تاریخ انتشار : ۰۵ آذر ۱۳۹۰ - ۱۲:۴۰  ، 
شناسه خبر : ۲۳۱۲۱۴

نوشتۀ: میشل روبرت
ترجمۀ: رضا صدر

برژینسکی جنگ افغانستان را در کتاب خود که سال 1997 به چاپ رسیده، پیش‌بینی کرده بود. این کتاب که تحت عنوان «صفحه شطرنج بزرگ، برتری مطلق آمریکا و نیازهای ژئواستراتژیک» منتشر شد، چاپ «باسیک بوکس» است. کتاب با این کلمات آغاز می‌شود: «از آغاز شکل‌گیری قاره‌ها، تقریباً پانصد سال قبل، تعامل و مناسبات سیاسی بین آنها شروع شده که اوراسیا همواره تاکنون مرکز سلطه در جهان بوده است (ص 13).
اوراسیا منطقه‌ای در شرق آلمان و لهستان می‌باشد که از روسیه و چین تا اقیانوس آرام را در برمی‌گیرد و خاورمیانه و بخش اعظم شبه قاره هند را شامل می‌شود و بنا به آنچه برژینسکی می‌گوید، کلید سیطره بر اوراسیا، سیطره و تسلط بر جمهوری‌های آسیای مرکزی است و کلید سیطره بر جمهوری‌های آسیای میانه، ازبکستان می‌باشد. بر این اساس، تعجبی ندارد که جورج بوش از آن یاد می‌کند و طی سخنرانی‌ خود در جلسه مشترک با کنگره، پس از حملات 11 سپتامبر بر آن تأکید می‌کند و آن را اولین نقطه انتشار نیروهای نظامی آمریکا معرفی می‌کند.
همان‌طور که گزارش‌های خبری ذکر کرده‌اند، تعداد زیادی از نیروهای آمریکایی و انگلیسی قبل از حوادث مذکور و ارتش و نیروهای سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا از سال‌ها قبل در ازبکستان فعال بوده‌اند. بنابراین دلیل آنچه که امروز جهان شاهد آن است، برنامه جنگ سرد و محاسبه‌شده‌ای است که حداقل چهار سال قبل شکل گرفته است. آنچه برژینسکی از قول بیرل‌ هاربور نقل کرده، حملات به مرکز تجارت جهانی، جرقه مطلوبی برای شعله‌ور شدن آتش جنگ و آغاز اجرای این طرح بود.
«سیطره بر آسیای مرکزی، کلید سیطره بر کل قاره آسیا می‌باشد.» این عبارت که منتسب به آلن دالاس می‌باشد، پس از مطالعه گزارش «کمیته وارین» در سال 1964 در خصوص ترور جان کندی که مشتمل بر تناقضات آشکاری بود، ایراد شده است. این تناقضات منجر به استنتاجات نهایی کمیته شد که عنوان نمودند، «لی هاروی اوزوالد» در 22 اکتبر 1963 اقدامی انفرادی انجام داده است.
دالاس که جاسوسی حرفه‌ای، وکیلی در وول استریت و مدیر سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا بود و پس از شکست مفتضحانه در خلیج خوک‌ها در سال 1961 از طرف جان کندی برکنار شد، عضو کمیته وارین بود که مسئولیت تحقیق و ارائه گزارش نهایی قتل کندی را به عهده داشت. وی در مورد گزارش کمیته گفت: «مردم آمریکا (این گزارش را) نمی‌خوانند.» ولی باید گفت که برخی از آمریکایی‌ها و همچنین اروپایی‌ها، آسیایی‌ها، آفریقایی‌ها و آمریکای لاتین می‌خوانند.
حوادث جهانی از زمان هجوم‌های 11 سپتامبر 2001 چیزی نبود که از قبل بتوان بدان پی‌برد، بلکه امری برژینسکی، عضو شورای روابط خارجی و مشاور سابق امنیت ملی دوره کارتر می‌گوید، تحول در حکومت‌های نژادی، به ادغام در نظام بین‌المللی جدید منجر می‌شود که به جز در سیطره منافع اقتصادی آمریکا، در اختیار دیگران نخواهد بود و بانک‌ها، شرکت‌ها و نخبگان حاکم بر آنها، با اجرای مانور و جنگ، این سلطه را حفظ خواهند کرد.
بعنوان ابزاری برای ترساندن خواننده ساده‌ای که از این طرح هولناک، بی‌اطلاع است، طرح شورای روابط خارجی و برژینسکی به عنوان آلترناتیو و جانشین مطرح می‌شود؛ بدین اساس که اگر ایالات متحده با استفاده از کلیه امکانات ضروری و تضمین‌کننده بر کره زمین مسلط نشود جهان در آشوب و هرج و مرج فرو خواهد رفت.
این بحث را دکتر یوهانس کوبیل، کارمند سابق وزارت دفاع آلمان و مشاور دبیر کل سابق پیمان آتلانتیک شمالی، مانفرید ویرز تقویت نموده و در 6 نوامبر می‌گوید «گروه‌های فشار نفوذ می‌کنند و گروه‌های بلدربیرج، مسیر را مهیا کرده‌اند و برای تحقق دیکتاتوری جهانی آشکار طی 5 سال آینده، تلاش می‌کنند. این گروه‌ها در حال حاضر علیه تروریسم نمی‌جنگند، بلکه علیه شهروندان عمل می‌کنند. سخنان برژینسکی با مقایسه جریان رسمی که می‌گوید: ایالات متحده علیه تروریسم جهت ریشه‌کن کردن آن می‌جنگد، آن را برملا می‌کند.
در مجموعه مستمری از مقالات (که توسط وایلدرنس منتشر شده) ثابت می‌شود که آمریکا تضمین‌کننده افکار عمومی در جنگ فعلی است و این جنگ، آنچنان که دیک‌چنی معاون رئیس‌جمهور آمریکا آن را توصیف می‌کند: «طی عمر ما پایان نمی‌یابد.» معنی این توصیف این است که جنگ تا نابودی کلیه گروه‌های مسلح ادامه می‌یابد. جنگی که قدرت سیاسی، اقتصادی یا نظامی برای مقابله با این دیکتاتوری‌ها را داشته و این گروه‌ها در هر نقطه‌ای از جهان باشند، با آنان درگیر می‌شود. یعنی تروریست‌هایی که آمریکا با آنان در افغانستان می‌جنگد، به زودی براساس برنامه‌ریزی در همه نقاط کره زمین با آنان خواهد جنگید.
برژینسکی کیست؟
قبل از روبه‌رو شدن با برژینسکی و یا شنیدن سخنان بیشتری از دکتر کوبیل، بهتر است نگاهی به پیشینه برژینسکی داشته باشیم.
بنا به آنچه در سابقه شخصی برژینسکی آمده، وی دارای درجه دکترا از دانشگاه هاروارد در سال 1953 می‌باشد و موفقیت‌های زیر را داشته است:
مشاور مرکز بررسی‌های استراتژیک و بین‌المللی، استاد در سیاست خارجی آمریکا در دانشگاه جونز هوپکنز، مشاور امنیت ملی دوره ریاست جمهوری کارتر (1981 ـ 1977)، مؤسس کمیته سه‌جانبه و ریاست آن، مشاور بین‌الملل بسیاری از مؤسسات بزرگ آمریکایی و بین‌المللی و دوست هنری کیسینجر در دوران حکومت ریگان و عضو کمیته ویژه در استراتژی‌های بلندمدت وزارت دفاع در شورای امنیت ملی دوره ریگان و عضو اطلاعات ریاست جمهوری و عضو سابق در شورای مشاوران و شورای مدیران و شورای روابط خارجی در سال 1989 و رئیس شورای مشاوران امور نیروی کار در شورای امنیت ملی حکومت بوش.
برژینسکی ضمناً از شرکت‌کنندگان و حضار بسیاری از کنفرانس‌های گروه بلدربیرج (سازمانی است که اعضای آن را بزرگ‌ترین ثروتمندان و فرزندان خانواده‌های بانفوذ و صاحبان شرکت‌های بین‌المللی تشکیل می‌دهند) بوده است.
صفحه شطرنج بزرگ
برژینسکی با توصیف چین و روسیه به عنوان دو دولتی که منافع ایالات متحده را در آسیای مرکزی به خطر می‌اندازند، استراتژی خود را زمینه‌سازی می‌کند. برژینسکی روسیه را خطرناک‌ترین عنصر دانسته و هر دو دولت (چین و روسیه) را رقیبی در آسیای مرکزی برای آمریکا می‌داند. در سطحی پایین‌تر، اوکراین و آذربایجان و قزاقستان را به عنوان کشورهای کوچک مهم، که ایالات متحده می‌بایستی آنان را در مقابل روسیه و چین به منظور جلوگیری از تسلط بر منابع نفت و گاز و سرمایه‌های کانی در جمهوری‌های آسیای مرکزی (ترکمنستان، ازبکستان، تاجیکستان و قرقیزستان) قرار دهد توصیف می‌نماید.
همچنین شدیداً ملاحظه می‌شود که ارتقای نقش (مطرح شدن) هر کشوری در آسیای مرکزی، به شکل مستقیم، سلطه فعلی آمریکا بر منابع نفتی و گاز در خلیج‌فارس را تهدید خواهد کرد.
با مطالعه کتاب روشن می‌شود که چرا ایالات متحده عامل مستقیم نابودی قریب به 200 میلیارد دلار از دارایی‌های روسیه و منابع درآمدی آن طی دهه نود بوده، و ارزش پول روسیه را در (1998) متزلزل نموده و روسیه ضعیف را ناچاراً به سوی اروپای غربی رانده تا موجودیت خود را در ابعاد اقتصادی و سیاسی حفظ نماید. به جای این که روسیه به سوی آسیای مرکزی در جنوب سمت‌گیری کند. بدین ترتیب روسیه وابسته خواهد شد و امکان توسعه نظامی، اقتصادی و سیاسی جهت اعمال نفوذ خود در منطقه را از دست خواهد داد و تضعیف روسیه سبب اصلی در قرار دادن ولادیمیر پوتین رئیس‌جمهور روسیه، به عنوان هم‌پیمان تأیید‌کننده تلاش‌های ایالات متحده و فعالیت‌های آن، تا به حال تفسیر شود.
آزمایش و تمرین الگوهای گزینش شده از «صفحه شطرنج بزرگ»، در روند رویدادهای باندهای سیاه موجود، که در پس عملیات نظامی که برنامه‌ریزی برای آن از مدت‌های طولانی قبل از 11 سپتامبر به اجرا گذاشته شده، پرده برمی‌دارد.
دهه پایانی قرن بیستم شاهد تحول عمیقی در مناسبات بین‌الملل بود و برای اولین بار مشخص شده است که حاکمیت نه تنها از آن اروپا ـ آسیا به عنوان میانجی در روابط بین کشورهای یورو آسیایی نیست، بلکه تنها به اعتبار حکومت‌های حاکم بر امور جهانی مطرح می‌باشند. فروپاشی اتحاد شوروی و شکست آن، گامی نهایی برای برتری ستارۀ دولتی واقع در بخش غربی کره زمین، یعنی ایالات متحده بود تا به عنوان تنها قدرت جهانی قرار گیرد و حتی به عنوان برترین حکومت جدی در جهان مطرح شود. در حقیقت مسأله (ص 12) آنچه همزمان نیاز به اثبات دارد، این که هیچ دولت رقیبی از دولت‌های اروپایی و آسیایی وجود نداشته باشد تا بر آسیا و اروپا مسلط بوده و پس از آن قادر به رقابت با ایالات متحده باشد. بنابراین تدوین استراتژی ژئوپلتیکی یورو آسیایی همه‌جانبه و متلاطم، هدف این کتاب می‌باشد (ص 15).
موضع مردم آمریکا در قابل به کارگیری نیروهای آمریکایی در خارج، مسأله‌ای قابل ملاحظه باقی مانده است، زیرا موافقت‌ مردم در مشارکت آمریکا در جنگ دوم جهانی، در وهله اول به دلیل شوک حاصله از حمله ژاپن به بیرل هاربور بود. (ص 24 و 25)
برای آمریکا، اوراسیا، دستاورد ژئوپلتیکی اساسی محسوب می‌شود و در حال حاضر نیروی مسلط و برتر در یورو آسیا، یورو آسیایی نیست و اولویت و پیشینه تکوینی این امر، به شکل مستقیم، بر طول مدتی که ایالات متحده قادر خواهد بود، امکان برتری خود بر اوراسیا را حفظ کند، متکی است. (ص 20)
عقب‌نشینی ایالات متحده از جهان می‌تواند به سبب شکل‌گیری ناگهانی یک رقیب پیروزمند باشد، که موجب بی‌ثباتی عمیق در جهان و هرج و مرج جهانی خواهد شد. (ص 20)
در این راستا، کیفیت مدیریت ایالات متحده در اوراسیا، دارای اهمیت تعیین‌کننده می‌باشد. اوراسیا که بزرگ‌ترین قاره در جهان است، از بعد ژئوپلتیکی محوریت دارد و نیروهای مسلط بر اوراسیا بر دو منطقه از سه منطقه توسعه‌یافته و پیشرفته در جهان، با بیشترین میزان تولید اقتصادی، حکومت خواهد کرد.
نگاهی گذرا به نقشه‌ها نشان می‌دهد که سلطه بر اوراسیا، آفریقا را نیز تقریباً به شکل ابزاری به تبعیت خواهد کشاند. به طوری که نیمه غربی کره زمین و ناحیه اقیانوس آرام و استرالیا و نیوزیلند را تابع ژئوپلتیکی قاره مرکزی جهان قرار می‌دهد. قریب 75 درصد از جمعیت جهان در اوراسیا زندگی می‌کنند، همان‌طور که بیشترین ثروت‌های طبیعی جهان نیز در این منطقه، چه مواردی که در طرح‌های جاری مطرح هستند و چه مواردی که زیر خاک هستند.
اوراسیا دارای 60 درصد میانگین درآمد (تولید) ملی در جهان و سه چهارم صادرات انرژی شناخته شده در جهان است (ص 21)
بنابراین دو گام اساسی و ضروری در این زمینه وجود دارد:
1. شناخت و تعیین کشورهای اوراسیایی فعال و دینامیک از بعد ژئواستراتژیک، که دارای توان در ایجاد تحول مهم در توزیع حاکمیت جهانی می‌باشند. این مسأله عمق اهداف خارجی مرکزیت نخبگان سیاسی در این کشورها و پیامدهای احتمالی تلاش‌های این نخبگان برای تحقق بخشیدن بدان را روشن می‌کند.
2. تدوین سیاست‌های آمریکایی تعیین‌کننده توازن و پایه‌گذار یا حاکم بر آنچه در بالا ذکر شد... (ص 40)
به تعبیر متکی بر دوران امپراتوری‌های وحشی قدیم، اولویت‌های بزرگ سه‌گانه در استراتژی ژئوپلتیکی امپراتوری، جلوگیری از همگرایی و توطئه و کنترل بر تکیه هر یک از کشورها به یکدیگر از بعد امنیتی، به منظور قرار دادن این کشورها در چتر حمایتی و جلوگیری از وحشیگری (عصیان) با همگرایی در بین خود (ص 40) بوده است.
از این پس، ایالات متحده باید کیفیت برخورد با پیمان‌های منطقه‌ای که با هدف بیرون راندن آمریکا از اوراسیا تلاش می‌کند را تعیین کند و پس از آن باید جایگاه خود را به عنوان یک قدرت جهانی روشن نماید. (ص 55)
ازبکستان از امتیاز تجانس جمعیتی و نژادی نسبت به کشورهای مجاور برخوردار بوده و تقریباً 25 میلیون نفر جمعیت دارد و رهبران آن به دنبال عزت تاریخی کشور خود و اصرار بر جایگاه جدید منطقه‌ای در دوران پس از استعمار هستند. (ص 95)
بنابراین قزاقستان که از بعد نژادی در خطر است، در حرکتی مانند دیگر کشورهای آسیایی و همان‌طور که ترکیه قبلاًً عمل کرده (طی رأی‌گیری عمومی) و حروف لاتین را جایگزین حروف سیریلیک (اسلاو قدیم) نموده باید عمل کند و در حقیقت مجموعه‌ای تدریجاً با رهبری اوکراین، شامل ازبکستان، ترکمنستان، آذربایجان و احتمالاً قزاقستان و گرجستان و مولداوی به عنوان یک تکامل سیاسی شکل می‌گیرد که در اوایل دهه نود ظاهر شده و در مسیر تلاش‌های روسیه جهت به کارگیری کومنولث کشورهای مستقل (از اتحاد شوروی سابق)، کارشکنی می‌کند. (ص 114)
در نتیجه، حمایت از کشورهای جدید اتحاد شوروی سابق به منظور کثرت ژئوپلتیکی در پایان امپراتوری شوروی سابق، باید بخشی نظامی از سیاست تشویق روسیه در ادامه انتخاب بی‌تردید اروپایی باشد.
از بعد ژئوپلتیکی، سه کشور آذربایجان و ازبکستان و اوکراین، از اهمیت ویژه‌ای برخوردارند (ص 121) و ازبکستان با بیشترین حیات نژادی و جمعیتی در بین کشورهای آسیای مرکزی، بیانگر مانعی اساسی در مقابل هر تلاش روسیه جهت سلطه بر منطقه می‌باشد. استقلال ازبکستان اهمیت تعیین‌کننده‌ای برای باقی ماندن کشورهای دیگر آسیای مرکزی دارد، زیرا فشارهای روسیه، برای آن کمترین خطر را در بردارد. (ص 121)
برژینسکی در نوشته خود به منطقه‌ای به نام «بالکان اوراسیا» اشاره می‌کند و نقشه تعیین شده برای آن در سال 1997 با دایره‌ای دقیق که تمامی منطقه و درگیری‌های فعلی را مشخص می‌کند، می‌باشد. وی از آن به عنوان منطقه اصلی درگیری که به زودی برای تسلط بر جهان آغاز می‌شود، یاد می‌کند. مضافاً این که اینها (یعنی کشورهای آسیای مرکزی) از دیدگاه امنیتی و تمایلات تاریخی برای سه کشور قوی و همجوار خود یعنی روسیه، ترکیه و ایران اهمیت دارند و اضافه بر آن، چین نیز اهتمام سیاسی فزاینده‌ای را به این منطقه نشان می‌دهد. ولی کشورهای «بالکان اوراسیا» وقتی در منطقه‌ای شامل بخش اعظم ذخیره گاز طبیعی، نفت و معادن مهمی مانند طلا قرار می‌گیرند، همچون غنیمت احتمالی اقتصادی، از اهمیت بی‌اندازه‌ای برخوردارند (ص 124)
پیش‌بینی می‌شود که مصرف جهانی انرژی طی دو یا سه دهه آینده افزایش وسیعی داشته و برآوردهای وزارت انرژی آمریکا، افزایش 50 درصدی بین سال‌های 1992 تا 2015 را در جهان نشان می‌دهد، که از این پس موجب بیشترین میزان مصرف در منطقه شرق دور و افزایش رشد اقتصادی در آسیا به منظور کشف و بهره‌برداری از منابع جدید انرژی می‌شود.
آسیای مرکزی و حوزه دریای خزر شامل میزانی از ذخایر گاز طبیعی و نفت هستند که ذخایر کویت، خلیج مکزیک و دریای شمال در مقابل آن بسیار اندک می‌باشد. (125) قزاقستان سپر و ازبکستان روح فعالیت‌های نهضت نژادی گوناگون در منطقه را تشکیل می‌دهند (ص 120)
در حقیقت، ازبکستان کاندید اصلی منطقه برای رهبری آسیای مرکزی می‌باشد (120) هنگامی که لوله‌های نفت در منطقه گسترش یابند، ذخایر گاز طبیعی ترکمنستان در واقع، آینده‌ای شکوفا برای مردم کشور را نوید می‌دهند.
در واقع، ممکن است گسترش فزاینده اسلامی حمایت شده از خارج که به جز ایران، عربستان سعودی نیز به عنوان موتور محرک جدید اقوام بود، مصمم است تا با تجدید ادغام کشورها، زیر چتر سلطه روسیه و کفر آن، مخالفت کنند (ص 122)
کسب عمق ژئواستراتژیک از طریق نفوذ سیاسی در افغانستان، بدون دستیابی ایران به چنین نفوذی در افغانستان و تاجیکستان و بهره‌مندی از کشیده شدن خطوط انتقالی نفت از آسیای مرکزی به دریای عمان، تنها منافع پاکستان خواهد بود (ص 129)
علاوه بر آن، رهبران روس که احساس ناامیدی دارند، می‌دانند که انفجار جمعیتی در جمهوری‌های جدید، یعنی شکست در حفظ رشد اقتصادی در آنان، که در نهایت، اوضاع انفجارآمیزی را در طول مرزهای جنوبی روسیه ایجاد می‌کند (ص 141)
(از این رو است که پوتین با حضور نظامی آمریکا، به دنبال گسترش ثبات در منطقه است). ترکمنستان از مدت‌ها قبل در حال بررسی فعال موضوع کشیدن خطوط انتقال انرژی از طریق افغانستان و پاکستان به دریای عمان است... (ص 145)
به دنبال آن منافع اساسی ایالات متحده در گرو کمک به تضمین عدم سلطه حکومت در این منطقه ژئوپلتیکی است تا جامعه جهانی را از در اختیار داشتن یک منبع مالی و اقتصادی بدون کارشکنی در مسیر آن، مطمئن سازد (ص 148) حضور اقتصادی رشدیابنده چین در منطقه و منافع سیاسی آن در استقلال منطقه، با منافع آمریکا منطبق است (ص 149)
آمریکا در حال حاضر تنها قدرت برتر جهانی است و اوراسیا نقطه کشمکش و رقابت اصلی است و از این رو، نتیجه تقسیم قدرت در قاره اوراسیا، اهمیت تعیین‌کننده در برتری جهانی آمریکا و میراث تاریخی آن خواهد داشت (ص 194)
«بالکان اوراسیایی» در انتظار تحول مملو از درگیری‌های نژادی و رقابت کشورهای بزرگ می‌باشد (ص 195)
بدون دخالت دائمی و مستقیم آمریکا، در کمترین زمان نیروهای هرج و مرج طلب جهانی امکان تسلط بر صحنه جهانی خواهند داشت و چنین احتمالی در بحران‌های ژئوپلتیکی نه تنها در اوراسیای فعلی، بلکه در مقام تمام جهان وجود دارد (ص 194)
با وجود علائم هشداردهنده در آینده و از طریق اوراسیا، سیاست‌های آمریکایی موفق که بر یکپارچگی واحد اوراسیا متمرکز بوده و در مسیر طرح ژئواستراتژیک آن قرار دارد، ضروری است. (ص 197)
این نشان می‌دهد که برای جلوگیری از ظهور پیمان‌های مخالف که ممکن است در نهایت برای مقابله با آمریکا، تلاش کنند، مانورهای قدرتمند تا چه حد ضروری است... (ص 198)
مأموریت فوری با بیشترین ضرورت، در جلوگیری از شکل‌گیری قدرت در یک کشور و یا مجموعه‌ای از کشورها جهت بیرون راندن آمریکا از اوراسیا می‌باشد، بلکه باید بر کاهش و تنزل نقش‌های تعیین‌کننده کشورها در حضور میانجی‌گرانه و تقویت آنان متمرکز باشد (ص 198)
در بلندمدت، ممکن است سیاست‌های جهانی برای تمرکز سلطه و هیمنه در دست یک کشور واحد، به شکل فزاینده‌ای نامناسب باشد و لذا پیش‌بینی می‌شود که نه تنها آمریکا قدرت برتر جهانی نباشد، بلکه دقیقاً ضعیف‌ترین آنان باشد (ص 209)
اضافه بر آن، در حالی که آمریکا تدریجاً و به شکل فزاینده به جامعه‌ای با فرهنگ‌های گوناگون تبدیل می‌شود، کسب اجماع در موضوعات سیاست خارجی، امری بسیار دشوار برایش خواهد بود، مگر این که مردم آمریکا در شرایطی خاص و گسترده در معرض یک تهدید خارجی حقیقی و مستقیم قرار گیرند (ص 211)
آنچه در زیر می‌آید، نظر کوبیل، مؤلف کتاب «مهمترین اسرار جهان» در درگیری‌های فعلی است که می‌گوید: «این جنگ چیزی بیش از یک جنگ علیه تروریسم می‌باشد، بلکه جنگ علیه شهروندان همه کشورهاست و نخبگان فعلی چنان وحشتی را به وجود می‌آورند که مردم ندانند، چگونه پاسخ گفته و عکس‌العمل نشان دهند، ولی باید بدانند که آنچه در جریان است برای استقرار یک دیکتاتوری جهانی طی پنج سال آینده است که ممکن است فرصت دیگری در پیش نباشد.»