انتخابات دهم ریاست جمهوری و حوادث بعد از آن را باید یکی از پیچیدهترین شرایط سه دهه گذشته انقلاب اسلامی دانست که به واسطه آن خیلی از ظرفیتها و واقعیتهای جمهوری اسلامی محک خورد و مورد آزمون قرار گرفت.
شاید اولین بار بود که گروهها و جریانات سیاسی، شخصیتها شناخته شده کشور، رسانهها و نهادهای مسئول در این انتخابات، توانایی و داشتههای خود را در فضای واقعی و به دور از رانتهای مرسوم مانند جایگاههای حقیقی و حقوقی و سوابق تاریخی و ملاحظات معمول، عرضه و آنچه را داشتند رو کردند. در چنین بستری بسیاری از واقعیتهای مکتوم آشکار شد. باورهای زیادی رنگ باخت و باورهای زیادی از نو ساخته شد و در مواردی تحلیلها از افراد و گروهها و مجموعهها، اصلاح و بازسازی و در موارد تصدیق و تعمیق شد. در این بین نوع مواجهه و مدیریت رهبر انقلاب با مسئله انتخابات و حوادث بعد از آن، بیش از سایر متغیرها و مولفهها، ارزش بررسی و واکاوی دارد.
چرا که:
1) انتخابات و حوادث بعد از آن، بستر شناخت بیپرده و شفافی را از ویژگیها و ظرفیتهای علمی، راهبردی و مدیریتی ایشان خصوصاً برای نسل جوان آشکار کرد که در اثر کمکاری علاقهمندان و حجابهای ناگزیر در موقعیت رسمی رهبری، مکتوم مانده بود.
2) ظرفیت، کارآمدی و قدرت روزآمدی اندیشه ولایت فقیه در مواجهه با چالشهای پیچیده و چند وجهی را در یک تجربه عملی و عینی نشان داد که خود بهترین پاسخ به پرسشها و چالشهای نظری در اینباره محسوب میشود.
3) از رهگذر قرار داشتن رهبر انقلاب در عالیترین موقعیت رسمی جمهوری اسلامی، قوت پاسخگویی نظام مردمسالاری دینی به نیازها و مسائل مبتلا به فهمیده میشود و واقعیت پدیده مستحکم و ضدضربه جمهوری اسلامی، پس از سه دهه از ظهور و بروزش درک و تحلیل میشود.
4) به دلیل برخی هنجارشکنیها در انتخابات و پیچیدگی و نیز تازگی داشتن برخی حوادث بعد از انتخابات و مشابهتهای محتئایی بین چاشهای پدید آمده در این حوادث با چالشهای آینده (جنگ نرم)، نوع مدیریت رهبری حالت الگو دارد که سطوح گوناگون نظام میتوانند از آن بهرهمند شوند.
علل و عوامل پیدایش فتنه
حضرت علی (ع) در نهجالبلاغه کالبد متعفن فتنه را میشکافند و میفرمایند:«آغاز وقوع فتنهها منحصراً در هوا و هوس و پیروی و بدعتهایی است که گذاشته میشود.» شاید مقدم داشتن «هواها» بر «بدعتها» دلالت بر این کند که شخص فتنهانگیز ابتدا عمل مجرمانه و خطا را به عنوان خواسته هوا مرتکب میشود و با اباحیگری قید دین را میزند و سپس برای موقعیت جدیدش در قالب بدعت نظریه میبافد و موضوع جدید را توجیه میکند. به عبارت دیگر سکولاریسم (جدا کردن حیات سیاسی و اجتماعی از دین) ابتدا در روحیات و عملکرد نمودار میشود و سپس در نظریهها و رویکردها و باورها خودنمایی میکند. در حقیقت این است که آشوبها و آتشفشانهای خیابانی از آشوبهای درونی انسانهایی برمیخیزد که تمایلات درونی خود را مهار نکردهاند و ارزشهای انسانی و اصول و قوانین را بر اساس میل و خواسته خود میطلبند.
ایجاد تحول در آن اصول پذیرفته شده باطل دستاویزی است برای آشوبگران پذیرنده آن اصول و آنان برای توجیه آشوبی که به راه انداختند قیافه متفکرانه و مردمدوستانه به خود میگیرند و فریاد میزنند که در این تحول پیش آمده، خواستههای مردم مورد بیاعتنایی قرار گرفته، به حیثیت مردم لطمه و اهانت وارد شده است.
ایشان در خطبه 151 نیز فمودهاند:«ادارهکنندگان فتنهها آنها را چنان آرایش و پیرایش میدهند که به آسانی هر انسان ساده لوح را فریب میدهند و بدون اینکه مجالی برای اندیشیدن و به خود آمدن بدهند، شخصیت و هویت او را از او میربایند. چه بسا که او را به خدمتگزاری جدی به فتنه و نتایج آن تبدیل کند».
تدبیر و استراتژی رهبر معظم انقلاب در رفع فتنه
اگر پیروزی ایران اسلامی را در طولانیترین جنگ قرن بیستم، محصول رهبری و فرماندهی هوشمندانه امام راحل (ره) در مواجهه با دشمنان انقلاب اسلامی بدانیم، پیروزی ایران اسلامی در مواجهه با پیچیدهترین صحنه «جنگ نرم» تاریخ معاصر را نیز که از سوی همان دشمنان و به تلافی شکستهای گذشته، بر نظام اسلامی تحمیل شد باید محصول فرماندهی و هدایت حکیمانه رهبر انقلاب اسلامی حضرت آیتالله خامنهای بدانیم.
تجربه دشمنان انقلاب اسلامی در مواجهه با ایران اسلامی در 30 سال گذشته و فرصت و امکانی که دشمنان داخلی (بازیگران جنگ نرم) برای دشمن بیرونی فراهم آوردند، شرایطی را در درون کشور فراهم آورد که برخی باور کردند که تنشها و آشوبهای پس از انتخابات، بهترین فرصت برای فروپاشی نظام اسلامی است. بنابراین در یک فرآیند پیچیده، تمامی ابزار و امکانات رسانهای و دیپلماسی دشمنان بیرونی و توان داخلی و عملیات فعالان سیاسی در داخل به عرصه آمد و با تلفیق سه دکترین مهار، جنگ رسانهای و نافرمانی مدنی (توصیه شده توسط کمیته خطر جاری وابسته به مؤسسه امریکن اینترپرایز در سال 1384) نظام جمهوری اسلامی را با چالشی جدی مواجه کردند.
طراحان و نیروهای عملکننده در این عرصه اگرچه تلاش داشتند با بحران نامیدن این صحنه و بحرانی قلمداد کردن شرایط کشور و ایجاد جو ارعاب از طریق آتش زدن اموال دولت و مردم و کشاندن افراد به کف خیابانها، گامبهگام اهداف خود را از ابطال انتخابات تا... پیش ببرند، اما همچون عرصه دفاع مقدس به دلیل هوشیاری و درایت رهبری و بصیرت و آگاهی مردم ناکام ماندند و اکنون ناتوان و مستأصل از ادامه فرآیند، چشم امید به تشدید فشارهای بیرونی و البته بهرهگیری از فرصت «شبکه مجازی طراحی شده توسط دشمن» دوختهاند. در زمینه راهبرد رهبری در مدیریت فتنه اگر چه گفتنیها بسیار است اما در این مجال اشاره به برخی از فرازهای آن خالی از لطف نیست.
جنگ نرم میدان منازعه
شاید هوشمندانهترین تدبیر رهبری، تعریف میدان و صحنه عمل باشد. در حالی که فعالان داخلی صحنه تلاش داشته و دارند که صحنه موجود را تنها اعتراضی به نتیجه انتخابات معرفی کنند و از این طریق خود را از تبعات آشوبها برهانند اما تعریف دقیق صحنه و توصیف آن به میدان «جنگ نرم» دشمنان علیه انقلاب اسلامی، ابعاد پنهان فتنه را آشکارتر کرد. نکتهای که در میانه راه هم دشمنان انقلاب اسلامی به آن اعتراف و صحنه را «انقلاب توییتری» در ایران تعریف کردند و خود عاملان و سران فتنه نیز از آن به عنوان «معجزه محیط مجازی» یاد و بر تداوم آن تأکید کردند. رهبر معظم انقلاب در دیدار با جمعی از شعرا و فرهیختگان در 16/6/1388، جنگ نرم را واقعیت امروز دانستند و با اشاره به تذکرات و سخنان 20 سال گذشته خود فرمودند:«وقتی انسان تجهیز و صفآرایی دهانهای با حقه و غضب گشوده شده علیه انقلاب و امام خمینی (ره) و آرمانهای نظام اسلامی را میبیند،وجود این جنگ نرم را باور میکند هر چند ممکن است عدهای اینها را نبینند. در این جنگ نرم، وظیفه مجموعههای فرهنگی این است که هنر را تمام عیار با قالبی مناسب به میدان آورند تا اثرگذار شود.»
ایشان در دیدار با خبرگان رهبری نیز در تاریخ 2/7/1388 به شاخصههای جنگ نرم دشمن اشاره کردند و فرمودند:«امروز جنگ نظامی با ما خیلی محتمل نیست- نمیگوییم به کلی منتفی است، اما خیلی محتمل نیست- لکن جنگی که وجود دارد از جنگ نظامی اگر خطرش بیشتر نباشد، کمتر نیست. در جنگ نظامی دشمن به سراغ سنگرهای مرزی ما میآید، مراکز مرزی ما را سعی میکند منهدم کند تا بتواند در مرز نفوذ کند. در جنگ روانی و آنچه امروز به آن جنگ نرم گفته میشود در دنیا، دشمن به سراغ سنگرهای معنوی میآید که آنها را منهدم کند. در جنگ نرم دشمن سراغ ایمانها، معرفتها، عزمها،پایهها و ارکان اساسی یک نظام و یک کشور میآید که اینها را منهدم کند و نقاط قوت را در تبلیغات خود به ضعف تبدیل کند و فرصتهای یک نظام را به تهدید تبدیل کند. باید ابعاد دشمن و ابعاد دشمنی را بدانیم تا بتوانیم بر او فائق بیاییم.»
ترسیم دقیق صحنه توسط رهبر معظم انقلاب بسیاری از شبهات را در مورد شاخصههای فتنه بعد از انتخابات مشخص کرد و سبب شد نیروهای مدافع نظام با درک صحیح صحنه به میدان بیایند.
بصیرت؛ ابزار اصلی مقابله با جنگ نرم و انتظار از نخبگان
با وجود بسیاری از شبهات و اتهامات مطرح شده، مهمترین راهبرد ارائه شده توسط رهبر معظم انقلاب برای مقابله با فتنه بصیرت آحاد جامعه به ویژه خواص و نخبگان است.
ایشان در جمع مردم خونگرم چالوس و نوشهر در تاریخ 15/7/1388،«بصیرت» را برای شناخت هدف، تشخیص راه صحیح رسیدن به هدف، تشخیص دشمن و موانع راه و شناخت راههای برطرف کردن موانع، ضروری دانستند و فرمودند:«بصیرت قطب نمای حرکت صحیح در اوضاع اجتماعی پیچیده امروز است به گونهای که اگر کسی این قطبنما را نداشت و نقشهخوانی بلد نبود ممکن است ناگهان خود را در محاصره دشمن ببیند، اگر بصیرت نباشد، انسان حتی با نیت خوب ممکن است گمراه شود و در راه بد قدم بگذارد».
ایشان در جمع اعضای دفتر رهبری و سپاه ولی امر در تاریخ 21/5/1388 در این زمینه فرمودند:«بلاهایی که بر ملتها وارد میشود در بسیاری از موارد بر اثر بیبصیرتی است. خطاهایی که بعضی از افراد میکنند-میبینید در جامعه خودمان بعضی از عامه مردم و بیشتر از نخبگان، خطاهایی میکنند که حالا انتظار هست که کمتر خطا کنند. گاهی خطاهایشان اگر کماً هم بیشتر نباشد کیفاً بیشتر از خطای عامه مردم است- بر اثر بیبصیرتی است.»
ایشان در همین دیدار، نگاه اصلی خود را به نخبگان جامعه معطوف و از آنها مطالبه میکنند که:«بصیرت مهم است. نقش نخبگان و خواص هم این است که این بصیرت را نه فقط در خودشان، در دیگران هم به وجود بیاورند. آدم گاهی میبیند که متأسفانه بعضی از نخبگان خودشان هم دچار بیبصیرتیاند. نمیفهمند. اصلاً ملتفت نیستند. یک حرفی یکهو به نفع دشمن میپرانند. به نفع جبههای که همتش نابودی بنای جمهوری اسلامی است.»
معظمله دلیل تمرکز دشمن را روی خواص، نفوذ آنها در میان مردم دانسته و در دیدار با خبرگان مردم در تاریخ 2/7/1388 فرمودند: «امروز به گمان من هدف و آماج دشمن خواص است. آماج دشمن خواص است. مینشینند طراحی میکنند تا ذهن خواص را عوض کنند، برای اینکه بتوانند مردم را بکشانند. چون خواص تأثیر میگذارند و در عموم مردم نفوذ کلمه دارند. یکی از وظایف اصلی امروز من و شما همین است. ما بصیرت خودمان را در مسائل گوناگون تقویت کنیم و بتوانیم انشاءالله بصیرت مخاطبان و مستمعان خودمان را هم زیاد کنیم.»
این راهبرد رهبر معظم انقلاب طی ماههای پس از آغاز فتنه و به ویژه با روشنگریهای خود ایشان سبب شد به مرور برخی خواصی که نسبت به روند تحولات سکوت کرده بودند یا حتی با مواضع خود به آتش فتنه دامن میزدند به مرور نسبت به ابعاد فتنه آگاه شدند و با اتخاذ مواضع روشن، مرز خود را با فتنهگران روشن کردند و البته در آگاهی تودههای اجتماعی نیز نقش داشتند.
با وجود این در روزهای پایانی سال 88، رهبر معظم انقلاب در دیدار با اعضای مجلس خبرگان رهبری، باز بر این نکته تأکید نمودند و د رتشریح علت تکرار مکرر ضرورت بصیرت خواص به غفلت برخی خواص در دوران مشروطه اشاره کردند و افزودند:«در آن هنگام ماهیت حقیقی توطئههای غربزدهها کشف نشد و آن انحراف اساسی به وجود آمد اما این اشتباه نباید تکرار شود.»
تأکید بر اجرای قانون
تأکید رهبر معظم انقلاب بر اجرای قانون در رسیدگی به زمینه اعتراضات و پیامدهای پس از آن، زمینه بسیاری از فرصتطلبیها را از عاملان و محرکان حوادث اخیر گرفت. این تدبیر رهبر معظم انقلاب علاوه بر نحوه رسیدگی دقیق به شبهات مطرح شده در زمینه «تقلب» در انتخابات، بر رسیدگی به تخلفات احتمالی عوامل و کارگزاران نظام در مواجهه با آشوبگران و... نیز معطوف بود. ایشان در دیدار با رئیس قوه قضائیه در تاریخ 2/4/1388 یادآور شدند که: «من در مسائل اخیر مربوط به انتخابات ریاست جمهوری، مصر به اجرای قانون و خواهم بود و نظام اسلامی و مردم نیز به هیچ عنوان زیر بار زور نخواهند رفت. اگر انقیاد به قانون نباشد، روح دیکتاتوری بروز خواهد کرد. قانون در تمام امور کشور باید فصلالخطاب باشد تا زندگی مردم و امور جامعه روان شود. فرهنگ قانونگرایی همانند مسائل دیگر باید از نخبگان به بدنه جامعه سرریز شود زیرا نخبگان جامعه اگر قانون را رعایت نکنند نمیتوان از مردم انتظار عمی به قانون را داشت.»
ایشان در دیدار با خبرگان رهبری در تاریخ 6/12/1388 مهمترین دلیل آغاز فتنه پس از انتخابات را عدم تمکین به قانون دانستند و یادآور شدند که: «اساس فتنه پس از انتخابات نفی آرای مردم، خدشه وارد کردن به حضور ملت و اتهام و تهمت به نظام بود.» و تأکید کردند که:افرادی با ارتکاب این گناه بزرگ حاضر نشدند در مقابل قانون، داور و شیوه داوری که قانون تعیین کرده است، تسلیم شوند.
هشدار به بیگانگان و تحول در استراتژی نظام اسلامی
اصرار بیگانگان در حمایت از آشوبها و نامزدهای شکست خورده در انتخابات، سبب شد که مرزهای فتنه برای مردم روشن شود. بیگانگان اگر چه در مقطعی از حوادث از حمایت آشکار از فتنهگران پرهیز کردند و صرفاً با حمایتهای مادی و رسانهای و در اختیار قرار دادن شبکههای ماهوارهای و مجازی در خدمت فتنه بودند اما پس از آشکار شدن ضعف عوامل داخلی صراحتاً برای حمایت از آنها به میدان آمدند و آشکارا از کمکهای مختلف برای تقویت جریان فتنه سخن گفتند و رهبر معظم انقلاب صراحتاً با اخطار شدید به سران دولتهای غربی در دیدار با مردم در روز میلاد حضرت علی (ع) در سال 1388، تأکید کردند که:
«این دولتها باید مراقب اظهارات و رفتار خصمانه خود باشند زیرا ملت ایران عکسالعمل نشان خواهد داد. ما اظهازات و رفتارهای مداخلهجویانه این دولتها را محاسبه خواهیم کرد و قطعاً در آینده روابط جمهوری اسلامی ایران با آنها تأثیر منفی خواهد داشت.»
با وجود حمایتهای آشکار و پنهان بیگانگان از جریان فتنه و بروز نشانههای شکست راهبرد جنگ نرم دشمن که نماد آن در حماسه پرشکوه مردم در 9 دی و 22 بهمن آشکار شد، دشمنان نظام اسلامی با انفعال جدی در نحوه مواجهه با ایران دچار شدند و در نقطه مقابل، استراتژی نظام اسلامی در مقابل آنها تغییر کرد. رهبر معظم انقلاب پس از راهپیمایی پرشکوه مردم در 22 بهمن ماه در پیامی خطاب به بیگانگان مرقوم فرمودند:
«آیا 31 سال آزمون و خطای چند دولت مستکبر و زورگو کافی نیست که آنان را از خواب غفلت بیدار کند و بیهودگی تلاش برای سیطره بر ایران اسلامی را به آنان تفهیم کند.»
ایشان پس از آن، در دیدار هزاران نفر از مردم آذربایجان در تاریخ 28/11/1388 ضمن تبیین دخالتهای بیگانگان در مسائل داخلی ایران طی سالهای گذشته و به ویژه پس از حوادث بعد از انتخابات، با تأکید بر اینکه جمهوری اسلامی ایران از موضع خود که سخن دل ملتها و بسیاری از دولتهاست کوتاه نخواهد آمد و به هیچ وجه از این مخالفتها و تهدیدها نیز نمیهراسد، یادآور شدند:
«به صراحت اعلام میکنیم ما با استکبار و نظام سلطه و تسلط چند کشور بر جهان مخالفیم و نخواهیم گذاشت این چند دولت با سرنوشت دنیا بازی کنند.»
ایشان سپس در دیدار با وزیر امور خارجه و سفرا و رؤسای نمایندگیهای ایران در خارج از کشور استراتژی آینده نظام جمهوری اسلامی ایران را «سیاست تعاملی ضد نظام سلطه» اعلام کردند و آن را منحصر به جمهوری اسلامی ایران دانستند و فرمودند:
«قدرت و تأثیرگذاری دیپلماسی از قدرت نظامی و تبلیغاتی و پول کمتر نیست و حتی در مواردی بیشتر است. بنابراین باید برای اجرای سیاست ضد نظام سلطه از دیپلماسی قوی و کارآمد که مبتنی بر منطق، عقل و روح اعتماد به نفس است، استفاده کرد.»
ایشان همچنین با اشاره به پشتوانه مردمی نظام در ماههای اخیر، پیشرفتهای خیرهکننده علمی و فناوری دانشمندان جوان ایرانی، حضور کمنظیر مردم در انتخابات به عنوان مظهر عالی مردمسالاری، حجم عظیم آبادانی و کارهای عمرانی در کشور در دولتهای مختلف و فعالیتهای گسترده اجتماعی را از پشتوانههای مختلف و فعالیتهای گسترده اجتماعی را از پشتوانههای راهبردی سیاست ضد نظام سلطه دانستند و تأکید کردند:
«همه این عقبههای استراتژیک، روحیهبخش و زمینهساز اعتماد به نفس جمهوری اسلامی است تا به اتکا بر آنها سیاست جدید و ضد نظام سلطه را بر پایه سه اصل عزت،حکمت و مصلحت به پیش برد.»
باج ندادن به دشمنان
ایستادگی رهبر معظم انقلاب در برابر فزونخواهیهای عوامل داخلی فتنه و تهدیدهای بیگانگان یادآور عزت و صلابت حضرت امام (ره) در برابر فشارها و تهدیدهای دشمنان بود و شاید این امر را بتوان رمز موفقیت ایشان در مهار جنگ نرم دانست؛ حکمتی که عنایات و تفضلات الهی در جای جای آن آشکار بود.
رهبر معظم انقلاب در خطبه نماز جمعه 29 خرداد ماه بر دو نکته اساسی در این زمینه تأکید میفرمایند. نکته اول این بود که ایشان حرکت سران فتنه در آغاز آشوبها برای ابطال انتخابات بدعت دانستند و فرمودند:
«بنده زیر بار بدعتهای غیرقانونی نمیروم چرا که در هر انتخاباتی طبعاً برخی برنده نیستند و اگر امروز چارچوبهای قانونی شکسته شود، در آینده نیز هیچ انتخاباتی مورد اعتماد نخواهد بود و مصونیت نخواهد داشت.»
اما نکته دوم تصریح معظمله بر این بود که در دفاع از حقوق ملت و پاسداران آرمانهای امام (ره) و انقلاب آمادهاند از جان خویش نیز بگذرند. آنجا که میفرمایند: «ای سید و مولای ما، ما آنچه را لازم بود انجام دادیم و آنچه را باید گفت، گفتیم و خواهیم گفت. ما جان ناقابل و اندک آبروی خود را در کف دست گرفتهایم و آن را در راه انقلاب و اسلام فدا خواهیم کرد. ما این راه را با قدرت ادامه خواهیم داد و شما که صاحب حقیقی این انقلاب و کشور هستید ما را دعا کنید.»
رهبر معظم انقلاب در دیدار مردم مازندران در تاریخ 16/11/1388، مجدداً بر صلابت و اقتدار نظام اسلامی در برابر دشمنان تأکید و یادآور شدند:
«در مقاطعی برخی طراحیهای دشمن برای وادار کردن نظام اسلامی به باج دادن بوده است اما امم (ره) بزرگوار هیچگاه باج ندادند و همه بدانند ما نیز از طرف ملت ایران و از طرف خود به هیچ کس باج نخواهیم داد. ملت ایران میخواهد ملتی مستقل، پویا، حرکتکننده به جلو، عامل به احکام اسلامی و قدرتمند برای دفاع از حقوق و عقاید خود باشد. آیا این خواسته به حق جرم است؟!»
اعجاز بصیرت؛
سلب صلاحیت حضور در کشتی نجات انقلاب
بصیرت بخشی به نخبگان و تودههای اجتماعی سرانجام به پیاده شدن فتنهگران از کشتی انقلاب انجامید. روند تحولات پس از انتخابات بیانگر این حقیقت است که روند مقابله با جنگ نرم دشمنان نیز باید همچون شاخصههای خود این جنگ، معطوف به بهرهگیری از تمامی مؤلفههای فرهنگی و اجتماعی و سیاسی باشد و مهندسی رهبر معظم انقلاب در مواجهه با این فتنه نیز مبتنی بر همین شاخصهها بود. معظمله طی ماههای اخیر گام به گام تلاش کردند تا ضمن آگاهیسازی تودههای اجتماعی، برخورد مناسبی را نیز با عوامل و دستاندرکاران داخلی فتنه داشته باشند و بستری را ایجاد کنند که مردم در مواجهه با این فتنه به آگاهی برسند و فتنهگران را دفع کنند که لحظه تاریخی 9 دی ماه و معجزه 22 بهمن ماه، نماد بارز آن بود.