نکته که این قتلها به دستور شخص اوباما صورت گرفته به این دلیل است که او میخواهد خود را قهرمان مبارزه با تروریسم معرفی کند. این شگرد در مورد بن لادن و العولقی شاید جواب بدهد ولی در مورد ماجرای ساختگی طرح ترور سفیر عربستان توسط ایران باید گفت از مصادیق این ضربالمثل است که "دزد ناشی به کاهدان میزند".
اوباما باید اعتراف کند که در این فقره انصافاً ناشی گری کرده و شکست خورده است. این دروغ را حتی در داخل آمریکا هم کسی نپذیرفته و صاحبنظران آمریکائی چنین شگردی را به تمسخر گرفتهاند.
دوم آنکه آمریکا در منطقه خاورمیانه این روزها به دلیل اوج گرفتن انقلابهای مردمی دچار سردرگمی و دردسرهای فراوان است. برای دولتمردان آمریکائی، این یک گرفتاری مضاعف است که علاوه بر دست و پا زدن در باتلاق افغانستان و عراق، با از دست دادن مهرههای دست آموز خود در مصر و تونس و لیبی و یمن نیز مواجه شود و مشاهده کند که انقلابهای مردمی درحال گسترش به سایر کشورهای منطقه نیز هستند. این انقلابها، کاریترین ضربه را به آمریکا و رژیم صهیونیستی وارد کردهاند و به همین دلیل سران این دو رژیم، اکنون خود را بازندگان اصلی این رویداد مهم میدانند. در چنین شرایطی، بسیار طبیعی است که دولتمردان آمریکائی برای جلوگیری از خسران بیشتر و برای حفظ موجودیت رژیم صهیونیستی به هر ترفندی متوسل شوند. آنها تصور میکنند با وارد کردن تهمت طرح ترور سفیر عربستان سعودی به جمهوری اسلامی ایران، میتوانند چهره ایران را مخدوش کنند و ملتهای منطقه را از الگو گرفتن از مردم ایران منصرف نمایند. اینهم بخشی از همان "تحلیلهای گاوی" است که همواره دولتمردان غربی را در گمراهی شان نگهداشته و هرگز نتوانستهاند واقعیتهای جامعه اسلامی را درک کنند. آنها از این واقعیت غافلند که ملتهای منطقه بیدار شده و راه خود را پیدا کردهاند و با این قبیل توطئههای نخ نما شده از راهی که انتخاب کردهاند بر نخواهند گشت.
و سوم آنکه دولتمردان آمریکائی، ایجاد یک جنگ تبلیغاتی و اگر بتوانند به راه انداختن یک درگیری نظامی میان عربستان و ایران را در برنامه خود دارند. انتخاب این روزها برای کلید زدن این توطئه تبلیغاتی نیز با توجه به موسم حج، اقدامی حساب شده است.
آمریکائیها در این محاسبه نیز دچار اشتباه بزرگی شدهاند. دولت عربستان سعودی درحال حاضر آنچنان گرفتار فشارهای داخلی و خارجی است که نه تنها توان درگیر شدن در یک جنگ تبلیغاتی یا درگیری نظامی را ندارد بلکه به این در و آن در میزند تا به نحوی خود را از گرفتاریهای موجود نجات دهد. انقلاب مردمی در دو کشور همسایه عربستان یعنی یمن و بحرین اکنون به مراحلی رسیدهاند که هیچ نتیجهای غیر از پیروزی مردم و سقوط دیکتاتورها در این دو کشور متصور نیست. اینها دیکتاتورهائی هستند که آل سعود با تمام توان و امکانات از آنها حمایت میکند و سقوط آنها به معنای فراهم شدن مقدمات سقوط آل سعود است.
در داخل نیز آل سعود با مشکلات زیادی مواجهند. انقلاب در شرقیه و مطالبات مردم این منطقه از یک طرف و مخالفتهای صریح سلفیها با مواضع پادشاه عربستان از طرف دیگر، آل سعود را در بن بست قرار داده است.
پادشاه عربستان، برای آنکه همچون سایر کشورهای عربی گرفتار انقلاب نشود، به اصلاحاتی از قبیل پذیرش حق رأی برای زنان روی آورده است. این قبیل اقدامات در کشوری مثل عربستان با فضای بستهای که دارد، عکس العمل شدیدی پدید آورده بطوری که شیخ عبدالمجید اللحیان، رئیس علمای سلفی عربستان، در بیسابقهترین انتقادها علیه آل سعود و شخص ملک عبدالله گفته است: "ما به عنوان شیوخ سلفی، تصمیم ملک عبدالله در مورد دادن حق رأی و شرکت در انتخابات مجلس و شورای شهر به زنان سعودی را به شدت محکوم میکنیم. ملک عبدالله اعلام کرده که با شیوخ و اعضای هیأت العلما برای گرفتن این تصمیم مشورت کرده اما من اعلام میکنم این ادعا دروغ است. چنین تصمیمی فقط نظر پادشاه است و هیچ ربطی به شیوخ سلفی ندارد. زیرا ما حضور زنان در فعالیتهای عمومی را حرام میدانیم. من هم مثل مردم، سخنان پادشاه را از تلویزیون شنیدم و معتقدم ملک عبدالله با وضع این قوانین جدید، دیگر صلاحیت حکومت بر عربستان سعودی را ندارد زیرا او در برابر فشارهای سیاسی کوتاه آمده و تسلیم نظر طرفداران این قوانین شده و من خودم را بهترین فرد برای دردست گرفتن زمام حکومت در عربستان میدانم."
بدین ترتیب، اکنون آل سعود از سه طرف تحت فشار قرار دارد؛ سلفیها، طرفداران حقوق مدنی و انقلابیون شرقیه. در چنین وضعیتی، کشاندن آل سعود به یک درگیری جدید آنهم با کشور قدرتمندی همچون جمهوری اسلامی ایران، فقط میتواند یک توطئه علیه آل سعود باشد. آیا آمریکا با این اقدام درصدد ساقط کردن آل سعود و به قدرت رساندن مهرههای جدید خود در عربستان است؟ این احتمال وجود دارد که حزب دموکرات آمریکا با این محاسبه که تاریخ مصرف آل سعود به پایان رسیده، قصد دارد مهرههای جدیدی را در عربستان به قدرت برساند تا این کشور نفت خیز را در کوران حوادث سریع انقلابهای منطقه از دست ندهد.
موضع جمهوری اسلامی ایران در برابر توطئه جدید آمریکا، افشاگری علیه واشنگتن و این نصیحت مشفقانه به آلسعود است که فریب آمریکا را نخورید و مشکل جدیدی بر مشکلات موجود خود اضافه نکنید. ماجرای طرح ترور سفیر عربستان در آمریکا ساخته و پرداخته سازمان جاسوسی آمریکا (سیا) است که برخلاف ظاهر آن، در درجه اول، آلسعود را هدف قرار داده کما اینکه تضعیف موقعیت جمهوری اسلامی ایران و ضربه زدن به انقلاب ملتهای منطقه را نیز در دستور کار خود دارد. میزان موفقیت آمریکا در این توطئه به نوع برخورد آل سعود با ترفند جدید سازمان سیا بستگی دارد.