تاریخ انتشار : ۱۲ اسفند ۱۳۸۶ - ۱۲:۵۸  ، 
شناسه خبر : ۲۳۱۴۸

معصومه ابتکار*

از همین منظر آمیختگی اخلاق با سیاست آن‌قدر جدی و پیوستگی‌ها آن‌قدر زیاد است که تفکیک دو مقوله اخلاق و سیاست در بعد نظری بسیار دشوار می‌نماید؛ چنانچه تفکیک توفیق و صداقت. اگر چه برخی عملگرایی را بر آرمانگرایی ترجیح داده و به این نتیجه رسیده‌اند که اخلاق سیاسی و سیاست اخلاقی وجود ندارد یا در عمل ناشدنی و شعاری بیش نیست.

انقلاب اسلامی و تاسیس جمهوری اسلامی اما شرایط دیگری را رقم ‌زده و ادعای جدید و امتحانی بزرگ برای عرصه سیاستمداری دینی را پیش پای مدعیان گذاشت. امام خمینی(ره) می‌گفتند عده‌ای معتقد بودند سیاست پدر و مادر ندارد، ولی ما می‌خواهیم نشان دهیم که با اخلاق می‌شود حکومت‌داری کرد و سیاستمدار می‌تواند اخلاق‌مدار هم باشد. با این حال حدود 3 دهه بعد از تشکیل جمهوری اسلامی، اخلاق سیاسی از مهم‌ترین چالش‌ها و امتحان‌های فراروی نظام محسوب می‌شود. در حقیقت این مولفه اصلی که حکومت دینی را از حکومت سکولار متمایز می‌نماید در قالب پایبندی به وعده‌ها، پاسخگویی، رعایت عدالت در برخورد با خویشاوندان سیاسی و منتقدان، شفافیت و برخورد صادقانه همواره محک قابل اتکایی برای ارزیابی اخلاق‌مداری دولت‌ها بوده است. اما به ‌نظر می‌رسد این ملاک‌ها در سال جدید به واسطه تجربیات نخبگان و توده‌‌ها از روند 3دهه گذشته، بیش از پیش مطرح و مورد پیگیری واقع شود. در این میان اصلاح‌طلبان که انتخابات سومین دوره شوراهای اسلامی شهر و روستا نشان می‌دهد مردم به نقش آنها در ایجاد تحول امید بسته‌اند، مسوولیتی کلیدی برعهده دارند. مسوولیتی که با نقد منصفانه و تاثیرگذاری مثبت تا حدی به اصلاح جریان امور و نیز در مقابله با آفت ناامیدی معنی می‌یابد.

تحولات و تغییرات شدید سیاست‌ها با گردش دولت‌ها، آفت توسعه پایدار و پیشرفت کشور محسوب می‌شود. تذکر مستمر بر ضرورت پایبندی مجموعه دستگاه‌های اجرایی به چشم‌انداز 20 ساله و قانون برنامه چهارم توسعه از بابت کاهش میزان انحراف و تخطی از مسیر اصلی و اهداف تعیین شده، تنها راه حل مقابله با این آفت به ‌نظر می‌رسد، اگر چه تا کنون گوش شنوایی در این باره نبوده است. نهادینه شدن تفکر توسعه پایدار و فرهنگ مردم‌سالاری می‌تواند یکی از عرصه‌های مهم و ناتمام اصلاحات به شمار آید و اکنون بهترین زمان برای استانداردسازی، کار ترویجی و فرهنگی و در یک کلام کار زیربنایی است. برخی نمونه‌های امیدبخش از فعالیت‌هایی که اصلاح طلبان قبلا اکراه داشتند وارد آن شوند اکنون در عرصه‌های فرهنگی، اقتصادی و سیاسی مشهود است و ارزش بی‌مانند بازگشت به خویش و پرداخت به مبانی نظری را بار دیگر مورد تاکید قرار می‌دهد. اصلاح طلبان اکنون در نهضت فرهنگی خود می‌بایست با گفتمانی ساده با مردمی که دل به آبادانی و پیشرفت کشور دارند صحبت کنند؛ گفتمانی شفاف و قابل فهم به طوری که قابل جعل نباشد و به تغییر در نگرش و رفتارها منتهی شود. نقد واقع‌بینانه و منصفانه به دور از نگاه‌های متعصبانه و یک‌سویه و نیز به‌دور از جبهه‌بندی و رفیق‌بازی، رمز موفقیت در طرح این مواضع است. نقدی که در آن نقاط قوت و ضعف هر دو دیده شوند؛ تا این مباد که زشتی‌ها سبب خارج شدن از دایره اعتدال و اخلاق شود. این رویکرد در درون خود وحدت ملی مبتنی بر محترم شمردن تفاوت‌ها و تنوع‌ها را نیز تضمین می‌کند. اینگونه است که گفتمان غالب می‌تواند به سوی گفتمان اصلاح طلبی حرکت کند و به طور طبیعی دیگران و حتی رقیب، مطالب و مواضع مورد نظر را دنبال کند.

مصاحبه‌های ویژه‌نامه نوروزی روزنامه ایران با مسوولان دولتی تراز اول حاکی از این است که سکانداران کنونی کشتی کشور هنوز اسیر گذشته هستند و بزرگ‌ترین هنر و دستاورد خود را پس از گذشت 19 ماه کاری دولت نهم در نفی دستاوردهای گذشته و زیر سوال بردن عملکرد دولت قبل می‌دانند. چنانچه هنوز نردبان تهمت و تخریب را قوی‌ترین ابزار ترقی خود تلقی می‌کنند. این از شگفتی‌های دوران معاصر است. در این حال گفتمان درونی اصلاحات با دو مولفه اصلی«نقد و ارزیابی درونی» و «ائتلاف و وحدت فراگیر نیروهای اصلاح‌طلب» بر محور اشتراکات و شخصیت‌های مقبول و نافذ این جریان می‌بایست صورت گیرد. این اقدام بر اساس ضرورت شرایط سیاسی و اجتماعی کشور و همگرایی و پرهیز از اختلاف که منجر به آسیب‌پذیری ائتلاف شود، از محورهای کلیدی حرکت اصلاحی در سال جاری است که البته به مفهوم نفی تفاوت دیدگاه‌ها و نگرش‌های متنوع درونی نخواهد بود. تنها این ظرافت‌ها را باید شناخت و سنجیده عمل کرد. این مساله با توجه به  فرصت محدود باقی مانده تا انتخابات مجلس شورای اسلامی از اهمیت فراوانی برخوردار است. از سوی دیگر گفتمان جهانی اصلاح طلبان در شرایط خطیر کنونی و با توجه به موقعیت بسیار حساس منطقه‌ای و بین‌المللی و نیز تهدیداتی که متوجه کشورمان است از گفتمان درونی پراهمیت‌تر تلقی می‌شود. بر این اساس تحلیل‌ها و نقدهای شفاف اصلاح طلبان می‌تواند منعکس کننده تنوع دیدگاه‌های درون کشور و واقعیت جامعه چند صدایی ایران باشد که در عین نقد منصفانه سیاست‌های دولت  از اصل نظام مردم سالاری دینی و گفتمان اصلاحی و اسلام مترقی و پیشرو دفاع می‌کنند. چنین موضعگیری می‌تواند در مقابل نوع تلقی خشن و طالبانی از اسلام بسیار مورد توجه واقع شود و خود به عنوان شفاف‌سازی واقعیات از ضروریات انسجام اسلامی مورد نظر رهبری گرانقدر بود. این روزها در مجامع مختلف خارجی به دلیل فضای خاص تبلیغاتی - رسانه‌ای که علیه ایران ایجاد شده، بسیاری از دانشگاهیان و فعالان جامعه مدنی و اقتصادی کشورها کنجکاوند تا بدانند در ایران واقعا چه می‌گذرد و جریان سیاسی کشور متاثر از چه افکار و دیدگاه‌هایی است. این شرایط، مسوولیت اصلاح طلبان را در ابعاد جهانی چند برابر می‌کند و از ایشان توقع می‌رود تا از این طریق نگاهی متعادل نسبت به ایرانیان و ایران را در رسانه‌ها و فضای بین‌المللی شکل دهند.

در نهایت توفیق اصلاحات و رمز موفقیت در امید واقع‌بینانه به آینده است؛ امید  واقع‌بینانه از آن جهت که امید واهی و بی‌اساس از یاس بدتر است. بلکه می‌بایست با شناخت واقعی شرایط و فرصت‌های فراروی جامعه و کشور، همچنین درک فواید و فراز و فرود جنبش‌های اجتماعی و سیاسی برای جوامع در حال توسعه و گذار به حرکتی سنجیده دست یازیم. در این حرکت مهم این است که تشخیص دهیم آنچه که به ظاهر«بر» ماست آیا به واقع«با» ما نیست؟‌ و آیا روزگاری که به ظاهر بر وفق مراد می‌نماید، در واقع مهلکه و محل امتحان من و تو نیست؟ بسیاری از اوقات تشخیص ما در این مهم لنگ می‌زند و ای کاش می‌دانستیم که اکنون بهترین فرصت برای رسیدگی به ساختارهای درونی، اعماق فراموش شده و بازگشت به کرانه‌های آموزه‌های نظری و فکری است. اینگونه است که الگوهای بزرگ اصلاح طلبی - که در راس آنها حضرت اباعبدا...الحسین(ع) و در امتداد آن شخصیت‌های بزرگ مصلح جهانی قرار دارند و برای زدودن پیرایه‌های جهل و خرافه و تجلی آینه تابناک دین تلاش کرده‌اند- رمز موفقیت اصلاح طلبی خواهند بود تا گفته نشود که اصلاح طلبان از سنخ رضاخان‌ها و تقی‌زاده‌ها و خودباختگان و غرب‌زدگان بوده‌اند!! اگر اوضاع کشور به روال طبیعی پیش رود امسال، سال مهمی از جهت تحولات مثبت سیاسی در کشور خواهد بود. آغاز به کار سومین دوره شوراها با اکثریت مستقل و اصلاح‌طلب در خیلی از نقاط کشور، همچنین برگزاری هشتمین دوره انتخابات مجلس شورای اسلامی می‌تواند فضای نشاط و امیدواری به تغییرات مثبت را در کشور رقم زند. در این میان جریان اصلاح طلبی نقش رودی است که در زمینی مستعد، سرسبزی را به دشت تشنه باز می‌گرداند و حیات سیاسی ایران عزیز اسلامی را بیمه می‌کند، ان‌شاءا....