تاریخ انتشار : ۰۱ بهمن ۱۳۹۰ - ۰۹:۲۵  ، 
شناسه خبر : ۲۳۰۲۹۴
نوشته: تیم پاجت ـ دیورانگو ـ فورک.جی.کاستاندا / ترجمه: فریدون دولتشاهی اشاره: آیا به راستی راهی وجود دارد که مکزیک را از بن‌بست ترور و وحشت تجارت خونبار مواد مخدر و سلاح خارج کند؟ برخی کارشناسان بر این باورند که شاید بتوان از تجارب مشابه، مثلاً مورد کلمبیا، برای مکزیک نیز بهره جست، اما آیا این دو کشور برای حل این معضل از شرایط یکسانی برخوردارند؟ بخش پایانی مقاله به برخی راه‌های ممکن برای پایان دادن به رنج کنونی مکزیک اشاره می‌کند.

خشونت عنان گسیخته می‌تواند تمامی این توفیقات را تضعیف کند. در منطقه «تامالی پاس» باند «زتا» در عمل، خود جای قانون را گرفته است. آنها متهمان اصلی قتل سال گذشته «رودلفوتوره» نامزد فرمانداری ایالت بودند.
خشونت باندهای موادمخدر همچنین شهر «مونتری» مرکز تجاری قدیمی مکزیک جایی که «ریورا» معلم مهدکودک، مجبور است در میان شلیک گلوله، شاگردانش را آرام کند و جنازه‌های قربانیان آویخته از روی پل‌ها و روگذرها که همه روزه پیدا می‌شوند همه را به ستوه آورده است. عابران پیاده در شهر مونتری می‌توانند خود را در ساعات شلوغ روز، بین موانع خیابانی، در دست گانگسترها که پس از دزدیدن پول یا اتومبیل به زور سلاح، از میان ترافیک فلج‌کننده به سرعت می‌گذرند، به دام افتاده ببینند.تاثیر گانگسترها بر جامعه غیرنظامی درست به همین اندازه که گفته شد، مهم است.
[جشن‌های پرزرق و برق رؤسای باندهای موادمخدر که پرطرفدار هم هستند، با این قتل‌ها تأمین مالی می‌شوند. تقریباً 70روزنامه‌نگار مکزیکی از سال 2007 تاکنون بوسیله باندها به قتل رسیده‌اند. آخرین آنها «میگل آنخل لوپز» 55 ساله، سردبیر روزنامه «ورا کروز» بود که همراه زن و پسرش در 20 ژوئن به ضرب گلوله کشته شد. بسیاری از خبرنگاران رسانه‌ها اکنون پوشش خبری موادمخدر را خودسانسوری می‌کنند. بخش‌هایی از کلیسای کاتولیک نیز با باندها پیوند خورده‌اند. «هربریتولاچانو» معروف به «ال ور داگو» یعنی جلاد، با پول خود یک کلیسا در ایالت زادگاه خود «هیدالگو» ساخت و با نوشتن نامش روی یک پلاک برنزی آن را تکمیل کرد.
حل مشکل معافیت از مجازات
آیا مکزیک می‌تواند خود را از این جهنم بیرون بکشد؟ این امر بیشتر از هر چیز به توانایی‌اش در تجدید ساختار پلیس و نظام قضایی‌اش بستگی دارد. به عنوان بخشی از بسته اصلاحاتی کالدرون، دادگاه‌های فدرال و ایالتی محاکمه‌های شفاهی را آغاز کرده‌اند که در آن وکلای مدافع به جای آن که صرفاً کاغذهایی را روی میز رد و بدل کنند، باید مقابل هیأت قضات جر و بحث کنند. امید می‌رود این تغییر، پلیس و دادستانان را مجبور کند روش‌های جمع‌آوری و ارائه مدرک را بهبود بخشند. کنگره مکزیک در حال بررسی کالدرون برای ادغام تمامی نیروهای پلیس در شبکه ملی یکپارچه‌تر شبیه چیزی است که درکلمبیا در دهه 1990 به نحو احسن صورت گرفت و به تجدید سازمان پلیس انجامید.
عقیده بر این است یک نیروی پلیس متمرکز، بهتر قادر خواهد بود اعضای فاسد را بیرون بریزد و یک تهاجم هماهنگ را علیه باندهای موادمخدر، تضمین کند. در ماه آوریل قانونگذاران لایحه‌ای را تصویب کردند که اختیارات و منابع جدیدی برای تحقیق درباره پولشویی اختصاص می‌داد. این لایحه شبکه سیاستمداران و بازرگانان فاسد را که شریک جرم باندها هستند، هدف قرار می‌داد. در اوایل ژوئن نیز کالدرون تغییری را برای نظام استیناف جنایی مکزیک به تصویب رساند که به تأخیر انداختن یا توقف سبک‌سرانه پیگرد قانونی را برای متهمان دشوارتر می‌کند.
کار سخت‌تر، تغییر فرهنگی است که قرن‌ها در حال تولید بوده است.
«خولیو هرناندز» وکیل سیسیلیا می‌گوید: بزرگترین مشکل مکزیک هنوز همان مشکلی است که به تمامی مشکلات دیگر منجر می‌شود، یعنی «معافیت از مجازات». اغلب گفته می‌شود بی‌قانونی مکزیک میراث فاتحان اسپانیایی است که بیشتر به غارت و چپاول علاقمند بودند تا اداره کشور و مکزیک را با این حس ترک کردند که اجرای قانون بیشتر یک مسئله خصوصی است تا عمومی. این بی‌توجهی مدنی تاریخی، همواره یک موهبت برای گروه‌های مافیایی موادمخدر بوده است که پس از جنگ جهانی دوم عیان‌تر در مکزیک ظاهر شدند. وحشیگری آنها فقط بوسیله رشوه‌خواری حزب استبدادی سازمان انقلابی (PRI) که 71 سال حکومت کرد و شریک ضمنی باندها بود، کنترل می‌شد.
وقتی حزب «اقدام ملی» کالدرون، حزب PRI را در سال 2000 سرنگون کرد، باندها تکه تکه شدند و به خشونت زیاده از حد دست زدند که محصول آن تولید ماشین‌های آدم‌کشی بود. برای برآمدن از پس باندها یک تعهد مداوم از طرف دولت‌ها در هر دو سوی مرز لازم است. اما با وجود تمامی وحشت‌ها، دلایلی برای امیدوار بودن وجود دارد. نرخ قتل‌ها در شهر «خوارز» امسال پایین بود. نظامیان اخیراً «خسوس ال نگرو رادیلا»، سرکرده باندی را که «خوان فرانسیسکو سیسیلیا» و دوستانش را به قتل رساند، بازداشت کردند.
همچنین «خوان باسکو» رئیس پلیس منطقه «مورلوس» که شهر «کوئر ناواکا» را نیز شامل می‌شود به خاطر ارتباط‌هایش با باند «پاسنیکوسور» دستگیر شد، اما هیچیک از این اقدامات برای «خاویر سیسیلیا» که امیدوار بود ببیند پسر کشته شده‌اش این ماه مدرک دکترا می‌گیرد، تسکین‌دهنده نیست. او که برای خوانندگان اشعار عرفانی‌اش معروف بود، شعر گفتن را کنار گذاشته است. او می‌گوید: «آنها وقتی پسرم را کشتند، شعر را هم در من کشتند.» او کاملاً خود را در مبارزه علیه باندهای موادمخدر غرق کرده است. او می‌گوید: «من این کار را می‌کنم چون معتقدم این مردگان هستند که مکزیک را به روشنایی هدایت خواهند کرد.» اگر اینطور باشد، پسر او و هزاران قربانی دیگر که عکس‌هایشان دیوارهای مکزیک را پر کرده است، بیهوده نمرده‌اند.