* چندی پیش اعلام شد که قرار است چند هزار مستشار نظامی آمریکا در عراق باقی بمانند. در این زمینه دو بحث مطرح است: ضرورت حضور یا عدم حضور مستشاران آمریکایی و بحث دوم کاپیتولاسیون؛ موضعگیری عراقیها نسبت به این دو مساله چگونه است؟
** ما احساس میکنیم آمریکاییها بهطور جدی علاقهمندند در عراق بمانند و به هر طریق و هر اسمی که شده نیروهایشان را در داخل عراق نگه دارند. هرچند در درون دستگاه حاکمه آمریکا اختلافاتی در این موضوع وجود دارد و بخشهایی از آمریکاییها علاقهمندند عراق را به تمام معنا ترک کنند، ولی بخشهای دیگری هم اصرار دارند که رفتن ما الان نابهنگام است و کاری که شروع کردیم ناقص رها میشود، پس نباید آنجا را ترک کنیم. برآیند این دو نگاه یا تناقض در دستگاه دیپلماسی آمریکاییها به این مرحله رسیده است که بخش قابلتوجهی از نیروها را در داخل عراق نگاه دارند اما برای این مساله پوششی میخواستند. بهنظر ما بحث آموزش پوششی است برای حضور آمریکاییها در داخل عراق. اگر منظور آموزش ارتش عراق باشد، افسران آموزشدیده و عالیرتبهای در ارتش عراق وجود دارد که آموزشهای عمومی را بدهند.
برای آموزشهای خصوصی و ویژه باز هم این مقدار نیرو نیاز نیست. فرض کنید عراقیها هواپیما خریدهاند، سیستمهای راداری خریدهاند، این موارد نیروی قابلتوجهی برای آموزش نمیخواهد ضمن اینکه معمولا این افراد در کشور فروشنده آموزش میبینند. در حال حاضر تعداد این مستشاران رسما 3400 نفر اعلام شده و ما امیدوار هستیم که این عدد واقعی باشد. ما این نگرانی را داریم که اعلام میکنند 3400 نفر ولی چون رفتن و آمدنشان توسط خودشان چک میشود، کسی نمیتواند اینها را بشمارد. احتمال دارد مثلا 10هزار نفر هم باشند. دولت عراق هم اعلام کرده که ما هیچگونه مصونیت دیپلماتیک و حقوقی به این مستشاران نمیدهیم.
* برخی نه بهصورت واضح از این حضور حمایت میکنند و تعدادی آن را کاملا رد میکنند. اکثریت با کدام یک از این گروههاست؟
** در ارتباط با حضور و عدم حضور آمریکا در عراق اعتقاد دارم دو دیدگاه وجود دارد ولی در بحث کاپیتولاسیون یا مصونیت حقوقی-قضایی در عراق همه اتفاقنظر دارند اما عدهای که بیشتر جریانات اقلیم کردستان هستند، رسما اعلام کردهاند که ما علاقهمندیم اینها فعلا بمانند اما بخش عرب، چه شیعی و چه سنی اعتقاد دارند که باید خارج شوند و بههیچوجه هم ما به اینها مصونیت قضایی و حقوقی نمیدهیم.
* خبرگزاری فارس چند روز پیش به نقل از نخستوزیر عراق گفته بود که نیروهای ناتو جایگزین آمریکاییها میشوند. آیا برای ایران فرقی میکند که ناتو باشد یا آمریکا؟
** ببینید خارجی، خارجی است! حالا چه بهنام آمریکایی باشد چه بهنام اتحادیه اروپا و ناتو؛ ما اعتقاد داریم خود عراقیها میتوانند وظایف خودشان را به خوبی انجام دهند. ارتش عراق، ارتش ورزیدهای است و میتواند بر مشکلات فایق بیاید. در حال حاضر برای هر کشوری از جمله عراق دو تهدید متصور است: تهدید داخلی و خارجی. ما میبینیم که در تهدیدهای داخلی، ارتش عراق بهتر از آمریکا عمل میکند و از زمانیکه پرونده امنیتی داخل عراق به عراقیها واگذار شد، امنیت بهطور نسبی بهتر شد. عدد و ارقام این را کاملا بیان میکند. بعد از اینکه آمریکاییها از کوچه، خیابان و شهرهای عراق به پادگان رفتند، امنیت بهتر شد.
زمانیکه درصد قابلتوجهی از نیروهای آمریکایی خارج شدند، باز هم امنیت بهتر شد. در مورد تهدید و حمله خارجی، به مصلحت هیچ کشوری از همسایگان عراق نیست که به عراق حمله کند و در شرایط کنونی به نظر من بهانه حمله به عراق واهی است.
* واکنش مراجع شیعه نسبت به ماندن نیروهای آمریکایی چیست؟
** نکته مهم این است که هیچ یک از مراجع و بزرگان دینی ما در عراق این حضور را تایید نمیکنند.
* بعضیها هم مثل آیتالله سیستانی واکنش خاصی نشان ندادهاند.
** آن مساله بحث دیگری است. سوال شما این است که اینها نظرشان در رابطه با ماندن اینها چیست، من عرض کردم که هیچکس تایید نمیکند.
* من میخواهم به نقش مراجع در تحولات سیاسی عراق برسم.
** مراجع تلاششان این است که وارد جزییات نشوند و کلیات موضوع را بررسی و دنبال کنند.
* چرا مراجع در عراق به این نتیجه رسیدهاند که در سیاست بهصورت مستقیم دخالت نکنند؟
** ساختار آنجا به صورتی است که این شرایط را تحمیل میکند. ساختار عراق سهقطبی است. کردها، سنیها و شیعیان که هر کدامشان در جمعبندی نهایی و تصمیمسازی و تصمیمگیری نهایی و کلان باید با هم و بهصورت مشارکتی تصمیم بگیرند. شیعیان در اکثریت هستند ولی یکی از آن سه جزءاند و خطاب مراجع به شیعیان است.
* ترور شیخ مهتد المعمار از نزدیکان آیتالله سیستانی را چگونه ارزیابی میکنید؟ آیا ترور به نزدیکی مراجع شیعه رسیده است؟
** نه، فکر نمیکنم.
* یعنی بحث شخصی بوده است؟
** ما که در میدان عراق هستیم، متاسفانه زیاد شاهد این حوادث تلخ هستیم. در سطوح مختلف هم اتفاق میافتد. بعضی از جریانات کور در داخل عراق وجود دارند که هر کار تروریستی که از دستشان بر بیاید نسبت به هر فرد و گروهی انجام میدهند.
* خب بههرحال هدفی دارند، نمیشود گفت همه ترورها کور است.
** من میگویم اجرا معمولا کور است.
* این ترورها چه هدفی را دنبال میکند؟
** اتفاقا همین نکته است که من میگویم. ببینید اینها تلاش میکنند هر که از دستشان بیاید را ترور کنند. آنها یک هدف دارند، اینکه ناکارآمدی حکومت فعلی چه در زمینه خدمات و چه امنیت را نشان دهند و بگویند اشخاص امنیت ندارند، جامعه امنیت ندارد. مثلا همین انفجاراتی که چند روز پیش انجام گرفت، اهداف خاصی نبود بلکه اهدافی را منفجر کردند که توانستند، نه جایی که میخواستند!
* شما پس از انتخابات پارلمان بهعنوان سفیر ایران به عراق رفتید. در رسانههای خارجی بحثی مطرح شد که دلیل انتخاب و حضور آن زمان شما برای مدیریت سیاسی عراق بهنفع ایران است. نزدیکی شما به آقای مالکی و در واقع رابطهای را که از قبل با هم داشتید دستمایه قرار دادند که مدیریت ایران، مالکی را به نخستوزیری رسانده است. آیا شما واقعا اعمال نفوذ کردید؟
** بحث عراق پروندهای است بسیار پیچیده با اثرگیریهای فراوانی از داخل، کشورهای اقلیمی و کشورهای فرا اقلیمی؛ عراق کشور بسیار ویژهای است که در همسایگی کشورهای ویژهای مثل ایران، ترکیه و سعودی قرار دارد. همه اینها باعث میشود این پرونده پیچیدگی خاص خودش را داشته باشد. هم کشورهای منطقهای و هم بینالمللی مثل آمریکا علاقهمند نبودند که آقای مالکی نخستوزیر بشود ولی ایشان نخستوزیر شد.
* ایاد علاوی هم شیعه است، هم ریشههای ایرانی دارد. چرا از آقای علاوی حمایت نکردید؟ چون که بیشتر سکولارها را دور خودشان جمع کرده بودند؟
** این سوال دیگری شد و حالا هم بحث را یکمقدار به سمت مسایل شخصی کشاندید.
* من گفتم رسانهها ادعا کرده بودند که شما روابط شخصی با آقای مالکی دارید.
** اینکه با خیلیها روابط نزدیک و دوستانهای دارم ، رد نمیکنم. اخیرا خبرگزاری آسوشیتدپرس آمده بود، یکی از سوالاتش این بود که ما خبر داریم شما روابط بسیار نزدیکی مثلا با آقای مالکی دارید. شنیدهایم که مثلا شما زنگ میزنید که کجایی؟ من دارم میآیم پیش شما! در پاسخ به خبرنگار آسوشیتدپرس گفتم من با همه روابط دارم. با آقای طالبانی هم روابط نزدیکی دارم. من در حال حاضر یک سفیرم، ایشان هم یک نخستوزیر است. من الان سفیرم، ایشان هم رییسجمهور است. به هر صورت جمهوری اسلامی ایران توانست به آن چیزی که در نظرش بود برسد. اما در مورد سوال که پرسیدید چرا جمهوری اسلامی ایران با آقای ایاد علاوی کار نمیکند؟ باید بگویم اینگونه نیست. ما از همه رهبران عراقی جهت دیدار از ایران دعوت میکنیم. قبلا هم از ایشان دعوت کردهایم تا به ایران سفر کنند و تا امروز هم دعوت قبلیمان را رد نکردهاند.
* حالا اگر آقای علاوی میتوانست دولت تشکیل دهد، شرایط چگونه میشد؟
** قطعا ما با او کار میکردیم. الان با آقای مالکی کار میکنیم، آن موقع با او کار میکردیم. ما به انتخاب مردم عراق همیشه احترام میگذاریم و با دولت منتخب آنها کار میکنیم.
* یعنی الان بهتر است؟
** این را در یک سوال و با آری یا نه نمیشود پاسخ داد. من عرضم این است که هر دولتی در عراق به وجود بیاید ما بهعنوان کشور همسایه با او کار میکنیم.
* بحث من این است که منافع ملی و برونمرزی ایران چگونه است؟
** آنچیزی که ما میتوانیم در یک مصاحبه بیان کنیم این است: هر دولتی که در داخل عراق تشکیل شود، ما با آن کار میکنیم.
* خب مسلما وقتی دولتی نزدیکتر است شرایط فرق میکند.
** اگر آقای علاوی یا دیگران هم انتخاب میشدند ما با ایشان کار میکردیم.
* در حال حاضر نفوذ ایران الان بیشتر است یا آن موقع؟
** بحث نفوذ ایران بحثی است جدای این بحثها. جمهوری اسلامی ایران یک نفوذ ذاتی در آنجا دارد که ما همیشه میگوییم این با دخالت متفاوت است. حداقل 30سال است ما داریم روی پرونده عراق کار میکنیم. حداقل 75درصد معارضان عراق در ایران حضور داشتند و همه با مسوولان جمهوری اسلامی ایران ارتباط داشتند. چه کرد، چه عرب و چه ترکمنها. این باعث شده است که ما با همه جریانات در ارتباط باشیم. آقای اسامه نجیفی رییس مجلس عراق که دو هفته قبل به تهران آمد، بسیار تحت تاثیر قرار گرفت و سفر خوبی به ایران داشتند.
* شما خودتان در عراق متولد شدهاید درست است؟
** نه. من هم مثل شما این را شنیدهام.
* پس اینطور نیست؟
** بله. من هم مثل شما شنیدهام.
* میگویند که شما در نجف متولد شدهاید.
** من هم مثل شما شنیدهام.
* شما کجا متولد شدهاید؟
** بنده یک ایرانی هستم و شناسنامه ایرانی دارم.
* خب در شناسنامه شما محل تولد را کجا نوشته است؟
** خب آن مساله که در حال حاضر مشکلی از من و شما حل نمیکند.
* بحث این است که بخش مهمی از سوابق شما، در عراق بوده است.
** خب این درست است.
* یعنی مدیر میز عراق در وزارت خارجه بودهاید. در جنگ تحمیلی نقش موثری داشتهاید. بهعنوان معاون آقای شمخانی، در مذاکرات ایران و آمریکا بودهاید. موسس کنسولگری اربیل و...
** درست است. همه اینها که میگویید مطرح شده است.
* میدانیم که حداقل تا پایان جنگ، روابط ایران و عراق اصلا روابط خوبی نبوده است. پیش از آن هم انقلاب شده بود و بحرانهای مرزی وجود داشت. قبلش هم که دعوای شاه و صدام بود. به صورت خوشبینانه 10 سال است که روابطمان خوب شده و ایران توانسته است جای پایی برای خودش در عراق ایجاد کند.
** عرض من این است که این مساله مربوط به این 10سال نیست و نتیجه سالهای قبل است. یک واقعیتی است که زمانیکه معارض عراقی در هیچجای دنیا پذیرفته نمیشد، ایران و سوریه دو کشوری بودند که معارضان را پذیرفتند. هر کس هم که علم مبارزه را علیه صدام بلند میکرد، موقعی که ناچار میشد فرار کند، جایی به جز جمهوری اسلامی ایران نداشت. بعضی از اینجریانات از زمانیکه حضرت امام در نجفاشرف بوده ارتباط پیدا کردهاند. این ارتباط همچنان بوده و هست. مثلا وقتی شهید صدر که در عراق همه قبولش دارند میگوید: «ذوبوا فی الامام کما ذاب هو فی الاسلام». خب این حرف بسیار بزرگ و سنگینی است و تاکنون خیلی از بزرگان دینی این کلمه را کاملا قبول دارند و مبتنی بر این جمله به امام نگاه میکنند. مثلا وقتی در عراق میگویید کمیته امداد امامخمینی اصلا تصوری از ایران در ذهن مردم نمیآید ولی از امام خمینی چرا. در حال حاضر امامخمینی معادل کلمه ایران است در فرهنگ ادبیات امروز سیاسی اما این ارتباطات یک ارتباطات دیرینهای است و مربوط به این 10سال نیست. این 10سال میتوانیم بگوییم نتیجه آن کارها و آن ارتباطات بود.
* در حال حاضر نقش گروه مقتدی صدر را در معادلات سیاسی عراق چگونه میبینید؟
** اینها یکی از جریانات نسبتا شادابیاند که 41 نماینده در پارلمان دارند. عدد قابلتوجهی است از 324نماینده. نفر دوم پارلمان الان از صدریهاست. نایب اول پارلمان آقای قصی از صدریهاست و حداقل سه وزارتخانه دستشان است و یکی، دو تا از وزارتخانههای غیراصلی و در خیلی از استانها هم، استاندارانی دارند. پراکندگی جریان صدر در تمام عراق است.
* آمریکاییها مقتدی صدر را بهعنوان نماد جریان تندرو شیعه معرفی میکنند. آیا شما این را قبول دارید؟
** آن تقسیمبندی آمریکاییهاست. ما تقسیمبندی خودمان را داریم.
* میخواهم تقسیمبندی شما را بدانم. جیشالمهدی مدتها اسلحه به دست داشت و فعالیت مسلحانه میکرد.
** در هر صورت الان فرآیند سیاسی را قبول دارد و در این فرآیند سیاسی کار میکند. اگر کسی حکومت و ساختار حکومت را قبول نداشته باشد که نمیآید در حکومت شرکت کند. نمیآید برود در پارلمان یا وزارتخانه داشته باشد.
* فکر میکنید چه شد که حاضر شدند اسلحه را زمین بگذارند و وارد بازی سیاست شوند؟
** خب باید از خودشان سوال شود. باید از ایشان بپرسید که چرا این کار را کردهاند، اگر قبلا چنین چیزی واقعیت داشته است. در هر صورت صدریها الان یکی از جریانات عینی و واقعی صحنه عراق هستند و به نسبت بعضی از جریاناتی که خیلی در عراق مطرحاند، کرسی قابلتوجهی دارند. همین تعداد کرسی را با کرسی اکراد مقایسه کنید که مثلا در کل پارلمان، آنها چند کرسی دارند و اینها چند کرسی دارند.
* در فروردین 1387 مقتدی صدر در گفتوگویی با الجزیره گفته بود که در ملاقاتم با مقامات ارشد ایران از آنها خواستم که اقدامات سیاسی و نظامی را در عراق پایان دهند. واکنش ایران بهگونهای نبود که قرار باشد جواب اتهامات او را بدهد.
** چون ما این حرف را خیلی معتبر نمیدانستیم، چیزی نگفتیم.
* بههرحال الجزیره شبکه معتبری است و مقتدی صدر هم این حرفها را زده بود. فکر نمیکنید آقای صدر با این صحبت خود را وارد معادله جدیدی کرد؟
** استمرار آن حرف و آن عمل مهمتر است. در اتفاقی که میافتد شما باید ببینید که آیا آن حرف دوباره استمرار پیدا کرد یا نه. اگر فرض کنیم آن حرف زده شده است، آیا استمرار پیدا کرد؟
* من متوجه نشدم استمرار یعنی چه؟ یک شخصیت سیاسی ممکن است با یک حرف دنیا را به آتش بکشد. ایشان ایران را متهم کردند به مداخله سیاسی، نظامی و...
** عرض میکنم این حرف خیلی معتبر نیست. چون ما این حرف را دنبال کردیم، فهمیدیم که این حرف زده نشده است. نکته دوم این است که ممکن است کسی حرفی را بزند اما حرف را استمرار ندهد.ما در این مساله استمرار ندیدیم.
* شما میگویید استمرار، من میگویم نتایج؛ نتایج آن صحبت برای صدر این بود که بخشی از نیروها جریانش را پذیرفتند.
** الآن که دارد میآید و میرود و ارتباط خوب است...
* بحث من هم همین است. آیا شما از آن حرف آقای صدر چشمپوشی کردید؟ آقای صدر با این حرفش یک بازی برد-برد را شروع کرد که به مذاق آمریکاییها خوش بیاید، چون به هرحال ایران نمیتواند یک جریان مهم شیعه را از معادلات خودش حذف کند.
** آقای صدر که نمیخواهد آمریکا خوشش بیاید.
* پس چرا این حرف را میزند؟ در مورد یک کودک ممکن است بگوییم از روی نادانی این حرف را میزند، ایشان با اینکه سنشان پایین است ولی نقش مهمی در معادلات سیاسی عراق داشته و در حال حاضر هم دارند.
** من باز عرض میکنم که این صحبت را از جای معتبری ما نشنیدهایم. حالا شما میگویید الجزیره معتبر است ولی خیلی حرفها هم هست که از جاهای معتبری شنیده میشود مثل همین قصه ترور سفیر سعودی و اسراییل در آمریکا. یک حرفی میزنند اما اینکه معتبر نیست. شاید یک آدم معتبر یک حرف غیرمعتبری هم بزند. معنایش این نیست که!
* اگر به جای آسوشیتدپرس، یک سایت داخلی به نقل از شما میگفت که دو آمریکایی در ایران بهسرعت آزاد میشوند اصلا کسی به آن توجه میکرد؟
** نه. در مورد جایگاه رسانهها که من حرفی ندارم.
* شما به سوال من پاسخ ندادید. آیا دستگاه دیپلماسی ایران از این سخنان چشمپوشی کرد؟
** خیلی حرفها زده میشود از دستگاههای رسانهای معتبری که اعتبار ندارد، یعنی از اساس غلط است. مثلا همین حرفی که شما دارید میگویید اصلا من این حرف را نزدم. سوال کرد. گفتم که من امیدوارم آزاد شوند. یک نکتهای داشت. در ترجمه مشکلی بود بعدا روشن شد.
* الان سالهاست ما این مشکل را داریم. آقای رییسجمهور هم بعضی اصطلاحات را به کار میبرند که خوب ترجمه نمیشود.
** من گفتم که امیدوارم «همه زندانیها» آزاد شوند. اصرار کرد که واقعا؟ گفتم که ما «امیدواریم». من نگفتم بهزودی قرار است زندانیتان آزاد شود.
* چند روز بعد سریع آزاد شدند.
** آن یک بحث دیگر است.
* یعنی هیچ ربطی به صحبت شما نداشت؟
** من که مسوول این موضوع نبودم که بخواهم خبری در مورد آن ارایه دهم.
* آمریکاییها در مورد ترور سفیر عربستان اتهاماتی به ایران زدند. شما آنجا با آمریکاییها ارتباط دارید، سوابق نظامی هم دارید. آیا اصلا چنین روندی در ساختار نظامی ایران قابل شکل گرفتن هست که بخواهند آنها برایش اسناد و مدرکی پیدا کنند؟
** البته ما با آمریکاییها در ارتباط نیستیم اما بههرحال آنجا فضا، فضای دیپلماسی است.
* طبیعتا من هم از لحاظ دیپلماتیک عرض میکنم!
** اصلا نمیشود در این مورد تصور کرد. بسیار مضحک است. در کشوری که ما نه دیپلمات داریم و نه سفارتخانه، ارتباطات ما و رفتوآمدهای ما کاملا کنترلشده است، مساله دوم اینکه از اول انقلاب تاکنون هیچگاه علیه ما چنین اتهامی مطرح نشده است.
ولی آنها ادعا می کنند.
آنها ادعا و اتهامات زیادی دارند.
* بحث سر همین است. قرار است آمریکا و عربستان این بحث را در شورای امنیت مطرح کنند. آمریکا تهدید کرده که اسناد طبقهبندیشده فعالیتهای هستهای ایران را مطرح میکند؛ اگر نتواند مستندات ارایه کند آیا فکر میکنید که این رسوایی رسواییای نیست که آمریکا را زمین بزند؟
** چرا.
* پس چرا وارد این بازی شده است؟
** خب باید از خودشان بپرسید.
* بهنظر شما دستگاه دیپلماسی ما الآن چهکار باید بکند؟
** خب، همکاران ما در بخش حقوقی دارند کار خودشان را میکنند.
* برای شما هم در عراق اتفاقی افتاد، ما هم میتوانستیم از آن استفاده کنیم. دستگاه دیپلماسی ما چرا این کار را نکرد؟
** ما نمیخواستیم. برای چه؟ چه خاصیتی دارد؟
* اتفاقی که چند ماه پیش در عراق برای شما افتاد بهنظرتان توطئه بود یا اتفاق؟
** نه، بهنظرم شبیه اتفاق بود.
* دقیقا چه اتفاقی افتاد، چون بعضیها میگویند...
** شبیه اتفاق بود. چون ما اصلا نیازی به اینها نداریم. کسانی که میروند دنبال این چیزها که دچار ضعف شدهاند. هیمنه آمریکا شکسته شده است. نمیخواهم احساسی صحبت کنم. شما نگاه کنید وزیر خارجه سعودی حرفی میزند که اصلا پشتوانه حقوقی ندارد. میگوید پس از این در هر جای دنیا اتفاقی علیه ما بیفتد ایران این کار را کرده است. این نشان میدهد که اینها حتی حداقلهایی را در حقوق بینالملل رعایت نمیکنند.
* چرا روابط حسنه ما در 10سال پیش با عربستان، به اینجا میرسد که آنها ما را متهم کنند که هر اتفاقی علیه آنها بیفتد کار ایران است؟
** اینکه چرا به آنجا میرسد در این مورد در زمان دیگری با هم صحبت میکنیم. این آقایی که معرفی کردهاند یک آمریکایی است، ایرانی که نیست.
* آمریکایی-ایرانی است!
** مهم نیست! این آقا یک آمریکایی است پس از نظر حقوقی آمریکا باید پاسخ بدهد، چون متهم یک آمریکایی است.
* یعنی شما میگویید که منصور اربابسیار را یک آمریکایی میدانید.
** به او آمریکایی ایرانیالاصل میگویند. نمیگویند ایرانی. میگویند آمریکایی ایرانیالاصل.
* پس دیدگاه شما این است که منصور اربابسیار یک آمریکایی است؟
** رسما اعلام کردهاند یک آمریکایی ایرانیالاصل.
* هرکسی که آنجا پاسپورت آمریکایی داشته باشد آمریکایی حساب میشود؟
** ببینید وقتی کسی شهروند شد و پاسپورت گرفت، هر کجای دنیا که سفر کند شهروند آن کشور محسوب میشود.
* پس شما از لحاظ حقوقی به ایشان بهعنوان یک آمریکایی نگاه میکنید.
** اصلا خودشان اعلام کردهاند. میگویند یک آمریکایی ایرانیالاصل.
* نه، من نظر شما را میخواهم، کاری به آنها ندارم.
** بله، از نظر حقوقیاش همین است.
* آمریکاییها روی ایرانی بودن منصور اربابسیار تمرکز میکنند و شما روی آمریکایی بودن آن فرد.
** اصلا فرض کنیم ایرانی باشد. آنها میگویند آمریکایی ایرانیالاصل. آمریکایی لهستانیالاصل، آمریکایی روسیالاصل. آمریکایی فرانسویالاصل. آمریکا جامعهای متشکل از ملیتها و قومیتهای مختلف است. مقامات آمریکایی گفتند ما یک شهروند خودمان را در یمن ترور کردیم. آمریکایی یمنیالاصل است دیگر. میگویند ما یک شهروند خودمان را زدیم، دادگاه هم حکم داده است.
* سفیر عراق چند وقت پیش در گفتوگویی درباره غرامت گفت: برادر از برادر غرامت نمیگیرد. آیا شما پیگیر بحث غرامت جنگ از عراق هستید؟
** پروندهها و بحثهای زیادی بین دو کشور وجود دارد، منتها در آن واحد ما نمیتوانیم به خیلی از موضوعات بپردازیم و باید مدیریت کنیم. یکی از بحثهای مدیریت پروندهها این است که تقدم بدهیم به آنچیزی که الآن اولویت بیشتری دارد. ما الآن پروندههایی با اولویت بیشتر در دست داریم.
* خب دو دهه از این قصه گذشته است. کی فکر میکنید اولویتش برسد؟
** ما پروندههایی با اولویت بالاتر از این داریم. بهعنوان مثال اجرایی کردن توافقنامه 1975؛ وقتی اولویتها مشخص شد، بحث مدیریت پروژه مطرح میشود که چگونه و با چه کیفیتی این اولویت یا موضوع پیگیری شود. باید پروندهها و موضوعات ابتدایی را حل و فصل کرد تا راه برای پیگیری سایر موارد هموار شود.
* فکر میکنید کردهای کردستان عراق برای ایران فرصتاند یا تهدید؟
** من با قطعیت میگویم چون ارتباط و شناخت بسیار نزدیکی با اکراد دارم، کردها برای ما تهدید نیستند. چه کردهای داخل کشور خودمان چه کردهای بیرون از آن.
* پس چرا میگویند ما به داخل مرز عراق رفتیم برای مهار یک گروه؟
** ما که داخل مرز عراق نرفتیم.
* خود دولت عراق اعلام کرده که ما...
** دولت عراق اعلام نکرده است. نه.
* اقلیم کردستان چه؟
** اقلیم کردستان عراق هم اعلام نکرده است که کسی وارد خاک آن کشور شده است. بخشهایی از کردستان عراق توسط پ.ک.ک و پژاک تصرف شده است. مسوولان اقلیم کردستان و دولت مرکزی هم از این وضع ناراحت هستند اما توجیه و حرفشان این است که با توجه به شرایط فعلی عراق و وضعیت جغرافیایی منطقه که پوشیده از کوههای صعبالعبور است امکان حضور نظامی و امنیتی میسر نیست. بدیهی است کارهایی که آنجا انجام میدهیم با هماهنگی طرفین است.
* با هماهنگی عراق؟
** ما کمیته مشترک داریم.
* ترکیه چه نقشی دارد؟
** بگذارید اول به موضوعات خودمان بپردازیم، ترکیه بحثهایش را خودش قطعا دنبال خواهد کرد.
* آیا پژاک ریشه در کردهای ترکیه دارد؟
** حالا اشکالی ندارد. اصلا من میخواهم بگویم پژاک را که میگویند گروه معارض ایرانی است، حدود 30درصد اکراد معارض ایرانی در این تشکیلات هستند و مابقی کردهای غیرایرانیاند که اکثرا کرد ترکیهاند و از کردهای سایر کشورها هم در این گروه حضور دارند.
* پس چرا علیه ایران عملیات انجام میدهند؟
** در پاسخ به این سوال باید بگویم در درجه اول باید موضوعات را از هم تفکیک کنیم. اینکه چرا اینها اقدام خرابکارانه و مبارزه مسلحانه میکنند یک بحث است. اینکه جمهوری اسلامی ایران وارد عراق شده است یا نه و دیدگاه اقلیم و حکومت مرکزی عراق درخصوص حوادث اخیر، موضوع دیگری است. همانگونه که قبلا اشاره کردم جمهوری اسلامی ایران در مناطقی داخل کشور در نزدیکی مرز که نیروهای پژاک حضور داشتند اقدام به عملیات نظامی و آن مناطق را پاکسازی کرد.
* مرز یا داخل خاکشان؟
** در نقطه مرزی کشورمان با عراق. شما سخنرانی آقای اسامه نجیفی رییس پارلمان عراق در پارلمان انگلیس را بخوانید. بعضی از نمایندههای پارلمان اصرار داشتند که از ایشان اقرار بگیرند که ایران به داخل خاک عراق وارد شده است ولی ایشان رد کرد. گفت چنین چیزی اتفاق نیفتاده است اما ما مخالفیم ایران و ترکیه گلولهباران کنند.
* این اتفاق حتما باید رخ دهد؟
** به هر صورت گروهی از داخل عراق و یک بخشی از مرز ما که چسبیده به مرز کوههای مشترک داخل عراق است، آمده و آنجا بساط پهن کرده، سنگر درست کرده و علیه نیروهای نظامی و غیرنظامی ما کمین میگذارد، مین میگذارد، عملیات نظامی انجام میدهد، شهید میگیرد، مجروح میگیرد، خب نمیتوانیم که دست روی دست بگذاریم.
* پس اقدام سپاه پاسداران اقدام متقابل بوده است؟
** مدام ما به وزارت خارجه عراق یادداشت رسمی ارسال کردیم و از دولت عراق خواستیم جلوی اینگونه اقدامات خرابکارانه گرفته شود و اعلام کردیم این قابل تحمل نیست از داخل کشور شما بیایند این کارها را بکنند بعد فرار کنند و به داخل خاک عراق بازگردند.
* در حال حاضر با پژاک آتشبس صورت گرفته است؟
** طبق آخرین اخبار هر نقطهای که دست پژاک بود در داخل ایران پاکسازی شد. دو، سه قله مهم مرزی پاکسازی شد، تلفات قابلتوجهی به آنها وارد شد و تعدادی هم دستگیر شدند.
* یعنی آتشبسی اتفاق نیفتاده و غائله تمام شد.
** بهنوعی غائله تمام شد. بعضیها دوست داشتند اعلام کنند توافق و مصالحه و آتشبسی صورت گرفته است که چنین نیست.
* چون پژاک اعلام آتشبس یکجانبه کرد.
** چنین نیست. عملیات نظامی پژاک ادامه پیدا کرد و نیروهای نظامی پاسخ لازم را دادند.
* پس شما میفرمایید بحث مشترکی بین ایران و ترکیه برای سرکوبی پژاک و پ.ک.ک نبوده است.
** ما که کارمان را مستقلا انجام دادیم و تقریبا به اتمام رسیده است. ترکها هم دارند کار خودشان را ادامه میدهند.
* بهعنوان ارشدترین مقام دیپلماسی ایران در عراق، از سرعتعمل دستگاه دیپلماسی ایران در این سالها در عراق راضی هستید و مجموعا رفتار دستگاه دیپلماسی ایران در عراق مثبت بوده است یا منفی؟
** اگر بگویم راضی هستم که میگویید مسلم است خود سفیر باید این را بگوید اما اگر کنکاش کنید به راحتی برآیندی از تلاشهای صورت گرفته به دست میآورید. خوشبختانه جمهوری اسلامی ایران توانسته است روابط خود با عراق را به خوبی مدیریت کند.
* در مورد برچیدن کمپ اشرف چه؟
** نه از آن راضی نیستیم. فشار اروپا روی دولت عراق به صورت غیرمنطقی زیاد است. ما بارها گفتهایم شما به این موضوع انسانی نگاه کنید و سیاسی و ابزاری نگاه نکنید. گفتیم رها کنید تا بهطور طبیعی این داستان حل شود و با دخالتهای بیموردتان این پرونده را اینقدر طولانی نکنید تا وارد فضای دیگری شود که دودش هم در چشم خودتان و هم در چشم آنها برود.
* الان کمپ اشرف رسما خلع سلاح است و هیچ کاربردی هم ندارد. آیا ایران خواهان این است که کمپ اشرف برچیده شود یا همین شرایط ادامه پیدا کند؟
** نه، ما گفتهایم که باید برچیده شود. عفو هم دادهایم و معتقد هم هستیم که حدود 60درصد اینها اشتیاق بسیاری دارند که از پادگان بیرون بیایند و درصد قابلتوجهی علاقهمندند به ایران بیایند یا جاهای دیگری بروند، چون قطعا در آنجا دچار بحرانهای شدید روحی-روانی هستند. تحلیلهای زیادی از مسوولانشان شنیدهاند که هیچ یک از این تحلیلها محقق نشده است.
* بههرحال الان کمپ اشرف یکی از آخرین تیرهای سازمان منافقین است که باعث شده هنوز هم دستگاه تبلیغاتی آنها بتواند از آن استفاده کند. مثلا چند حملهای که به آنجا صورت گرفت باعث شد که اعلام کنند کشته دادهاند. آیا با رفتار دولت عراق در مورد حمله به اشرف موافق هستید؟
** حرف ما این است، حاضر نیستیم یک قطره خون از بینی کسی بیاید. به صلیبسرخ و دیگر مسوولان مربوطه عراق هم اعلام کردهایم که بروید با اینها مصاحبه کنید. البته نه در یک فضای امنیتی و سازمانی کور و بسته که کسی حاضر نیست حرفش را بزند. الآن تعداد قابلتوجهی از اینها فرار میکنند میآیند بیرون و بیان میکنند که وضعیت بسیار پلیسی و اختناق بسیار عجیبی در آنجا حاکم است، چون نزدیک به نصف این پادگان را هم عراقیها گرفتند در آنجا خیلی محدودتر شدهاند.
* بعد از جنگ، حس مردم عراق نسبت به ایران چگونه است؟
** من همینقدر به شما بگویم که سال گذشته 604هزار عراقی وارد ایران شدهاند و یکمیلیون و دویستهزار ایرانی به عراق رفتهاند که اگر بخواهید به نسبت جمعیت عراق حساب کنید، نسبت بیشتری از عراقیها به ایران آمدهاند.
* پس ایران را دوست دارند.
** یکی از مشاوران ارشد رییس پارلمان عراق چند روز قبل از سفر هیات پارلمانی برای هماهنگی سفر به سفارت آمده بود؛ به من گفت که من شیعه هستم. گفتم تا به حال ایران رفتهای؟ گفت نه ولی اعضای خانوادهام رفتهاند. پرسیدم نظرشان چیست؟ پاسخ خیلی قشنگی داد. گفت: نه یکبار. سه، چهار بار. ایران را خیلی دوست دارند. وقتی میآیند حاضرند چندبار دیگر بروند. روزبهروز این ارتباط از سطح مردمی (چون ما داریم ویزا میدهیم) توسعه بیشتری پیدا میکند.
* پس جنگ تاثیر زیادی نداشته است؟
** قطعا بیتأثیر نیست.
* ولی پاک شده است.
** طبعا تبلیغاتی که الآن وجود دارد و رسانههایی که وجود دارد بیتاثیر نیست. از 28ماهوارهای که آنجا وجود دارد 16، 17تای آن علیه ما و روابط ما حرف میزنند، بیتاثیر نیست اما آنقدر روابط از نظر فرهنگی و انسانی با هم نزدیک است و رفتوآمد وجود دارد که ما نگران نیستیم.
* پس در عراق فراموش شده که جنگی اتفاق افتاده است.
** میشود اینگونه برداشت کرد.
* فکر میکنید ما هم باید جنگ عراق را فراموش کنیم؟
** جنگ چیز خوبی نیست. اگر انسان بتواند چیزهای بد و تلخ را فراموش کند بهتر است.