تاریخ انتشار : ۱۹ آذر ۱۳۹۰ - ۰۹:۴۰  ، 
شناسه خبر : ۲۳۰۳۰۳
به بهانه آخرین اظهارات رئیس دولت اصلاحات

علی رضائی 
مقصود اصلی اصلاح‌طلبان از انتخابات آزاد و طرح مکرر این مسئله در جلسات مختلف چیست؟ این سؤالی است که پس از نظریه‌پردازی‌های متعدد درون دایره اصلاحات درباره انتخابات و افزودن قید آزاد به آن ممکن است به ذهن عده‌ای خطور کند و سایه شک و تردید را روی افکار برخی از اقشار جامعه نسبت به شرایط موجود برگزاری انتخابات در ایران بگستراند. گویا «تعاریف سیاسی براق» با «خلق واژه‌های زیبا» برای اصلاح‌طلبان تبدیل به یک فن و حرفه جهت رفع «بی‌حوصلگی‌های اجتماعی» شده که اینک با «مهندسی معکوس» تعاریف سیاسی و خط مشی واضح در ایران نظیر «مردم‌سالاری دینی»، «انتخابات»، «آزادی مردم در انتخابات»، «میزان، رأی ملت است» و این قبیل موارد که مصداق بارز انتخابات آزاد در ایران است، قصد دارند «بهره‌برداری‌های سیاسی» خود را از فضای موجود داشته باشند. سیدمحمد خاتمی نیز در این جرگه، قلابی برای خود ساخته و هر از چند گاهی آن را به سویی پرتاب می‌کند تا در آبی که خود و همفکرانش گل‌آلود کردند، چند ماهی صید کند. وی در آخرین تلاش خود طی یک دیدار با جمعی از جوانان اصلاح‌طلب کرمان تأکید کرد که «دفاع از حق و حرمت مردم و مطالبه انتخابات آزاد و سالم را یک وظیفه انقلابی، دینی و ملی می‌داند.»
بی‌حرمتی به افکار عمومی در کارنامه اصلاحات
تمنای اصلاح‌طلبان برای برگزاری انتخابات آزاد در حالی است که انتخابات دهم ریاست جمهوری در کشورمان را می‌توان به عنوان یکی از آزادترین انتخابات در ایران برشمرد؛ انتخاباتی که از هر گروه و جناحی و با هر طرز فکری پای صندوق رأی حاضر شدند و حتی اپوزیسیون خارجی نیز برخلاف عادت، حامیان داخلی خود را از تحریم انتخابات برحذر داشت و آنان را تشویق کرد تا برای یک «نه بزرگ به احمدی‌نژاد» رأی خود را به نام میرحسین موسوی به داخل صندوق رأی بیندازند. با این حال به محض پایان یافتن زمان برگزاری انتخابات، وقتی که نتایج اعلام شد اصلاح‌طلبان شکست را برنتافتند و با ادعای تقلب در شمارش آرا، آزادی افکار عمومی در انتخاب کاندیدای موردپسند خود را به تمسخر گرفتند و سپس با دسته‌بندی آرا در دو طبقه «کیفی» و «کمی»، به تحقیر افکار عمومی پرداختند.
بر اساس این سابقه تاریک طبیعی است که دیگر نمی‌توان به ادعای امروز اصلاح‌طلبانی چون خاتمی اعتماد کرد زیرا این عده پس از آنکه مفاهیم مبرهن سیاسی برای اجرا از جمله انتخابات آزاد را در حوادث فتنه‌گون سال ۸۸ به هم ریختند، اکنون به شیوه مهندسی معکوس فقط قصد بازآفرینی آن موارد را دارند، به گونه‌ای که ابداع این مفاهیم را به نام خود ثبت و اینگونه القا کنند که پیش از این در قالب دیگری عمل می‌شده است. این تلاش اصلاح‌طلبان در حالی صورت می‌گیرد که در خود شاهد تناقض رفتاری است، آنچنانکه باید پرسید اگر پیش از این، انتخابات آزاد نبود و مردم بی‌جهت در صفوف طولانی رأی می‌ایستادند، چرا در انتخابات دهم ریاست جمهوری با آن ذوق و شوق شرکت کردید و هر روز در مسیر تبلیغات سخن تازه‌ای باب میل هر طیف و گروهی را بر زبان جاری ساختید؟ و دیگر سؤال آنکه اگر شما با دیده شک و تردید به انتخابات آینده می‌نگرید، پس این همه تکاپو و تبلیغات رنگارنگ که از چند ماه پیش آغاز کرده‌اید، چیست؟
علت تلاش اصلاح‌طلبان تندرو در حوزه انتخابات
شرکت اصلاح‌طلبان در انتخابات نهم مجلس شورای اسلامی بی‌شک نشانگر آن است که آنان به آزادی رأی مردم در انتخابات اعتماد دارند، اما چه تضمینی است که اگر در انتخابات آتی با شکستی مجدد مواجه شدند، به تشکیک و تردید در امر انتخابات روی نیاورند و فتنه‌ای تازه را رقم نزنند؟
پاسخ این سؤال در واقع روشنگر علت تلاش اصلاح‌طلبان تندرو برای وارونه کردن حقایق و مهندسی معکوس مفاهیم سیاسی و اجرایی در نظام جمهوری اسلامی ایران است. بررسی اظهارنظرات اخیر خاتمی در حوزه انتخابات آزاد نشان می‌دهد که اصلاح‌طلبان از هم اکنون به دنبال ۱- فضاسازی علیه اصولگرایان ۲- ایجاد هراس و سیاه‌نمایی در نظام ۳- ضرورت تغییر و ۴- القای نیاز کشور به ورود اصلاح‌طلبان به عرصه قدرت هستند.
تحقق دیکتاتوری در بازی دوگانه اصلاح‌طلبان
بازی دوگانه افرادی چون خاتمی و اصلاح‌طلبان تندرو که آزمون خود را در فتنه ۸۸ برای پذیرش مفاهیمی چون انتخابات آزاد و احترام به رأی ملت نشان داده‌اند، در حالی دنبال می‌شود که از یک سو می‌کوشند فضای حاضر کشور را نامطلوب جلوه دهند و از این مسیر زیاده‌خواهی خود را به مرحله تصویب برسانند و از سوی دیگر صحنه انتخابات آینده را از هم اکنون به گونه‌ای رنگ‌آمیزی کنند که در صورت مواجهه با شکست، رنگی غیر از سیاه در کارنامه نظام باقی نماند، این در حالی است که کارنامه آنان در انتخابات دهم ریاست جمهوری به قدری سیاه است که از یک طرف با دسته‌بندی آرای مردم در دو طبقه کیفی و کمی، حتی برای حامیانشان نیز ثابت کرده‌اند که اساساً به مسئله‌ای به عنوان دموکراسی و آزادی افکار عمومی در انتخابات قائل نیستند و از طرف دیگر تمام تلاش خود را برای یک بازی ناجوانمردانه در پیش گرفته‌اند که مقوله انتخابات را فقط در دو معنا خلاصه کنند؛یا پیروزی اصلاح‌طلبان یا وجود تقلب که این چیزی غیر از ‌ دیکتاتوری نیست.