تاریخ انتشار : ۱۲ آذر ۱۳۹۰ - ۱۳:۱۷  ، 
شناسه خبر : ۲۳۱۰۳۸
طاهر عبیات / کارشناس مسائل آفریقا چکیده حسنی مبارک، رئیس‌جمهور مصر، پس از .فات سیدمحمد طنطاوی، دکتر محمد طیب را به مقام شیخ‌الازهر منصوب کرد. طیب علاوه بر موقعیت مذهبی و دانشگاهی در الازهر، مقام پیشوایی طریقه خلوتیه را به عهده دارد. شیخ جدید ادامه دهنده راه طنطاوی در حرکت اعتدال و اسلام میانه‌رو و تعامل‌گرا با غرب خواهد بود. دو مأموریت اصلی او در این راه عبارتند از: 1- توسعه پایگاه اجتماعی حکومت با توجه به نهادینه‌سازی تصوف در سیستم حکومت و جایگاه وی در طریقت خلوتیه؛ 2- حرکت در راستای تجدید حیات الازهر در جهان اسلام با صوفیزه کردن الازهر و ارائه اسلام میانه‌رو، اعتدال، موافق با مدرنیته و تعامل‌گرا با غرب.

دانشگاه الازهر در دوره فرمانروایی خلفای فاطمی بر مصر در قرن چهارم هجری (دهم میلادی) تأسیس و از همان زمان به عنوان نهاد رسمی آموزش‌های اسلامی تعیین شد. با اینکه خلفای فاطمی شیعه اسماعیلی بودند، دانشگاه الازهر از همان آغاز، نهادی سنی مذهب بود.
از سیصد سال پیش که خلفای عثمانی بر مصر حکومت می‌کردند،‌ مقام شیخ‌الازهر از ریاست الازهر جدا شد رئیس دانشگاه الازهر، مدیریت دانشگاه را به عهده دارد و شیخ الازهر علاوه بر نظارت بر مدیریت دانشگاه عهده‌دار ریاست شورای علمای دانشگاه است و بلندترین مقام روحانی مصر محسوب می‌شود حوزه نفوذ این مقام مذهبی، فراتر از مرز‌های مصر، سراسر کشورهای مسلمان سنی مذهب را در برمی‌گیرد.
شیخ‌الازهر را در گذشته، شورای علمای دانشگاه تعیین می‌کرد، اما از زمان ریاست جمهوری جمال عبدالناصر، تعیین شیخ به رئیس‌جمهور سپرده شده است. وظایف و جایگاه شیخ‌الازهر با رئیس دانشگاه الازهر و مفتی کاملاً متفاوت است.
الازهر بزرگ‌ترین و عالی‌ترین مؤسسه دینی مصر است که حدود پیش از دوره فاطمیون با استمداد از نام مبارک حضرت زهرا (علیها‌السلام) تأسیس شد و امروز دارای سه بخش است: دانشگاه الازهر، مجمع البحوث الاسلامیه و مشیخه.
ریاست دانشگاه الازهر بر دانشگاه نظارت و 450 هزار دانشجوی حاضر در دانشکده‌های مشیخه را اداره می‌کند. دانشجویان این دانشگاه عمدتاً در رشته‌های دینی، علوم انسانی و علوم تجربی و در شاخه‌های فلسفه، اقتصاد، تاریخ، پزشکی، کامپیوتر و کشاورزی تحصیل می‌کنند.
اکثر دانشکده‌های این دانشگاه در مصر و تعدادی نیز در کشورهای اسلامی تأسیس شده‌اند همه دانشجویان رشته‌های علوم دینی حافظ کل قرآن هستند، چون شرط ورود به رشته‌های علوم دینی دانشگاه الازهر حفظ کل قرآن مجید است. دانشجویان رشته‌‌های غیردینی نیز باید بخشی از قرآن را حفظ کنند و در طول تحصیل به حفظ کامل قرآن مجید بپردازند. بنابراین همه علمای دینی، استادان فلسفه، فقه، اقتصاد و نیز پزشکان، مهندسان کامپیوتر و کشاورزی و دکترهای فارغ‌التحصیل این دانشگاه حافظ کل قرآن مجید هستند.
پس از انتخاب دکتر احمد طیب به جای محمد سیدطنطاوی به عنوان شیخ الازهر، عبداله الحسینی برای ریاست دانشگاه الازهر انتخاب شد.
بخش دوم دانشگاه الازهر مجمع البحوث الاسلامیه است که جایگاهی پژوهشی و علمی دارد و اعزام مبلغ، انتشار مجلات و صدور فتوا در این مجمع با حضور بیش از شصت نفر از متفکران و اندیشمندان بزرگ دینی مصر انجام می‌گیرد و ریاست آن با دبیر کل مجمع البحوث الاسلامیه است.
بخش سوم این دانشگاه به نام مَشیَخه الازهر، مکتب و دفتر شیخ الازهر محسوب می‌شود و دارای بخش‌های متعددی از جمله معاهد الازهریه است که شامل مراکز آموزشی از مقطع دبستان تا پیش دانشگاهی است. بیش از دو و نیم میلیون دانش‌آموز در این مراکز تحصیل می‌کنند تا به دانشگاه الازهر وارد شوند. شیخ الازهر به عنوان عالی‌‌ترین مقام دینی مصر، اشراف عالی بر هر سه بخش دارد.1
شیخ پیشین الازهر، شیخ محمد سید‌طنطاوی،‌ در 15 فروردین 1389 در عربستان سعودی بر اثر حمله قلبی در گذشت و در قبرستان بقیع مدینه دفن شد. پس از مرگ او، تلاش‌هایی در مجلس مصر و هم چنین برخی محافل مذهبی آغاز شد تا بار دیگر انتخاب شیخ الازهر به شورای علما سپرده شود. شماری از نمایندگان عضو اخوان‌المسلمین در مجلس از نخست‌وزیر خواستند تعیین شیخ جدید الازهر بین یک تا دو ماه به تأخیر بیفتد تا طرح انتخاب شیخ الازهر در مجلس به رأی گذاشته شود. اما حسنی مبارک با تعیین شیخ جدید، این تلاش را ناکام گذاشت. انتخاب شیخ الازهر از سال 1950 توسط بزرگان الازهر انجام می‌گرفت. آنان سه نفر را از بین خود انتخاب می‌کردند و رئیس‌جمهور یک نفر را از میان این سه نامزد انتخاب می‌کرد. به تدریج این روند تغییر کرد و رئیس‌جمهور مسئول انتخاب و نصب یک نفر از بزرگان الازهر شد؛ چنان که شیخ طنطاوی و دکتر طیب این گونه انتخاب شدند. دکتر احمد طیب به عنوان چهل و ششمین شیخ الازهر توسط ریاست جمهوری به این مقام منصوب شد. دکتر حمدی زقروق، وزیر اوقاف هفتاد و هشت ساله، و دکتر علی جمعه، مفتی دیار مصر، نامزدهای دیگر این مقام بودند.
دکتر احمد طیب در ششم ژانویه 1946 در شهر القرنا در جنوب مصر است، متولد شد.2 او که از نسل امام حسن مجتبی(ع) است، در 10 سالگی وارد مدارس ازهری شد و لیسانس را در رشته عقاید و فلسفه از دانشگاه الازهر دریافت کرد و استاد همان دانشگاه شد. دکتری خود را نیز در سال 1977 از الازهر گرفت و بخشی از مراحل اتمام پایان‌نامه را در دانشگاه سوربن فرانسه گذارند. بنابراین به زبان فرانسه کاملاً مسلط است و چندین کلمه از فرانسه به عربی ترجمه کرده است.1
شیخ احمد طیب علاوه بر جایگاه دانشگاهی و مذهبی، از شیوخ صوفیه به شمار می‌رود. وی پیشوایی طریقت خلوتیه احمدی در جنوب مصر را از پدرش،‌ شیخ محمد، که بنیان‌گذار این طریقت در شهر اسوان در جنوب مصر بود، به ارث برد. طریقت خلوتیه ریشه ایرانی دارد. شیخ سراج‌الدین عمر اهجی در قرن هشتم هجری (چهاردهم میلادی) این طریقت را در تبریز بنیان نهاد. طریقت خلوتیه در آذربایجان و قفقاز رشد کرد،‌ اما با قدرت گرفتن صفویان در این سرزمین‌ها، به آسیای صغیر منتقل شد و سپس با گسترش امپراتوری عثمانی، در سرزمین‌های این امپراتوری، از جمله مصر اهمیت و جایگاهی ویژه یافت.2
انتخاب طیب توسط حسنی مبارک به عنوان شیخ الازهر واکنش‌های گسترده‌ای داشت. برخی کارشناسان این انتخاب را در درجه اول سیاسی تلقی می‌کنند. به ویژه که طیب به حزب ملی حاکم نزدیک است.
برخی صاحبنظران انتصاب او را در سمت جدید مغایر سمت حزبی او می‌دانند و خواهان استعفای طیب از سمت قبلی هستند.
دکتر عمرو هاشم ربیع، کارشناس مرکز مطالعات سیاسی مرکز الاهرام، گفت: «شیخ الازهر باید از استقلال برخودار و از عضویت در هر حزبی دور باشد. شیخ الازهر جایگاهی ویژه در جهان اسلام دارد و باید در کارش استقلال داشته باشد.»
ربیع افزود: «دلیل اصلی انتخاب احمد طیب به عنوان شیخ الازهر عضویت وی در حزب ملی حاکم است، زیرا نظام حاکم در مصر دچار ضعف شدیدی شده است.»3
با توجه به اینکه طیب بخشی از عمر خود را در اروپا از جمله در فرانسه گذرانده است، در خارج از مصر می‌تواند مخاطبینی داشته باشد.
شیخ الازهر و رئیس دانشگاه الازهر توسط رئیس‌جمهور انتخاب می‌شوند، اما مفتی مصر را وزارت اوقاف تعیین می‌کند. مفتی مصر مقامی خارج از الازهر و از نظر تشکیلاتی به وزارت اوقاف و امور دینی مصر وابسته است. با وجود اینکه دکتر علی جمعه، مفتی فعلی مصر، یکی از نامزدهای مهم برای سمت شیخ الازهر بود، نزدیکی به مذهب شیعه مانع رسیدن وی به این مقام شد. یکی دیگر از دلایل رد صلاحیت دکتر علی جمعه برای سمت شیخ‌الازهر این بود که وی علوم دینی را نه در الازهر بلکه در دانشگاه عین شمس خواند و سپس در دانشکده مطالعات اسلامی تا پایان مقطع دکتری به تحصیل پرداخت.
دانشگاه الازهر در دوران مدیریت دکتر طیب سیاست‌هایی جدی برای مقابله با دانشجویان هوادار اخوان‌السلمین و تشکل‌های اصول‌گرا اتخاذ کرد؛ به گونه‌ای که بیش از 180 دانشجوی هوادار اخوان‌السلمین در شهر دانشگاهی الازهر دستگیر شدند. او درباره این مسأله که در مطبوعات از آن به «میلیشیای الازهر» یاد می‌شود، گفت: «امکان ندارد [الازهر] به میدانی برای تاخت و تاز اخوان یا دانشگاه حسن‌البنا تبدیل شود.»1 دکتر احمد طیب درباره عضویتش در دفتر سیاسی حزب حاکم و تناقض آن با مسئولیت جدیدش گفت: «من هیچ منافاتی بین این دو کار، یعنی شیخ‌الازهر بودن و عضویت در دفتر سیاسی حزب نمی‌بینم. الازهر مؤسسه‌ای علمی – دانشگاهی است و ارتباطی با امور حزبی ندارد.» روابط ویژه‌ای بین طیب و برخی نمادهای حزب ملی حاکم و در صدر آنها احمد عز، دبیر این حزب، وجود دارد. علاوه بر این، طیب به دکتر احمد نظیف، نخست‌وزیر مصر، نزدیک است.2
دکتر طیب اخیراً برای تفکیک این دو مسئولیت از مقام حزبی خود استعفا کرد که مورد قبول مبارک، رئیس‌جمهور مصر، قرار گرفت.3
دکتر طیب در دوران ریاست دانشگاه الازهر با کت و شلوار و بدون محاسن و گاهی کراوات ظاهر می‌شد، اما اکنون در مقام شیخ‌ الازهر لباس ازهری شامل پالتو با عمامه سفید که به دور کلاه قرمز پیچیده می‌شود، می‌پوشد.4
شیوه زندگی طیب 66 ساله همانند سایر رؤسای دانشگاه‌هاست، اما از لحاظ مذهبی، و در فتوا دادن میان‌رو است. می‌توان گفت فتواهای وی تا حدود زیادی به فتواهای دکتر محمد سیدطنطاوی، شیخ فقید الازهر، نزدیک است. برخی اظهارنظرها و فتواهای طنطاوی جنجال‌انگیز بود، از جمله مخالفت با روبند و صدور دستور ممنوعیت این پوشش در دانشگاه الازهر و مؤسسات تابعه آن. دکتر طیب تصریح کرد: «برخلاف شیخ طنطاوی با نقاب گذاشتن زنان مخالفت نمی‌کنم. اما این مسأله را با روشی آرام و با گفت‌وگو با خانم‌ها حل خواهم کرد، زیرا نقاب واجب نیست بلکه عادت شده است.»
او «اشتغال مسلمانان به فروش مشروبات الکلی به غیرمسلمانان را در کشورهای غیرمسلمان» جایز اعلام کرد و هم‌چنین «پیش‌نمازی زنان برای مردان را مجاز دانست». طیب معتقد است: «هنگام ضرورت، رشوه دادن را مباح می‌داند.»
فتوای دیگر وی «جواز نماز خواندن در مساجد دارای ضریح و قبر است»؛ در حالی که وهابیت آن را ممنوع و حرام اعلام کرده است.1
مسئولیت‌های اجرایی
طیب ریاست دانشکده اسلام‌شناسی دانشگاه الازهر در جنوب مصر و نیز ریاست دانشگاه اصول دین دانشگاه اسلامی پاکستان را برعهده داشت. در تعدادی از دانشگاه‌های جهان از جمله دانشگاه محمدبن سعود ریاض، دانشگاه قطر و امارات تدریس کرد. پس از بازگشت به مصر در سال 2002 مفتی شد و یک سال و چند ماه منصب فتوای مصر را برعهده داشت. او هم‌چنین کمیته گفت‌وگوی ادیان و عضو مجمع بحوث اسلامی بود. در سال 2003 رئیس‌ دانشگاه الازهر شد و اخیراً به عنوان شیخ الازهر معرفی شد.
نقدی بر فلسفه ابی‌برکات بغدادی، حاشیه‌ای بر بخش الهیات کتاب تهذیب الکلام تفتازنی، گفتارهایی درباره فرهنگ اسلامی با مشارکت دیگران، مقدمه‌ای بر مطالعه در منطق قدیم، بحث‌های وجود و ماهیت از کتاب مواقف، مفهوم حرکت در فلسفه اسلامی و فلسفه مارکسیسم، اصول نظریه علم از نظر اشعری، تحقیق و ارائه بحث‌های علت و معلول از کتاب مواقف، رساله تحقیقی درباره صحیح ادله النقل فی ماهیة العقلِ ابی برکات بغدادی همراه با مقدمه‌هایی به زبان فرانسه از آثار شیخ احمد طیب است.
وی در تعدادی از کنفرانس‌های بین‌المللی و اسلامی نیز شرکت کرده است که به برخی از آنها اشاره می‌شود:
- نوزدهمین کنگره بین‌المللی صلح در فرانسه
- کنفرانس بین‌المللی اسلامی درباره حقیقت اسلام و نقش آن در جامعه معاصر
- عهده‌دار شدن ریاست نخستین جلسه در مؤسسه اندیشه اسلامی آل البیت در دولت اردن هاشمی
- کنفرانس اقدام دوجانبه ادیان در دانشگاه هاروارد نیویورک
- کنفرانس ادیان و فرهنگ‌ها «شجاعت انسانی جدید» در ایتالیا
- کنفرانس فرهنگ و ادیان در دریای بالتیک که توسط دانشگاه بروما برگزار شد.
- کنفرانس علمای مسلمان در اندونزی با عنوان «برافراشتن پرچم اسلامی، رحمتی برای جهانیان».
از فعالیت‌های دیگر وی عبارتند از:
- ریاست گروهی از صاحبان مطبوعات و مجلس ملی برای گفت‌وگو در مجلس، رسانه‌ها و کلیساهای آلمان
دعوت سوئیس از ایشان به عنوان استاد به مدت سه هفته در دانشگاه تریبورنه
- رئیس نخستین نشست فارغ‌التحصیلان دانشگاه الازهر
- عضو جمعیت فلسفه مصر، عضو مجلس اعلای شئون اسلامی،‌ عضو مجمع اسلامی، و عضو شورای هیأت امنای اتحادیه رادیو و تلویزیون
- عضو کمیته بازگشت و آمادگی معیارهای تربیت در وزارت آموزش و پرورش
- عضو آکادمی پادشاهی مؤسسه آل‌البیت برای فکر اسلامی.1
دیدگاه‌های دکتر طیب درباره وحدت اسلامی، فلسطین و شیعه
دکتر احمد طیب طرفدار تقریب و وحدت اسلامی است. او هم‌چنین با اخوان‌المسلمین و وهابیت مخالف است و ستون فقرات الازهر را ایمان به تفکر اعتدالی می‌‌داند و تأکید می‌کند با هر فکری که مخالف حد وسط بودن و اعتدال الازهر باشد، مبارزه می‌کند. وی ایستادگی در کنار فلسطین و حمایت از اقلیت‌های مسلمان را از وظایف اصلی خود می‌داند؛ چنان که در مصاحبه‌ای با روزنامه مصری الیوم گفته است: «از قدس دیدن نمی‌کنم و با پرس [شیمون پرز] روبوسی نمی‌کنم.»1
وی هم‌چنین گفته است: «قدس و مسجد‌الاقصی را زیارت نمی‌کنم، مگر پس از آزادی کامل آنها از اشغالگری [رژیم صهیونیستی]. زیارت آنها را در وضع کنونی رد می‌کنم، زیرا این اقدام (زیارت قدس) اعتراف به مشروعیت اشغالگری است.»2
دکتر احمد طیب از معتقدان به وحدت امت اسلامی و همکاری تشیع و تسنن است. وی تدریس فقه امامیه در دانشگاه الازهر را مشروع می‌داند. در اتحادیه جهانی فارغ‌التحصیلان الازهر اظهار داشت: «آمادگی کامل دارم دستوری ضادر کنم که دانشجویان شیعه از ایران و برخی کشورهای دیگر در الازهر و تمام مؤسسات آن پذیرش شوند.»3وی این اقدام را گامی برای تقریب مذاهب و وحدت امت اسلام در مقابل چالش‌ها توصیف کرد.
آمریکا بین اهل سنت چنین شایعه‌پراکنی می‌کند که جمهوری اسلامی ایران کمر همت بسته است که هر چه سریع‌تر مذهب شیعه را در همه سرزمین‌های سنی‌نشین جهان حاکم کند و بساط تسنن را برچیند. متأسفانه برخی علمای بزرگ اهل سنت آقای قرضاوی تحت تأثیر این توطئه استعماری قرار گرفتند و فریاد خطر «تبشیر شیعه» یا «مد شیعی» را سر دادند و اهل سنت را از نزدیکی به شیعیان برحذر داشتند. دکتر طیب هم از این قاعده مستثنی نیست. وی به رغم نگاه مثبت و واقع‌بینانه‌ای که به شیعه دارد و به علت اطلاع از مبانی علمی قوی و اصالت مکتب ائمه اهل بیت(ع) معتقد به وحدت اهل سنت با شیعه و مفید بودن تدریس فقه اهل بیت(ع) در الازهر و جوامع فقهی اهل سنت است و این دانش‌افزایی را برای ارتقای علمی مسلمین مفید می‌داند، اما تا حدودی تحت تأثیر این شایعه‌پراکنی قرار گرفته است. وی در دیدار با مطبوعات که از شبکه العربیه پخش شد. موضعی دیگر اتخاذ کرد که با مواضع قبلی وی منافات داشت. طیب گفت: «همان‌گونه که ایران با گسترش مذهب سنی در کشور خود مقابله کرد، الازهر با گسترش مذهب شیعه در هر کشور اسلامی و با انتشار گروه‌های شیعی بین سنی‌ها مقابله می‌کند. نمی‌خواهم این امر [شیعه] به دامی برای جوانان سنی برای تغییر مذهب شیعه و بعد به یک کانون و پس از آن به مرکزی شیعی تبدیل شود و درگیری و جنگ را به همراه داشته باشد.»
با این حال، وی بر ادامه نقش الازهر برای نزدیک کردن اندیشه‌ها و گفت‌وگوها با مذهب شیعه که از زمان محمود شلتوت، شیخ الازهر اسبق، به کاهش تنش‌ها و حساسیت‌ها منجر شد، تأکید کرد.1
اظهارات اخیر شیخ‌الازهر درباره شیعه مورد نقد برخی شخصیت‌های سیاسی جهان اسلام قرار گرفته است که به دیدگاه‌های آیت‌الله تسخیری، دبیرکل مجمع جهانی تقریب مذاهب، اشاره می‌کنیم:
«معتقدم آقای طیب از علمای تقریبی هستند. ایشان با تفکرهای افراطی و تکفیری کاملاً مخالف‌‌اند و سخنرانی‌های جالبی در کنفرانس‌ها و برنامه‌های تلویزیونی مصر داشته‌اند که حقیقتاً قابل ستایش است.»
وی با بیان اینکه باید بین «انتشار آزاد اطلاعات» و «تبلیغ سازماندهی شده» فرق بگذاریم، توضیح داد:
«وقتی حجیت یک مذهب، برای فردی از هر یک از مذاهب اسلامی ثابت شد، در انتخاب آن مذاهب آزاد است. اما تبلیغ سازماندهی شده یک مذهب در مناطق مخصوص مذاهب دیگر، آن هم با پشتوانه دولتی مسأله دیگری است که آن را برای هیچ یک از مذاهب نمی‌پسندیم.»
«علمای شیعه هیچ تبلیغ منظم و هماهنگی در مناطق مذاهب دیگر ندارند و تنها با دفاع علمی از فتوا ایشان می‌پردازند که حق مسلم همه مذاهب است. ایران و دانشمندان شیعه، در هیچ کشور سنی دیگری تبلیغ نظام‌مند و سازماندهی شده ندارند. هم‌چنین طبق اطلاعاتی که دارم، تبلیغ تشیع در مصر را انکار می‌کنم.»
«به نظر من، صحبت‌های شیخ الازهر را نباید موضع‌گیری علیه تشیع دانست. من چنین برداشتی از صحبت‌های ایشان ندارم. معتقدم اطلاعات رسیده به آقای طیب، دقیق و صحیح نیست. الازهر و طیب همواره تقریبی بوده و هستند.»
آیت‌الله تسخیری در پایان ضمن استقبال از سفر شیخ الازهر جدید به ایران برای آشنایی نزدیک با مذهب تشیع، تبادل هیأت‌های علمی میان حوزه علمیه قم و الازهر و ایجاد بورسیه و تبادل استاد را از راهکارهای عملی نزدیکی این دو نهاد علمی دانست.2
آقای دکتر احمد راسم نفیسی، از شیعیان مشهور مصر، نیز در مصاحبه‌ای با روزنامه مصری الیوم در این باره گفته است:
«اظهارات اخیر احمد طیب علیه شیعیان و ایران، در عرصه سیاسی و مربوط به نبرد بین محور به اصطلاح اعتدال و افراط‌گرایان بود.»1
«از نگاه شیخ جدید الازهر در نهایت محور افراط‌گرایان یعنی شیعیان لبنان به ویژه گروه حزب‌الله، شیعیان عراق، ایران و غیره پیروز این نبرد بوده‌اند. به اعتقاد بنده، شیخ الازهر اطلاعات کامل و کافی درباره شیعیان و جایگاهشان در جهان اسلام در اختیار ندارد.»2
«اظهارات ضدشیعی دکتر احمد طیب شاید در ظاهر در حمایت از اهل سنت و علیه شیعیان بوده است، اما در حقیقت و در مجموع به نفع «وهابیت» تمام شد؛ به ویژه به صورت گسترده توسط شبکه‌های ماهواره‌ای وابسته به وهابیت منتشر و پخش شد.»3
«به نظر من در مجموع دکتر احمد طیب خیلی بهتر از محمد طنطاوی،‌ رئیس سابق الازهر است، زیرا طیب دست کم مذهب جعفری را یکی از مذاهب اسلامی می‌داند،‌ در حالی که طنطاوی به طور کامل با این نظر مخالف بود.»4
«از رئیس جدید الازهر می‌خواهم وقت خود را صرف مبارزه با وهابیت کند، زیرا آنان در حال حاضر تلاش می‌کنند اندیشه خود را بر تمام جهان عرب و جهان اسلام بگسترانند. هم‌چنین از وی می‌خواهم وارد نبرد، درگیری و رقابت با شیعیان نشود، زیرا این کار جز افزایش آتش‌ فتنه شیعی – سنی، کمک دیگری نمی‌کند.»5
در انتصاب دکتر احمد محمد طیب به عنوان شیخ الازهر سؤال‌هایی مطرح است که نیازمند تجزیه و تحلیل است:
1- آیا الازهر در حال تجدید حیات خویش است؟ مؤلفه‌های آن کدام است؟
2- تجدید حیات الازهر با انتصاب شیخ دکتر احمد طیب چه رابطه‌ای دارد؟
3- این تجدید حیات از موضع قدرت در حال شکل‌گیری است یا به دلیل ضعف درونی الازهر است؟
در سال 1805 که محمد‌علی پاشا قدرت را مصر به دست گرفت، در این اندیشه بود که به بهره‌گیری از رشد و توسعه غربی،‌ مصر جدید را بنیان نهد. او برای این کار به الازهر نیاز داشت. از این رو، سنت رایج انتخاب شیخ توسط اجماع کمیته عالمان هم‌تزاز را برانداخت و در سال 1812 خود فردی را به این مقام گماشت. وی برای تأمین منابع مالی پروژه‌های خود به تصاحب اموال وقفی اقدام و یک پنجم زمین‌های زراعی مصر را تصاحب کرد. در سال 1872 قانونی به تصویب رسید که براساس آن، مدارک صادره از الازهر رتبه‌بندی شد و سامان یافت. در سال 1930 قانونی دیگر در الازهر به تصویب رسید که دانشکده‌های مختلف دانشگاه را با ذکر اهداف آنها معرفی می‌کرد.
در سال 1961 جمال عبدالناصر، رئیس‌جمهور فقید مصر، با تصویب قانونی، حق رسمی انتخاب شیخ الازهر را به حکومت داد. از آن پس شیخ الازهر توسط رئیس‌جمهور تعیین می‌شود. مهم‌ترین مؤلفه در این انتصاب تعامل مذهب و سیاست یا رابطۀ دین و سیاست است که شیخ باید در کنار حاکم، توجیه‌گر مذهبی نظام حاکم باشد. این رابطه دوسویه از دورۀ زمام‌داری طولانیان (سال 254 هـ) بین حکومت‌ها و فرقه‌های صوفیه وجود داشته و این رابطه در دوره ضعف و سستی توسط حکومت با یکی از فرقه‌های صوفیه شکل می‌گرفت. برای مثال «در نیمه اول قرن بیستم میلادی، روابط صوفیان مصر با خدیو کشور دوستانه و همراه با ارادت و اطاعت‌پذیری بود. در پی کودتای ژوئیه [1952] که موجب (سرنگونی سلطنت [ملک‌ فؤاد] در مصر) شد، حکومت مصر، تصوف را به عنوان جزیی از بافت طبیعی جامعه و مذهب کشور به رسمیت شناخت و حتی سعی کرد از ظرفیت‌های تصوف برای جلب حمایت آنها از حاکمان جدید و نیز در راستای اهداف جدید خود بهره‌برداری کند.
در دوران عبدالناصر فرقه ابجدیه یکی از پایگاه‌های سیاسی – اجتماعی مهم عبدالناصر (به ویژه پس از شکست سال 1967) شد. این فرقه در دوران سادات، فعالیت فرهنگی جدیدی را آغاز و برای نخستین بار در سال 1979 مجله تصوف اسلامی را منتشر کرد.»1
حکومت مصر بار دیگر از سال 2005 به فرقه‌های صوفیه توجه نشان داد. شکست تجربی اندیشه‌های وارداتی مانند ناسیونالیسم، سوسیالیسم و لیبرالیسم اقتصادی از یک سو و تلاش‌های افراط‌گرایانه اسلام‌گرایان مصری از سوی دیگر، چهره‌ای خشن از اسلام سیاسی به جامعه عرضه کرد. از این رو، اسلام سیاسی نتوانست با جامعه پیوندی اثرگذار برقرار کند. حکومت برای مقابله با جریان‌های اسلامی مانند اخوان‌المسلمین و جنبش‌های اجتماعی مانند «الکفایه» نوعی انسداد فکری به وجود آورد که پیامد آن تخریب پایگاه فکری و اجتماعی حکومت بود. در چنین فضای آکنده از بی‌اعتمادی مردمی و خلأ فکری، حکومت با بهر‌ه‌گیری از تجربه تاریخی حکومت‌های مصر که حین ضعف به صوفیه روی می‌آوردند، جریان صوفیه را با دو رویکرد «نهادینه‌سازی تصوف» و «صوفیزه کردن الازهر» کلید زد.
نهادینه‌سازی تصوف: حکومت با برگزاری نخستین کنفرانس تصوف در آوریل 2005، شورای عالی تصوف را تشکیل داد. «در این کنفرانس تسرّی و تعمیم شورا در همه زمینه‌های سیاسی، اقتصادی و اجتماعی مصر تأکید شد.»1 در پی تعدیل ماده 76 قانون اساسی مصر و تصویب عدم محدودیت‌ نامزدی ریاست جمهوری، شیخ حسن شناوی و سایر اعضای شورای عالی تصوف با حسنی مبارک بیعت کردند و به این ترتیب کامل از حاکم زمان درآمدند و از درگیری با وی خودداری کردند. با تشکیل شورای عالی تصوف، حکومت از طریق مشایخ صوفیه به «پایگاهی اجتماعی» مبتنی بر «اطاعت‌ تعبدی» دست یافت.
صوفیزه کردن الازهر: اگر چه خمیرمایه تفکر حاکم بر الازهر اعتدال و میانه‌روی است، در درون الازهر، اندیشه اخوان‌المسلمین و شاید تفکر‌های سلفی دیگر نیز وجود دارد. کشورهای غربی به ویژه آمریکا به منظور به حاشیه راندن اسلام سیاسی مبارز، در صدد تقویت اسلام میانه‌رو، مسالمت‌جو و فاقد روح مبارزه با مظاهر فرهنگ غرب برآمدند. این نوع اسلام با مشرب صوفیه هم‌خوانی دارد؛ لذا در دهه اخیر رویکرد غربی‌ها به این تفکر بیشتر شده و همین مسأله به نزدیکی آنها با رهبران فرقه‌های صوفیه انجامیده است. تعامل شورای عالی تصوف با سفارت‌خانه‌های مقتدر خارجی در قاهره (مانند سفارت‌خانه آمریکا) امری کاملاً عادی و جاافتاده است. الگوی اسلام میانه‌رو که از زمان طنطاوی آغاز شد، بر تعامل با غرب و ارائه چهره‌ای مسالمت‌جویانه و اعتدالی از اسلام تکیه دارد. «در نظر بسیاری از تحلیگران، شیخ طنطاوی تنها وسیله‌ای برای پیشبرد اهداف دولت بوده است. او با ممنوعیت استفاده دختران از نقاب در دانشگاه، ساخت دیوار حائل در مرز مصر و غزه، و نامزدی نامحدود مبارک برای ریاست جمهوری موافقت و از طرح ممنوعیت حجاب در فرانسه حمایت کرد. او هم‌چنین با رهبران رژیم صهیونیستی برای عادی سازی روابط دو طرف دیدار کرد. زمانی که محبوبیت طنطاوی میان مصریان و مسلمانان کاهش یافت، در غرب او را نمونه مسلمانی معتدل گفت‌وگوی ادیان است، می‌شناختند و او را به دلیل اعلام ممنوعیت اقدامات خشونت‌آمیز به نام اسلام و مخالفت با رشد گروه‌های سیاسی اسلامی و حمایت از حقوق زنان تحسین می‌کردند.1
طنطاوی نه تنها طرفدار غرب که اغلب طرفدار حاکمیت بود و بهترین کار را برای حفظ همین حاکمیت انجام داد؛ هر چند مجبور بود گوشه‌هایی از مجموعه مقررات اخلاقی و معنوی در تعالیم اسلامی را بزند.2
احمد محمد احمد طیب، شیخ الازهر جدید، مدل تعدیل‌ یافته و معتدل‌تر شیخ طنطاوی است و قرار است در همان مسیر گام بردارد. این مدل بر تفکری استوار است که گفتمان و اندیشه اعتدالی در آن نقش راهبردی دارد. این اندیشه در جهان اسلام دارای رویکردی تقریبی است و بر توسعه الازهر تکیه دارد؛ چنان که طیب پس از انتصاب به شیخ الازهر گفت: «به خواست خدا، هنگامی که کارم را شروع کنم، طرحی برای ارتقای فعالیت و نقش الازهر برای خدمت به اسلام و مسلمین تهیه می‌کنم. مهم‌ترین اولویت الازهر،‌ در آینده دستیابی به جامعیت و انتشار رویکرد میانه‌روی اسلامی در همه بخش‌های جهان اسلام است که این رویکرد توسط الازهر پذیرفته شده است. علاوه بر این، ما باید آموزش را در الازهر توسعه دهیم و بهبود بخشیم و به میراث اسلامی توجه کنیم تا مطمئن شویم دانشجویان الازهر با میراث اسلامی واقعی پیوند خورده‌اند. این چیزی است که به ساختن ایدئولوژی مدنی و اسلامی مبتنی بر تساهل و طرد ایدئولوژی افراطی کمک می‌کند و سبب فارغ‌التحصیلان شدن نسل‌هایی از دانشجویان می‌شود که قادرند با تغییرات مدرنیته تطبیق یابند. من هم‌چنین تلاش خواهم کرد مسیری را تکمیل کنم که معلم و شیخ بزرگ ما محمد طنطاوی به آن متعهد بود.»
او درباره گفتمان با غرب اظهار کرد: «همان‌طور که می‌دانید، سال گذشته،‌ الازهر برای آغاز چنین گفت‌وگوهایی پیش قدم شد و کمیته گفت‌وگوی بین ادیان الازهر را تأسیس کرد. الازهر نمونه‌هایی بزرگی از گفت‌وگوی بین ادیان به خصوص گفت‌وگو با کلیسای انگلیکان بریتانیا را رهبری کرد. الازهر برای گفت‌وگو از هیچ کوششی مضایقه نکرده است و ما در این خصوص سستی نمی‌کنیم، چون گفت‌وگو‌، اساس دستیابی به درک متقابل است. یک گفت‌وگوی پربار باید درباره مسائل مشترک باشد. مهم‌ترین این مسائل، احترام متقابل و ارتقای صلح و تساهل و همزیستی اجتماعی میان بشر است.»1
نتیجه‌گیری
با توجه به مطالب گفته شده، حکومت برای خروج از بن‌بست فکری با استفاده از تجربه تاریخی حکومت‌ها در مصر،‌ از ظرفیت‌های موجود در تصوف استفاده کرد و با ساختارسازی برای این تفکر درصدد تقویت پایگاه اجتماعی خود برآمد.
انتصاب شیخ طیب از طریقه خلوتیه به عالی‌ترین مقام مذهبی بین اکثریت اهل سنت جهان، تلاشی برای بازسازی و تجدید حیات الازهر است تا الگوی جدیدی از اسلام‌گرایی متکی بر اعتدال و میانه‌روی را به جهان اسلام عرضه کند. اما به قول فهمی هویدی، «انتصاب طیب می‌تواند به معنی «بهبود وجهه این نهاد تاریخی» باشد، اما اعاده اعتبار الازهر اختیاری نیست، چون محیط سیاسی که در آن، آزادی‌ها و حقوق سلب شده‌اند، اجازه چنین بازگشتی را نمی‌دهد».2