تاریخ انتشار : ۱۹ آذر ۱۳۹۰ - ۰۷:۰۹  ، 
شناسه خبر : ۲۳۱۱۵۴

 بی‌تردید مقدمات به نتایجی منتهی می‌شوند. همین مساله ما را برآن می‌دارد تا به دوران بعد از «بهار عربی» نیز بیندیشیم که به احتمال زیاد اخوانی (منسوب به اخوان‌المسلمین) خواهد بود البته با تفاوت‌هایی که براساس دولت‌ها و ملت‌ها و ترکیب ویژه‌ای که هریک دارند و نیز درجه رشد و توسعه اجتماعی هر کشوری تعیین می‌شوند و به‌طور طبیعی بر نگرش اخوانی‌ها و نحوه تعامل آنها با قدرت در سطوح مختلف تاثیرگذار خواهد بود.
روند انقلاب تونس تا حدودی همین مساله را نشان داد. تونس کشوری است که شراره انقلاب‌های عربی در آن روشن شد و تاکنون همین جنبش سه دولت ازجمله مصر، تونس و لیبی را سرنگون کرده است. در این میان دو دولت دیگر نیز نوبت خود را انتظار می‌کشند که یکی از آنها یمن است. البته هر انقلابی خصوصیات خودش را دارد و تعیین خواهد شد که مسالمت‌آمیز خواهد بود یا به خشونت‌های بیشتر کشیده می‌شود.
تونس نخستین کشوری بود که به گفته ناظران جهانی، انتخابات سالمی در آن برگزار شد. نتیجه این انتخابات تقریبا متناسب با آن چیزی بود که انتظار می‌رفت و حزب النهضه - یک نمونه اخوانی در تونس – توانست بیش از 40درصد کرسی‌های مجلس موسسان را به دست آورد. این مساله موجب می‌شود تا حزب النهضه به یکی از بزرگ‌ترین نیروهای سیاسی در جامعه تونس تبدیل شده و به‌طور طبیعی دوران انتقالی را اداره کند. حال آنکه بقیه نیروهای سیاسی پراکنده و متشتت بوده و در این انتخابات نتوانستند بین خود ائتلافی جدی به وجود آورند.
در مصر نیز که تشابهاتی با تونس دارد و انقلاب این دو کشور تقریبا مسیر واحدی را طی کرد و موضع‌گیری نیروهای نظامی در این دو کشور نیز مشابه بود، قرار است به زودی انتخابات پارلمانی برای نخستین بار پس از سقوط مبارک برگزار شود. به احتمال زیاد در این انتخابات نیز اخوان‌المسلمین خواهند توانست همان میزان را که در تونس به دست آوردند در اینجا هم به دست آورند. این امر به آنها نیز قدرت خواهد داد تا بتوانند بزرگ‌ترین فراکسیون را در مجلسی به دست آورند که قرار است روند انتقالی قدرت را در مصر بر عهده گیرد. مجلس آینده مصر قرار است کمیته‌ای برای تهیه قانون اساسی تشکیل دهد و مقدمات انتخاب رییس‌جمهور آینده مصر را فراهم کند. اما در لیبی روند انقلاب متفاوت بود زیرا سرنگونی رژیم نیازمند خونریزی و زمان بیشتری بود که سرانجام با دخالت ناتو همراه شد. درباره این کشور نیز می‌توان از هم‌اکنون تصور کرد که اسلام سیاسی در آینده لیبی و نظام جدیدی که تشکیل می‌شود شریکی مهم خواهد بود. حتی کشورهای غربی که روزگاری به دلیل مسایلی از جمله تروریسم، از جریان‌های اسلام‌گرا می‌ترسیدند امروزه می‌بینیم که حاضر به تعامل سیاسی با آنها در کل و اخوان‌المسلمین به‌طور خاص شده‌اند. البته به این شرط که قواعد بازی دموکراتیک و آزادی بیان را رعایت کنند و نیز مواضع تروریستی نداشته باشند. در این رابطه چنانچه ملاحظه می‌کنیم جریان‌های اسلام‌گرا حتی به سایر جریان‌های سیاسی جامعه به‌خصوص جریان‌های سکولار یا برای مثال قبطی‌ها در مصر نیز به همین‌گونه علامت می‌دهند. یعنی به آنها اطمینان خاطر می‌دهند که اگر در حکومت قرار گرفتند، متفاوت از آن چیزی خواهند بود که درباره‌شان می‌گویند.
یک نمونه از اینها اظهارات راشد الغنوشی، رهبر جنبش النهضه در تونس بعد از اعلام نتایج انتخابات بود که گفت قصد ندارد حجاب را برای زنان اجباری کند یا افزود که به دموکراسی معتقد است و نمی‌خواهد انحصاری در حکومت وجود داشته باشد یا اینکه به همه معاهدات بین‌المللی احترام می‌گذارد. در مصر به نظر می‌رسد که این وضعیت به دلیل وجود ده‌ها میلیون مسیحی در درون جامعه مصری پیچیده‌تر باشد. همچنین در این کشور نوعی رقابت بین اخوان‌المسلمین و جریان‌های سلفی وجود دارد که قدرت مانور کمتری را در اختیار اخوانی‌ها در مقایسه با تونس می‌گذارد. همچنین در تونس به دلیل سکولار بودن بیشتر جامعه و نیز همسایگی و رابطه مستقیم با اروپا، فضای بیشتری در اختیار اخوانی‌ها قرارداشت.
پرسشی که اینجا مطرح می‌شود این است که اگر امور به همین منوال پیش برود نمی‌توانیم عصر آینده را در کشورهای عربی «عصر اخوان» بنامیم؟ در این صورت شکل سایر جوامع و سیاست و روابط این کشور با دیگران چگونه خواهد بود؟ آیا واقعیت‌های سیاسی و روابط بین‌المللی، آنها را برآن خواهد داشت تا خط‌مشی سیاسی نزدیک به ترکیه را اتخاذ کنند؟ آیا این جریان‌ها هنگامی که به قدرت رسیدند همچنان قواعد دموکراتیک را رعایت خواهند کرد؟ پاسخ این پرسش‌ها در حال حاضر روشن نیست و باید منتظر آینده بود. مرحله کنونی شبیه حرکت کردن در آب‌های متلاطم است که دورنمای روشنی ندارند.
با همه اینها باید گفت اگر این یک مرحله قطعی و ناگزیر بوده باشد که باید ملت‌ها آن را سپری کنند بحثی در آن نیست. زیرا همگان می‌دانند که تغییرات، روندی طولانی دارد و نمی‌توان آن را در یک یا دو سال خلاصه کرد بلکه سخن بر سر یک یا چند دهه و یک یا چندین نسل است.