بحرین سال هاست که مرکز فرماندهی ناوگان پنجم دریایی آمریکاست؛ این ناوگان منافع آمریکا در خلیج فارس، دریای عمان، دریای سرخ، خلیج عدن و بخش هایی از اقیانوس هند را برعهده دارد و به همین خاطر نقش حیاتی برای واشنگتن در منطقه ایفا می کند. انگلیس نیز با داشتن ناوشکن و مین جمع کن در بحرین منافعی دارد و زیردریایی هایش به مناسبت های مختلف وارد آب های بحرین می شوند به همین دلیل وزارت دفاع انگلیس اخیرا اعلام کرده که قصد خارج شدن از بحرین را ندارد و به دقت اوضاع این کشور را پی گیری می کند.
آمریکا و انگلیس به هیچ وجه نمی خواهند حضور نظامی شان در این منطقه با سقوط حکومت بحرین کمرنگ شود. 4200 پرسنل نیروی دریایی آمریکا به صورت دوره ای در پایگاه این کشور در بحرین اقامت دارند، پایگاهی که مساحت آن 24 هکتار است در منامه پایتخت این کشور قرار دارد به همین دلیل جرج بوش رئیس جمهور وقت آمریکا بحرین را یکی از متحدان اصلی آمریکا خارج از ناتو نامید.
آمریکا به بهانه ثبات منطقه، مدت های طولانی به خواست مردم بحرین برای تحقق مردم سالاری بی اعتنا ماند و از این رو اعتراضات اخیر در بحرین موجب شد سیاست های خارجی و دفاعی واشنگتن با مشکلاتی مواجه شود. به همین دلیل تحلیلگران سیاسی بحران بحرین را چالش جدی برای دوران ریاست جمهوری باراک اوباما رئیس جمهور آمریکا ارزیابی می کنند. چالشی که نسبت به سایر انقلاب های عربی در منطقه متفاوت تر و چه بسا مهم تر از آنها است.
به همین دلیل روز 14 مارس زمانی که نظامیان عربستان سعودی به قصد مداخله نظامی در امور داخلی بحرین وارد خاک این کشور شدند دیگر اعضای شورای همکاری خلیج فارس (عربستان سعودی، کویت، قطر، عمان و امارات متحده عربی) اعلام کردند که این رویداد مصداق شرایط اضطراری است و باید نظم و ثبات دوباره به جزیره کوچک پادشاهی خلیج فارس بازگردانده شود.
کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس به پیمان دفاعی محرمانه ای موسوم به نیروهای سپر شبه جزیره متوسل شدند درحالی که در مورد دیگر کشورهای عربی چنین ضرورتی احساس نشد.
کارشناسان معتقدند که چنین پیمانی فقط در صورتی قابل اجراست که یکی از شش کشور عضو پیمان از سوی یک دشمن خارجی مورد حمله قرار گرفته باشد اما در مورد قیام مردمی بحرین نه حمله ای وجود داشت و نه دشمن خارجی بلکه صرفا ملت بی دفاع و بی گناهی در مقابل سرکوب های شدید آل خلیفه و آل سعود قرار می گرفت که خواسته ای منطقی و قانونی داشتند و آن هم اجرای اصلاحات و تغییرات اساسی در کشورشان بود.
خاندان آل خلیفه درطول سال های گذشته چشم خود را بر روی حقوق اساسی شهروندانش بسته و مطالبات آنها را نادیده گرفته است به ویژه آنکه شیعیان دراین کشور با وجود اینکه 70 درصد جمعیت را تشکیل می دهند مدت هاست که با برخورد تبعیض آمیز خاندان آل خلیفه روبه رو هستند و از کمترین حقوق مسلم خود بی بهره اند.
مردمی که اکثریت جمعیت این کشور ا در تشکیل می دهند معتقدند که با آنها مانند شهروند درجه دو رفتار می شود.
بدون شک آمریکایی ها از مدت ها پیش، از مشکلات اساسی حکومت بحرین مطلع بوده اند اما به خاطر منافع راهبردی خود در منطقه حاضر شده اند که از این مسئله چشم پوشی کنند.
اکنون با گسترده شدن اعتراضات مردمی مقام های آمریکایی نگران شده اند و به فکر راه چاره افتاده اند تا به هر وسیله که شده منافع درازمدت خود را در این جزیره کوچک استراتژیک حفظ کنند.
برخی از سیاستمداران آمریکایی تا بدانجا از بحران عمیق در بحرین ابراز نگرانی کردند که به دولت آمریکا پیشنهاد دادند ناوگان پنجم دریایی خود را از بحرین خارج و به کشور دیگری در منطقه خلیج فارس انتقال دهد.
این سیاستمداران به مقامات واشنگتن هشدار دادند که خاندان آل خلیفه در برابر اعتراضات مردمی دوام نخواهد آورد و بالاخره شاهد جابه جایی قدرت خواهیم بود.
به همین دلیل قبل از هر نوع درگیری در منطقه و به خطر افتادن منافع آمریکا بهتر است نظامیان خود را از این کشور خارج سازد.
اما برخی از استراتژیست های آمریکایی معتقدند که انتقال ناوگان دریایی آمریکا از بحرین امر ساده ای نیست و ممکن است نتایج فاجعه باری درپی داشته باشد.
موضوع هزینه ها در موقعیت فعلی با توجه به بحران اقتصادی آمریکا و گسترش نارضایتی ها دراین کشور نیز موضوع دیگری است که می تواند فاجعه جدیدی بیافریند.
مکان انتقال این ناوگان هم از دیگر مسائلی است که در خور تأمل است چرا که دیگر کشورهای حاشیه خلیج فارس نیز وضعیت با ثبات تری نسبت به بحرین ندارند و دیری نمی گذرد که آنان نیز به سرنوشت مشابه بحرین دچار شوند و حکام مستبد این کشورها در مقابل خواسته های ملتشان سر تعظیم فرود آورند.
مرکز مطالعاتی گلوبال ریسرچ در گزارشی می نویسد: جنبش فزاینده طرفدار دموکراسی در بحرین با الهام از انقلاب تونس، مصر و سایر مناطق جهان عرب پایه های حکومت سلطنتی منامه را به لرزه انداخته است. و این بی ثباتی در کشور کوچک حاشیه خلیج فارس، بنیان های حکومت آل سعود و سایر شیوخ خلیج فارس را نیز تضعیف می کند به طوری که با ادامه این ناآرامی ها، خیزش مردمی در استان های نفت خیز شرق عربستان سعودی نیز قابل پیش بینی بود. چنانچه حکومت بحرین تسلیم اراده مردم برای افزایش آزادی های مدنی و دموکراسی شود این حکومت تأثیر خود را بر ساختار قدرت دیکتاتوری کشورهای عربی سراسر منطقه خلیج فارس می گذارد و دولتمردان حاکم را با خطر بروز انقلاب مواجه می سازد.
روزنامه «ال موندو» چاپ اسپانیا نیز در مقاله ای نوشت: بحرین اهمیت راهبردی زیادی برای آمریکا و غربی ها دارد چرا که تهدید حکومت استبدادی در خلیج فارس به سلطه قدرت های جهانی، دولت های سرمایه داری غرب و کنترل استعماری آنها بر منابع و ملت های منطقه خاورمیانه برمی گردد.
دولت های غربی هرساله میلیاردها دلار صرف فروش تسلیحات نظامی به رژیم های دیکتاتوری می کنند، تسلیحاتی که عمدتا برای سرکوب طرفداران دموکراسی مورد استفاده قرار می گیرد.
اشغال خارجی، سرکوب، تجاوز نظامی، بی قانونی و ارتکاب جنایت علیه بشریت از جمله پیامدهایی است که با مجوز غرب و به ویژه آمریکا در کشورهای منطقه صورت می گیرد.
ادامه حکومت های استبدادی در کشورهای عربی منطقه برای منافع سیاسی و نظامی واشنگتن الزامی است از همین رو خاندان آل خلیفه با گستاخی تمام به سرکوب مردم این کشور به ویژه شیعیان می پردازد.
رژیم آل خلیفه با حمایت آمریکا هر روز به روشی جدید برای سرکوب مردم متوسل می شود و از این واقعیت اطلاع کامل دارد که تا منافع آمریکا در این منطقه به خطر نیفتد کماکان می تواند بر سر قدرت باشد.
موج اعتراضی دربحرین به راه افتاده که برای ایالات متحده آمریکا و سایر قدرت های غربی قابل پیش بینی نیست.
مسلم است که آمریکا نمی خواهد متحد قدیمی خود را در منطقه استراتژیک خلیج فارس از دست بدهد و حکومتی سر کار آید که برای منافعش خطرساز باشد؛ چرا که به قدرت رسیدن یک حکومت ضدآمریکایی دربحرین آینده ناوگان دریایی را به خطر خواهدانداخت.