تاریخ انتشار : ۲۵ آبان ۱۳۹۰ - ۱۰:۳۸  ، 
شناسه خبر : ۲۲۹۸۱۸
در حاشیه سخنان مقام معظم رهبری در کرمانشاه مطرح می‌شود

دبیر سیاسی
عملکرد زشت کلیسا در مقابله با پیشرفت‌های علمی و محاکمه دانشمندان به‌نام و شکنجه‌های قرون وسطایی آنان موجب نگرش منفی مردم به ادیان الهی گردید. به همین سبب، از این درخت خبیث، میوه تلخ حاکمیت سکولاریسم و نظریه دین منهای سیاست به بار نشست و به تدریج این فکر در ذهن «مارکس» شکل گرفت که دین نه تنها مفید نیست بلکه برای رشد و پیشرفت جامعه مضر است! در نتیجه، نظریه «دین افیون ملت‌هاست» را ابداع کرد. بنا به دلایل فوق، این نظریه توانست به ویژه درغرب جای پایی باز کند و به یک باور تبدیل شود. فوکو، نظریه پرداز معروف، علت این اعتقاد مارکس را عدم آشنایی وی نسبت به اسلام دانسته می‌گوید: اگر مارکس با اسلام آشنا شده بود: هرگز چنین نظریه‌ای را ابداع نمی‌کرد.
پیروزی انقلاب اسلامی در سال 1357 و نقش بی بدیل اسلام در این حرکت عظیم، موجب تجدید حیات این مکتب الهی بلکه همه ادیان آسمانی در جهان گردید. انقلاب اسلامی ایران در عمل، همه رشته‌ها‌ی مارکس و سکولاریست‌ها را پنبه کرد و نشان داد که دین، موتور محرک جوامع برای مبارزه با ظلم و استکبار است. انقلاب اسلامی همچنین نشان داد که نباید ادیان تحریف شده را با اسلام ناب مقایسه کرد. اسلام، دینی است که به بشر درس مبارزه می‌دهد و دین زندگی است. به دنبال این پیروزی، موج اسلام خواهی به پا خاست و به اقصی نقاط عالم رسید. در این مرحله که می‌توان آن را موج اول اسلام خواهی نامید؛ اسلام، نخبگان و خواص جوامع را متوجه خود ساخت. گرایش شخصیت‌هایی چون روژه گارودی، لگن هاوزن و پروفسورحامد الگار به اسلام و بازگشت بسیاری از نخبگان جهان اسلام به خویشتن، از ثمرات موج اول اسلام خواهی بود.
در این شرایط، دو جریان حاکم بر جهان یعنی مارکسیسم و لیبرال دموکراسی در برابر موج عظیم اسلام‌گرایی احساس خطر می‌کردند و همه همت خویش را در تقابل با انقلاب اسلامی به کار می‌گرفتند تا از رشد و بالندگی آن جلوگیری کنند. اشغال افغانستان توسط شوروی و همکاری دو ابرقدرت در راه اندازی جنگ عراق علیه ایران، ازجمله تصمیم‌های اتاق فکر استکبار برای مشغول ساختن جمهوری اسلامی به‌عنوان تولید کننده این فکر و کشورهایی بود که در صف اول پیوستن به این موج عظیم بودند. به هرحال به رغم تلاش گسترده استکبار شرق و غرب، موج اسلام خواهی به نخبگان جهان رسید و موجب سرزندگی و تجدید حیات دین به‌طور عام و اسلام به‌طرز خاص گردید. در این حال درست در زمانی که مارکسیسم و لیبرالیسم بسان دو لبه قیچی برای حذف اسلام و دین عمل می‌کردند، ناگهان اتفاق بزرگی رخ داد و با روی کار آمدن گورباچف و انجام اصلاحات در شوروی، نشانه‌هایی از فروپاشی در این کشور ظاهر گردید.
 امام(ره) با ارسال نامه‌ای به گورباچف فروپاشی را پیش‌بینی و از اضمحلال قریب الوقوع مارکسیسم و به موزه رفتن آن خبر داد و از وی خواست به مطالعه اسلام بپردازد و به او درباره افتادن در دام لیبرال دموکراسی غرب هشدار داد. با متلاشی شدن یک ضلع از استکبار یعنی مارکسیسم، ایالات متحده با نظریه دهکده جهانی کوشید تا از جهان دهکده‌ای بسازد که کدخدای آن رئیس جمهور آمریکا باشد ولی از این نکته غافل بود که سقوط مارکسیسم به‌عنوان دشمن دیرینه دین، موجب تقویت دین و دین خواهان به‌ویژه اسلام می‌شود. با شکست مارکسیسم، موج دوم اسلام خواهی به پاخاست. این موج در کشورهایی که فکر مارکسیستی در آن‌ها فراگیر شده بود، بیش‌تر قابل رؤیت بود. البته در این دوره، اسلام از نخبگان گذشت و به توده‌ها‌ی مردمی رسید. گرایش روزانه هزاران نفر به اسلام در غرب و شرق عالم، نتیجه شکست مارکسیسم و موج دوم اسلام خواهی بود. با تشکیل دولت نهم، و حضور فعال رئیس جمهور در عرصه‌ها‌ی بین‌المللی، پیام اسلام ناب و گفتمان امام و انقلاب، رساتر از گذشته به گوش جهانیان رسید و مردم جهان را با مدل موفق مردم سالاری دینی آشنا کرد (‌هر چند دکتر احمدی‌نژاد در ادامه، به دلیل برخی تاثیر پذیرفتن‌ها از این حرکت باز ماند) در نتیجه با جهانی شدن اندیشه و فکر امام(ره)، بیداری اسلامی در منطقه شکل پذیرفت و کل خاورمیانه را در برگرفت.
امروز مهم ترین فریاد مردم مسلمان منطقه این است که ما اسلام را می‌خواهیم. و به هویت فراموش شده خویش باز گشته‌ایم. فریاد الله اکبر درخیابان‌ها‌ی اکثر کشورهای اسلامی بلند است، توده‌ها‌ی عظیم مردمی به پا خاسته اند و عشق به اسلام و قرآن، اسلام خواهی را مطالبه اصلی آن‌ها قرار داده است. از این رو، دیگر برای آن‌ها نسخه‌ها‌ی لیبرال دموکراسی و شعار‌ها‌ی پر زرق و برق غربی جاذبه‌ای ندارد و نسخه سکولاریستی ترکی پیشنهاد شده از سوی اردوغان نیز در نزد آن‌ها بدون اعتبار است. به دنبال این قیام، ناگهان نظام سرمایه داری در غرب که تصور می‌کرد با از میدان به در رفتن رقیبش، مارکسیسم، به کدخدا و حاکم علی الاطلاق جهان تبدیل شده، بامشاهده نشانه‌ها‌یی از چالش‌ها‌ی شبیه شوروی سابق به فکر چاره افتاد و سران سرمایه‌داری، با فراهم کردن زمینه به قدرت رسیدن یک سیاه پوست که فقط رنگش با آن‌ها متفاوت بود و شعار «ما اعتقاد داریم که می‌توانیم» و «تغییر» افکار عمومی را به این سو سوق دادند و این گونه القا کردند که قرار است اتفاق بزرگی در امریکا بیفتد ولی پس از گذشت 3 سال و به هم ریختن اوضاع اقتصادی و ورشکستگی شرکت‌ها و مؤسسات بزرگ امریکایی و بیکار شدن اقشار مختلفی از مردم، و دروغ در‌آمدن وعده‌ها‌ی اوباما، مردم به ویژه جوانان به ستوه آمده‌اند.
آن‌ها با راه اندازی جنبش‌ وال استریت، تابلوی بسیار با معنایی را بلند کرده اند که ما 99 درصد هستیم در برابر 1 درصد سرمایه دار حاکم بر کشور. این شعار، در کوتاه‌ترین زمان به دیگر کشورهای مشابه از ژاپن گرفته تا انگلیس و آلمان و فرانسه و... رسید و تبدیل به یک جنبش عظیم سراسری شد. مردم می‌گویند ما دیگر نظام سرمایه‌داری نمی‌خواهیم و تا سرنگونی کامل آن ایستاده‌ایم. از میان دو مکتب حاکم بر جهان امروز نوبت به نظام‌ها‌ی لیبرال دموکراسی رسیده است. با متزلزل شدن پایه‌ها‌ی نظام‌های لیبرالیستی، جانشینی جز اسلام ناب وجود ندارد. زیرا مردم، همه مکاتب بشری و نیمه بشری را آزموده و ناتوانی آن‌ها را در اداره جامعه تجربه کرده‌اند. آن‌ها از مسیحیت و یهودیت تحریف شده و به عبارت دیگر نسخ شده، حاصلی جز عقب ماندگی و فرو رفتن در جهنم دوران قرون وسطایی معجزه‌ای ندیده اند. مارکسیسم هم پس از مدتی کوتاه به موزه تاریخ پیوست و برای توده‌ها‌ی مردمی به ویژه جوانان و نخبگان غرب جاذبه‌ای ندارد. ناتوانی نظام لیبرال دموکراسی را نیز هم اکنون با پوست و گوشت و خون خود احساس می‌کنند و با حضور در خیابان‌ها با صدای بلند از آن اعلام انزجار می‌کنند.
از سوی دیگر سرزندگی انقلاب اسلامی و پیشرفت و تعالی آن را می‌بینند. آن‌ها شاهدند که نظام اسلامی ایران طی 32 سال گذشته به رغم قرار داشتن در شدیدترین فشارهای سیاسی، نظامی و اقتصادی دولتمردان غربی، مقاومت کرده و نه تنها از مواضع حق خود کوتاه نیامده بلکه در بسیاری از مواضع پیشرفت‌ها‌ی بزرگی داشته است. صدور گفتمان انقلاب اسلامی به منطقه و جهان و شکست سیاست‌ها‌ی امریکا و غرب در عراق و لبنان و افغانستان و فلسطین و شکست و سرنگونی دیکتاتورهای منطقه، از نشانه‌ها‌ی غلبه گفتمان انقلاب اسلامی است. در این شرایط است که رهبر عزیز انقلاب اسلامی، امام خامنه‌ای، شکل گیری موج سوم اسلام خواهی را مژده می‌دهند و از نخبگان، علما و اندیشمندان می‌خواهند که در تبیین اسلام ناب برای اذهان آماده غربی‌ها بکوشند. اگر بتوانیم نسخه شفابخش اسلام را به مردم غرب ارایه کنیم، با دل و جان خواهند پذیرفت؛ زیرا آن‌ها هم اکنون به‌سان بیماری هستند که از سوی همه اطباء جواب شده‌اند و چنان‌چه پزشک حاذقی پیدا شود که با نسخه خود درمانشان کند، با آغوش باز می‌پذیرند.
با این تحلیل، اکنون حکمت اتهام‌های جدید امریکایی‌ها علیه ایران اسلامی روشن می‌شود؛ اتهام تروریست بودن ایران و هیاهوهای اخیر با این هدف انجام می‌پذیرد که این نسخه شفابخش را خشن، بی‌منطق و تروریست جلوه دهند تا با تبلیغات دامنه داری که از طریق رسانه‌ها‌ی در اختیار آن یک‌درصد انجام می‌دهند، از شتاب این موج بکاهند. ولی سردمداران نظام لیبرالیستی باید بدانند که این وعده خداوند، دیر یا زود مححقق خواهد شد که ان الارض یرثها عبادی الصالحون.