تاریخ انتشار : ۰۶ آذر ۱۳۹۰ - ۰۹:۱۹  ، 
شناسه خبر : ۲۳۱۰۶۴

هادی حیدری hadiheidari@c4.com
شاید گردانندگان روزنامه توقیف شده جامعه که در شانزدهمین روز از بهمن ماه 1376 با شعار «اولین روزنامه جامعه مدنی ایران» گام در عرصه مطبوعات ایران گذاشت، هرگز تصور این را نمی‌کردند که روزی از آنان به عنوان طلایه‌داران تحول کاریکاتور ایران در عصر اصلاحات، نام برده شود.
اگر دوم خرداد 1376 را نقطه آغاز تحول در شؤون مختلف جامعه ایران بدانیم، روزنامه جامعه که در دل آن متولد شد را باید آغازگر حرکت نوین در عرصه مطبوعات کشور دانست. کاریکاتور نیز که مطبوعات را مهم‌ترین بستر، جهت رشد خویش می‌داند به تبع آن با زبان تحول‌یافته‌ای وارد فضای جامعه ایران گشت.
حال که قریب به 5 سال از آن زمان می‌گذرد، می‌توان تا اندازه‌ای به تجزیه و تحلیل کاریکاتور و بررسی و آسیب‌شناسی آن در این دوره تاریخ پرداخت.
جهت کالبد شکافی این موضوع می‌توان آن را به دو دسته عمده تقسیم نمود:
1- آسیب‌شناسی محتوایی
2- آسیب‌شناسی شکلی یا صوری
در گام اول، عاملی که باعث ضربه زدن به کاریکاتور چه در این دوره یا ادوار دیگر خواهد شد، از زاویه محتوایی آن است.
آسیب‌پذیری کاریکاتور ایران از زاویه محتوایی را می‌توان به دو مقوله تقسیم نمود:
الف‌ـ محدود کردن تعریف کاریکاتور و یا طراحی چارچوب محدود برای آن
از مهم‌ترین اختلاف‌نظرهایی که در میان کاریکاتوریست‌های فعال مطبوعات ایران است، ارائه یک تعریف از کاریکاتور به مثابه یک عنصر تأثیرگذار می‌باشد.
بسیاری از کاریکاتوریست‌ها، سعی بر آن داشته‌اند که طوری از این هنر، تعریف به دست دهند که فقط شامل دایره فعالیت آنهاست.
این موضوع بدان معنا است که به طور مثال کسانی که عنصر طنز در آثارشان از درصد بالاتری برخوردار است، کاریکاتور را هنری می‌دانند که باید از این زاویه به موضوعات پیرامون خود بنگرد.
از سویی، آنان که کاریکاتور را از زاویه تلخ آن می‌نگرند، آن را عنصری می‌دانند که می‌باید حاوی عینک تلخ و یا طنز سیاه باشد.
این جاست که اگر فقط یکی از این دو تعریف را به عنوان چارچوب کاریکاتور فرض نماییم و منکر دیگری شویم، دچار اشتباه شده و شمول کاریکاتور را تا درصد بسیار بالایی، کاهش داده‌ایم.
به عقیده نگارنده نه تنها باید هر دو تصویر بالا را در مورد کاریکاتور پذیرفت، بلکه دایره کاریکاتور و به ویژه نوع مطبوعاتی آن را باید فراتر از این تصور نمود.
عنصر طنز و اغراق در شکل و محتوا، تنها فصل مشترک کاریکاتور است. از این عنصر که بگذریم، هر کاریکاتوریستی، مختار است که چگونه به موضوعات پیرامون خود بنگرد.
در غیر این صورت درصد ضربه‌پذیری کاریکاتور را بالا خواهیم برد.
ب‌ـ افتادن محتوای آثار کاریکاتور در یک دور باطل
تحول اجتماعی – سیاسی که در سال 76 ایجاد شد، سبب‌ساز تحول عمده‌ای در موضوعات مختلف گشت. در پی آن، کارتونیست‌های مطبوعات ایران، موضوعات متعدد و متنوعی را دستمایه آثار خود دیدند.
چالش‌هایی که به سبب تقابل میان دو اندیشه مردمسالار و مردم‌ستیز در ایران به وجود آمد، کاریکاتوریست‌های آزاده را برای آفریدن آثار متعدد در تقابل با اندیشه دوم، ترغیب و تشویق نمود.
فضای جامعه، بازتر از گذشته شده بود، لذا مطبوعات، متنوع‌تر گشتند. اما هر چه از دوم خرداد 76 می‌گذریم، رفته‌رفته کسانی که فضای به وجود آمده را در مقابل خواسته‌های خود می‌دیدند، شروع به محدود کردن آزادی‌های مدنی جامعه ایران کردند.
خشونت‌گرایان از سویی و بعضی از نهادهای محافظه‌کار از طرفی دیگر، دو سوی اهرمی را تشکیل دادند که فشار روزافزونی بر روی اصلاح‌طلبان وارد می‌‌ساختند. دستگیری و زندانی کردن اصلاح‌طلبان، سرکوب جنبش دانشجویی و محدود کردن تریبون‌های متعدد اصلاح‌طلبان و... همگی موضوعاتی بودند که تکرار روزافزون آنان، موضوعات کاریکاتور را در یک دور باطل انداخت. اگر نگاهی گذرا به کاریکاتور 4 سال اخیر بیندازیم، می‌توان نموداری را ترسیم کرد که کاریکاتور به لحاظ درونمایه، یک حرکت جهنده‌ای را سپری کرده و ناگهان به یک ارتفاع پایین سقوط نموده است.
سوژه‌ها و موضوعات، تکرار همان حرف‌هایی است که در 2 سال اول زده شده‌اند با این تفاوت که شیوه برخورد با آنها کمی متفاوت است.
این موضوع، از دیگر عوامل ضربه به کاریکاتور ایران در این دوره بوده است. اما عمده مسائلی که کاریکاتور ایران را دچار بحران کرده و یا در آینده‌ای نه چندان دور ضربه‌پذیر می‌کند، بخش شکلی و یا صوری آن است.
می‌توان آسیب‌شناسی شکلی کاریکاتور این دوره را در قالب موضوعات زیر، بررسی و تحلیل کرد:
الف) توقیف فله‌ای مطبوعات اصلاح‌طلب
از مهم‌ترین آسیب‌هایی که کاریکاتور این دوره را با مشکلات جدی روبه‌رو ساخت، بستن مطبوعات اصلاح‌طلبی بود که به بهانه توقیف موقت به مرگی ابدی فرو می‌رفتند. کاریکاتور این دوره که مهم‌ترین خاستگاه‌اش، همین روزنامه‌های اصلاح‌طلب بودند در معرض تحدیدی بی‌سابقه قرار گرفت.
کاریکاتوریست‌هایی که به مدد تعدد روزنامه‌های دوم خردادی متولد شده بودند، با بسته شدن آنها به گوشه عزلت پناه برده و آرام گرفتند.
تنها شمار اندکی از آنها توانستند به حیات مطبوعاتی خود ادامه دهند.
نگارنده این سطور، سلسله مقالات «ادبیات یک کاریکاتور» که به تجزیه و تحلیل سیاسی – هنری کاریکاتور می‌پرداخت را در روزنامه توقیف شده مشارکت، در حالی می‌نوشت که تعدد روزنامه‌هایی که دارای ستون کاریکاتور بودند در حدی بود که به او اجازه انتخاب از میان آن آثار را می‌داد.
اما از بهار سال 1379 این میزان بالای کاریکاتور، با توقیف دسته جمعی 15 روزنامه و نشریه در یک هفته به یک باره فروکش کرده و کاریکاتور را تا چند صباحی در کما فرو برد.
سرخوردگی ناشی از این اقدامات بر روی هنرمندان کاریکاتوریست این دوره، از دیگر آسیب‌هایی است که کاریکاتور ایران به خود دیده است.
ب) دستمزدهای پایین کاریکاتوریست‌ها در مطبوعات ایران
از عمده‌ترین مسائل و مشکلات شکلی کاریکاتور ایران در این سال‌ها، میزان ناچیز دستمزدهایی است که مطبوعات ما، آن را بر روی کاریکاتوریست‌ها وارد آورده‌اند. این معضل، حرفه‌ای شدن این جماعت را به شدت تحت‌الشعاع خویش قرار می‌دهد.
میزان حق‌التصویرها در روزنامه‌ها و مجلات به کاریکاتوریست‌ها به حدی ناچیز است که شاید عده‌ای از این هنرمندان، شرم از بیان آن داشته باشند.
بررسی ساده و مقایسه‌ای در این زمینه نسبت به دستمزدهای کاریکاتوریست‌هایی که در کشورهای اروپایی فعالیت می‌کنند، نشان می‌دهد که حق‌التصویری که به آنان تعلق می‌گیرد در حدود 20 برابر دستمزد یک کاریکاتوریست در قبال یک اثر کاریکاتور اوست.
این عامل سبب می‌شود که کاریکاتوریست ایرانی، نتواند به عنوان یک شغل تأمین‌کننده بر روی حرفه خویش، حسابی جدی بگشاید.
پرداختن هنرمند کاریکاتوریست به کارهایی از جنس دیگر، سبب عدم تمرکز او بر روی کاریکاتور و در نتیجه افت شکلی و محتوایی آثار او می‌شود.
اگر هم او، صرفاً بخواهد از راه کاریکاتور، امرار معاش کند، باید همچون کارخانه‌ای به انبوه‌سازی کاریکاتور روی آورد که این امر با افت شدید آثار وی همراه است.
ج) عدم شناخت محتوایی صاحبان مطبوعات از کاریکاتور
این درست است که به مدد فضای روشنی که پس از دوم خرداد در میان مطبوعات ایجاد گردید، سردبیران و مدیران مسئول روزنامه‌ها و مجلات به طرز حیرت‌آوری به اثرگذاری کاریکاتور به عنوان یک رسانه مستقل پی بردند و همگی ستون‌های ثابتی از صفحات جراید خود را به عرضه این هنر اختصاص دادند، ولی موازی این تحول، متأسفانه، قدرت تحلیل آن از کاریکاتور، رشد بالایی نداشته است.
این موضوع در حدی است که بسیاری از آثار ارزنده کاریکاتوریست‌ها به دلیل عدم قدرت درک محتوایی و هنری سردبیران جراید، قربانی تیغ سانسور آنان می‌گشت.
این مشکلی است که همیشه به تقابلی میان کاریکاتوریست و سردبیر تبدیل گشته است و در اینجا معمولاً، این کاریکاتوریست است که باید کوتاه آمده و اثر خود را فنا شده فرض نماید.
نکته جالبی که در اینجا وجود دارد آن است که همیشه، صاحبان مطبوعات در میان آثار فیگوراتیو کاریکاتور که از شخصیت‌های انسانی در آنها استفاده شده است به دنبال مصداق‌هایی عینی از آن شخصیت‌ها در جامعه می‌گشته و فلان پرسوناژ اثر را به عنوان فلان شخصیت حقیقی در ساختار حاکمیت ایران قرار داده و به تفسیر اثر می‌پرداخته‌اند؛ در صورتی که شاید کاریکاتوریست، خود نیز، هیچ‌گاه چنین تصوری از اثر خویش نداشته است.
البته شاید فشار نهادهای قضایی جامعه ایران در این سال‌ها، سبب‌ساز ایجاد این شیوه نگرش به کاریکاتور شده‌اند که بی‌تردید در آسیب زدن به این هنر، نقشی انکارناپذیر داشته است.
د) عدم انسجام گروه‌های کاریکاتوری در ایران
از دیگر گزینه‌هایی که پرداختن به آن، چشم‌انداز روشنی از سیر جریان کاریکاتور ایران را خصوصاً در دوره مورد نظر ما به دست می‌دهد آن است که هیچ‌گاه گروه‌های منسجمی در عرصه کاریکاتور ایران، شکل نگرفته و رشد نکرده‌اند.
گروه‌هایی که با گرد آمدن چند کاریکاتوریست، آغاز به کار می‌کردند، یا در همان ابتدا، به دلایل مختلف، از هم می‌پاشیدند و یا در عنفوان جوانی، جوانمرگ می‌شدند. این موضوع، دلایل متعددی داشته است ولی ضربه‌ای که از جانب آ‌ن به کاریکاتور ایران وارد آمده آن است که با کمال تأسف، روحیه همکاری و جمع‌پذیری را در میان هنرمندان این رشته به شدت پایین آورده است. این موضوع در درازمدت آثاری را در پی داشته که مشکلات صنفی کاریکاتوریست‌ها از مهمترین آنهاست. ما هنوز، پس از این سال‌های درخشان، انجمن صنفی کاریکاتوریست‌ها را در میان خود نداریم. انجمنی که برآمده از حس همکاری و احساس نیاز به جمع بودن می‌باشد. انجمنی که مشکلات حقوقی احتمالی برای هنرمندان این رشته را دنبال نماید و یا بحران‌های مالی آنان از جمله دستمزد پایین این جماعت را پیگیری و الگویی واحد برای مطبوعات از این جهت ارائه دهد. شاید ضربه‌ای که از عدم تشکیل چنین انجمنی متحمل شده‌ایم را توقیف یکباره مطبوعات، بر پیکره ما وارد نساخته است.
هـ) خالی بودن اردوگاه مطبوعات محافظه‌کار از کاریکاتوریست‌های معتبر
با توجه به روحیه اصلاح‌طلبانه هنرمندان و به ویژه کاریکاتوریست‌ها، این جماعت از همان ابتدا، به سوی روزنامه‌ها و مجلات اصلاح‌طلب روی آوردند تا جایی که با نگاهی به مطبوعات محافظه‌کار، آنان را از داشتن تعداد قابل توجهی کاریکاتوریست معتبر و جریان‌ساز، محروم می‌بینیم.
این عامل، سبب شده است که جریان کاریکاتور ایران در این دوره، جریانی به واقع یک سویه باشد.
مشکلی که از این سو ایجاد شده، عدم به چالش کشیدن طرفین در مورد موضوعات مورد دستاویز کارتونیست‌ها بوده است.
دو طرف، در حقیقت از انتقادهای یکدیگر که با زبان کاریکاتور رد و بدل می‌شود، محروم بوده‌اند. این موضوع، رشد بیشتر کاریکاتور را به تعویق انداخته است. همه کسانی که در عرصه‌های سیاسی و اجتماعی فعالند، به خوبی بر این موضوع، واقفند که اگر گروهی در مسابقه‌ای با یک سوار شرکت نماید به زودی دچار افول خواهد شد.
و) قائم به شخص فرض نمودن آموزش کاریکاتور در ایران
از دیگر آثار به جا مانده از عدم انسجام کاریکاتوریست‌ها در این دوره آن است که هنوز پس از گذشت سال‌ها از تأسیس خانه کاریکاتور ایران، آموزش این هنر در چارچوب این مرکز، باقی مانده و به شکل قابل ملاحظه‌ای در کل ایران اشاعه نیافته است. در حال حاضر می‌بینیم که به جز چند کلاس آموزشی کاریکاتور در چند استان محدود کشور، دیگر ایرانیان از آموزش کاریکاتور، محرومند. این، شاید به دلیل عدم تدوین دروس آموزشی این رشته هنری باشد. خانه کاریکاتور ایران که به عنوان متولی این هنر در کشور شناخته شده است، در این سال‌ها به چاپ کتاب‌های کاریکاتور زیادی پرداخته که البته بیشتر، کاریکاتوریست‌های خارجی بوده‌اند. این قدم‌ها گرچه در نوع خود قابل تقدیرند اما باید گفت که متأسفانه خانه کاریکاتور، هرگز قدم در راه تدوین کتب تخصصی جهت آموزش کاریکاتور در ایران نگذاشته است. چه در آن صورت، شاید بسیاری از ایرانیان با داشتن چنین منابع مرجعی، دست به راه‌اندازی کلاس‌های کاریکاتور متعدد در کشور می‌زدند.
این دردی است که کاریکاتور این دوره و در امتداد آن، دوره‌های دیگر را آسیب‌پذیر می‌نماید.
ز) نسبت بیشتر کاریکاتوریست‌های نمایشگاهی به کاریکاتوریست‌های مطبوعات
تعدد روزافزون کاریکاتوریست‌ها در این سال‌ها از نقاط مثبت این دوره است. اما توجه دقیق به نسبت کاریکاتوریست‌هایی که آثار خود را در نمایشگاه‌ها در معرض دید مخاطبین قرار می‌دهند در برابر کاریکاتوریست‌های مطبوعات ایران، چند عامل را به نظر می‌آورد:
1- محدود شدن تعداد روزنامه‌ها و مجلات ایران در 2 سال اخیر، فضا را برای معرفی کاریکاتوریست‌های بیشتر، محدود کرده است.
2- بسیاری از کاریکاتوریست‌هایی که مایلند کارهای خود را در نمایشگاه‌ها و دو سالانه‌ها نمایش دهند، حاضر به پرداخت هزینه در این راه نیستند.
کاریکاتور در ایران از جمله حرفه‌هایی است که هر کس قدم در راه آن گذاشت باید آماده پرداخت هزینه‌های سیاسی و اجتماعی فراوانی باشد. زندان، تهدید و تحدید، محروم ماندن از فعالیت به مدت طولانی و... همگی از مواردی است که هر کس حاضر به قبول آنها نیست.
در جامعه ایران، خطوط قرمز، به روز هستند. یعنی هر روز خط قرمزهای جدیدی وضع می‌شود که شما را محدودتر از گذشته خواهد کرد.
حال، با این اوصاف، چند کاریکاتوریست، حاضرند این موارد را به جان خریده و قدم در راه گذارند؟ چه بسا در حال حاضر فقط در حدود 10 کاریکاتوریست و شاید کمترند که به صورت مستمر در حال فعالیت در روزنامه‌ها و مجلات مطرح هستند.
علاوه بر تمامی نکاتی که در این نوشته آمد، موارد بسیاری را می‌توان پیدا کرد که در آسیب‌رسانی به کاریکاتور ایران در تمام اعصار گذشته و آینده و به ویژه مقطع زمانی سال‌های 1376 تا 1380 نقش عمده‌ای بازی می‌کنند اما امیدوارم این یادداشت تا حدودی توانسته باشد گشایش‌گر افقی برای آنانی باشد که حاضرند در این زمینه، قلم بزنند.