با ورود آمریکا به صحنۀ قدرتهای جهانی صهیونیسم که سی سال در تحت حمایت انگلیس رشد کرده بود به دامن آمریکا پناه نیآورد چه پدر خوانده جدید شامل کلیۀ شرایط لازم برای پیشبرد مقاصدش میباشد. و در این کار سازمان ملل متحد که بازیچۀ آمریکا بود میتوانست در قانونی کردن استعمار مؤثر باشد. سازمان ملل بدین منظور کمیتهای بنام کمیتۀ مخصوص فلسطین به منطقه اعزام میدارد تا طرحی برای تقسیم فلسطین تهیه کنند این طرح با مخالفت تمامی کشورهای آسیایی به غیر از یکی و تمام کشورهای آفریقایی به غیر از آفریقای جنوبی که خود حکومتی استعماری دارد روبرو شد.
جزئیات طرح:
ایالت عربی مساحت 500 ـ 4 میل مربع جمعیت و 804000 عرب و 15000 یهود و ایالت صهیونیستی 500 ـ 5 میل مربع جمعیت 538000 یهود و 397000 عرب و اورشلیم شهری بینالمللی اعلام میشود طی این اعلامیه دو ایالت در داخل یک فدراسیون همکاری خواهند کرد و ایالت یهودی سالی 4 میلیون لیره عوارض به ایالت عربی میدهد. این عوارض به خاطر اختلافات بین مرغوبیت زمینهای تقسیمشده و نقاط صنعتی مهمتری بود که در ایالت یهودی قرار داشتند. این طرح در سازمان ملل تحت فشار آمریکا در 29 نوامبر 1947 با 33 رای موافق در مقابل 13 رای مخالف به تصویب رسید. عملاً کشور اسرائیل در این روز بنا نهاده شد.
کشوری که در افق آینده تجاوز به حقوق مردم رنجدیده فلسطین را میدید کشوری که در طی 30 سال بعد از این تصویب یتیمی هزاران فرزند و بیخانمانی بیش از یک میلیون نفر را در برنامه کار خود داشت.
اگرچه ملت فلسطین این طرح را بههیچعنوان قبول نکرد لکن متعاقب تصویب این طرح اسرائیل از طریق ایجاد ترور و کشتارهای فجیع که شرح آنها را بعداً خواهید شنید به اجرای طرح پرداخت این موجب شد در 15 مه 1948 با اعلام داشتن استقلال اسرائیل نخستین جنگ بین اعراب و اسرائیل که از طرف آمریکا پشتیبانی میشد درگیرد که به شکست اعراب منجر شد و اسرائیل علیرغم اخطارهای سازمان ملل 1300 کیلومتر از اراضی مهم اعراب را تصرف نمود، در فوریه 1949 مصر و سپس اردن و سوریه و لبنان قرارداد صلح با اسرائیل بستند و نتیجهاش از دست دادن اراضی بیشتر و بیخانمانی اعراب فلسطینی بود.
از اینجاست که سیاست دولت استعماری اسرائیل و استراتژی ثابتی که از ابتدا مدنظر داشتند به مورد اجرا درآمد. تا اینجا تاریخچهای از چگونگی تشکیل اسرائیل را شنیدید.
اکنون به بررسی خصوصیات دولت استعماری اسرائیل میپردازیم. سه خصوصیت اصلی صهیونیسم را از سایر استعمارگران متمایز میکند.
1ـ نژادپرستی
2ـ خشونت و ترور
3ـ توسعهطلبی ارضی
1ـ نژادپرستی: که جزء جدانشدنی از ایدئولوژی صهیونیستی است. اصولاً صهیونیستها معتقدند که تنها اعتقاد به مذهب موسی یا تکلم به زبان عربی و یا غیره یک نفر را یهودی نمیکند و یک فرد یهودی از یک فرد یهودی بدنیا میآید. یا به عبارت دیگر یهودیت یک دستهبندی مذهبی نیست بلکه یک دستهبندی نژادی است. بدین ترتیب آئین صهیونیسم باعث میشود که هرگونه آمیزش و همزیستی با غیر یهود (در روی یک سرزمین را) ممنوع و قبیه شمرده شده بدین ترتیب راهی برای توفقجویی نسبت به سایر ملل و اقوام پیدا میکند این امر از همان روزهای اول توسط آژانس یهود در فلسطین به اجرا درآمد و طی آن تنها کارگر یهودی میتوانست کار بگیرد و اعراب که از کلیۀ حقوق محروم بودند مجبور به ترک محل زندگی خود میشدند. و اموال آنها بوسیله دولت غاصب تصرف میشد این استراتژی باعث بیرون راندن عده زیادی از اعراب شده بود. A
2ـ تروریسم:
در اواخر دوران قیمومیت انگلستان بر فلسطین سازمانهای تروریستی که با مساعدت انگلستان ایجاد شده بودند شروع به انجام اقداماتی علیه انگلیس نمودند. از آن جمله حمله به پایگاهها و مقامات کشوری و حتی قتل میانجی
A ـ حتی در این خصوص اسرائیل به تدوین قانونی بنام قانون مالک غائب دست زد که در طی آن هر کس که از 29 نوامبر 47 تا اول سپتامبر 48 به نحوی از انحاء محل سکونت خود را ترک کرده باشد مشمول این قانون میگردد و اموال او توسط دولت ضبط خواهد شد. در راه اجراء این قانون اسرائیل حتی از تصرف مساجد نیز که در حقیقت مالکی جز الله ندارند نیز خودداری نکرد. این امر در شعری از راشد حسین به صورت دردآلودی نمایان است.
"بلی آقا الله نیز غائب است، بنابراین لوازم مسجدش هم ضبط کنید، معبدش را هم بگیرید و بودنش را هم به حراج بگذارید آقا تردید و دودلی بخود راه مدهید یتیمان ما را هم ضبط کنید سرپرستان آنها نیز غائب است. خصوصاً معذرت هم نخواهید، چه کسی میگوید که شما ستمگر هستید؟ چه کسی جرات دارد که شما را غارتگر بخواند؟ ادامه دارد...