تاریخ انتشار : ۰۱ بهمن ۱۳۹۰ - ۰۹:۲۴  ، 
شناسه خبر : ۲۲۹۷۷۵

درحالی که که «سرت»تنها شهر باقی مانده در دست حامیان قذافی در یک قدمی سقوط قرار دارد، همچنان این سوال مطرح است که سرنوشت قذافی دیکتاتور شصت و نه ساله لیبی، در جریان این منازعات یا پس از آن چه خواهد بود؟ ‏
دیکتاتور خیال پرداز لیبی در آخرین تصاویر تلویزیونی که بیستم سپتامبر از یک شبکه تلویزیونی عرب منتشر شد، ادعای روزهای نخست شروع بحران دراین کشور را تکرار کرد و گفت که حکومتش مردمی است و هیچ قدرتی قادر به حذف وی و سیستم حکومتی وی نخواهد بود!
وی همچنین گفت: تمامی دولت‌هایی که شورای انقلابیون لیبی را به رسمیت شناخته‌اندهدف هواداران وی قرار می‌گیرند.
این اظهارات بازتاب گسترده‌ای در سراسر جهان یافت. برخی رسانه‌های عرب زبان دراین زمینه نوشتند: اگرچه قذافی در طول حکومتش چهره‌ای نامتعادل از خود در جهان به تصویر کشیده بود، اما اظهار نظرهایی این چنین از فردی چون او، حاکی از روحیه خودکامگی و خود شیفتگی اوست.
قذافی در پایان راه
معمر قذافی که از سال 1969 در لیبی روی کار آمد، در پی تظاهرات اعتراضی ‌مردم این کشور و درخواست آنها برای برکناری وی از قدرت، از یک سو زمینه بروز جنگ خونین داخلی در این کشور و از سوی دیگر، حملات نیروهای نظامی ناتو علیه این کشور را فراهم کرد.
دراواخر فوریه 2011 (حدود هفت ماه پیش) زمانی که بحران لیبی با همه‌گیری اعتراض‌های عمومی علیه قذافی به اوج خود رسید، رهبر خودکامه و رؤیاپرداز لیبی از ابتدا خواست‌های مردمش را نادیده گرفت و در پاسخ به خبرنگاران خارجی هزاران معترض شهرهای مختلف این کشور را حامیان خود خواند. با قوت گرفتن نیروهای انقلابی و سقوط شهر به شهر نیروهای هوادار قذافی،«بنی ولید» و«سرت» به عنوان دو پایگاه نهایی مقاومت علیه انقلابیون، مطرح بودند که بنی ولید چندی پیش به تصرف انقلابیون درآمد. درحال حاضر هنوز سرت، حامیان قذافی را در خود جای داده است. اکنون این سوال که در چند ماه گذشته بی جواب مانده، دوباره مطرح می‌شود که سرنوشت قذافی در مسیر تحولات لیبی چه خواهد بود؟
سرنوشتی همچون صدام
«فتحی بن شطوان» وزیر انرژی و صنعت پنج سال آخر دوره حکومت قذافی، اخیرا به نقل از دیکتاتور لیبی اعلام کرد که وی سرنوشتی همانند صدام نخواهد داشت، زیرا قذافی از جنگ با مخالفانش تا آخرین لحظات زندگی اش دست بر نمی‌دارد.
صدام، دیکتاتور معدوم عراق در سال‌های 1979 تا 2003 (1358 تا 1382) رییس‌جمهوری بود و او نیز مانند قذافی نوعی کیش شخصیت در سطوح مختلف اجتماعی را برای خود پای ریزی کرد.
صدام که از وی به عنوان یکی از آخرین دیکتاتورهای سده 20 و بی‌رحم‌ترین حاکمان خودکامه تاریخ معاصر یاد شده است، پس ازحمله نیروهای ناتو به عراق به درسال 2003 متواری شد. مدتی بعد، محل اختفای زیرزمینی وی که بیشتر شبیه یک گور بود، کشف و صدام نیز تحویل دادگاه ویژه جرائم سران عراق شد.
سرانجام دیکتاتور به رأی این دادگاه روزپنجم نوامبر 2006 (14 آبان 1385) به اعدام با چوبه دار محکوم و روز 30 دسامبر همان سال در بغداد به دار آویخته شد.
فرار از مهلکه
یکی از سناریوهای مطرح در مورد سرانجام کار دیکتاتور لیبی این است وی با استفاده از فضای ایجاد شده جنگ میان انقلابیون و هواداران، با استفاده از نیروها یا کماندوهای خارجی از مهلکه پیش رویش به یکی از کشورهای همسایه بگریزد.
این داستان مشخصاً برای همسر و دو فرزند وی اتفاق افتاد. کمتر از دو ماه قبل هنگامی که طرابلس به دست نیروهای انقلابی افتاد، همسر و فرزندان معمر قذافی از لیبی به الجزایر گریختند.
اگرچه از جزئیات این فرار تاکنون گزارش‌های زیادی منتشر نشده است، اما بر اساس معدود اخبار منتشر شده توسط منابع خبری دراین زمینه، 35 کماندوی نظامی آموزش دیده تبعه آفریقای جنوبی، عملیات نجات و خروج «صفیه» همسر، «عایشه» دختر و فرزندانش، «محمد» و‌ «هانیبال» پسران دیکتاتور لیبی را برعهده داشتند. گفته شد هریک از این افراد 15 هزار دلار برای این عملیات موفق دریافت کردند.
شکار دیکتاتور
به گزارش برخی منابع خبری غرب، شورای انتقالی لیبی با همکاری سرویس‌های جاسوسی غرب در پی دستگیری قذافی هستند. گفته می‌شود این دو گروه، افراد متخصصی را نیز تحت عنوان « شکارچی» دراین زمینه به کار گرفته اند.
اگرچه تاکنون این شکارچیان نتوانسته اند به هدف خود برسند، اما آنها با توجه به اقدامات مشابهی که در مورد صدام دیکتاتور معدوم عراق صورت گرفته بود، ابراز امیدواری کردند تا عملیات موفق و مشابهی در مورد قذافی داشته باشند.
به گفته این افراد، قذافی فردی است که به جنگ در صحرا علاقه‌مند است و احتمالا نبرد پایانی خود را در منطقه «ساهارا»در نزدیکی مرز نیجریه و الجزایر متمرکز خواهد کرد.
سرنوشتی همچون هیتلر
«اولیور مایلز» سفیر پیشین آمریکا در لیبی پیش‌بینی عجیبی در مورد سرنوشت قذافی دارد. او می‌گوید: قذافی سرنوشت صدام را به چشم دیده است، بنابراین او هرگز سرنوشت مشابهی را برای خود انتخاب نخواهد کرد. راهی که صدام رفت برای قذافی کاملاً روشن است. او ممکن است با استفاده از قاچاقچیان انسان، خود را به یکی از کشورهای همسایه لیبی برساند، اما باید بداند که مجبور است زندگی کاملاً زیر زمینی و مخفیانه‌ای تا پایان عمر داشته باشد.دراین صورت احتمال دستگیری وی در هر لحظه، بسیار بالاست. معلوم نیست محافظان یا حامیان وی تا چه زمانی از او حمایت کنند، بنابراین آنها خود دشمنان بالقوه قذافی خواهند بود.
پیش بینی این سفیر که سالها به عنوان واسطه‌ای میان قذافی و دولت آمریکا عمل کرده، حاکی از احتمال زیاد اقدام انتحاری توسط قذافی است.
علاوه براین، برخی منابع خبری، پایان راه قذافی را همانند سرنوشت پیشوای رایش سوم، آدولف هیتلر دیکتاتور قرن 20 آلمان می‌دانند.
براساس یک نظر سنجی انجام شده، بیش از 35 درصد از9000 مخاطب، سرنوشت مشابه هیتلر را برای پایان راه قذافی پیش بینی کردند.
این درحالی است که آینده نگری 1/23 درصد از این مخاطبان حاکی ازآن است که انقلاب در لیبی سبب سقوط کامل رژیم قذافی و فرار وی از این کشور خواهد شد.
سرنوشت قذافی یا هر دیکتاتور دیگری به تنهایی مهم نیست، اما این افراد تاریخی را در کوتاه، میان و دراز مدت به ملت خود تحمیل می‌کنند که سبب عقب ماندگی سیاسی- اقتصادی و اجتماعی آنها در نسل‌های متوالی می‌شود؛ سرنوشتی که لیبی را در هفت ماهه اخیر از یک سو در جنگ و کشتار داخلی و از سوی دیگر غارت منابع ملی این کشور توسط کشورهای غربی فرو برده است.
صدام در طول حیات سیاسی کوتاه خود، سه جنگ را به مردم منطقه خلیج فارس تحمیل و زمینه حضور بیگانگان در آب و خاک این منطقه را برای کنترل و غارت منابع حیاتی آنها کرد؛ معضلی که ملل منطقه همچنان درگیر آن هستند.
هیتلر نیز در دوره حضور در عرصه سیاسی آلمان، جنگ جهانی دوم را به نظام بین‌الملل با عواقبی دهشتبار تحمیل کرد.
اکنون انقلابیون لیبی در یک قدمی آزاد سازی کامل شهرهای این کشور از دست هواداران قذافی قرار دارند. به نظر می‌رسد شعله‌های این جنگ خانمان سوز که با رفتارهای دوگانه غرب در قبال قذافی در لیبی گسترش یافت تا ازآن مخروبه‌ای بسازد، به‌زودی تمام خواهد شد، اما صدمات گسترده، عمیق و جبران ناپذیر انسانی و اقتصادی وارد بر این مردم را چه کسی جبران خواهد کرد؟ و آیا لیبی چند دهه دیگر، از عواقب چنین جنگ خانمان سوزی سربلند خواهد کرد؟
یکی از مهمترین نکات در مورد سرنوشت لیبی در حال حاضر، نقش غرب در این بحران است. این سئوال برای ناظران مسائل منطقه مطرح است که آیا غرب بدون چشمداشت وارد جنگ پرهزینه شده است؟
سفر هدفمند
نیکلا سارکوزی،رئیس‌جمهور فرانسه و «دیوید کامرون» نخست وزیر انگلستان، روز پنجشنبه 24 شهریور به‌عنوان اولین مقامات بلندپایه غربی برای دیدار با مقامات شورای انتقالی به لیبی رفتند؛ حضوری که از سوی صاحب نظران آگاه، نوعی سهم‌خواهی از منابع نفتی این کشور تعبیر شد. ‏
رئیس‌جمهوری فرانسه و نخست وزیر انگلیس که به همراه «مصطفی عبدالجلیل» رییس شورای انتقالی لیبی، در کنفرانس مطبوعاتی طرابلس شرکت کردند، با تاکید بر لزوم محاکمه «معمر قذافی»دیکتاتور مخلوع این کشور، بر ادامه حضور ناتو در لیبی به بهانه طی شدن روند انتقال قدرت تاکید کردند.
نخست وزیر انگلیس در این کنفرانس خبری، بر ادامه عملیات نظامی ناتو در لیبی تا هر زمان که مورد نیاز باشد، تاکید کرد. وی گفت: کار هنوز تمام نشده است و انگلیس خود را متعهد می‌داند که همچنان به مردم لیبی کمک کند.
وی همچنین وعده داد که انگلیس در زمینه تأمین مواد غذایی، دارو، تجهیزات و نیروی متخصص پزشکی به لیبی کمک کند و شماری از مجروحان لیبیایی که نیاز به اعمال جراحی ویژه دارند برای درمان به انگلیس منتقل خواهند شد. کامرون گفت: ما تاکنون حدود یک میلیارد پوند از دارایی‌های مسدود شده رژیم سابق لیبی را آزاد کرده و در اختیار شورای ملی انتقالی قرار داده‌ایم و تلاش می‌کنیم با کسب مجوز از سازمان ملل، دارایی‌های بیشتری را آزاد کنیم.         ادامه دارد...