تاریخ انتشار : ۱۲ اسفند ۱۳۸۶ - ۱۳:۱۱  ، 
شناسه خبر : ۲۳۱۴۹
در گفت‌وگو با مقدم عضو مجمع روحانیون مبارز مطرح شد
اشاره: اصلاح طلبان اشتباهاتی داشتند که آنها را به حاشیه قدرت راند و اکنون ترس از تکرار آن اشتباهات آنها را به همفکری با یکدیگر واداشته است. در این راستا وقتی می‌خواهی که با یکی از همین اصلاح‌طلبان صحبت کنی کمتر کسی را پیدا می‌کنی که این موضوع را مد نظر قرار ندهد. در این باره با محمد مقدم یکی از اعضای مجمع روحانیون مبارز گفت‌وگو کرده‌ایم.

زهره آشتیانی

*پس از انتخابات ریاست جمهوری نهم شاهد یک دوره سکوت اصلاح‌طلبان در عرصه سیاسی بودیم ولی با گذشت یک سال آنها به تفکر جهت بازگشت به عرصه قدرت پرداختند و نحوه حضور آنها در انتخابات شوراها و خبرگان نشان دهنده تغییراتی در رویکردها و استراتژی‌های آنها بود. شما به عنوان یکی از اعضای این مجموعه فکر می‌کنید تا چه اندازه تغییر رویکرد آنها موثر بوده است؟

** به اعتقاد من اصلاح طلبان به ضرورتی رسید‌ند که باید گذشته خود را نقد کنند و آسیب‌ها را بیرون کشند. زیرا حرکت زمانی موفق خواهد بود که نگاه‌های نقادانه‌ای به گذشته برای حرکت آینده داشته باشیم. بسیاری از دوستان در اردوگاه اصلاح‌طلبان بر این باورند که آسیب‌هایی در جریان اصلاحات وجود داشت که منجر به ناکارآمدی و عدم موفقیت جریانی شد که زمانی مورد استقبال مردم قرار گرفته بود.

*البته این روزها همه از آسیب‌شناسی اصلاحات صحبت می‌کنند، از نظر شما اصلاحات با چه آسیب‌هایی مواجه شد؟

** اگر بخواهیم به توضیح درباره این آسیب‌ها بپردازیم باید دو حوزه را مورد بررسی قرار دهیم. نخست باید به شرح حوزه‌ای بپردازیم که کاستی‌ها را در بر می‌گرفت. نواقصی که امروزه بسیاری از بزرگان اصلاحات بر آن اذعان دارند. یکی از کاستی‌های جریان اصلاحات این بود که تلاش نکردیم تا منشوری برای اصلاحات تدوین کنیم.

* که این منشور دربرگیرنده چه مسائلی باشد؟

** باید در این منشور نگاه شفافی از برنامه‌های اصلاحات ارائه می‌دادیم. زیرا اصلاحات شامل گستره‌ای از نیروهای حزب‌الهی تا سکولار و حتی کسانی که دیدگاه ساختارشکنانه داشتند را در برمی‌گرفت. به معنی دیگر مجموعه‌ای‌ از ناراضیان در کنار هم قرار گرفته بودند زیرا خط قرمزها و اهداف و برنامه‌های اصلاحات تعریف نشده بود و در این عرصه اگر فردی که به بخشی از جریان اصلاحات وابستگی داشت حرفی را می‌زد به پای همه افراد حاضر در جریان نوشته می‌شد. بنابراین حداقل در برنامه‌های انتخاباتی آینده باید موضع اصلاحات و خط قرمزها را مشخص کنیم. از سوی دیگر بارها گفتیم که بسیار از افراط و تفریط‌ها و به عبارت دیگر تندروی‌هایی که از ابتدای انقلاب بوده است ضربات بسیاری را به ما زده است. به هر حال تندروی نقطه مقابل خردورزی و تعادل است که دنیای سیاست به خصوص در این مقاطع در حوزه درونی و عرصه بین‌المللی نیاز به میانه‌ روی دارد.

*این تندروی‌ها هم عللی داشت که بزرگان اصلاحات می‌توانستند با ریشه‌یابی آنها از ادامه حرکت‌های تند جلوگیری کنند؟

** علت عمده‌ای که باعث شد تا تندروی‌هایی از درون جریان اصلاحات سر بر آورند این بود که تعریف شفاف و روشنی از برنامه و اهداف اصلاحات ارائه نکردیم و هر حرفی تحت عنوان اصلاحات زده می‌شد. کسانی که قانون را قبول نداشتند،‌ وقتی درباره تغییر قانون اساسی صحبت می‌کردند نگاه‌ها متوجه جریان اصلاحات می‌شد. البته یک سری تنگ‌ نظری‌هایی وجود داشت که به جای بها دادن به مصالح و منافع ملی به اهداف و برنامه‌های گروهی و جزئی اصالت داده می‌شد.

*شما از شکل‌گیری منشور اصلاحات سخن گفتید پس از انتخابات ریاست جمهوری نهم برخی از گروه‌های اصلاح طلب به دنبال این قضیه بودند ولی گروه‌هایی چون مجمع روحانیون که از جایگاه خاصی برخوردارند هیچ گونه تلاشی در این راه نکردند پس شما دیگر نمی‌توانید انتقاداتی را به این عرصه وارد کنید؟

** بله این نقد به ما وارد است. سررشته داران فکری این جریان مانند شخصیت‌هایی چون خاتمی، کروبی، موسوی خوئینی‌ها سهم بزرگی در تنظیم و تدوین و تحرک این جریان دارند. اما هر چند که این بزرگان حرف‌هایی را درباره تدوین این منشورو بازخوانی جریان اصلاحات مطرح کرده‌اند ولی هیچگاه این منشور تدوین نشده است. اکنون یادآوری می‌کنیم که تنظیم چنین منشوری برای تبیین اهداف و برنامه‌های اصلاح‌ طلبان ضروری است.

* شما هم معتقد به بازخوانی جریان اصلاحات هستید؟

** بله، بازخوانی جریان اصلاحات نه تنها لازم بلکه ضروری است. زیرا وقتی می‌گوییم که اصلاحات یک واژه مفهومی است که از جریانات سکولار و برانداز تا نیروهای خط امامی را در بر می‌گیرد باید دقیقا حوزه اهداف و برنامه‌ها را مشخص کنیم و اعلام کنیم که از نظر ما چه چیزی ناقض حقوق اساسی است.

* اگر بنابر تعریف مجدد اصلاحات باشد در این تعریف باید چه پارامترهایی جدید لحاظ شود.

** یک بخش در بعد رفتاری است که به نظر من نیروهای اصلاح طلب اگر معتقدند که تندروی آسیب‌های جدی را به حرکت انقلابی و زندگی انسان در زمینه‌های فردی و جمعی وارد می‌سازد باید اصلاح طلبان دقت کنند تا نیروهایی در مجموعه اصلاح طلبان قرار گیرند که متعادل و میانه‌رو باشند و بر پایه خردورزی برنامه‌های خود را تنظیم کند پس باید اصلاح طلبان نیروهایی را به کار گیرند که از این شاخص‌ها برخوردار باشند. عمده مساله ما این است که باید اصلاحات برای مردم معنا شود یعنی وقتی که می‌گوییم دوم خرداد باید این را تبیین کنیم که جریان خاتمی ساختار شکن نبود و در چارچوب افکار امام(ره) و انقلاب اسلامی اصلاحات را اعلام کردند. وقتی ما اصلاحات را مطرح کردیم یعنی اینکه در چارچوب قا نون اساسی قصد حرکت داریم و هر کس که بیرون از این خط حرکت  کند در محدوده گستره اصلاح‌ طلبان قرار نمی‌گیرد.

* پس اگر جریان اصلاحات بر ادامه راه امام(ره) و آرمان‌های انقلاب تاکید داشت چرا این همه مورد انتقاد جریان محافظه‌کار  قرار گرفت؟

** اگر این حوزه‌ها را به صورت شفاف مشخص کرده بودیم زمینه این تاخت و تازها فراهم نمی‌شد.

* یعنی مرزبندی گروه‌های برانداز با اصلاحاتی‌ها مشخص نشده بود؟

** بله، ما باید در جهت روشن ساختن مرزبندی‌ها حساسیت نشان می‌دادیم تا رقبای اصلاحات حرف هر فردی را به پای گروه اصلاحات ننویسند. ما با عدم روشن ساختن مرزبندی‌ها در پیشبرد جریان اصلاحات کوتاهی کردیم.

‌‌*‌ چرا بزرگان اصلاحات به این موضوع توجه نکردند؟

** وقتی یک جریان حاکم است کمتر به کاستی‌ها توجه می‌کند. همین موجب شد تا شکست اول را تجربه کنیم. در بین برخی از دوستان این ضرورت احساس شده بود ولی در عرصه جریانات سیاسی برخی از امواج شاخته شد که ناخودآگاه اصلاح طلبان به سمت آن موج کشیده شدند.

 * آیا در حال حاضر اصلاح طلبان به ضرورت شفاف‌سازی در تعریف و اهداف اصلاحات پی برده‌اند؟

** حداقل همه اصلاح طلبان به صورت نانوشته‌ای بر این موضوع اتفاق نظر دارندکه نباید از تندروان حمایت کنند و البته بر زبان جاری ساخته‌اند که نیاز به تبیین تعریف اصلاحات داریم.

* در حال حاضر در مجموعه اصلاح طلبان گروه‌های زیادی فعال هستند این گروه‌ها برای پیشبرد اصلاحات باید چه کارهایی را انجام دهند؟

** مردم نشان داده‌اند که از اختلاف میان گروه‌های سیاسی به شدت رنج می‌برند و اگر جلوداران حرکت اصلاح گرایانه امثال کروبی، خاتمی، هاشمی رفسنجانی و موسوی خوئینی‌ها به میزانی، تصمیم‌گیری‌های خود را به یکدیگر نزدیک کنند در کنار اختلاف سلیقه‌ها حضورشان در کنار یکدیگر و یکپارچگی‌شان  باعث اقبال مردم به آنها می‌شود.

* از نظر شما انسجام بزرگان اصلاحات استراتژی مناسبی برای حضور در عرصه انتخابات مجلس هشتم است؟

** در جامعه و در احزاب، شخصیت‌ها جهت دهنده به جریانات هستند اگر جلوداران نهضت اصلاحات با یکدیگر اتفاق نظر داشته باشند بدنه نیز به این جهت سوق داده می‌شود و انسجام در اردوگاه اصلاحات علی رغم اختلاف سلیقه‌ها به وجود می‌آید.

* هر چند که شما انسجام بزرگان اصلاحات را استراتژی مناسبی برای حضور در عرصه‌های انتخاباتی برشمردید ولی در کشور ما مسائلی وجود دارد که گاه استراتژی انتخاباتی یک جریان سیاسی را تغییر می‌دهد. به نظر شما رد صلاحیت‌های احتمالی تا چه اندازه‌ای می‌تواند بر هم زننده استراتژی‌های اصلاح طلبان برای انتخابات باشد؟

** مشکلات فراوانی پیش رو داریم و البته ما داعیه‌دار این نیستیم که می‌توانیم این نقایص را برطرف کنیم. ولی از طرف دیگر در عرصه‌های انتخاباتی نسبت به حضور چهره‌های شناخته‌ شده تر حساسیت‌هایی وجود دارد و بنابراین اگر جریان اصلاحات برای حضور حداکثری در این انتخابات به حضور چهره‌های شناخته‌شده‌تر اکتفا نکند و نیروهای جدیدی را وارد میدان کند تا در صورت رد صلاحیت چهره‌های شناخته شده‌تر بتوانیم به صورت حد نصاب نیرو برای حضور در عرصه انتخابات داشته باشیم.

* یعنی به هر حال نمی‌توان به پیشگیری از رد صلاحیت‌ها پرداخت؟

** دوست داریم کاری انجام دهیم ولی نمی‌توانیم. ولی نباید فراموش کنیم که هر چه تعداد نیروهای ما در عرصه انتخابات بیشتر باشد هزینه رد صلاحیت آنها بیشتر است و به اعتقاد من اگر با برنامه‌ای حساب شده حرکت کنیم و بزرگان قوم در کنار هم قرار گیرند جامعه اقبال لازم را نسبت به اصلاح طلبان خواهد داشت تا حداکثر مجلس را کسب کنیم. این در حالی است که نتیجه انتخابات شوراها نگرانی‌هایی را در رقبای اصلاح طلبان ایجاد کرده است.

* بنابراین لحن تند مخالفان حرکت اصلاح طلبی در آستانه انتخابات مجلس هشتم به علت همین نگرانی‌ها در اردوگاه اصولگرایان است؟

** به نظر من در ماهیت اصلاحات چیزی جز ترسیم یک زندگی اخلاقی و سیاسی سالم برای همه و رفع تنش‌ها و تشنج‌ها در عرصه بین‌المللی وجود ندارد و نگرانی کسانی که فکر می‌کنند اصلاح طلبان جامعه را به سمت بی دینی هدایت می‌کند بیهوده است زیرا جریان اصلاحات می‌خواهد تا نسل ما را دیندار حفظ کند.

* به نظر شما اصلاح طلبان برای موفقیت در عرصه انتخابات مجلس هشتم باید از تکرار کدام اشتباه خود در انتخابات‌های گذشته پرهیز کنند؟

** عیوب فراوانی وجود داشته که باید از تکرار آنها پرهیز شود. ببینید جنجال‌هایی که در اولین شورای شهر که در اختیار اصلاح طلبان بود رخ داد موجبات اتفاق شورای شهر دوم را شکل داد و در واقع ما به گونه‌ای عمل نکردیم که آنچه را که کسب کرده بودیم حفظ کنیم. جامعه ایرانی در بطن خودش نوعی همگونی با روح انقلاب دارد که در جران اصلاحات وجود دارد.

* با تمام این حرف‌هایی که زده شد افق حرکت جریان اصلاحات را چگونه پیش‌بینی می‌کنید؟ 

** اگر همان طور که گفتم بزرگان قوم در کنار هم قرار گیرند و عزم جدی در میان اصلاح طلبان وجود داشته باشد افق روشنی پیش روی اصلاح طلبان وجود دارد.

* با وجود تمام سنگ‌اندازی‌ها و مشکلاتی که از آن صحبت کردید.

** بله. زیرا راهی برای کشور غیر از این وجود ندارد که برای حرکت در اصول اصلی انقلاب و شکل‌گیری وفاق ملی همه گروه‌های متعادل و خردورز را در روند تصمیم‌گیری‌ها سهیم کند.