بهروز گرانپایه
در زمستان سال گذشته، شاهد فعالیت دوباره نهاد سخنگویی دولت بودیم. با معرفی آقای رمضانزاده به عنوان دبیر و سخنگوی هیأت دولت، وی کوشید تا مسئولیتی را که در آغاز دوره اول ریاست جمهوری آقای خاتمی به آقای مهاجرانی محول شده و در نیمه راه به فراموشی سپرده شده بود، دوباره فعال نماید. رمضانزاده فعالیت خود را خوب شروع کرد. وی با آگاهی از دشواری و مخاطرات مسئولیت سخنگویی دولت و با نیم نگاهی که به تجارب گذشته داشت، کوشید تا با نظم بخشیدن به تشکیل جلسات منظم و مستمر هفتگی با خبرنگاران به بازسازی ذهنیت عمومی درباره این نهاد بپردازد.
آنچه سبب موفقیت نسبی و مقطعی آقای رمضانزاده بود، اولاً تشکیل منظم جلسات بود. این امر سبب میشود تا مردم به طور مرتب در جریان مواضع و دیدگاههای دولت در قبال مسائل و رویدادهای مختلف قرار بگیرند. ثانیاً پاسخهای سنجیده و کوتاه سخنگوی دولت، میل و رغبت به شنیدن و خواندن و پیگیری اظهارنظرها را افزایش میداد.
فعال شدن نقش سخنگویی دولت، به ویژه در شرایطی که آقای خاتمی ترجیح میدهد برای احترام به افکار عمومی که عموماً معتقدند. مسئولان فقط حرف میزنند، کمتر سخن بگوید، ضرورت بیشتری پیدا کرده و بنابراین جلسات هفتگی و پرسش و پاسخ آقای رمضانزاده با خبرنگاران رسانهها و مطبوعات که به تدریج ابعاد خارجی نیز پیدا میکرد، هم فعال کردن نهاد و مسئولیتی معطل مانده بود و هم پاسخگویی به نیاز شدید و گستردهای که در جامعه وجود داشت. استقبال خوب رسانهها از فعال شدن نهاد سخنگویی دولت نیز از جدی بودن این نیاز حکایت داشت. با این حال، به رغم آن شروع خوب و این نیاز شدید جامعه، در سال جدید، شاهد انفعال سخنگویی دولت بودهایم و جلسات هفتگی با خبرنگاران مطبوعات و سایر رسانهها به طور منظم استمرار نیافته است.
باید دید چه اتفاقی روی داده است که این نهاد مهم و ضروری که از ارکان حکومتها و دولتهای مردمسالار و پاسخگو محسوب میشوند و باید وظیفه اقناع افکار عمومی را به طور مستمر نسبت به سیاستها، دیدگاهها و مواضع دولت انجام دهند، دوباره در رکود و انفعال فرور رفته است؟ اگر خاتمی شیفته سخنگویی و سخنرانی بود که خود به طور مرتب درباره رویدادهایی که به موضوع افکار عمومی تبدیل میشود، اظهارنظر میکرد خلأ سخنگویی دولت، کمتر به چشم میآمد. اما چون چنین نیست و خاتمی به خودشیفتگی گفتاری مبتلا نیست، نیاز به فعال بودن نهاد سخنگویی دولت و پاسخگویی صریح و بهنگام به پرسشهای موجود در جامعه، بیشتر احساس میشود.
مسئولیت سخنگویی دولت، البته وظیفهای خطیر و دشوار است. به جز لزوم برخورداری از ویژگیهای شخصی مانند درایت و تجربه سیاسی، هوشمندی رسانهای، داشتن اطلاعات درباره مسائل و احاطه و تسلط بر موضوعات روز جامعه که امکان پاسخگویی فیالبداهه به پرسشهای محتمل و غیرمحتمل را ایجاد کند، در ایران و در شرایط کنونی، ملاحظات ناشی از ساختار نظام و وجود مراجع متعدد و نهادهای موازی در سیاستگذاری بر دشواری این مسئولیت میافزاید؛ قاعدتاً سخنگوی دولت، موظف است که در برابر پرسشهای خبرنگاران، در چارچوب مواضع و دیدگاههای دولت، سخن بگوید و موضعگیری کند.
اما اگر سخنگو نخواهد در حد یک ضبط صوت منفعل که فقط پاسخهای کلیشهای به پرسشهای محتمل میدهد تنزل یابد و اظهارنظر در قبال مسائل و رویدادها بپردازد، آنگاه احتمال بروز برخی اختلافنظرها با برخی مراجع و نهادهای مسئول، شدت مییابد. آقای رمضانزاده طی دوره کوتاه سخنگویی خود، دو بار ناگزیر از ارئه توضیحات و تصحیح برخی اظهارنظرهای خود که در جمع خبرنگاران ابراز کرده بود، شد. این امر، تا حدی طبیعی است و از اقتضائات این مسئولیت است، این مسأله، قاعدتاً نباید و نمیتواند دلیل محکمی برای پرهیز از سخنگویی و منفعل شدن نهاد سخنگویی دولت باشد. بنابراین دولت و یا خود آقای رمضانزاده باید به افکار عمومی توضیح دهند که دلیل واقعی انفعال چیست؟ اگر این دیدگاه که فعال شدن نهاد سخنگویی دولت، چالشبرانگیز است و میتواند منازعه سیاسی را در درون ساختار نظام تشدید کند و بنابراین مسکوت و منفعل گذاشتن آن، به مصلحت نزدیکتر است، عامل این وضع باشد، آیا هیچ توجیهی برای ادامه مسئولیت در مقیاس کلان مدیریت جمهوری و امور اجرایی کشور باقی میماند؟
اگر نظرات سخنگوی دولت که در چارچوب مواضع و دیدگاههای دولت ارائه میشود موجب انتقاد و اعتراض افراد و گروههایی شود، قاعدتاً دولت و رئیس دولت باید پاسخگویی منتقدین و معترضین برخیزند، چه در غیر این صورت، نهاد سخنگویی و به تبع آن، دولت اصلاحات است که تضعیف میشود. کارکردی کردن حاکمیت دوگانهای که در ایران وجود دارد، در واقع سوق دادن نهادها و عادت دادن افراد و مسئولان مختلف به سخن گفتن، موضع گرفتن و دخالت و اقدام در چارچوبهایی است که قانون اساسی تعریف کرده است.
امیدواریم با طرح مجدد موضوع، ضرورت فعال شدن نهاد سخنگویی در هیأت دولت و پذیرش الزامات ـ هر چند چالشبرانگیز ـ این مسئولیت از جانب رئیس و همه اعضای هیأت دولت، شاهد حضور منظم سخنگوی دولت در جلسات مستمر دیدار با خبرنگاران داخلی و خارجی باشیم.