تاریخ انتشار : ۰۱ بهمن ۱۳۹۰ - ۰۹:۲۴  ، 
شناسه خبر : ۲۲۹۸۵۳
اشاره: اروپا به ویژه انگلیس و فرانسه با نوعی شتابزدگی با تحولات لیبی برخورد کردند. محافظه‌کاری افراطی که پیش از این در بسیاری از تحولات جهانی، وجه مشخصه اروپای پیر بود، در لیبی مشاهده نشد و همین امر تردید ناظران جهانی را نسبت به نیات آنها در لیبی برانگیخته است. نخستین نشانه‌های تردید پس از سفر کامرون و سارکوزی به طرابلس و دیدار با مقامات شورای ملی انتقالی لیبی بروز کرد و بخش پایانی مقاله به کندوکاوی کوتاه در این تحولات اختصاص دارد.

حدود 12 میلیارد پوند از دارایی‌های لیبی در انگلیس بلوکه شده است. نخست وزیر انگلیس اظهارداشت: ما آماده‌ایم تا در زمینه‌های دیپلماتیک، نظامی، اقتصادی، فنی و امور توسعه‌ای به شورای ملی انتقالی لیبی کمک کنیم... خوشبختانه این شورا تاکنون با عملکرد مثبت خود، نگرانی‌هایی را که از سوی برخی افراد مطرح می‌شد، برطرف کرده است. نیکلا سارکوزی نیز در این کنفرانس خبری تاکید کرد که فرانسه و انگلیس همانگونه که در دوران مبارزه در کنار مردم لیبی بودند، در دوران صلح و سازندگی نیز در کنار آنها خواهند بود. سارکوزی تاکید کرد: هنوز کارهای زیادی در لیبی باید انجام شود و برای به نتیجه رسیدن این کارها، نیاز به صبر و حوصله و همچنین اراده قاطع داریم.
مصطفی عبدالجلیل، رییس شورای ملی انتقالی لیبی، نیز در این کنفرانس خبری، حمایت‌های انگلیس و فرانسه از مردم لیبی را «شجاعانه» خواند و از سفر کامرون و سارکوزی به طرابلس قدردانی کرد. عبدالجلیل تاکید کرد که هیچگونه معامله پنهانی با کشورهای حامی لیبی صورت نگرفته و تاکنون هیچ قراردادی با کشورهای خارجی منعقد نشده است. وی افزود: ما در آینده نیز در این زمینه کاملاً شفاف عمل خواهیم کرد.
بسیاری از صاحب نظران آگاه، سفر همزمان رییس‌جمهوری فرانسه و نخست وزیر بریتانیا به لیبی را حاوی نوعی پیغام سیاسی دانستند.
لیبی و مطالبات غرب
از زمان آغاز بحران لیبی یعنی از دی ماه 1389، کشورهای غربی به ویژه انگلیس و فرانسه، برای افزایش نقش و حضور پایدار خود تلاش بسیاری کرده اند. اگر به پس زمینه تاریخ سیاسی این منطقه نگاهی بیاندازیم، متوجه خواهیم شد که کشورهای اروپایی همواره تلاش داشته‌اند تا حضور پررنگی در منطقه شمال آفریقا داشته باشند. حضور انگلیس و ایتالیا در دوران جنگ جهانی اول و دوم مثال بارزی از تلاش اروپایی‌ها برای مداخله در منطقه شمال آفریقا است. در این میان اگرچه رهبران شورای انتقالی لیبی بارها اعلام کرده‌اند که مذاکره با حامیان جنگ این کشور برای امضای قراردادهای نظامی نیست، اما به نظر می‌رسد که در چارچوب رفتاری این کشورها، علاوه بر الگوهای مداخله گرا، نوعی سهم خواهی پنهانی به چشم می‌خورد که در قالب‌های دیپلماتیک ادا می‌شود از مدت‌ها پیش این مسأله در میان کشورهای غربی مطرح شده است که پیش از این، حدود30 درصد از قراردادهای آینده نفتی در عوض حمایت نظامی و سیاسی، به فرانسوی‌ها وعده داده شده بود و از دیگر سو، «ایو بونه» رییس سابق دستگاه ضدجاسوسی فرانسه، در گفت وگو با روزنامه «الخبر» الجزایر تاکید کرد که مطبوعات و روزنامه‌های فرانسوی از قراردادهای نفتی سخن می‌گویند؛ از قراردادهایی به ارزش 150 میلیون یورو، اما من این سوال را می‌پرسم که بهای این قراردادها برای بازسازی لیبی چیست؟ همچنین، «ایو بونه» تاکید کرد شاید فرانسه از بعد مادی موفقیت‌هایی را در لیبی بدست آورده، اگرچه حتی این موضوع هم تاکنون کاملاً محقق نشده است، اما من از این بیم دارم که فرانسه شرافت و اعتبار خود در لیبی و تعهدات خود در آفریقا را از دست داده باشد.
جمع‌بندی
با استقرار اعضای شورای انتقالی در طرابلس و شکل‌گیری آرام ساختارهای حکومتی در لیبی، رهبران کشورهای دخیل در جنگ این کشور تلاش می‌کنند تا با ورود به این ساختارها، الگوهای مداخله را دنبال کنند. در این میان حضور زودهنگام رهبران انگلیس و فرانسه به‌عنوان حامیان اصلی جنگ لیبی، شاید تعجب برانگیز نبوده است، چراکه شرایط این کشور، حال در وضع متفاوت ناشی از اتمام احتمالی جنگ قرار گرفته است. در چنین شرایطی، عامل نفت و قراردادهای نفتی است که نقش پررنگ تری می‌یابد، زیرا بیشتر کشورهای اروپایی و کشورهایی که پیش از این نقش عمده‌ای در اقتصاد لیبی بازی می‌کردند، تلاش دوباره‌ای برای تقویت و بازنویسی قراردادهای نفتی خود می‌کنند. در این چارچوب، بسیاری از ناظران سیاسی با یکدیگر هم عقیده هستند که حضور سران این کشورها به ویژه کشورهای غربی در لیبی در این سطح و به طور مشخص سطح سران، نوعی معامله گری برای نفت است تا حمایت از دستاورهای سیاسی ناشی از انقلاب مردم لیبی. ‏