حسن قیامی
به لحاظ ذهنی و روانشناختی شخصیت فردی برخی افراد به گونهای پیچیده و چندرگه است که فضای اجتماعی- سیاسی آنها را وارد بازیهای چند ضلعی و معادلات تودرتو میکند.
در این شرایط اگر شخص مورد نظر به اصول اعتقادی و اخلاق سیاسی، اجتماعی و رفتاری آمیخته به فرهنگ جامعه خودش پایبند نباشد ممکن است از هر دری سردربیاورد.
محمد دحلان در سرزمین فلسطین از جمله چنین اشخاص است. فروپاشی امپراتوری عثمانی در سال ۱۹۲۲ و تقسیم آن به برخی از کشورهای موجود در خاورمیانه از سوی کشورهای غربی پیروز در جنگ اول جهانی و همچنین مقدمهچینی تشکیل رژیمی صهیونیستی در این منطقه استراتژیک، فلسطین را وارد معادلات پیچیدهای کرد که هنوز با آن دست به گریبان است، به گونهای که هر راه حلی برای برون رفت از این معضل طراحی میشود با مشکلات و موانع بزرگتر دیگری برخورد میکند که در نهایت تنها راه منطقی را به گامهای «مقاومت» میسپارد. در چنین فضای سیاسی عموماً شخصیتهای بزرگ و تأثیرگذاری رشد میکنند که نه تنها بر معادلات ملی و منطقهای بلکه در اندیشه و عمل کل جهان تأثیر گذاشته و سناریوهای تخریبی بسیاری را به هم میپیچند. عماد مغنیه را میتوان در این صف قرار داد اما در برخی موارد از همین فضای چندلایه موجود در صورتبندی سیاسی فلسطین که به معادلات منطقهای و بینالمللی نیز گره خورده است، افرادی ظاهر میشوند که به دلایل مختلف نه تنها گرهای از مشکلات باز نمیکنند بلکه بر مشکلات آن میافزایند.
دحلان در سال ۱۹۶۱ در اردوگاه آوارگان خان یونس در نوار غزه به دنیا آمد. تأثیرات عمیق محیط اجتماعی فلسطین که با تحولات سال ۱۹۶۷ و سالهای بعد از آن همراه بود وی را به سمت مبارزه سوق داد. این مسئله باعث شد تا در سال ۱۹۸۱ شاخه جوانان فتح در نوار غزه را تأسیس کند. این اولین گام بلند سیاسی وی در تحولات فلسطین بود به خصوص که یکسال پس از این اتفاق از سوی نیروهای امنیتی رژیم صهیونیستی دستگیر و به مدت پنج سال زندگی را در زندان اسرائیلیها سپری کرد. در آن زمان از فتح بیشتر به عنوان «سازمان آزادیبخش فلسطین» یاد میشد بر خلاف امروز که این عنوان عموماً در کنار «تشکیلات خودگران» جا خوش کرده است. روند زندگی سیاسی فتح طی چند دهه اخیر به سمت و سویی گرایش پیدا کرده است که با یادآوری توافقات اسلو در سال ۱۹۹۳ میتوان آن را بند یا تبصرهای از کمپ دیوید مصر در دوران انور سادات و رژیم صهیونیستی دانست. این پوستاندازی سیاسی گام به گام فتح که به تشکیلات خودگردان کنونی رسیده، تأثیرات عمیقی بر نوع رفتار و جهتگیریهای سیاسی- امنیتی محمد دحلان در فلسطین گذاشته است. او که در سال ۱۹۷۸ به عنوان یکی از رهبران انتفاضه مشهور شده بود بار دیگر از نگاه امنیتی صهیونیستها دور نماند و بازداشت شد که پس از آزادی به کشور تونس رفت و از آنجا وارد سازمان آزادیبخش فلسطین شد. سازمان آزادیبخش فلسطین یا آنگونه که امروز مصطلح است به تشکیلات خودگردان طی این سه دهه به مرور به سمتی گرایش پیدا کرده است که محمود عباس، رئیس این تشکیلات به صراحت اعلام میکند هیچ اعتقادی به انتفاضه و مبارزه مسلحانه با رژیم صهیونیستی ندارد.
این در حالی است که پیش از این انتفاضه، مقاومت و مبارزه با رژیم اسرائیل یکی از کانالهای اصلی ورود مبارزان فلسطینی به سازمان آزادیبخش بود. این تغییرات بنیادی نه تنها سازمان را دچار اختلاف و ریزش کرد بلکه کلید مبارزه و مقاومت را از آن گرفت و در اختیار دیگر گروهها از جمله گروه حماس قرار داد. در این میان دحلان بیش از سازمان آزادیبخش فلسطین دچار تحولات اساسی شد. او به دلیل نقش تأثیرگذاری که در مذاکرات صلح سال ۱۹۹۳ داشت، در سال ۱۹۹۴ به ریاست سرویس امنیتی فلسطین در غزه منصوب شد که نقش پلیس امنیتی تشکیلات خودگردان را ایفا میکرد اما در سال ۲۰۰۲ از این سمت استعفا داد. مذاکرات صلح اسلو و نشستن دحلان روی صندلی ریاست سرویس امنیتی تشکیلات خودگردان اولین جرقههای همآغوشی دحلان با نیروهای امنیتی موساد و سیا را زد. به این دلیل که براساس توافقات قرارداد اسلو، تشکیلات خودگردان و شخص دحلان به عنوان رئیس سرویس امنیتی این تشکیلات موظف شدند تا به بهانه شکلگیری صلح خاورمیانه امنیت رژیم صهیونیستی را محترم بشمارند.
در واقع به این دلیل است که میتوان اسلو را بندی از بندهای پیمان کمپدیوید نامید. به هر جهت این قرارداد و همچنین سمتی که در اختیار دحلان قرار گرفت وی را به اسرائیل و امریکا نزدیک و از مبارزه و مقاومت دوران انتفاضه در دهههای پیشین دور کرد. دو خصوصیت غیراخلاقی همنشینی با دشمن و جاهطلبی در بالا رفتن از پلههای قدرت نه تنها سبب شد وی از تشکیلات خودگردان و حتی مبارزه مردم فلسطین با رژیم صهیونیستی که امروز در مقاومت حماس خلاصه میشود، فاصله بگیرد بلکه همراستا با اهداف صهیونیستها علیه امنیت ملی فلسطین عمل کند. پس از اینکه امریکا، اروپا، اسرائیل و تشکیلات خودگردان حاضر نشدند پیروزی جنبش حماس را در انتخابات آزاد سال ۲۰۰۶ بپذیرند و با تحریمهای همه جانبه آن را تحت فشار قرار دادند، تحولات فلسطین به سمتی پیش رفت که حماس در غزه ساکن شد و تحت محاصره صهیونیستها قرار گرفت. این فرصت مناسبی بود تا اسنادی از دحلان رو شود به این دلیل که وی بخش زیادی از زندگی سیاسی و امنیتی خود را در این منطقه گذرانده بود. در ژوئن سال ۲۰۰۷ اعضای گردانهای قسام نامهای از دحلان را به دست آوردند که در تاریخ ۱۳ ژوئیه ۲۰۰۳ به شائول موفاز، وزیر جنگ وقت رژیم صهیونیستی نوشته شده و در آن آمده بود که «عرفات روزهای آخرش را میگذراند، اجازه دهید تا ما به شیوه خودمان کارش را تمام کنیم نه به شیوه شما.»
از سویی دیگر اعضای کمیته مقاومت مردمی فلسطین که از متحدان حماس به شمار میروند با تجسس در منزل دحلان چمدانی پر از طلا و گذرنامههای جعلی امریکایی و حتی پاکستانی پیدا کردند که به همراه دیگر اسناد و مدارک نشان میداد دحلان برای غرب، اسرائیل و حتی کشورهای عربی همپیمان امریکا جاسوسی میکند. میزان قرابت دحلان به رژیم صهیونیستی به قدری است که وی برای درمان عمل دیسک کمرش ابتدا به اردن، سپس به اسرائیل و در نهایت به بلگراد رفت. دحلان که از سال ۲۰۰۷ و به دلیل افشای برخی از اسرار از معادلات سیاسی فلسطین دور مانده بود در همان سال به فکر کودتایی علیه تشکیلات خودگردان افتاد که قرار بود به کمک مروان برغوثی و احمد قریع، نخستوزیر پیشین تشکیلات خودگردان انجام شود. حتی چندی پیش یک نوار ویدیوئی از وی به بیرون درز کرد که در نشستی با افسران صهیونیستی به آنها قول داده بود که اگر کمک کنند تا جای محمود عباس را بگیرد، میتواند صلح خاورمیانه را آنگونه که آنها میخواهند پیش ببرد.
این اختلاف بزرگ دحلان با محمود عباس که در حال حاضر تلاش بیشائبهای برای صلح با صهیونیستها را در برنامه دارد، بسیاری را متقاعد کرده که باعث تضعیف و حتی فروپاشی تشکیلات خودگردان شود. تداوم چنین اختلافاتی سبب شد تا فتح با انتشار بیانیهای و عنوان کردن تخلفات خطرناک دحلان، وی را اخراج و مجبور به فرار از فلسطین به اردن از طریق گذرگاه الکرامه و با خودروی ضد گلوله سفیر امریکا در رژیم صهیونیستی کند. مرکز اطلاعرسانی فلسطین در این باره نوشته است که سفیر امریکا در رژیم صهیونیستی از محمود عباس خواست که خروج سالم دحلان را تضمین کند. منابع آگاه جنبش فتح نیز گفتهاند که دحلان با میانجیگری شیخ عبدالله بن زاید آلنهیان، وزیر امور خارجه امارات به اردن رفته است. آل نهیان همچنین به وی قول داده که موضوع اخراجش را از کمیته مرکزی فتح حل و فصل کند.
در واقع تعداد زیادی از نیروهای امنیتی تشکیلات خودگردان به منزل وی در شهر رامالله حمله کرده و چنین زمینهای را برای دحلان فراهم ساختهاند و اگر مبانی امنیتی تشکیلات خودگردان و همچنین حیثیت سیاسی برخی از کشورهای غربی و عربی اجازه دهند دور از ذهن نیست که اسناد و مدارک جدیدی دال بر جاسوسی وی همچون سال ۲۰۰۷ منتشر شود. جدا از این رایزنیهای خارجی که به لحاظ منطقی میتواند مورد پذیرش قرار بگیرد، در برخی منابع آمده است که محمود عباس بر این گمان است که ماجد فرج، رئیس دستگاه اطلاعاتی تشکیلات خودگردان مقدمات فرار دحلان را فراهم کرده است.
پیش از این جنبش حماس اعلام کرده بود که دحلان در ایجاد جوخههای اعدام و ترور رهبران مبارزان فلسطینی دست دارد اما تشکیلات خودگردان آن را نادیده گرفته و تنها به این دلیل که وی عضو پارلمان فلسطین بود، او را به استفاده از مصونیت سیاسی خود محق کرده بود اما جدال جاهطلبانه عباس و دحلان این بار سبب شد تا محمود عباس از طریق دادگاه جنبش فتح مسئله ترور رهبران فلسطینی را بازگو کرده و اجازه حمله به منزل وی را بدهد. با این وجود دحلان با اینکه در زمان حمله در خانه حضور داشت، توانست بگریزد و حتی دست نیروهای تشکیلات را از مصادره برخی مدارک و منابع موجود در منزلش کوتاه کند تا از این طریق از برملا شدن برخی از فعالیتهای امنیتی امریکا، اسرائیل و برخی از کشورهای متحد عربی آنها جلوگیری شود.