تاریخ انتشار : ۲۱ آذر ۱۳۹۰ - ۰۷:۱۲  ، 
شناسه خبر : ۲۳۰۳۸۶
نبرد قدرت در آل سعود تشدید می‌شود

سعید سبحانی
حضور شاهزاده نایف در مقام جانشینی پادشاه عربستان سعودی بحثهای زیادی را در دربار آل‌سعود برانگیخته است.بدون شک از اکنون صف‌بندی ها و شکافهای زیادی در دربار آل‌سعود ایجاد می شود.با توجه به اینکه حال‌ پادشاه عربستان سعودی نیز وخیم بوده و بارها تحت عمل جراحی قرار گرفته است،نایف عملا خود را پادشاه جدید سعودی ها می داند .
بعد از مرگ فهد در آگوست 2005 و پادشاهی ملک عبدالله، نایف سومین شخصیت قدرتمند عربستان شد اما در بحث جانشینی او در رتبه پنجم قرار گرفت. وی نسبت به برادر بیمار و مریضش سلطان بن عبدالعزیز که خبر مرگش اعلام شد، نقش فعال تری در امور پادشاهی عربستان داشت. البته نایف بسیاری از مسئولیت های وزارت کشور را به برادر و معاونش «احمد بن عبدالعزیز» و «محمد بن نایف» پسرش تفویض کرده است.
سلطان بن عبدالعزیز که از مدتها پیش از سرطان رنج می برده در اظهاراتی گفته بود که «فقط مرگ می تواند بین او و سمت رسمی اش جدایی بیندازد». پس از این اظهارات 7 عضو باقی مانده از خاندان سعودی به شور نشسته و مصلحت را در تعیین نایف به عنوان ولیعهد دوم دیدند.
هم‌اکنون پیش بینی می شود با مرگ سلطان او با یک پله صعود ولیعهد عربستان سعودی شود.نایف علاوه بر وزارت کشور عربستان قریب به 20 منصب رسمی و افتخاری دیگر دارد که مهمترین آنها می توان به رئیس افتخاری شورای وزیران کشور عربی، رئیس کمیته عالی حج، رئیس کمیته مبارزه با مواد مخدر، رئیس شورای عالی مقابله با بحران، رئیس شورای عالی امور اسلامی و عضو هیئت بیعت است.
عربستان سعودی از یک سو در حال مداخله در کشورهای دیگر و تبعیت محض از سیاستهای تل‌آویو و واشنگتن است و از سوی دیگر،به شدت نگران آینده دربار خود است.آل سعود این روزها به یکدیگر به چشم رقیب نگاه می کنند و عملا نگاهی متحد در این دربار حاکم نیست.فرزندان عبدالعزیز از وخامت حال پادشاه عربستان آگاه هستند .بنابر این از اکنون جنگ بر سر جانشینی پادشاه آغاز شده است.
انتشار اخبار مربوط به مرگ ولیعهد عربستان همه معادلات را بر هم زده است.منابع خبری‌از قوت گرفتن جنگ قدرت میان خیل عظیم شاهزادگان سعودی خبر داده اند. چندی پیش این منابع با اشاره به وخامت وضع جسمی «سلطان بن عبدالعزیز» ولیعهد عربستان و سفر درمانی وی به آمریکا اعلام کردند که نگرانی ها در عربستان درباره جنگ قدرت افزایش یافته است .این جنگ قدرت از اکنون میان اعضای آل سعود آغاز شده است.به اعتقاد بسیاری از سعودی ها سلسله مراتب قدرت درعربستان به تصمیمات هیئت بیعت و شورای خاندان سلطنتی مربوط می شود.این در حالی‌است که فعالیت جوانان و گروههای اجتماعی مختلف عربستانی جهت ایجاد تغییر در ساختار حاکم این کشور وارد فاز تازه ای گردیده و برخی از این فعالیتها در سایتهای اینترنتی علنی شده است.آل سعود به شدت از چنین تحرکاتی بیمناک است زیرا به خوبی می داند که تنها با اتکا به ثروت زور توانسته قدرت خود را در ریاض حفظ کند.شاهزادگان سعودی از تعمیم انقلاب تونس و مصر به کشور خود بسیار نگران هستند اما این نگرانی در برهه فعلی تعبیری اساسی یافته است.زمزمه های صورت گرفته در عربستان سعودی حاکی از میل به تغییری است که در این کشور به وجود آمده و خاندان آل‌سعود را تهدید می کند.‏جوانان سعودی نیز مانند جوانان یمنی و بحرینی خواستار تغییر نظام خود هستند.ملت عربستان از اینکه سران کشور خود را به عنوان مهره های آمریکا و اشغالگران امروز بحرین می بینند بسیار دلزده هستند.
از سال 1932 پادشاهی سعودی در کشور عربستان بنیان نهاده شد و در این کشور حکومت پادشاهی رواج دارد. هیچ حزب سیاسی، پارلمان و انتخاباتی در این کشور وجود نداشته و خانواده پادشاهی در این کشور سلطه کامل سیاسی دارد.میزان کنترل حکومت مرکزی بر همه سرزمین عربستان به دلیل حضور شاهزادگان سعودی در امیری استان ها یکسان بوده و در این کشور از هر گونه فعالیت سیاسی مخالفان به شدت جلوگیری می‌شود. مطبوعات این کشور به صورت کامل زیر نظر دولت بوده و آنها از این طریق خط مشی آل‌سعود را تبلیغ می کنند.
در هر صورت ریاض با دو معضل موازی روبه روست.از یک سو انقلاب در عربستان با توجه به ظلمهای متعددی که آل سعود علیه ملت عربستان روا داشته کاملا محتمل است و از سوی دیگر،جنگ دربار بر سر جانشینی پادشاه عربستان ،با مرگ احتمالی پادشاه این‌کشور سخت تر می شود. فضای قدرت در عربستان دچار تنش است فراموش نکنیم که زمینه‌های هرج و مرج داخلی در دربارآل سعود به طور طبیعی مهیاست و جنگ قدرت میان بازماندگان عبدالعزیز می تواند تسریع کننده قیامهای مردمی علیه کلیت این خاندان شود.بازگشت شاهزاده بندربن سلطان به قدرت پس از متهم شدن وی نسبت به کودتا علیه امیرعبدالله نکته ای نیست که بتوان به سادگی از کنار آن گذشت.به راستی چرا بندر بن سلطان از دربار رفت و به زندان افتاد و دوباره به راس قدرت بازگشت؟چه کسی می تواند این موارد را توجیه کند؟...