تاریخ انتشار : ۲۳ آذر ۱۳۹۰ - ۰۷:۱۴  ، 
شناسه خبر : ۲۳۱۵۱۹
مفتی ‌اعظم سوریه از چالش‌های پیش‌رو می‌گوید
ترجمه: محمدعلی فیروزآبادی اشاره: این مرد از نظر برخی یک قدیس و از دید عده‌ای یک فتنه‌گر است. اما هیچ‌کس نمی‌تواند انکار کند که «احمد بدرالدین حسون» 68 ساله مفتی اعظم سوریه یکی از مهم‌ترین مردان این کشور به حساب می‌آید. او نه تنها بلندپایه‌ترین شخصیت مذهبی سوریه بلکه مشاور سیاسی پرزیدنت بشار اسد نیز هست؛ آن هم در کشوری که جنگ و صلح در آن می‌تواند سراسر منطقه خاورمیانه را تحت تاثیر خود قرار دهد. «شیخ حسون» به‌عنوان یک حقوقدان سنی‌مذهب و دانش‌آموخته دانشگاه معتبر الازهر مصر و کسی که سابقه هشت سال نمایندگی پارلمان سوریه را در کارنامه خود دارد، در غرب همواره ادبیاتی آشتی‌جویانه را به کار می‌گرفت. در جریان سخنرانی‌اش در پارلمان اروپا به مفهوم «جنگ مقدس» ایراد گرفت و تصریح کرد: «تنها این صلح است که مقدس به شمار می‌آید.» او با حضور در مجمع کلیساهای آلمان نیز سخنان تاثیرگذاری گفت و خواهان برقراری گفت‌وگو میان مذاهب شد و سپس با یک پیشنهاد همه اسقف‌های آلمانی را شگفت‌زده کرد. حسون گفت که اتحادیه دموکرات مسیحی آلمان به دلیل تعلقات سکولاریستی‌اش باید واژه مسیحی را از جلو نام خود حذف کند. اما حسون در ماه اکتبر و در کشور خودش لحنی کاملا متفاوت را به کار گرفت. او در مراسم خاکسپاری پسرش «ساریا» که به دست شبه‌نظامیان مخالف حکومت کشته شد، این جملات را گفت: «آن لحظه‌ای که اولین موشک ناتو به سوریه اصابت کند همه پسران و دختران لبنانی و سوری برای شهادت راهی اروپا و سرزمین فلسطین خواهند شد. من به همه اروپایی‌ها و آمریکا می‌گویم که ما آماده شهادتیم. از آن زمان به بعد چشم در مقابل چشم و دندان در مقابل دندان میان ما حکم خواهد راند.» گزارشگران «اشپیگل» هفته پیش موفق شدند تا مفتی اعظم را در «حلب» همراهی کنند و این موقعیت نادری بود برای مشاهده تغییرات غم‌انگیز در کشوری که زمانی هنری کیسینجر وزیر خارجه وقت آمریکا از آن به‌عنوان کشوری کلیدی برای برقراری صلح در خاورمیانه یاد می‌کرد. سوریه در وضعیت فوق‌العاده به سر می‌برد. از هشت ماه پیش شورش‌ها در این کشور آغاز شد، شورش‌هایی که بر پایه گزارش‌های تاییدنشده حداقل 3000 قربانی گرفته است. این کشور در روزهای اخیر نیز شاهد ناآرامی‌های خونینی در شهرهای حمص، حما و لاذقیه بود. اما شهر حلب یعنی همان متروپل قدیمی و چهارهزار ساله و نقطه تقاطع جاده افسانه‌ای ابریشم به مانند شهری است که خشم خود را کنترل می‌کند و به هر قیمت در پی حفظ آرامش است. در کوچه‌های تنگ و باریک این شهر که بخشی از میراث جهانی به حساب می‌آید، فروشندگان و دستفروش‌ها به کار خود مشغولند و بیشتر آنها در این بازار سیاه پول ملی سوریه را با ارزهای خارجی مبادله می‌کنند. بر هتل زیبا و نوسازی‌شده بوتیک که زمانی خانه اربابی عثمانی‌ها بوده است هم آرامشی گورستانی حکم می‌راند. تقریبا همزمان با نوای اذان، بانگ جرس کلیساها هم بلند می‌شود. در حلب کلیساهای ارتدوکس در کنار بی‌شمار مساجد قرار دارند و در مراکز فروش این شهر زنان کاملا محجبه در کنار زنان بی‌حجاب مشغول خرید هستند. ظاهرا خطر یک جنگ مسلحانه بسیار بعید می‌نماید اما در همین حال ناگهان صدای آژیر آمبولانس‌ها نزدیک می‌شود. از قرار معلوم آنها مجروحان و قربانیان درگیری‌هایی را که در 15 کیلومتری حلب رخ می‌دهد به بیمارستان‌ها منتقل می‌کنند. چهارشنبه پیش بود که دولت سوریه با طرح صلح اتحادیه عرب موافقت کرد اما هنوز هم از آرامش خبری نیست و نماز‌های جمعه صحنه درگیری‌هایی خونین است. مفتی اعظم در اتاق کار آپارتمانش و در مقابل یک کتابخانه دیواری از ما استقبال می‌کند. گفت‌وگوی ما تا دو ساعت بعد از ظهر طول می‌کشد و تنها زمانی که صحبت از مرگ پسر جوان شیخ می‌شود برای لحظاتی مفتی اعظم نمی‌تواند حرف بزند. شمار اندکی میهمان هم گاه مصاحبه را قطع می‌کنند و به هنگام خداحافظی طبق سنت دست شیخ را می‌بوسند. جالب آنکه کار ترجمه بر عهده یکی از دوستان نزدیک شیخ بود که «جورج» نام داشت. جورج مسلمان نیست بلکه یک مسیحی ارمنی است. به هر حال مفتی اعظم سوریه در این مصاحبه در مورد وضعیت امروز کشورش و احتمال جنگ داخلی و امکان حملات انتحاری در اروپا می‌گوید.

* ‌شیخ حسون، گفته می‌شود از ماه مارس به این سو حداقل سه هزار نفر در سوریه کشته شده‌اند. آیا هنوز هم امکان جلوگیری از بروز یک جنگ داخلی وجود دارد؟
** این امکان هست؛ البته همه طرف‌ها باید واقعا خواهان صلح باشند. دولت در اقدامی پیشدستانه قبول کرد که نیروهای ارتش و تانک‌ها را از داخل شهرها خارج کند. باید معلوم شود که همه چیز چگونه آغاز شد تا بتوانیم دریابیم که فاصله با آشتی چقدر است. برخی قدرت‌ها به‌ویژه در خارج خواهان ادامه تنش‌ها هستند.
* ‌منظور شما کدام قدرت‌هاست؟
** در ماه مارس در شهر درعا یک گردهمایی کاملا قانونی و مسالمت‌آمیز علیه فرماندار منطقه برگزار شد. از قرار معلوم او چند دانش‌آموز را به زندان انداخته بود. درعا در نزدیکی مرز اردن قرار دارد و به محلی برای قاچاق کالا معروف است. من بلافاصله به آنجا رفتم و اوضاع را آرام کردم و قول دادم که یک تحقیق بی‌طرفانه انجام گیرد. رییس‌جمهوری هم به درخواست من آن فرماندار را برکنار کرد. اما بیش از همه این امامان جماعت دست‌نشانده عربستان سعودی بودند که با شعارهای تحریک‌آمیز بر آتش تنش‌ها دمیدند. شبکه‌های تلویزیونی الجزیره و العربیه متعلق به کشورهای خلیج [فارس] هم به کمک‌شان آمدند و به دروغ ادعا کردند که روحانیت طرفدار مخالفان اسد است.
* ‌یعنی به باور شما برخوردهای رژیم با معترضان علت قیام علیه اسد نیست بلکه این شورش‌ها از خارج هدایت می‌شود؟
** نگاهی به حمص بیندازید که بعد از درعا دومین کانون ناآرامی‌ها به شمار می‌آید. این شهر هم کاملا در نزدیکی مرز یعنی مرز لبنان قرار دارد و در آنجا هم عوامل دشمن یعنی عراقی‌ها، افغان‌ها، سعودی‌ها و یمنی‌ها حضور دارند. همه آنها هم به تبلیغات و فعالیت‌های رادیکال و بنیادگرایانه مشغولند. حتی به منازل شخصی فرماندهان ارتش و پلیس نیز حمله کرده‌اند.
* ‌به نظر می‌آید که شما با طرح تئوری توطئه می‌خواهید بر ناکارآیی رژیم اسد سرپوش بگذارید.
** این دولت آن‌طور که شما می‌گویید نیست. البته اشتباه‌های سیاسی و اقتصادی دارد و نمی‌تواند به‌سرعت و به اندازه کافی لیبرال شود. در این مورد رییس‌جمهوری مسوول است.
* ‌آیا در گفت‌وگوهای‌تان با اسد این مساله را مطرح می‌کنید؟
** گفته می‌شود که من با همه سیاست‌های رییس‌جمهوری موافق هستم. اما هر جا که احساس کنم باید انتقاد کنم یا چیزی را اصلاح کنم، این کار را انجام می‌دهم. به‌عنوان مثال در مورد بهتر شدن فوری شرایط زندگی اقشار فقیرتر و مدارا با دگراندیشان. در محافل دولتی ما یک گروه قدیمی وجود دارد که مانع از هر حرکتی می‌شوند. این افراد باید منزوی شوند.
* ‌و رییس‌جمهور هم به حرف شما گوش می‌دهد؟ به نظر ما او چندان هم اهل مشورت نیست.
** من فکر نمی‌کنم که اسد دلبستگی زیادی به مقامش داشته باشد.
* ‌به عقیده شما اسد تحت چه شرایطی حاضر به کناره‌گیری است؟ آیا حاضر است شرایط بسیاری از مخالفان و باراک اوباما و سیاستمدارهای اروپایی را محقق کند؟
** تردیدی ندارم که او اصلاحات را گام به گام پیش خواهد برد و اجازه برگزاری انتخابات آزاد و عادلانه با حضور احزاب مستقل را خواهد داد و سپس طی یک گذار مسالمت‌آمیز چه بسا کناره‌گیری هم بکند. اسد رییس‌جمهور مادام‌العمر نیست. او به‌عنوان یک چشم‌پزشک سابق مایل است که به شغل قبلی خود بازگردد و بارها به خود من در مورد آرزویش برای مدیریت یک کلینیک چشم‌پزشکی گفته است.
* ‌در حال حاضر که با تردید بسیار در مورد اصلاحات تصمیم گرفته است و تحت فشارهای سنگین اتحادیه عرب بود که قبول کرد در عرض دو هفته آینده به خشونت‌ها پایان داده شود. آیا اسد خیزش‌های انقلابی در خاورمیانه را دست‌کم گرفته است؟ آیا شما هم باور ندارید که احتمالا حاکمان خودکامه خاورمیانه ساقط خواهند شد؟
** آه، اتحادیه عرب و به‌اصطلاح بهار عربی! به باور من این اتحادیه عمیقا دچار گسستگی است و یک جناح آن خود را برای مقاومت در برابر اسراییل ناتوان می‌بیند و جناح دیگر هم علیه قدرت‌گیری احتمالی ایران موضع می‌گیرد. چرا اتحادیه عرب نگران سوریه است اما در مورد وضعیت به مراتب بدتر در یمن و بحرین سکوت می‌کند؟ چه چیزی در مصر واقعا بهتر شده است؟ آیا ما باید از قدرت گرفتن احزاب بنیادگرا استقبال کنیم؟ من به‌شدت طرفدار جدایی نهاد دین از دولت هستم.
* همه اسلام‌گرایان دشمن دموکراسی نیستند. برندگان انتخابات تونس خود را متعهد به تکثرگرایی می‌دانند و حزب عدالت و توسعه در آنکارا به این کثرت‌گرایی همچنان عمل می‌کند.
** من 9 ماه پیش در ترکیه بودم و تقریبا با همه سیاستمداران بلندپایه ملاقات داشتم. باید اقرار کنم که کارهای زیادی در آنجا انجام دادم.
* ‌همسایه شمالی شما طرف دشمنان اسد را گرفته است. ترکیه به ‌اصطلاحا ارتش سوریه آزاد اجازه می‌دهد که حملات به شمال سوریه را از خاک آن کشور سازماندهی کند. چند ماه پیش هم به اعضای شورای ملی سوریه که در واقع اتحادیه مخالفان حکومت شماست، در استانبول این امکان را داد تا تشکیل این شورا را اعلام کنند.
** بله، این کار من را خیلی شگفت‌زده و خشمگین کرد. با این حال این به‌اصطلاح شورای ملی سوریه هنوز هیچ برنامه سیاسی ارایه نداده است. من به آنها پیشنهاد می‌کنم که با دولت اسد در مورد یک زمانبندی واقع‌گرایانه مذاکره کنند و اجازه بدهند خود مردم در این‌باره که چه کسی ایده‌های قانع‌کننده‌تر دارد، تصمیم بگیرند.
* ... ‌در این میان به نظر می‌رسد که حداقل بخشی از مخالفان اسد خواهان تکرار سناریوی لیبی هستند. یعنی جنگ مسلحانه.
** ...که البته هیچ شانسی ندارد. اسد قذافی نیست و سوریه هم با لیبی قابل مقایسه نیست. ما یک ملت بزرگ بافرهنگ هستیم که با انقلاب‌های خونین کاری نداریم. علاوه بر آن ما صاحب ارتشی کارآمد، آگاه به سنت‌ها و وفادار هستیم.
* ‌شما این را می‌گویید اما بسیاری از سربازها به مخالفان پیوسته‌اند.
** چند نفر، 50 یا 55 نفر؟ ما از یک ارتش ده‌ها هزار نفری قدرتمند حرف می‌زنیم. اما برخی واعظان سنی اهل عربستان سعودی و منطقه خلیج[فارس] مردم را تحریک می‌کنند. متاسفانه شماری از امامان سنی هموطن من هم با آنان همفکر هستند. آنها علیه من فتوا داده‌اند زیرا به عقیده آنان من به دین خیانت کرده‌ام و آدم میانه‌رویی هستم. البته تنها نام من در فهرست مرگ آنها نیست.
* ‌نام چه افراد دیگری در این فهرست وجود دارد؟
** آنها ساریا پسر بیگناه من را که 22 سال داشت و با همه مهربان بود و در رشته روابط بین‌الملل تحصیل می‌کرد و اصلا بنا نداشت که مذهب را به‌عنوان شغل خود انتخاب کند، به قتل رساندند.
‌* چرا بر سر مزار پسرتان اروپا و آمریکا را تهدید به حملات انتحاری کردید؟
** من تهدید به حملات انتحاری نکردم بلکه سناریویی را تصویر کردم که نشان می‌دهد به چه سادگی وضعیت می‌تواند تغییر کند و نسبت به آنچه احتمال می‌رود هشدار دادم. بخشی از صحبت‌های من را برداشته و به آن رنگ و لعاب دیگری داده‌اند. اما آنچه به استناد حرف‌های من گفته می‌شود همان وضعیت فوق‌العاده و اضطراری است یعنی حمله انتحاری ناتو به سوریه... .
*‌ ... یعنی همان چیزی که سناتور «جان مک‌کین» و برخی از مخالفان سوریه در خارج روی آن مانور می‌دهند.
** اگر چنین اتفاقی بیفتد دنیا منفجر خواهد شد. سپس چنان حمام خونی راه می‌افتد که حتی همدردی شما غربی‌ها را هم موجب می‌شود. به همین دلیل اروپا باید نقش بیشتری در این منطقه داشته باشد. اروپایی‌ها به‌عنوان میانجی صلح بهتر از اتحادیه عرب هستند.
* ‌برگردیم به صحبت‌های شما بر سر مزار پسرتان... .
** نقل قول شما از آن صحبت‌ها درست نیست. من در آتش جنگ ندمیدم بلکه از آشتی گفتم و این آشتی حتی شامل حال قاتلان پسرم هم می‌شود. از خدا خواستم که حتی قاتلان پسرم هم هرگز به دردی که من دچار آن شدم دچار نشوند و برای آنها طلب آمرزش کردم. از والدینی هم که پسران‌شان اسلحه به دست گرفته‌اند خواستم که مطمئن شوند پسران‌شان دیگر از سلاح استفاده نمی‌کنند.
* ‌اما این ادعا را هم عنوان کردید که هدف قاتلان نه تنها ساریا بلکه سوریه بوده است و گفتید که آنها می‌خواهند سوریه در مقابل آمریکا و اسراییل به زانو درآید. اگر فکر می‌کنید که سنی‌های متعصب مسوول قتل پسرتان هستند پس چرا آمریکا و اسراییل را متهم می‌کنید؟
ارتباط تنگاتنگی میان دربار سعودی و کاخ سفید آمریکا وجود دارد. آمریکایی‌ها غالبا طرفدار ظالم هستند و من همیشه طرفدار مظلوم هستم.
* ‌و نقش شما در سوریه؟
** احساس می‌کنم که مفتی اعظم همه 23 میلیون سوری اعم از مسلمان، مسیحی و حتی ملحدان هستم. من مرد گفت‌وگو هستم؛ حتی اگر روزی یک «لاادری» بتواند با بهترین تفسیر مرا قانع کند به آنها ملحق می‌شوم و اگر اپوزیسیون یک برنامه سیاسی خوب ارایه بدهد، طرف آنها را می‌گیرم.
* ‌به‌عنوان یک عالم روحانی چه توصیه‌ای دارید؟
** این خونریزی باید متوقف شود! اگر موفق به برقراری صلح بشوم آنگاه دشمنانم می‌توانند مرا بکشند و من هم با کمال میل جانم را فدا می‌کنم.