تاریخ انتشار : ۳۰ آبان ۱۳۹۰ - ۰۹:۳۱  ، 
شناسه خبر : ۲۲۹۶۸۷

ابوالقاسم قاسم‌زاده
سناریو جدید آمریکا علیه جمهوری اسلامی ایران با هجوم بی‌سابقه تبلیغاتی و جنگ روانی کلید خورده است. مخالف و موافق از اینکه چنین سناریوی با حجم وسیع خبری و تبلیغاتی آنهم از سوی اغلب رسانه‌های وابسته به صهیونیست‌ها در داخل آمریکا و در خارج همراهی شده است، در تعجب‌اند. دولت آمریکا مدعی است طرح عملیات تروریستی را قبل از اجرا و در آغاز کار و طراحی شناسایی و خنثی کرده است. فردی که تا دیروز گمنام بود، با نام ایرانی ولی با تابعیت آمریکایی را دستگیر و بعد از کلید زدن جنگ روانی جدید علیه ایران بلافاصله عکس او را در اولین جلسه محاکمه و در دادگاه نشان داد‌ه‌اند. وزارت خارجه آمریکا دیروز اعلام کرد که دیپلمات‌های این کشور به کشورهای اروپایی، پکن، مسکو، توکیو و کشورهای عربی منطقه خاورمیانه سفر خواهند کرد تا با ارائه اسناد و مدارک مواضع سیاسی این کشورها را با خود همراه سازند و جبهه متحدی علیه ایران تشکیل دهند.
آمریکایی‌ها می‌خواهند تا آنجا که می‌توانند سناریو جدید جنگ روانی علیه جمهوری اسلامی ایران را ادامه دهند. در این مسیر و اهداف آن برای کسب همکاری کشورهای انگلیس، فرانسه، آلمان و ایتالیا چندان مشکلی ندارند. در روزهای آینده شاهد انواع و اقسام موضع‌گیری‌ها و پرخاشگری از سوی مسئولین دولت‌های این کشورها علیه جمهوری اسلامی ایران خواهیم بود.
در منطقه نیز، اگرچه دولت سعودی تلاش دارد تا اقدامی شتاب‌زده انجام ندهد، اما وزیر خارجه این کشور «سعود الفیصل» با پذیرش واقعی بودن این سناریو، علیه ایران اعلام موضع کرده است و جالب توجه اینکه بلافاصله بعد از سخنان او، دولت بحرین موازی با سخنان وزیر خارجه سعودی اطلاعیه‌ای صادر کرده است. این انتظار می‌رود که سعودی‌ها و دولت‌ بحرین جلسه اضطراری از شورای همکاری خلیج‌فارس را بخواهند تا سناریو جدید آمریکا برای جنگ روانی علیه ایران را با صدور بیانیه‌ای زنده نگهدارند.
در داخل آمریکا، مردم این کشور در فضای انتخاباتی ریاست جمهوری بسر می‌برند. در هر انتخاباتی از گذشته تا حال همواره موضوع ایران مطرح و از محورهای مبارزات انتخاباتی بوده است.
در این روزها و در متینگ‌های انتخاباتی، رقبای اوباما از حزب جمهوریخواه ضمن نقد مواضع اوباما در خاورمیانه و تعلل در برابر جمهوری اسلامی ایران، نمایش قدرت‌نمایی می‌دهند که در صورت پیروزی در انتخابات در برابر ایران چنین و چنان خواهند کرد و ایران را مواجه با قدرت نظامی آمریکا خواهند ساخت. ظهور سناریو جدید میدان را برای مقابله قدرت‌نمایی از سوی اوباما در داخل آمریکا و در رقابت‌های انتخاباتی باز می‌کند، بخصوص که بستر این پرخاشگری را سخنرانی‌ آقای احمدی‌نژاد در سازمان ملل و تحلیل منفی از فاجعه 11 سپتامبر در افکار عمومی آمریکایی‌ها و از سوی رسانه‌های عمومی این کشور، باز کرده است.
در دوران انتخابات ریاست جمهوری علاوه بر محورهای مدیریت دولت در داخل کشور که اصلی‌ترین و مهمترین موضوع آن، شرایط اقتصادی و بحران مالی است و هیچ نامزد انتخاباتی از هر دو حزب دمکرات‌ها و یا جمهوریخواهان راهکار مشخص و معینی را در دست ندارند و تنها به تشریح بحران می‌پردازند. افکار عمومی مردم آمریکا خسته از همه سیاستمداران و نفرت از تفکر و سیستم سرمایه‌داری حاکم که فقر و بیکاری را در جامعه آمریکا نهادینه کرده است و زندگی عادی مردم و خانواده‌ها را به مخاطره انداخته است، با دلسردی به انتخابات آینده ریاست جمهوری این کشور می‌نگرند. در کنار محور داخلی، همواره موضوع سیاست خارجی محوریت پیدا می‌کند. در دوره انتخابات محور سیاست خارجی برمدار قدرت نمایی می‌چرخد. هر سیاستمداری بتواند بهتر و قوی‌تر قدرت‌نمایی کند خود را پسندیده‌تر در جامعه آمریکا نشان می‌دهد.
اما این سیر تاریخی در سیاست خارجی یعنی کوبیدن جنگ قدرت، در جامعه امروز آمریکا که از جنگ نفرت دارد به بن‌بست رسیده است. مردم آمریکا تجربه هزینه‌پردازی مالی و انسانی برای جنگ در عراق و در افغانستان را نظاره‌گر هستند و شدیدترین اعتراض را به مجموعه سیاستمداران و مدیران کلان کشور خود دارند که از مالیات آنها برای جنگ‌افروزی استفاده می‌کنند، فرزندان آمریکایی را به کشتن می‌دهند و حجم وسیع از دلارهایی که از سوی مردم بصورت مالیات می‌گیرند بجای آنکه به رفاه عمومی و حل مشکلات معیشتی مردم اختصاص یابد، خرج جنگ می‌کنند و موجب خسارت مالی و جانی برای آمریکایی‌ها می‌شوند.
صحنه انتخاباتی در داخل آمریکا برای نامزدهای هر دو حزب جمهوری‌خواه و دمکرات‌ها با مشکل تبیین سیاست‌ خارجی برای مردم مواجه است. از سناریو جدید می‌توانند برای چند هفته صحنه‌آرایی جنگ روانی علیه جمهوری اسلامی ایران را در داخل آمریکا فراهم آورند، اما مردم آمریکا خسته و معترض، این صحنه آرایی برآمده از سناریو ترور را پس خواهند زد.
اما در صحنه بین‌المللی، دولت اوباما می‌داند که شرکاء اروپایی خود را به همراه دارد و از این سناریو جدید با همکاری دولت‌های انگلیس،‌ فرانسه و آلمان سیاست تحریم علیه ایران را شدت بیشتری می‌بخشند. مسیری که تا اینجا با بحران مالی که کشورهای اروپایی دارند چندان برای آنها مطلوب نبوده است. افکار عمومی در اروپا نیز از اتصال و تمکین دولت‌های خود به آمریکا خسته شده‌اند و به آن اعتراض دارند. بخشی از مشکلات مالی خود را ناشی از همین تمکین و اتصال به سیاست‌های خارجی آمریکا ارزیابی می‌کنند. این سیاست تاکنون برای مصادره قیام مردم در کشور عربی و آنچه که «بهار عرب» شهرت پیدا کرده است چندان موفق نبوده است. سناریو جدید آمریکا در صحنه بین‌المللی بیش از دولت‌های اروپایی، معطوف به موضع‌گیری‌های دولت‌های چین و روسیه است که به شدت با تکرار طرحی که توسط ناتو در لیبی صورت گرفته، مخالفت می‌ورزند.
ممانعت از تصویب طرح آمریکایی ـ اروپایی علیه سوریه در شورای امنیت سازمان ملل جایگاه مخالفت دولت‌های چین و روسیه را بطور رسمی علنی و آشکار کرد. آمریکایی‌ها می‌دانند که در انتخابات آینده در روسیه، پوتین دوباره ریاست جمهوری این کشور را بدست خواهد گرفت و مذاکره با پوتین به مراتب سخت‌تر از گذشته خواهد شد. روسیه اکنون می‌خواهد تا از حالت انفعالی در خاورمیانه که در عمل مصر و لیبی را از دست داده است، بیرون آید و یکه‌تازی آمریکایی‌ها را مسدود کند. بقول یکی از سیاستمداران کهنه‌کار آلمانی، سناریو جدید آمریکا، اگرچه در ظاهر با تهدید نشان داده می‌شود، اما به جمهوری اسلامی ایران علامت می‌دهد تا برای دعوت به همکاری در خاورمیانه راضی گردد. آمریکایی‌ها بخوبی می‌دانند بدون حضور و همکاری جمهوری اسلامی ایران هیچ مشکلی در خاورمیانه حل نمی‌گردد و روز به روز افکار عمومی در کشورهای اسلامی، بخصوص در کشورهای عربی علیه آمریکا و حمایت همه‌جانبه دولت آن از اسرائیل تهیج و گسترده‌تر می‌گردد. در محافل سیاسی غرب هجوم جنگ روانی با دامن زدن به سناریو جدید بیش از آنکه به قدرت نمایی دولت اوباما توصیف گردد، ناتوانی و ضعف سیاست‌های واشنگتن در خاورمیانه تفسیر شده است. بخصوص که محوریت این سناریو جدید برروی دو دولت، سعودی‌ها و صهیونیست‌های حاکم در اسرائیل تنظیم گردیده است.
هیچ تبلیغی بدتر از این (ـ بخوانید بهتر از این ـ) نمی‌توانست آبروی سعودی‌ها در همگونی آنها با رژیم صهیونیستی را برملا کند. سعودی‌ها از ضعف و قدرت خود تعریف دارند و مشکلات مرزی با برخی از دولت‌های حاشیه جنوبی خلیج‌فارس دارند، خواهان بهم‌ریختن روابط دوجانبه با جمهوری اسلامی ایران و رفتن به مسیری که نمی‌دانند چه خواهد شد، نمی‌باشند. فشار سیاسی آمریکایی‌ها بر سعودی‌ها برای همراهی در این جنگ روانی بسیار است. از سوی دیگر موضوع بحران در یمن و بحرین دو کشوری که وسیع‌ترین و مهم‌ترین مرز را با عربستان دارند به اندازه کافی برای آنها نگران‌کننده است. آمریکایی‌ها به شدت طالب آنند تا قبل از حل بحران یمن و بحرین، سقوط دولت بشار اسد در سوریه را تحقق بخشند و با این سقوط معادله و اهرم‌های موجود در منطقه را بهم بریزند، اما تاکنون موفق نشده‌اند و هر روز نسبت بحران در بحرین و یمن در مقایسه با سوریه افزونی می‌یابد. ایران در این مختصات سیاسی منطقه‌ای برای آمریکا مرکزیت پیدا کرده است.
سناریو جدید اگر چه تا مدتی محدود جنگ روانی را علیه جمهوری اسلامی ایران دامن خواهد زد، اما در بطن حرکت سیاسی خود، اشتیاق واشنگتن به مذاکره مستقیم با تهران را نشان می‌دهد. خبری که وزارت خارجه دولت اوباما اصرار به انجام آن دارد. برای ما کلید زدن یک دیپلماسی فعال و معقول در سیاست خارجی فوریت و ضروری است. اعزام هیأت‌هایی به روسیه، چین، ژاپن و شاید مهمتر از آن دیدار با دولت‌های عربی در سراسر منطقه براساس «دیپلماسی بیداری» ضروری و لازم است. این دیپلماسی باید با طراحی رسانه‌ای و تبلیغی قوی همراه گردد. ملت‌ها را در منطقه خاورمیانه باید بیش از گذشته نسبت به سیاست‌های سلطه‌گرانه آمریکا و رژیم صهیونیستی بیدار کرد. بیداری افکار عمومی هدف دیپلماسی بیداری است تا ملت‌های خاورمیانه به اصل استقلال و منافع ملی خود آگاه شوند. دولت‌های عربی هرچند وابسته به آمریکا همواره از بیداری مردم در هراسند و خود را به نسبت به بیداری ملت‌ها تعدیل می‌کنند.