تاریخ انتشار : ۱۲ اسفند ۱۳۸۶ - ۱۰:۵۲  ، 
شناسه خبر : ۲۳۱۱۳

امیر محبیان

دستگیری 15 ملوان انگلیسی، جنجال موقت پیرامون آن و سپس آزادی این افراد با فرمول ویژه ایران درس‌های زیادی را می‌تواند برای دولت بوش و همپیمانانش داشته باشد. اگر تصمیم‌گیرندگان در ایالات متحده بویژه مسئولان سیاست خارجی آن کشور چشم‌ها را بگشایند شاید بتوانند از بروز این واقعه و مکانیسم گشایش پدید آمده در آن مدل‌هایی را برای تصمیم‌گیری عاقلانه‌تر در آینده بیابند.

اما درسها و پیام‌های این واقعه کدام است؟

1ـ سرعت عمل در کنترل موفق عامل مخل در امنیت مرزها (در اینجا دستگیری ملوانان متجاوز به حدود ایران) نشان داد که فشارهای سیاسی و نیز تلاش برای ایزوله‌سازی ایران هیچ کدام مانعی در تصمیم‌گیری سریع و قاطع برای دفاع از امنیت ملی ایران نیست و ایران قادر است بازی‌های دیپلماتیک را به گونه‌ای پیش ببرد که این امر موجب تضعیف و سستی تصمیم‌گیری واکنش نظامی و امنیتی در حراست از حدود امنیت ملی‌اش نشود. لذا این تصور که فشار سیاسی بر ایران باعث کندی واکنش نظامی یا محافظه‌کاری تصمیم‌گیران مربوطه می‌شود، نادرست است.

2ـ روحیه مردم ایران و مسئولان کشوری ایران به گونه‌ای است که حرکت‌های رادیکال (بویژه برخوردهای تحقیرکننده بیگانگان) آنها را تندتر می‌کند و اگر طرف‌های خارجی تصور می‌کنند افزایش فشار باعث نرمی مواضع می‌شود، مورد اخیر باید واقعیت را به آنها نشان داده باشد.

3ـ در مقابل فرمول فوق، این واقعیت نیز وجود دارد که مردم و مسئولان ایرانی همواره به مواضع منطقی و ادبیات محترمانه خوشآمد گفته و از آن استقبال می‌کنند لذا بسیاری از مشکلات در رابطه با تکیه بر منطق و استفاده از ادبیات محترمانه بسیار راحت‌تر حل خواهد شد تا انتقال مشکلات به فضای زور و تحقیر. دقیقا مشخص نیست براساس کدامین تحلیل، غربیان بویژه آمریکایی‌ها گمان دارند که ادبیات زور و تحقیر و اهانت در ایران پاسخ می‌یابد؟

4ـ برخورد بخشایشگرانه دولت ایران در آزادی ملوانان به دور از سازوکارهای معامله‌گرایانه عرف دیپلماسی امروز جهان نشان داد که ایرانیان در فضای منطقی و محترمانه آمادگی گذشت‌های بزرگی را دارند. درک این مسئله برای اذهان معامله‌گر دیپلمات‌های غربی شاید دشوار باشد ولی ایران از نخستین روزهای پیروزی انقلاب بویژه به هنگام آزاد ساختن زنان و سیاهپوست‌های لانه جاسوسی به صورت بلاعوض نشان داده است که در پی آفرینش مدل‌های انسانی در دیپلماسی است. مورد اخیر هم نشان داده است که بی‌حرمتی‌ها و رفتارهای غیرانسانی در مواجهه با ایران، مسئولان کشور را به سوی اقدامات متقابل سوق نداده است.

5ـ در آخرین درس، آمریکایی‌ها شاید اکنون نیک دریافته‌اند که مهارت بازی در آستانه بحران‌ها توانی است که ایران به خوبی آن را آموخته است و قادر است برخلاف مدل‌های رایج تصمیم‌گیری در غرب، کاملا غیرقابل پیش‌بینی عمل کند. کارکردهای این توان شاید برای دولتمردان نومحافظه‌کار آمریکایی قابل حدس نباشد ولی اندیشمندان نظامی و دیپلماتیک آمریکا قادرند اثرات مواجهه کلاسیک با طرفی که بر اساس مدل‌های غیرکلاسیک می‌تواند نبرد نامتقارنی را بویژه در حوزه تصمیم‌گیری شکل دهد، عمق‌یابی کرده و به دولتمردان کنونی آمریکا گوشزد کنند.

در پایان ذکر مجدد این نکته ضروری است که برخورد ساده و محترمانه با ملت ایران می‌تواند نتایج صلح‌آمیزی را پدید آورد ولی برخوردهای پیچیده، بغرنج و چندلایه در لفافه بی‌احترامی فقط اوضاع را برای همه بدتر خواهد کرد.