تاریخ انتشار : ۱۷ آذر ۱۳۹۰ - ۰۷:۲۳  ، 
شناسه خبر : ۲۳۱۱۳۵

مصطفی یاسینی
امروزه در جوامع سیاسی، علاوه بر نهادهای سیاسی حکومتی و موازین حقوق اساسی که ترسیم کننده رژیمهای سیاسی‌اند، بی‌تردید نهادهای سیاسی غیر حکومتی وواسطه‌ای بویژه احزاب نیز، در ترکیب رژیمها و تاثیرگذاری بر جریان قدرت، مؤثرند و «در اکثریت قریب به اتفاق جوامع متحول، تبلور گرایشهای سیاسی در قطبهای مسلکی و طبقاتی موجب پیدایش احزاب سیاسی گردیده است. در حال حاضر نظام احزاب سیاسی هر جامعه، مبین صورتبندی جهان‌بینی‌ها و منعکس کننده واقعیات درونی هر جامعه است که از این رهگذر می‌توان به سایر حقایق سیاسی دست یافت»(1).‏
بسیاری از صاحب‌نظران علوم سیاسی، نظام حکومت کشورها را از طریق وضع احزاب می‌سنجند و فعالیت احزاب را معیار و ضابطه‌ای برای ارزیابی قرار می‌دهند(2). نظامها بر اساس احزاب سیاسی به چهار دسته: تک حزبی، دو حزبی، چند حزبی، و حزب حاکم تقسیم می‌شوند.
الف: نظام تک‌حزبی (رژیمهای وحدت‌گرا): در این نظام، میان گرایشهای مختلف سیاسی موجود در جامعه، رقابت آزاد وجود ندارد. نامزدهای انتخاباتی از سوی یک حزب معرفی می‌گردند و حزب واحد، رهبر واحد و ایدئولوژی واحد حاکم است. نظام فاشیستی موسولینی در ایتالیا و نظام کمونیستی در شوروی سابق نمونه‌هایی از این نظام‌اند.
ب: نظام دو حزبی (رژیمهای کثرت‌گرا): در این نظام قدرت سیاسی بین دو حزب دست به دست می‌گردد؛ برای نمونه، در انگلستان گاه حزب کارگر و زمانی حزب محافظه‌کار اکثریت را در پارلمان به دست می‌آورند. حزب حائز اکثریت در پارلمان، دولت را تشکیل می‌دهد و رهبر حزب پیروز، وظیفه تشکیل کابینه را به عهده دارد. در آمریکا نیز دو حزب دموکرات و جمهوریخواه بازیگر نقش فعال سیاسی در کشورند. ‏
ج: نظام چند حزبی (رژیمهای کثرت‌گرا): در بیشتر کشورهای اروپای غربی، از جمله سوئیس، ایتالیا و فرانسه احزاب فعال سیاسی بیش از دو حزب می‌باشند. به علت وجود رقابت بیشتر در این گونه رژیمها، بسیاری از اوقات اکثریت پارلمانی از طریق ائتلاف احزاب با یکدیگر صورت می‌پذیرد و دولتی که تشکیل می‌گردد یک دولت ائتلافی است که از ثبات لازم برخوردار نیست.
د: نظام حزب حاکم: در این نظامها چند حزب اجازه فعالیت سیاسی دارند. اما در میان آنها تنها حزبی که به نظام حاکم وابسته است با تکیه بر اهرمهای قدرت و سلطه بر شبکه‌های مالی، سیاسی و تبلیغی، همیشه از رقبای خود پیشی می‌گیرد.
در عین حال که احزاب در نظامهای سیاسی تاثیر مسلمی دارند اما تجربه در دهه‌های گذشته گویای این واقعیت است که در غرب از میزان نفوذ احزاب و شرکت مردم در انتخابات به تدریج کاسته شده است تا جایی که در آمریکا این تعداد از سال 1960 به حدی کاهش یافته که یکی از تحلیلگران این پدیده را «محو شدن رای دهندگان» نامیده است. میزان پشتیبانی انتخاباتی و عضویت در دو حزب سوسیالیست و کمونیست در فرانسه کاهش یافته است و به همین منوال میزان پشتیبانی انتخاباتی و عضویت در احزاب میانه (دموکرات مسیحی و رادیکال) و در حزب گلیستها سیر نزولی داشته و هیچ یک از این احزاب به برتری و اکثریت دست نیافته است(2).‏
پی‌نوشتها در دفتر روزنامه موجود است. ‏