* نخستین جرقههای بروز بحران اقتصادی کشورهای دارای نظام سرمایهداری ابتدا در چه کشوری رخ داد و تصمیمگیران چه اقداماتی را برای رفع این بحران به کار گرفتند؟
** با نگاهی به سوابق بروز بحران اقتصاد جهانی مشخص میشود چنین رخدادی ابتدا به سال 1929 میلادی در آمریکا بازمیگردد. در آن زمان نظام سرمایهداری که مردم را در تنگنای معیشتی قرار داده بود تصمیمگیران را بر آن داشت تا برای ایجاد مدلی خاص در اقتصاد شکننده موجود وارد عمل شوند و با راهکارهای علمی مسیر متعادلی که به رفاه نسبی همهجانبه مردم منجر میشد، برگزینند.
در آن زمان نظریه آدام اسمیت که کارآمدی اقتصاد را در گرو دخالت نکردن دولتها در اقتصاد یا به عبارتی به بازار آزاد میدانست بر این عقیده بود که بازار آزاد از طریق کارآمد (دست نامرئی) میتواند منافع همگان را حداکثر کند، کارساز نشد و این مدل تعادل همگانی را برقرار نکرد چرا که پیگیری این تز برای ساماندهی اقتصاد زمان بود و اجرای چنین سیاستی بیشک معیشت مردم را بیشتر در محدودیت اقتصادی قرار میداد.
با این وجود پس از مدتها کینز، اقتصاددان، عنوان کرد پول در اقتصاد نقش دارد که البته باید حجم آن کنترل شود و دولت نیز باید در امور اقتصادی مداخله کند. دخالت دولت به امور اقتصادی در آن زمان اگرچه تا حدی اشکال سیستم سرمایهداری را حل کرد اما این روند به طور قطع همواره تعادل لازم را در ایجاد اشتغال کامل و رفاه عمومی به عمل نیاورد چرا که از همه منابع به حد مطلوب استفاده نشد.
به هر حال عدم اصلاح ساختاری در نظام سرمایهداری و نبود تعادل در این سیستم موجب شد این بار بحران اقتصادی در آسیا رخ دهد، البته آنها بر این باور بودند که رخداد چنین بحرانی ناشی از سیستم اقتصاد داخل کشورهاست. در همان تاریخ از ماهاتیر محمد، رئیسجمهوری مالزی که در صندوق بینالمللی پول بود، خواستند الگوی اقتصادی جدید را مطرح کند.
پس از دعوت از وی برای مطرح کردن الگوی اقتصادی مالزی که وی معتقد بود پولهای بزرگ هستند که این مشکلات را به وجود میآورند، در همین حال بحران به آمریکا کشیده شد و آن زمان دانستند بروز چنین بحرانی ناشی از خود سیستم نظام سرمایهداری است که این پدیدهها را به وجود میآورد نه سیستم اقتصاد داخل کشورها.
* شناخت بحران ناشی از رویکرد سیستم نظام سرمایهداری کجا نمایان و دامنه بحرانها به کجا کشیده شد؟
** پس از اینکه بحران اقتصادی به آمریکا رسید دیگر بروز بحران را اقتصاد داخلی کشورها عنوان نکردند چرا که آمریکا به تنهایی مهد سرمایهداری بود، در نتیجه این استدلالها که بروز بحران ناشی از اقتصاد داخلی است بیمعنی و مشکل اصلی خود سیستم نظام سرمایهداری در بروز بحرانها شناخته شد.
حال برای اینکه بحران به وجود آمده رفع شود اقداماتی صورت گرفت اما با توجه به پیوستگی ارتباط اقتصاد و تجارت جهانی ریشه بحران ناخودآگاه به اروپا نیز کشیده شده و حتی برخی کشورهای آسیا را نیز فراگرفت. البته بانکها با سیاستهای مختلف سعی کردند این بحران را با تزریق منابع مالی بسیار زیاد به بازار در آمریکا کنترل کنند، اگرچه این روش تا حدودی نتیجهبخش بود اما چنین رویکردی فقط به عنوان مشکلی زودگذر در حل مشکلات اقتصادی جهان کارساز شد و دامنه رویداد بحران اقتصادی همواره سراسر اروپا را دربر گرفت.
در چنین شرایطی نخستین کشور اروپایی که قربانی بحران اقتصادی جهانی شد یونان بود که دولت و سیاستمداران این کشور برای برونرفت از این رویداد تنها راهکار را ریاضت اقتصادی عنوان کردند.
* تاثیر تحمل ریاضت اقتصادی بر معیشت مردم چگونه است و آیا تجمع و اعتراضات مردم اکنون در اروپا بیشتر به خاطر ریاضت اقتصادی است یا برچیده شدن نظام سرمایهداری؟
** تنها راهحل برای اقتصاد بحرانزده یونان ریاضت اقتصادی بود که دولت آن را بر مردم تحمیل کرد، معنای ریاضت اقتصادی کاهش هزینههای دولت و افزایش میزان اخذ مالیات از شهروندان است که این موضوع قطعا به افزایش سطح قیمتها، تورم و بیکاری و عدم رفاه عمومی منجر میشود. اینکه اکنون بیشتر شهروندان در کشورهایی چون یونان دست به اعتراض و اعتصاب میزنند ناشی از فشار مضاعف اقتصادی است که با تحمیل ریاضت اقتصادی هر روز بر فقر و بیکاری آنها افزوده میشود.
* چگونه دامنه این اعتراضات پس از تجمع معترضان در والاستریت نیویورک به کشورهای دیگر کشیده شد؟
** پس از بروز بحران اقتصادی در آمریکا و کشورهای اروپایی، مردم اکنون به خود آمده و خواهان اصلاحات و برچیده شدن نظام سرمایهداری هستند چرا که آنها معتقدند تمام بدبختیها ناشی از سیستم اقتصادی ناکارآمد سرمایهداری است که فقط چند درصد از مردم رفاه و آسایش در سایه نظام سرمایهداری دارند و بیش از 90 درصد مردم باید قربانی سیاستهای دولت در حمایت از پولدارها و سرمایهداران شوند.
* به نظر شما تداوم اعتراضات، تجمع و اعتصابات به کجا ختم میشود و پیشبینی شما از آینده اقتصاد آمریکا و برخی کشورهای اروپایی که اکنون با مشکل اقتصادی مواجهاند، چیست؟
** بیتردید این اعتراضات همچنان ادامه مییابد زیرا مردم کشورهایی که با سیستم اقتصاد سرمایهداری گذران زندگی دارند هر روز بر فقر و بیکاریشان افزوده میشود و این شرکتهای بزرگ و سرمایهداران هستند که با نفوذ در دولت هر روز بر سرمایهها آنها افزوده میشود.
* واژه والاستریت چیست و چرا با تجمع در این مکان یا با این نام قصد براندازی نظام سرمایهداری در کشورهای بزرگ دنیا بویژه آمریکا و اروپا وجود دارد؟
** البته والاستریت که معنای «خیابان دیوار» است فقط اسم یک خیابان است و چون خیابان مشهوری است که بیشتر دفاتر شرکتهای بزرگ و کوچک اقتصادی و بورسها در این خیابان وجود دارد، شناخته شده است. البته شهروندان ضد نظام سرمایهداری در دنیا، اکنون والاستریت را به میدان التحریر تغییر نام داده و از این واژه برای آزادی از بند نظام سرمایهداری استفاده میکنند اما در اصل این خیابان یکی از خیابانهای مشهور بازار نیویورک در ایالات متحده آمریکاست.
* جنبش والاستریت چه اهدافی را دنبال میکند؟
** حدود 40 روز پیش صدها نیویورکی در اعتراض به فساد موجود در سیستمهای مختلف و کاهش بودجه دستگاههای دولتی آمریکا مقابل ساختمان بورس والاستریت تحصن کردند. این حرکت آغاز یک جنبش جهانی شد و امروز در اروپا نیز حرکتهایی برای حمایت از جنبش تسخیر والاستریت وجود دارد. هدف معترضان این است که به نظام سرمایهداری پایان داده شود چرا که به دلیل نابرابری ثروت به سرقت رفته است.
علاوه بر این فقر و شکاف طبقاتی، پیوستگی سیاست پول و تلاش برای اصلاحات در دموکراسی از مهمترین علتهای اعتراضات اخیر هستند چرا که فقر در همه جای کشورهای دارای سیستم نظام سرمایهداری محرز است و زیرساختها در حال تخریب هستند.
* بیشترین اعتراضات مردم اکنون علیه چیست؟
** بیشترین اعتراضات علیه موسسات مالی و بانکی که بشدت بزرگ شدهاند و سود آنها بیشتر شده، است از سوی دیگر نرخ بیکاری در حد رکود اقتصادی در کشورهای دارای نظام سرمایهداری است. البته اعتراض شهروندان بیشتر به اجرای سیاستهای مالی مثل مالیات و قواعد اداره شرکتهاست که با ایجاد و تداوم یک دور باطل در امور سبب بدتر شدن اوضاع شده است. همه به این نتیجه رسیدهاند که سیستم دموکراتیک این کشور ناکارآمد است و درست عمل نمیکند.
* چرا با وجود ناکارآمدی سیستم سرمایهداری باز، کشورهای جهان از این مدل اقتصادی استفاده میکنند؟
** سیستم سرمایهداری اکنون دیگر چون سابق نتایج مثبتی دربر ندارد و با چنین سیستمی نمیتوان اداره امور اقتصادی کشور را آنچنان که به رفاه عمومی، رفع بیکاری، ایجاد اشتغال و تامین زیرساختها و نیازهای مردم بینجامد پیش برد. چرا که چنین رویکردی امروزه بحرانزاست و سیاستهای اصلاحی کوتاهمدت نیز برای رفع مشکلات نمیتواند کارساز واقع شود.
* دولتها برای اینکه سرپوشی بر مشکلات ناشی از بروز بحران اقتصادی بنهند معمولا چه سیاستهایی را به کار میبرند و آیا تاکنون با اجرای مدلهای اقتصادی و راهکارها و راهبردها برای تامین نیازهای مردم در یک اقتصاد سرمایهدارمحور نتیجهای گرفته شده است؟
** سیاست دولتها در رفع بحرانهای مالی و اقتصادی در جهان بیشتر کوتاهمدت و به صورت مسکنی زودگذر بوده است که البته پس از گذشت چندی باز بحران ظاهر میشود، در هر صورت ریشهکنی بحران اقتصادی در جهان نیازمند مدل اقتصادی جدید با رویکردهای خاص تعادلی برای رفاه عمومی است چرا که این سیستم (سیستم سرمایهدار) اکنون به مریضی میماند که معالجه آن سطحی نیست.
* به نظر شما چه مدل اقتصادی باید جایگزین سیستم سرمایهداری در جهان شود تا همه شهروندان در سایه عدالت به رفاه نسبی برسند و گاه و بیگاه شاهد بحرانهای اقتصادی مالی در جهان نشویم؟
** به نظر من بهرهگیری از اقتصاد اسلامی، میتواند راهگشای مشکلات نظام سرمایهداری در جهان شود چرا که در اقتصاد اسلامی تاکید فراوانی بر رفاه عمومی مبتنی بر خدمت به همه مردم شده است علاوه بر این با توجه به سابقه و تجربه اجرای موفق الگوی اسلامی در اقتصاد که همانا حفظ منافع عام و تامین نیازهای عمومی آن را دربر دارد، بیشک بهرهگیری از اقتصاد اسلامی میتواند مشکلات را حل کند. به نظر میرسد سیستم سرمایهداری بویژه در چند سال اخیر در جهان نتیجهبخش نبود و در خیلی جاها رشد اقتصادی کشورها افزایش نداشته است.
این سیستم به هر نحو کارآیی لازم خود را اکنون از دست داده و نیازمند اصلاح ساختار درونی است. البته برخی مرجعهای معتبر چون صندوق بینالمللی پول و بانک جهانی که ارائهدهنده همه سیاستهای مالی در جهان هستند در زمان بروز مشکلات سیاست ریاضت اقتصادی برای تحمیل به کشورهای بحرانزده را پیشنهاد میکنند که متاسفانه این مراکز بینالمللی همواره زیر نظر آمریکا در جهان است.
* اقتصاد کشور ما اکنون مبتنی بر چه سیاستی است و برای بهبود و اصلاح ساختار نوین آن آنگونه که رفاه عمومی بیشتر و رشد اقتصادی بالاتری با کاهش نرخ بیکاری و تورم را به دست آوریم چه برنامههایی باید ارائه شود؟
** اقتصاد ایران، اقتصاد اسلامی با الگوهای خاص و خصوصیات ویژهای است که همیشه خدمت به دیگران را سرمنشأ و با دیدگاه پیشرفت، چشمانداز مثبتی را برای خود ترسیم کرده است. البته مقام معظم رهبری همواره بر پیشرفت همهجانبه و رسیدن به قلههای افتخار در منطقه و جهان تاکید دارند و برنامهها همواره بر مسیر پیشرفت رفاه و عدالت تدوین شده که در این مسیر گامهای مطلوبی نیز برداشته شده است.
مطابق دستور و تاکیدات مقام معظم رهبری بر ایجاد الگوی اسلامی- ایرانی پیشرفت کشور، اقتصاددانان و کارشناسان خبره کشور اکنون برای طراحی الگوهای خاص پیشرفت همهجانبه درصددند تا با رویکردهای خاص و اصولی منطبق با قواعد علمی و عملی در تمام عرصهها آنگونه که نتایج آن منجر به رفاه عمومی در سایه عدالت شود نقشه راه پیشرفت کلی کشور را ترسیم کنند و در این مسیر که همانا تامین زندگی و خدمت به مردم و اسلام است گام بردارند.
* چگونه ایران از برخی بحرانهای اقتصاد جهانی مصون مانده و علت آن چیست؟
** مصونیت ایران از بروز بحرانهای اقتصاد جهانی بدان جهت است که سیستم اقتصادی ما مبتنی بر اصول سرمایهداری نیست و از این سیستم استفاده نکردهایم چرا که در ایران تقسیمبندی فعالیت اقتصادی کشور بر پایه 3 بخش خصوصی، دولتی و تعاونی تعریف شده که با توجه به اجرای اصل 44 قانون اساسی در کشور فعالیتهای بخش دولتی باید به بخش خصوصی محول شود که این روند در حال انجام است.
همچنین نگاه ویژه به اقتصاد کشور با رویکرد تعاونی که قرار است 25 درصد سهم از کل اقتصاد از محل فعالیتهای تعاونی صورت گیرد خود گواه بر این است که مردم در کشور اسلامی ایران در فعالیتهای اقتصادی مشارکت داده شوند و از سوی دیگر ارتباط تنگاتنگی با کشورهایی که دارای نظام سرمایهداری هستند، ندارد. این موضوع موجب شده اقتصاد ایران از هرگونه فشار اقتصادی در جهان در امان باشد.
* تاثیر اجرای برنامههای ریاضتی دولتهای دارای نظام سرمایهداری بر اقتصاد خانوارها چه میتواند باشد و دولت برای ساماندهی و بهبود اقتصاد کشورهای بحرانزده چه وعدهای داده است؟
** برنامههای ریاضتی دولت موجب میشود شغلهای فراوانی از بین برود و سطح مالیاتها نیز افزایش یابد که این موضوع محدودیت اقتصاد کشورهای آمریکا و اروپایی را بیشتر کرده است. البته دولت قولهایی برای متقاعد کردن معترضان چون اصلاح برخی ساختارها را وعده داده اما مردم دیگر نمیخواهند این سیستم (نظام سرمایهداری) باشد چرا که همیشه با بروز برخی بحرانها دولت با تزریق پول و اصلاحاتی چند برای مدت کوتاهی سرپوشی بر مشکلات میگذارد اما پس از گذشت چندی دوباره مشکلات از نو شروع میشود.
* از آنجایی که سیستم سرمایهداری به خاطر بیعدالتی و نارسا بودن آن اکنون به هیچوجه مورد قبول نیست فکر میکنید چه الگوی خاص اقتصادی میتواند جایگزین آن شود تا این نظام به اصول آزادی عمل کند؟ در نهایت آینده اقتصاد آمریکا و کشورهای دارای نظام سرمایهداری را در سالهای آینده چگونه ارزیابی میکنید؟
** با توجه به اینکه توسعه سرمایهداری و تسلط آن بر زندگی اقتصادی همزمان با رشد صنعتی انجام پذیرفت از همان ابتدا این سیستم در جوامع صنعتی دارای اشکالات گوناگون بود چرا که فعالیتهای اقتصادی بیشتر متمرکز بر بنگاههای کوچک سرمایهدار که در تملک افراد یا خانودهها بود مستقیما توسط آنها اداره میشد و قواعد و فعالیتهای اقتصادی توسط بازارهای تنظیم میشد و حتی بازار کار دستمزدها را تعیین میکرد.
این روش «کلاسیک» پس از سالها کنار گذاشته شد و سالهاست که نظام سرمایهداری با ورود دولت به عرصه فعالیتهای اقتصادی و حمایت از بنگاههای بزرگ و کوچک اکنون شاهد رواج مالکیت سازمانی و تقلیل نسبی مالکیت خصوصی در صنعت و تجارت کشورهای دنیا هستیم که دلیل عمده آن را میتوان در شرکت گسترده سازمانهای مالی، بانکها، شرکتهای عمده سهامدار، شرکتهای بیمه و صندوقهای بازنشستگی یافت.
در چنین شرایطی نقش اقتصادی دولت اهمیت بیشتری مییابد و آزادی عمل تا حد زیادی از بین خواهد رفت چنانچه دولتها در این سیستم اقتصادی اکنون درصددند با ایجاد ثبات اقتصادی از منافع سرمایه و کار در حوزه اقتصاد داخلی حمایت کنند. این روند که به تضییع حقوق بیشتر شهروندان منجر میشود موجب شد مردم برای احقاق حقوق خود و دستیابی به رفاه عمومی اعتراض کنند که البته این اعتراضها بیشک تداوم مییابد. فکر میکنم نظام اقتصادی آمریکا اکنون رو به افول بوده و به تازگی ورشکست میشود.
آمریکا دیگر آن غول بزرگ سرمایهداری در جهان نیست و بیشتر کشورهایی که اقتصاد آنها اکنون مبتنی بر سیستم سرمایهداری است تا چند سال آینده یکی پس از دیگری فرومیپاشد. به نظر میرسد بهترین راه نجات اقتصاد سرمایهداری، جایگزینی الگوی جدید آنگونه که به رفاه آحاد مردم منجر شود و اشتغالزایی را گسترش دهد همان بهرهگیری از نظام اقتصاد اسلامی است چرا که در نظام اقتصاد اسلامی خدمت به عموم، رفاه عمومی و پیشرفت همهجانبه مدنظر است و تجربه نشان داده در این نظام پیشرفت جای پسرفت و عقبماندگی را گرفته است. نظام سرمایهداری اکنون خود به خود مسیر شکست را در پیش گرفته، آنگونه که فقط در سال جاری میلادی حدود 85 بانک آمریکایی اعلام ورشکستگی کردهاند.