* با توجه به توقیف فلهای مطبوعات نقش مجلس را در پایان دادن به این بحران و بسترسازی برای فعالیت دوباره مطبوعات به عنوان رکن چهارم دموکراسی چگونه ارزیابی میکنید؟
** با مجموعه تدابیر اعمال شده، خوشبختانه در حال حاضر چند روزنامه اصلاحطلب منتشر میشود که در افکار عمومی جایگاه ویژهای دارند. البته حضور آنان بیارتباط با تلاشهای مجلس نیست. با وجود این به نظر میرسد مجلس باید هرچه سریعتر لایحه یا طرح اصلاح قانون مطبوعات را در دستور کار خود قرار دهد تا با تصویب آن امنیت کافی برای مطبوعات و روزنامهنگاران و نیز مخاطبان آنان فراهم شود. از این به بعد عدم اقدام در این زمینه قابل توجیه نخواهد بود.
* نظریه خروج از حاکمیت که بیشتر توسط آقای عبدی تاکید میشود تا چه حد میتواند راهحل مناسبی به خصوص در شرایط فعلی باشد؟
** اخیراً در مصاحبه با ماهنامه آفتاب، بهمنماه 80، به طور نسبتاًً مبسوطی به این سئوال جواب دادم. به نظر میرسد اصلاحطلبان مادام که بتوانند در درون حکومت آرمانهای مردم را به پیش ببرند، نباید صحنه را ترک کنند اما اگر واقعاً همه راهها بسته شود، خروج از حاکمیت به عنوان آخرین راهحلی که در واقع به معنای به پایان رسیدن اصلاحات در درون ساختار قدرت نیز هست، قابل بحث است. در آن صورت مردم خود رأساً تصمیم خواهند گرفت چه روشی اتخاذ کنند.
* آیا مراجعه به افکار عمومی و برگزاری رفراندوم در شرایط کنونی میتواند مفید واقع شود؟
** حتماً میتواند مفید باشد، موضوعاتی مانند "نظارت استصوابی"، "حق رئیسجمهور در دادن تذکر یا اخطار قانون اساسی به هر یک از قوا"، "مصونیت نمایندگان مجلس در اظهارنظر"، "حدود اختیارات شورای نگهبان در زمینه نحوه مغایر شرع و قانون اعلام کردن مصوبات مجلس"، "نحوه تشکیل هیأت منصفه برای رسیدگی به جرایم مطبوعات و سیاسی"، "قانون اداره صدا و سیما"، "جرم سیاسی" و مواردی از این قبیل میتواند به همهپرسی گذاشته شود. رأی اکثریت مردم در این زمینهها لازمالاجراست و هر فرد، گروه یا نهادی که بخواهد با رأی ملت مقابله کند، از مسیر اصلی انقلاب منحرف شده و میثاق ملی یعنی قانون اساسی را نقض کرده است و فاقد مشروعیت سیاسی و مردمی خواهد شد.
* جنابعالی عملکرد مجلس اصلاحات را با توجه به این که با شعار توسعه سیاسی به میدان آمدند را در تحقق و عملی کردن این شعار چگونه میبینید؟
** در مجموع نقش مجلس را مثبت ارزیابی میکنم، اگرچه به نظر میرسد نمایندگان محترم بهتر از این هم میتوانستند عمل کنند.
* از نظر دیدگاه مردمسالاری سیاسی شما، آیا هیچ عقیده سیاسی مسالمتآمیزی وجود دارد که نتوانند در ایران تبلیغ کنند؟
** طبق قانون اساسی، تبلیغ نظریات سیاسی مخالف حکومت ممنوع نیست. طبق نظریه رهبر فقید انقلاب، حتی مارکسیستها میتوانند نظریات سیاسی خود را طرح کنند. بدیهی است هر فرد یا گروهی که از حدود قانونی تجاوز کند، قابل پیگرد قضایی است چه طرفدار نظام باشد و چه منتقد یا مخالف آن.
* فکر نمیکنید این دو سال باقیمانده آخرین فرصت اصلاحات خواهد بود؟ در این صورت آیا هیچ برنامهای برای استفاده از این فرصت اندک دارید؟
** بعید است اصلاحطلبان فقط دو سال فرصت داشته باشند، هر چند دو سال آینده بسیار مهم است. در واقع اگر اکثریت مردم همچنان بر تحقق مطالبات خود پافشاری کنند و اصلاحطلبان نیز پیمان خود را با مردم نقض نکنند، دلیلی بر عدم تداوم جنبش اصلاحطلبی وجود نخواهد داشت. ضمناً اصلاحطلبان برنامههای مفیدی برای دو سال آینده دارند که به تدریج اعلام خواهد شد. یکی از مهمترین مسائل در سال آینده، توسعه اختیارات شوراهای اسلامی شهر و روستا و تشکیل شوراهای استانی و نیز شورایعالی استانهاست که در آن صورت مدیریت کشور هرچه بیشتر مردمی و شورایی خواهد شد.
* آیا فکر نمیکنید که مردم از اصلاحات ناامید شده باشند؟
** اگر مردم از اصلاحات ناامید شوند، باید خواست آنان را محترم شمرد و به نظر آنان عمل کرد اما تاکنون اثبات نشده است که اکثر مردم از اصلاحطلبان ناامید شده باشند به ویژه آن که آلترناتیوی واجد نقاط مثبت اصلاحطلبان اما فاقد نقاط منفی و ضعف آنان در حال حاضر مطرح نیست.
* من بعنوان یک دانشجو شاهد فضای سرد و رخوتانگیزی در دانشگاهها بین دانشجویان هستم، اکثرا از اصلاحات ناامید شدهاند و حتی آن را یک فریب تلقی میکنند. شما اصلاحطلبان هم به نوعی در ایجاد این سرخوردگی مقصرید؟
** بهرغم انتقادات فراوان و بعضاً به حق دانشجویان به عملکرد اصلاحطلبان، نظرسنجیها نشان نمیدهد که اکثر آنان اصلاحات را فریب خود ارزیابی میکنند، اگرچه خواهان قاطعیت بیشتر اصلاحطلبان و تندتر شدن سرعت نهضت هستند. فریب زمانی مطرح میشود که معلوم شود دوم خردادیها یا دروغ گفتهاند یا توانایی پیشبرد جنبش را داشتهاند، اما عالماً، عامداً از آن استفاده نکردهاند. به نظر میرسد نمیتوان اصلاحطلبانی را که به ترور، زندان، دادگاههای متعدد، ضرب و شتم، هتک حیثیت و انفصال محکوم شدهاند، و این روند همچنان ادامه دارد، به فریبکاری متهم کرد. میتوان پذیرفت که در برخی مواقع ضعیف یا حتی غلط عمل کرده باشند اما فریب دادن معنای دیگری دارد.
* چندی است که به دلیل محدودیت اطلاعرسانی کامل و دقیق در ایران برخی جوانان به رسانههای ایرانی خارج روی آوردند. میخواستم نظر شما را درباره میزان اعتماد و اعتبار اخبار ایشان جویا بشوم؟
** بعد از تعطیلی فلهای مطبوعات، متأسفانه قشرهایی از مردم به رسانههای خارجی روی آوردهاند. آنها نیز متناسب با منافع ملی کشور متبوع خود اخبار و تحلیلهای صحیح و غیر صحیح را منتشر میکنند. در این زمینه مقصر اصلی کسانی هستند که در این توهم به سر میبرند که تعطیلی روزنامههای اصلاحطلب بدون پیامد است یا جای آنها را روزنامههای محافظهکار یا "سیمای" آقای لاریجانی پر خواهد کرد. در حقیقت آنان امروز باید پاسخگو باشند که چرا سلایق شخصی یا منافع گروهی خود را بر منافع ملی ترجیح دادند و آن را مخدوش کردند، نگرشی که طرفدار تعطیلی روزنامههای کشور در آغاز هزاره سوم میلادی است، در عصر اطلاعات و ارتباطات حرفی برای عرضه کردن ندارد و محکوم به شکست است.
* نظر شما راجع به انتخاب ساختار و نوع حکومت ایران ـ جمهوری اسلامی، جمهوری، سلطنتی و... ـ توسط نسل جدید چیست؟
** ملاک مشروعیت اطاعت از حکومت، تنها خواست ملت است. بنابراین اگر اکثریت شهروندان در دوران دولت ـ ملتها، نظام سیاسی ویژهای را ترجیح و به آن رأی دهند، هر رژیم سیاسی دیگری جز آن نامشروع و ناپایدار خواهد بود. طبق آخرین نظرسنجیها اکثر هممیهنان هنوز هم جمهوری اسلامی را بر سایر آلترناتیوها ترجیح میدهند اگرچه بسیاری از آنان به عملکردها انتقاد و حتی اعتراض دارند. طبیعی است عملکرد حاکمیت میتواند به گونهای باشد که روز به روز شهروندان بیشتری را به نظام جلب کند، یا این که با اعمال روشهای غلط، آنان را از نظام موجود رویگردان کند. در هر حال بزرگترین پیام امام این بود که "میزان رأی ملت است."
Tajzade@.jebhemosharekat.Com