تاریخ انتشار : ۱۷ آذر ۱۳۹۰ - ۰۷:۱۱  ، 
شناسه خبر : ۲۳۰۸۷۹
دانشگاه و دانشجو از دیدگاه امام(ره) و مقام معظم رهبری

علی امینیان
دانشگاه مبدا همه تحولات است. شاید این جمله معمار کبیر انقلاب اسلامی بحق ناب ترین و بهترین گفتار در تبیین جایگاه والای دانشگاه ها و مراکز آموزش عالی کشور بوده است، به طوری که هرگاه نامی از دانشگاه به میان می آید، ناخودآگاه این جمله در ذهن صاحب نظران تداعی می شود.
دانشگاه ها در آرمان ها و عقاید حضرت امام (ره) دارای چنان جایگاه رفیعی بود که بدون شک می توان آن را جزو مسائل تراز اول برای انقلاب و کشور معرفی کرد تا جایی که ایشان در دیدار جمعی از مسئولان فرهنگی کشور در دوران جنگ تحمیلی و همزمان با تجاوز نظامی عراق به میهن اسلامی، اهمیت دانشگاه ها را از مسئله جنگ نیز مهم تر دانسته و فرمودند: «مسئله جنگ یک امر موقت است، در صورتی که مسأله مهم و ماندگار و اساسی، دانشگاه هاست.»
امام خمینی (ره) با نگاه عالمانه و حکیمانه خود که با شناخت توام با بصیرت همراه بود برای دانشگاه ها اهمیت ویژه ای قائل بودند، به نوعی که این نهاد را عامل هلاکت و یا سعادت اسلام و ایران معرفی نمودند که بهترین گواه بر این ادعا در نصایح مشفقانه ایشان در وصیت نامه سیاسی- الهی شان تجلی پیدا کرد.
ایشان در بخشی از رهنمودهای عملی و سازنده خویش به صراحت پیرامون نقش و اهمیت دانشگاه ها با ملت، مسئولان و دولتمردان جمهوری اسلامی سخن گفته و با کلامی قاطع حجت را بر آنان تمام می کنند و می فرمایند:
«... باید ملت غارت شده بدانند که در نیم قرن اخیر آنچه به ایران و اسلام ضربه مهلک زده است قسمت عمده اش از دانشگاه ها بوده است. اگر دانشگاه ها و مراکز تعلیم و تهذیب و تربیت دیگر با برنامه های اسلامی و ملی در راه منافع کشور به تعلیم و تهذیب و تربیت کودکان و نوجوانان و جوانان جریان داشتند، هرگز میهن ما در حلقوم انگلستان و پس از آن آمریکا و شوروی فرو نمی رفت و هرگز قراردادهای خانه خراب کن بر ملت محروم غارت زده تحمیل نمی شود و هرگز پای مستشاران خارجی به ایران باز نمی شد و هرگز ذخایر ایران و طلای سیاه این ملت رنجدیده در جیب قدرت های شیطانی ریخته نمی شد و هرگز دودمان پهلوی و وابسته های به آن اموال ملت را نمی توانستند به غارت ببرند و در خارج و داخل پارک ها و ویلاها بر روی اجساد مظلومان بنا کنند و بانک های خارج را از دسترنج این مظلومان پر کنند و صرف عیاشی و هرزگی خود و بستگان خود نمایند.
اگر مجلس و دولت و قوه قضائیه و سایر ارگان ها از دانشگاه های اسلامی و ملی سرچشمه می گرفت ملت ما امروز گرفتار مشکلات خانه برانداز نبود و اگر شخصیت های پاکدامن با گرایش اسلامی و ملی به معنای صحیحش، نه آنچه در مقابل اسلام عرض اندام می کند، از دانشگاه ها به مراکز قوای سه گانه راه می یافت، امروز ما غیر امروز و میهن ما غیر این میهن ... بود. »
شاخص و محوری بودن بحث دانشگاه ها در کلام و سیاست گذاری های مقام معظم رهبری نیز انعکاس یافته است. ایشان در تبیین اهمیت، نقش و جایگاه دانشگاه ها اظهار داشتند: «دانشگاه انصافا مسئله مهمی است و ما به این اهمیت از بن دندان معتقدیم. اگر ما دانشگاه را امروز نداشته باشیم پس فردا هیچ چیز نداریم و مجبوریم به طرف این و آن دست دراز کنیم. امروز برای گندممان، برای آن آهنمان، برای ماشین آلاتمان به دیگران مراجعه می کنیم و گدایی می کنیم، فردا برای کسی که این آهن آلات را برای ما سرهم و سوار هم بکند باید از دیگران گدایی بکنیم؛ یعنی سازندگی مملکت برای آینده، دیگر یک افسانه و یک سراب بیش نخواهد بود...»
امام خمینی (ره) با نگرش عالمانه و دوراندیشانه خود و با چشم اندازهایی برآمده از اسلام و انقلاب با برجسته نمودن نقش فرهنگی و اجتماعی دانشگاه ها در جامعه مسلمان، جوان، پرشتاب و رو به آینده ایران دانشگاه را نقطه آغاز تمامی تحولات معرفی نموده است.
اما در میان وظایف اصلی دانشگاه «تولید علم و آموزش و پژوهش» بیشتر از دیگر کارکردهای این نهاد اجتماعی نقش اساسی و غیر قابل انکار در روشن نمودن موتور حرکت تحولات جامعه ایفا خواهد نمود، از همین رو مقام معظم رهبری «نواندیشی علمی» را وظیفه آرمانی محیط های علمی و دانشگاهی معرفی می نماید و فرهنگ نوآوری علمی را لازمه جامعه دانشگاهی کشور دانسته و فرمودند: «... یکی از وظایف مهم دانشگاه ها عبارت است از «نواندیشی علمی» ... آنچه که برای یک محیط علمی و دانشگاهی وظیفه آرمانی محسوب می شود این است که در زمینه مسائل علمی، نواندیش باشد. معنای واقعی تولید علم این است تولید علم فقط انتقال علم نیست نوآوری علمی در درجه اول اهمیت است این باید یک فرهنگ بشود این نواندیشی فقط مخصوص اساتید نیست؛ مخاطب آن، دانشجویان و کل محیط های علمی است...»
ایشان در ادامه این موضوع؛ تولید علم به معنای حقیقی کلمه را در گرو زنده ماندن روح نوآوری علمی در دانشگاه ها معرفی می کنند و می فرمایند: «... نباید صرفا مصرف کننده فرآورده های علمی دیگران بود، باید علم را به معنای حقیقی کلمه تولید کرد. البته این کار، روشمندی و ضابطه لازم دارد مهم این است که روح نوآوری علمی در محیط دانشگاه زنده بشود و زنده بماند... »
معظم له قدرت علمی را به تنهایی برای به حرکت در آوردن کاروان علم کافی ندانسته و قوه محرکه آن را «جرات علمی» معرفی می نمایند که در صورت ایجاد آن در جامعه، زمینه اعتلاء کشور تا بدان جا فراهم می گردد که نظریات علمی و فلسفی با زبان فارسی به جهان معرفی شود.
ایشان در خطبه های نماز جمعه تهران در مورخ 9/7/87 و همزمان با بازگشایی دانشگاه ها با ترسیم افق پیشرفت علمی کشور در این زمینه می فرمایند: «... ما باید به آنجا برسیم که اگر در اکناف عالم یک پژوهشگر، یک دانشمند، بخواهد به فلان نظریه علمی یا نظریه فلسفی دست پیدا کند، ناچار باشد زبان فارسی را یاد بگیرد بعضی با نگاه انکار آمیز به این نگاه می کنند من معتقدم و می بینم در مقابل خودم که چنین چیزی شدنی است. ما اگر همت کنیم، می توانیم تا بیست سال دیگر، تا سی سال دیگر، کاری کنیم که وقتی نام آوران عرصه علم و فناوری را در دنیا نام می آورند، ایرانیان و کشور ما در صدر قرار بگیرد...»
اما پر واضح است که دولت های مسلمان و به ویژه کشور ما نباید برای دستیابی به این مرز از پیشرفت علمی آن هم در بستر دانشگاه ها و مراکز آموزش عالی کشور انتظار دریافت علوم تراز اول، ابداعات، اکتشافات و اختراعات را از کشورهای اروپایی، غربی و آمریکا داشته باشند، در جهان کنونی دانشگاه مهم ترین نهاد در فرآیند خلق و نشر دانش است، این نهاد نه تنها جایگاه بسیاری از علوم پایه است بلکه مرکزی است برای چرخش نظام پیچیده نشریات، کتب و پایگاه های اطلاع رسانی که دانش را به سراسر جهان منتقل می کند، اما این انتقال دانش از سوی کشورهای غربی در مورد کشورهای مسلمان محقق نمی شود و این دولت های استکباری بنا به تعبیر مقام عظمای ولایت با بهره گیری از خست علمی اجازه درس خواندن را به دانشجویان مسلمان نمی دهند ایشان در این خصوص می فرمایند:
«آنان -کشورهای غربی- نسبت به علم خست می ورزند شما نگاه نکنید که در دانشگاه ها ظاهراً روی افرادی که به آنجا می روند، باز است این مقدار را چاره ای ندارند، بهترین پیشرفت ها، بهترین اختراعات، برترین کشفیات علمی آن روزی مجاز است به دست ملت های دیگر غیر از خودشان به خصوص ملت های شرق، به خصوص ملت های مسلمان برسد که آنها یا بدلش را به وجود آورده باشند یا آن علم برایشان از مد افتاده باشد و الا اجازه نمی دهند شما هم بروید درس بخوانید، نمی گذارند، یاد نمی دهند.»
اما نگاه ژرف اندیش رهبر معظم انقلاب، در این مسئله نیز جایی برای غلبه یاس و ناامیدی برای دانشجویی مسلمان باقی نمی گذارد، ایشان در این خصوص در ابتدا با تشبیه پیاده و سواره وضعیت یک ملت مسلمان را توصیف نموده و در ادامه راهکار و راهبرد مقابله با این تحریم نانوشته علمی را بهره گیری از راه های میان بر علم معرفی کرده و فرموده اند:
«ما از لحاظ علمی عقب مانده ایم و بحث ده سال و بیست سال هم نیست، اما باید قبول کرد که حتماً راه میان بر هم وجود دارد، راه میان بر نیز خودش یک حرکت علمی است؛ یعنی ما بدانیم که اگر بخواهیم به سطح علمی امروز دنیا برسیم، لازم نیست از همه ی این مراحل که دیگران طی کرده اند عبور بکنیم، بلکه می توانیم راه های میان بر را پیدا نماییم یک طرز فکر این است که ما پیاده هستیم و رقبای ما در دنیا سواره، شما اینجا می خواهید پیاده بروید تا به آن کسی برسید که او هم دارد می دود، منتها سواره، هر چه شما پیش می روید، ده برابرش او پیش می رود. این یک طرز فکر است نتیجه این طرز فکر آن است که خودتان را خسته نکنید و کار فنی و تکنیکی بی خودی انجام ندهید. طرز فکر دیگر آن است که نه، این غلط است که خیال کنیم ما پیاده ایم، آنها سواره، اگر آنها سواره اند، ما هم سواره ایم، منتها مرکب ما با مرکب آنها فرق دارد، مرکب آنها، صنعت آنهاست، مرکب ما «همت» و «ایمان» و «استعداد انسانی» ماست.»
در بررسی ابعاد مختلف مسئله علم در دانشگاه ها، شناخت آسیب ها و آفات کسب علم نیز ضروری و لازم است در تمامی جوامع کنونی یکی از کارکردهای اصلی و لاینفک دانشگاه ها ارائه مدارک تحصیلی به دانشجویان می باشد، این وظیفه و کارکرد از آغاز کار دانشگاه ها در قرون وسطی مطرح بوده است، اما در سال های اخیر بسیار گسترش یافته است و این مدارک تحصیلی براساس قوانین موجود از جمله لازمه های تصدی مشاغل دولتی و خصوصی می باشد و در واقع منصفانه است که بگوییم برای اکثر جایگاه های قدرت، مسئولیت و وجهه ای اشخاص در جوامع امروز مدرک دانشگاهی ضروری است و این واقعیت قدرت بسیاری به دانشگاه ها می دهد.
این کارکرد -ارائه مدرک تحصیلی- زمانی به صورت یک شاخص منفی بروز می کند که مدرگ گرایی برای دانشجویان به ارزش تبدیل می شود و به تبع آن جایگاه علم و پژوهش تنزل می یابد، مقام عظمای ولایت با شناخت و اشراف کامل بر روی این مساله در رهنمودی خطاب به جمعی از اساتید و دانشگاه ها در سال 72 می فرمایند: «..... دانشجو را از اول این طور تربیت کنید که فقط برای این تکه کاغذی که به او می دهند تا برود آنجا استخدام بشود، درس نخواند، این واقعاً عیب بزرگی است بایداین روحیه حب به علم، حب به تحقیق، عشق به اصل فراگیری و تحقیق را در دانشجویان تزریق کرد.»
از دیگر آفاتی که دانشگاه ها را به عنوان «مزارع تولید علم» در تمام مقاطع زمانی تهدید می کند «محافظه کاری» و اکتفا به داشته های علمی و نداشتن روحیه همت و بلند پروازی در مسیر شکوفایی علمی است که مقام معظم رهبری در تعبیری هشدار دهنده از آن به عنوان قتلگاه انقلاب یاد کرده و می فرمایند: «... بنده طرفدار دانشگاهی هستم که اصولی، اعتلاء طلب، رو به مردم، فعال و از لحاظ علمی و فکری پرنشاط باشد، هرگز من دانشگاه و دانشگاهیان را به محافظه کاری و اکتفا به آنچه که امروز از فکری و فرهنگ و معرفت در دست دارند، توصیه نمی کنم. دانشگاه باید دائم نردبان ترقی را طی کند و پیش برود. من معتقدم محافظه کاری و اکتفای به آنچه که داریم و نداشتن همت و بلندپروازی در همه زمینه های فکر و فرهنگ قتلگاه انقلاب است... »
مقام عظمای ولایت، شوق و دلسوزی در مسیر تعلیم و تعلم را خصوصیت لازم و بارز دانشجویان و اساتید مسلمان می داند؛ خصوصیتی که از منظر ایشان در مرتبه ای از اهمیت قرار دارد که معظم له «فساد علمی» و«فساد اخلاقی» را از نتایج منفی و خسارات جبران ناپذیر خلاء این خصوصیت معرفی می نمایند.
ایشان در بیانات مهمی که در دیدار با خانواده های شهدای دانشگاه تربیت مدرس داشتند در این خصوص بیان داشتند: «... فساد علمی معنایش این است که در دانشگاه نه متعلم و دانشجو برای یاد گرفتن دلسوزی کند و نه معلم برای درس دادن و یاد دادن دلسوزی کند. نتیجه، بی سواد بار آمدن، بد فهمیدن و نفهمیدن و عدم رشد استعدادهاست. فساد اخلاقی، معنایش این است که آن که درس می خواند یا نمی خواند، از لحاظ اخلاقی، شرافت و غیرت و انگیزه و ایمان لازم را در خود پرورش ندهد. این هم نتیجه اش باشق اول یکی است؛ شاید هم گاهی بدتر...»