تاریخ انتشار : ۰۹ آبان ۱۳۹۱ - ۱۵:۵۶  ، 
شناسه خبر : ۲۳۰۷۱۷
تدبیر رهبر معظم انقلاب در عبور نظام از فتنه 88

«عوامل اصلی فتنه سال 88 طراحان خارجی بودند. کسانی را که مردم به آنها سران فتنه می-گویند، در واقع بازیچه طراحان اصلی بودند و دشمن آنها را به وسط صحنه هل داده بود.» این فرازی از سخنان اخیر مقام معظم رهبری درخصوص حوادث سال گذشته است که هفته گذشته ایشان در سخنرانی خود مطرح نمودند. در این میان اگر جه تاکنون تفسیرها و تحلیل‌‌‌های فراوانی درخصوص چرایی وقوع حوادث سال گذشته و نیز نحوه برخورد با آن از سوی افراد مختلف بیان شده، اما آنچه مسلم است رهبر معظم انقلاب از همان ابتدا با واکاوی دقیق اتفاقات سال گذشته و نیز رفتار شناسی عوامل آن ماجرا سهمی بزرگ در آگاهی بخشی و بصیرت افزایی در میان جامعه داشتند. ایشان بلافاصله پس از آغاز ماجراهای پس از انتخابات دهم با سخنرانی‌‌‌ها و پیان‌‌‌های متعدد برای روشن کردن حقایق و نیز تبیین راهبردهای اساسی توانستند نظام را از این برهه سخت تاریخی عبور دهند. بدون شک مروری بر نقش ایشان در این حرکت موفق و نیز نحوه برخرد با این ماجرا می‌‌‌تواند منشور و نقشه راهی باشد برای آینده نظام در برخورد با مسائل کلان.
جذب حداکثری
اگر چه دو نامزد ناکام و برخی اطرافیانشان نقشی اساسی در بروز حوادث روزهای پس از انتخابات داشتند و با دعوت مردم به اردوکش‌‌‌های خیابانی زمینه مسائلی که دیگر توسط خودشان هم قابل کنترل نبود را فراهم آوردند اما رهبر معظم انقلاب بارها زمینه بازگشت انان را به درون نظام به وجود اوردند، چنانچه رهبر معظم انقلاب در نماز جمعه تاریخی 29 خردد 99، مسائل به وجود آمده در ایام پس از انتخابات را مساله داخل نظام دانستند و تاکید کردند:«چهار نفری که روارد عرصه انتخابات شدند، جزو عناصر نظام و متعلق به نظام بودند و هستند.»
پس از آن نیز رهبر معظم انقلاب سیاست نظام را «جذب حداکثری و دفع حداقلی» عنوان کردند و با یادآوری هندسه نظام اسلامی، ابراز امیدواری کردند. که این افراد در آینده هم درون نظام بمانند.
آمان اما در آن بودند تا چالش ایجاد شده پا بر جا مانده و با مشروعیت بخشی سیاسی به خواست‌‌‌های فراقانونی‌‌‌شان، اهدافشان را عملی کنند. اما همانطور که رهبر معظم انقلاب وعده داده بودند، گذر زمان موجب شد عدم صحت ادعاهای آن افراد هویدا شده و حقایق هر روز بیشتر از دیروز مشخص شود.
از حرف‌‌‌های دیروز تا قانون‌‌‌شکنی امروز
«از زمان وجود اصل ولایت فقیه، کشور از خطرات بسیاری جفظ شده است و این اصل حافظ کشور در برابر بحران‌‌‌هاست. ما بدون اصل ولایت فقیه در 30 سال گذشته در برابر تهدیدات آسیب‌‌‌پذیر بودیم و هر لحظه ممکن بود کشور به وضعیت گذشته برگردد. بنابراین باید توجه داشت که اصل ولایت فقیه ما را در مقابل کودتاها حفظ کرده است. بنده هم با اعتقاد به مساله ولایت فقیه وارد عرصه انتخابات ریاست جمهوری دهن شده‌‌‌ام.» «ایشان ـ ولی فقیه ـ محور وحدت ملت ماست. ایشان فردی است که پاسدار ارزش‌‌‌های اصیل انقلاب ماست و وظایف سنگینی که برای پیشبرد نظام برعهده ایشان است نمایانگر همین مساله است. کسی که به نظام علاقه داشته باشد و بخواهد برای این کشور و نظام و در درون آن کار کند نمی‌‌‌تواند خود را در مسائل فریب بدهد.»
این بخش‌‌‌هایی از سخنان میرحسین موسوی قبل از برگزاری انتخابات است.
امروز مهمترین سوال در میان اقشار مختلف جامعه این است که راوی اسن سخنان چرا از برگزاری انتخابات به آنچه خود بیان می‌‌‌کرد، اعتقاد نداشت.او با به چالش کشیدن چارچوب‌‌‌های قانون اساسی بر آن بود تا به نوعی جنگ بر سر قدرت را تداعی کند و نقش اساسی ولی فقیه که برا اساس قانون اساسیحافظ نظام و اصول آن است را نادیده انگاشت. حال آنکه جوهر استدلال و همقطارانش گنگ بود و مبهم و البته نا حق و خلاف قانونو او که مکرر در برنامه، سخنرانی‌‌‌ها و مناظره‌‌‌ها تلویزیونی خود اعلام می‌‌‌کرد: «یکی از دلایل حضور من مساله قانون‌‌‌گریزی است. اجرای قانون هر چند در شکل صوری، قدم اول برای جفظ و حراست از کرامت انسانی و حفظ منابع ملی است.» پس از انتخابات همه حرف‌‌‌های گذشته خود را فراموش کرده و راهی دیگر برمی‌‌‌گزیند، حقاسق را جور دیگری جلوه داده و همه راه‌‌‌هایی که در قانون اساسی برای رفع مشکلات این چنینی در نظر گرفته شده، نایدیده انگاشته ئ نسخه‌‌‌ای فراقانونی تجویز می‌‌‌کند و به گونه نمایانی دگرگون می‌‌‌شود.
رهبر معظم انقلاب در تشریح این ماجرا چنین می‌‌‌فرمایند:«در فتنه سراحی شده پیچیده سال 88 حقایقی جلوی چشم مردم بود؛ نگذاشتند یه عده‌‌‌ای این حقایق را ببینند، بفهمد؛ ندیدند، نفهمدند. وقتی در یک کشور فتنه‌‌‌گرانی پیدا می‌‌‌شوند که برای جاه‌‌‌طلبی خودشان، برای دشت یافتن به قدرت، برای رسیدن به اهدافی که به صورت آرزو در وجود خودشان متراکم و انباشته کردند، حاضر می‌‌‌شوندبه مصلحت یک کشور، به حقانیت یک راه پشت کنند؟ کاری می‌‌‌کنند که سردمداران غربی و دشمنان درجه یک ملت ایران به هیجان می‌‌‌آیند و سر شوق می‌‌‌آیند و از آنها حمایت می‌‌‌کنند، این یک حقیقت روشن است؛ این چیزی نیست که وقتی نور هست، انسان آرا نبیند؛ اما بعضی ندیدند، بعضی نمی بینند، بعضی درک نمی‌‌‌کنند؛ بعضی به خاطر ظلمت دل، حتی درک هم می‌‌‌کنند، اما حاضر نیستند به این فهم ترتیب اثر بدهند؛ اینها همه عوارض هوای نفس است؛ اینها همه نتیجه امر و نهی همان فرعون هوای نفس است؛ همان فیل مست هوا و هوس است که شرع مقدس چکشی از تقوا و ورع به دست مومن می‌‌‌دهد که بر سر این فیل مست بکوبد واو را آرام کند. اگر توانستیم این را در وجود خودمان آرام کنیم، آن وقت دنیا نورانی خواهد شد، همه چیز را می‌‌‌بینیم، چشم ما می‌‌‌بیند؛ اما وقتی هواپرسی باشد، نمی‌‌‌بیند.»
دشمن دصلی
از همان آغاز این ماجرا ما رهبر معظم انقالب نقش دشمنان خارجی را در حوادث به وجود آمده پررنگ دانسته و هشدارهای فراوانی در این خصوص متذکر شدند. ایشان در سخنان فرموده بودند:«نقشههایی از پیش طراحی شده بود. من کسی را متهم نمی‌‌‌کنم؛ اما هندسه کار دشمن را می‌‌‌شناسم، می‌‌‌بینم، آن را تشخیص می‌‌‌دهن؛ نمی‌‌‌توانم آن را انکار کنم. هندسه کار دشمن، یک هندسه مشخص بود. نظیر این کار را در جاهای دیگر هم کردند.
وقتی قدرت‌‌‌های مستکبر بین‌‌‌المللی از یک نظامی ناراضی و ناخشنود باشند، یکی از راه‌‌‌های که یافتند و عمل کردند، این است که منتظر یک فرصت انتخابات بشوند، بعد از آن فرصت انتخابات، اگر کسانی که مورد رضای آنها نیستند، بر سر کار آمدند، و آنهایی که آنها می‌‌‌خواهند، بر سر کار نیامدند، آن وقت با یک حرف نمایشی مردمی، را توی صحنه بکشانند، با شعارهایی گروهی از مردم را توی صحنه بکشانند، با فشار در صحنه خیابان‌‌‌ها، آن چیزی را که با قانون به دست آمده است، با خشنونت دگرگون کنند. این یک نقشه شناخته شده است.... انتخاباتی انجام می‌‌‌گیرد یک حرکت قانونی اتفاق می‌‌‌افتد، یک نتیجه‌‌‌ای هم با خود به دنبال می‌‌‌آرود؛ این نتیجه را به زور خشنونت بخواهند عوض کنند. یک عده‌‌‌ای را بکشند توی صحنه؛ احیانا اگر اقتضاء شد، خشونت هم بکنند، آتش سوزی هم را بیندازند، بانک هم آتش بزنند،اتوبوس هم آتش بزنند،برای اینکه نتایخ قانونی را برگردانند. خب، این حرکتی است که خلاف شرع است، هم خلاف قانون است. پیداست این حرکت، حرکت هدایت شده‌‌‌ای از طرف بیگانگان است. یک چنین اتفاقی را می‌‌‌خواستند در کشور پیش بیاورند... آنها خواستند مردم را تقسیم کنند به یک گروه اقلیت، به یک گروه اکثریت؛ یک گروهی که برندهانتخابات است، یک گروه هم که در انتخابات به نتیجه مطلوب خود دست پیدا نکرده، اینها را درمقابل هم قرار بدهند. ملت را دوپارچه کنند؛ یک عده اغتشاشگر هم وارد میدان بشوند و با ایجاد اغتشاش،جنگ را در داخل کشور مغلوبه کنند، جنگ داخلی راه بینازند؛ امیدشان این بود....
بدخواهان که سی‌‌‌سال است علیه این انقلاب و علیه این مردم هر کاری توانستند، کردند، اینها هم فرصت را مغتنم شمردند و با تبلیغات خودشان وارد میدان شدند. بیش از این، کاری نمی‌‌‌توانستند بکنند. اگر آمریکایی‌‌‌ها و انگلیسی‌‌‌ها و صهیونیست‌‌‌ها می‌‌‌توانستند نیرو وارد خیابان‌‌‌های تهران بکنند، یقین بدانید می‌‌‌کردند. اگر برایشان امکان داشت که با حضور وابستگان و مزدوران خودشان از خارج، عرصه را آنچنان که می‌‌‌خواهند، هدایت کنند، می‌‌‌کردند.»
اما رهبر معظم رهبری در سخنرانی اخیرشان نیز عوامل اصلی حوادث سال گذشته را دشمنان خارجی دانسته‌‌‌اند:« عوامل فتنه سال 88 طراحان خارجی بودند.کسانی را که مردم به آنها سران فتنه می‌‌‌گویند، در واقع بازیچه طراحان اصلی بودند و دشمن آنها را به وسط صحنه هل داده بود که البته آنها نیز باید راه خود را از دشمن جدا می‌‌‌کردند که این کار را انجام ندادند و مرتکب گناه شدند. انسان نباید بازیچه دشمن شود و اگر غفلتی هم کرد ولی در وسط کار متوجه موضوع شد، باید بلافاصله راه خود را تغییر دهد.
عامل اصلی، دیگرانی بودند که طراحی کرده بودند و در طراحی و محاسبات خود به دنبال حذب جمهوری اسلامی و تغییر نظام بودند.
طراحی اصلی دشمنان این بود که جمهوری اسلامی را حقیقت و شعار دین از جامعه ایران برچیده شود و قاعده حکومت و دولت را به شکل مطلوب خود تشکیل دهند: ( سخنرانی در جمع مردم قم)
این سخنان رهبر معظم انقلاب به این معناست که مکسانی که به تعبیر رهبر معظم انقلاب، مردم به آنان سران فتنه می‌‌‌گویند پتانسیل و توانایی ایجاد چنین فتنه‌‌‌ای را به تنهایی نداشتند بلکه آنان دانسته یا ندانسته روی میزی بازی کردند که از سوی عوامل خارجی چیده شده بود و البته در چنین شرایطی بود که آنان متوهمانه بر این بودند که از قدرتی بالا برای به کرسی نشاندن خواست‌‌‌های فرا قانونی خود برخورد دارند.
در این میانف عوامل اصلی به تعبیر رهبر معظم انقلاب، نقشه‌‌‌های پیچیده‌‌‌ای در سر داشتند. صحنه‌‌‌گردانان اصلی، حالت دیگری را نیز طراحی کرده بودند که اگر به نتیجه مطلوب خود نرسد، کشور را به آشوب بکشانند و با تقلید از انقلاب اسلامی و به وجود آوردن کاریکاتوری از آن، به اهداف خود برسند.
اما ملت ایران با تشخیص صحیح اوضاع، احساس تعهد و حضور به موقع در صحنه، به دهان طراحان اصلی زد و بساط آنها را جمع کرد.
چرایی ادامه راه قبلی
رهبر معظم انقلاب در سخنان اخیرشان به نکته مهم دیگری هم اشاره کردند: «البته آنها نیز باید خود را از دشمن جدا می‌‌‌کردند که این کار را انجام ندادند و مرتکب گناه شدند.» رهبر معظم انقلاب اسلامی افزودند: «انسان نباید بازیچه دشمن شود و اگر غفلتی هم کرد ولی در وسط کا متوجه موضوع شد،باید بلافاصله راه خود را تغییر دهد.» این سخنان این پرسش اساسی را به وجود می‌‌‌آورد که اگر این افراد متوجه عقبه این اتفاقات شدند چرا از راه اشتباهشان بازنگشتند. بدون شک بهترین پاسخ را تعبیر رهبری در سخنان چنی پیش‌‌‌شان قابل فهم است؛
«گاهی بصیرت هم وجود دارد، اما در عین حال خطا و اشتباه ادامه پیدا می‌‌‌کند؛که گفتیم بصیرت شرط کافی برای موفقیت نیست، شرط لازم است. در اینجا عواملی وجود دارد: یکی از عوامل مسالهنبود عزم و اراده است بعضی‌‌‌ها حقایقی را می‌‌‌دانند، اما برای دقدام تصمیم نمی‌‌‌گیرند؛ برای اظهار تصمیم نمی‌‌‌گیرند؛ برای ایستادن در موضع حق و دفاع از حق تصمیم نمی‌‌‌گیرند. البته این تصمیم نگرفتن هم عللی دارد. گاهی عافیت‌‌‌طلبی است، گاهی تنزه‌‌‌طلبی است، گاهی هوای نفس است، گاهی شهوات است، گاهی ملاحظه منافه شخصی خود است، گاهی لجاجت است. یک حرف را زده است، می‌‌‌خواهد پای این حرف بایستد، به خاطر اینکه ننگش می‌‌‌کند از حرف خودش بر می‌‌‌گردد؛ که فرمود: «لعن الله الجاج» لعنت خدا بر لجاجت.
افرادی هستند اطلاع هم دارند، واقعیت را هم می‌‌‌دانند؛ در عین حال کمک می‌‌‌کنند به جهت‌‌‌گیری‌‌‌های مخالف، جهت‌‌‌گیری‌‌‌های دشمن خیلی از این کسانی که پشیمان شدند و راه را برگشتند، یک روزی به شکل افراطی انقلابی بودند؛ اما یک روز شما می‌‌‌بینید درست در نقطه مقابل آن روز ایستاده‌‌‌اند و در خدمت ضد انقلاب قرار گرفته‌‌‌اند این به خاطر همین عوامل است؛ هواهای نفسانی ، شهوات نفسانی، غرق شدن در مطالبات مادی.
عامل اصلی اینها هم غفات از ذکر پروردگار، غفلت از وظیفه، غفلتاز مرگ، غفلت از قیامت است؛ اینها موجب می‌‌‌شود که به کلی صد و هشتاد درجه جهت‌‌‌گیر‌‌‌شان عوض شود.»
نقشه راه
اما آیا حالا که کشور با پشت سر گذاشتن آن حوادث بی‌‌‌سابقه روی آرامش به خود دیده، همه چیز تمام شده است. سیاست پیشگان و سیاست ورزانی که امروز در عرصه قدرت رسمی کشور حضور دارند هر یک صاحب تحلیلی خاص خود در این خصوص هستند. برخی این ماجرا را پایان یافته تلقی کرده و برخی دیگر راه حل پایان این ماجرا را محاکمه فوری عوامل اصلی این ماجرا می‌‌‌دانند سوال اساسی این است که نقشه راه صحیح برای ادامه راه چیست؟ رهبر معظم انقلاب می‌‌‌فرمایند:«هنوز ابعاد فتنه سال گذشته به طور کامل شناخته نشده و زمینه‌‌‌های زیادی برای تحلیل و تبیین آن وجوددارد زیرا دشمن طراحی و محاسبات دقیقی انجام داده بود.» ایشان همه آحاد مردمی و مسئولان را به حفظ هوشیاری و تشخیص صحیح مسائل اصلی از مسائل فرعی و جابه‌‌‌جا نکردن آنها فرخوانده و می‌‌‌فرمایند: «نداشتن بصیرت و شکست در امتحان الهی موجب تنزل و انحطاط جامعه خواهد شد، همانگونه که نتیجه شکست مردم در امتحان الهی در درون امیرالمومنین علی (ع) و شهادت آن حضرت در محراب عبادت به دست اشقی‌‌‌الناس، به شهادت رسیدن حضرت سدالشهداء علیه‌‌‌السلام و یاران ایشان در حادثه کربلا بود.» آنچه مسلم است به باور ایشان عوامل اصلی این ماجرا طراحان خارجی هستند که باید خوب آنان را شناخت و با بصیرت ادامه راه را طی کرد. از دیگر سو، مسببان داخلی این ماجرا نیز از نگاه ایشان گناهی بزرگ را مرتکب شده‌‌‌اند. به نظر می‌‌‌رسد با توجه به نقشه راهی که ایشان در برابر ما ترسیم کرده‌‌‌اند باید مسائل اصلی را در اولویت قرار داده و نیز به ترمیم همبستگی‌‌‌های آسیب دیده بژردازیم. بر همین اساس باید پایه‌‌‌های تازه‌‌‌ای را برای ایجاد این همبستگی‌‌‌ها فراهم کرد.