تاریخ انتشار : ۱۲ دی ۱۳۹۰ - ۱۱:۵۵  ، 
شناسه خبر : ۲۳۱۹۲۸
بیانیه تحلیلی سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ایران

18 خرداد هشتاد، پس از دوم خرداد فرصت تاریخی و تازه‌ای را برای خاتمی، جبهه دوم خرداد و ملت اصلاح‌طلب ایران فراهم آورده است. 18 خرداد، دومین حماسه‌ای بود که مردم آگاه، مسلمان و آزادی‌خواه در فاصله چهار سال خلق کردند و شگفتی جدید آفریدند.
18 خرداد نیز همچون دوم خرداد واقعه‌ای غیر قابل پیش‌بینی بود که نه تنها مخالفان و جهانیان، بلکه خود اصلاح‌طلبان و ملت ایران نیز آن را انتظار نمی‌کشیدند. در حالی که مجموع آرای مأخوذه پایین آمده است، آرای خاتمی نماینده اصلاحات به حدود بیست و دو میلیون افزایش یافته و از 10/69 درصد آرای مأخوذه در چهار سال پیش به حدود 77 درصد ارتقاء پیدا کرده است. این حادثه در شرایطی به وقوع پیوست که رقبای خاتمی عزم جزم کرده بودند تا با ورود به رقابتی جدی و استفاده از همه شعارها و امکانات مقدور، اگر نتوانند او را شکست دهند، حداقل از آرای مثبت وی بکاهند و بدینوسیله تضعیف پایگاه اجتماعی جنبش دوم خرداد و اصلاحات را به اثبات رسانند، اما اینک خاتمی و اصلاحات به آنچنان موفقیتی دست یافته‌اند که هیچ کس، اعم از طرفداران و مخالفان و حتی افکار عمومی جهانی آن را پیش‌بینی نمی‌کرد. اکنون یک بار دیگر پس از دوم خرداد، جهانیان به ایران، جمهوری اسلامی و خاتمی با دیده احترام و اقتدار می‌نگرند و مخالفان اصلاحات نیز در نوعی تشتت و سردرگمی به سر می‌برند، ملت اصلاح‌طلب ایران یک بار دیگر روحیه، انگیزه و نشاط لازم را بازیافته و ضد اصلاحات به انفعال فرو رفته است. چنین شرایطی، جنبش اصلاح‌طلبی اصلاح‌طلبان را به فرصتی مغتنم، اما محدود روبه‌رو کرده است که ضروری است تا مردم، دولت مجلس و همه اصلاح‌طلبان به دور از هر گونه چپ‌روی یا راست‌روی، افراط یا تفریط برای حرکت در مسیر اهداف و تحقق آنها گام‌هایی سنجیده اما محکم و بلند بردارند. باید در نظر داشت که چنین فرصت‌ مناسب و مغتنمی ممکن است تداوم نیابد و با تغییر شرایط، بی‌عملی یا خطاکاری، راه توسعه و تکامل اصلاحات باز هم با چالش‌ها و هزینه‌های سنگین مواجه شده، فرصت‌های اقدام و اصلاح از دست برود. از این رو توجه دولت و مجلس، جبهه دوم خرداد، مردم و مخالفان را به نکات زیر جلب می‌کنیم و از همگان می‌خواهیم که با عنایت بدان‌ها نقش ویژه خود را در مرحله خطیر و حساس کنونی از حیات تاریخی ملت ایران بدرستی ایفا کرده، گذشته را چراغ راه آینده سازند.
1. دولت و مجلس به عنوان دو نهاد اصلاح‌طلب و محصول دو جنبش دوم و هجدهم خرداد نباید انتظار داشته باشند یا به مردم چنان بباورانند که گویا با پیروزی اخیر خواهند توانست همزمان و در کوتاه‌ترین زمان ممکن، به همه اهداف تحقق بخشیده، مطالبات ملت را در تمامی عرصه‌ها به طور کامل پاسخ گویند. چنین امری ممکن است واقع‌گرایانه و عملی نباشد. ما معتقدیم که براساس یک استراتژی و برنامه کلان، باید اولویت‌ها را تعیین کرد و تمام امکانات نرم‌افزاری و سخت‌افزاری را در جهت اجرای حداقل‌های ممکن از اولویت‌ها بسیج کرد. حداقل‌های ممکن در چهار زمینه سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و سیاست خارجی، مهم‌ترین و قابل دسترس‌ترین اهداف برنامه کلان اصلاحات، با توجه به امکانات و شرایط موجودی است که در اختیار داریم. اصلی ـ فرعی کردن مسائل و تعیین مبرم‌ترین و قابل حصول‌ترین هدف‌ها الفبای یک حرکت سیاسی ـ اجتماعی هدفمند با برنامه است. با توجه به اینکه اصلاح‌طلبان در این مرحله حداکثر از یک دوره چهار ساله برخوردارند که با کارنامه خود خواهند توانست آینده اصلاحات را نیز به شدت تحت تأثیر قرار دهند، باید با منطقی عملگرا و عینی و برخوردار کردن واقعی جامعه از نتایج و آثار اصلاحات، به برنامه‌ریزی و اقدام بپردازند. دولت و مجلس و به طور کلی اصلاح‌طلبان باید بدانند که هرگونه تعلل، تأخیر و بی‌عملی در پیشبرد واقعی اصلاحات می‌تواند حماسه بزرگ ملت، جنبش اصلاحات و دولت و مجلس مردمی را از دو سو مورد تهدید قرار دهد. از یک سو مخالفان اصلاحات از بی‌عملی و عدم اجرای هدف‌های مرحله‌ای ما سود می‌جویند و از طریق بازسازماندهی خود و احتمالاً تکرار بحران‌ها، اصلاحات را به چالش کشیده، در صورت امکان دچار رکود و توقف می‌سازند، امری که موجودیت نظام را دستخوش تهدید می‌کند، هرچند که ضد اصلاحات افراطی، متأسفانه نمی‌خواهند یا نمی‌توانند که بدان اندیشه کنند و از سوی دیگر به علت فقدان مشی واحد و اقدام هماهنگ و مؤثر، بروز تکروی و شکل‌گیری تحرکات شخصی و سکتاریستی در میان اصلاح‌طلبان، زمینه یافته و موجب خواهند شد که اصلاح‌طلبان، به ناچار گرفتار انفعال و دنباله‌روی شده در غیر این صورت، به مقابله با آن بپردازند و در هر دو صورت، حرکت اصلاحات است که آسیب خواهد دید. تنها با عمل سنجیده، مؤثر و هماهنگ و پیشبرد اجرایی و مرحله‌ای هدف‌ها است که خواهیم توانست مردم را همچنان امیدوار و دلگرم نگاه داشته، آسیب‌پذیری‌ها و تهدیدهای بیرونی و درونی اصلاح‌طلبی را برطرف سازیم. دولت و مجلس باید کار ویژه خود را جدی گرفته و به عنوان قوه مقننه و قوه مجریه، مطالبات و شعارهای ممکن‌الحصول اصلاحی را قانونی و اجرایی سازند و به همین دلیل است که در کنار مشروعیت حداکثری که حماسه 18 خرداد برای آنان به ارمغان آورده، امر کارآمدی خود را متناسب با آن ارتقاء بخشند. مجلس و بویژه دولت اصلاحات باید ضعف‌های ستادی، مدیریتی و عملیاتی خود را جدی گرفته، برای رفع آنان و بالا بردن میزان کارآمدی معطوف به اصلاحات تلاشی مضاعف را ساماندهی کنند.
2. جبهه دوم خرداد، همچنان نیازمند حفظ وحدت خود و طرفداران اصلاحات است. هماهنگی و وحدت نیروهای اصلاح‌طلب در چارچوب نظام جمهوری اسلامی و قانون اساسی هنوز هم ضرورتی گریزناپذیر است که نباید از آن غفلت کرد. تحرکات یکی دو هفته اخیر نشان می‌دهد که متأسفانه ضد اصلاحات، علیرغم همه تجربیات ناکام همچنان از سیاست تفرقه‌افکنی دست برنداشته، امیدوار است که شاید بتواند از این طریقه رخنه‌ای در صفوف اصلاح‌طلبان و مانعی در مسیر اصلاح‌طلبی ایجاد کند. روشن است که همچون چهار ساله گذشته، حفظ تمایزها و خود ویژگی‌های ایدئولوژیک، سیاسی، اقتصادی و فرهنگی نافی امر مهم و اصلی حفظ وحدت نیست و نباید باشد. به علاوه همه نیروهای جبهه دوم خرداد باید به خود و دیگران، در عمل به اثبات رسانند که به واقع اصلاح‌طلب هستند نه قدرت‌طلب. اصلاح‌طلبان باید مبانی، لوازم و ساز و کارهای اندیشه و عمل اصلاح‌طلبی را جدی گرفته در جهت تبدیل کردن آن به فرهنگ سیاسی و نهادهای پایدار کوشش کنند. شعارهایی همچون ایران برای همه ایرانیان، آزادی مخالف، قبول نتیجه فرآیندهای دموکراتیک و انتخابی شایسته‌سالاری و... تنها یک لفظ نیست و نباید باشد، هدف‌هایی است که باید خود را در اندیشه و رفتار افراد و ساختارها و نهادها و تعامل‌های جمعی تجسم خارجی ببخشد. اصلاح‌طلبان باید در عمل به اثبات رسانند که همچون نیروهای محافظه‌کار یا اقتدارگرا به «مردم» نگاهی ابزاری ندارند، برای آنان «اصالت» قایلند و بر همین مدار نیز امور را سامان می‌دهند. در تشکیل کابینه نیز، تنها منطق پیشبرد اصلاحات؛ شایسته‌سالاری و کارآمدی را وجهه همت خود قرار داده با هرگونه تنگ‌نظری و سهم‌خواهی‌های قدرت‌طلبانه مبارزه می‌کنند. جبهه دوم خرداد صرف‌نظر از حوزه نهادی و مسئولیت‌های خود در حیطه قوه مجریه و مقننه، حوزه اجتماعی را باید جدی بگیرد و در کنار قانونگذاری و اجرایی که دو قوه مذکور برای تحقق مردم‌سالاری و شکل‌یابی نهادهای مدنی بر عهده دارد، باید از حداکثر چهارساله‌ای که پیش رو دارد، حداکثر استفاده را ببرد. تلاش برای ارتقای احزاب موجود به احزاب واقعی، کارآمد و دارای همه کارکردهایی که یک حزب باید دارا باشد و در صورت امکان ایجاد چند حزب فراگیر و قدرتمند ملی که شرط لازم توسعه و دولت و مجلس توسعه‌گراست، کمک به هویت و گسترش نهادهای غیر دولتی، مستقل و مدنی، حمایت و تقویت جنبش‌های اجتماعی اعم از دانشجویی، زنان، کارگران و ...، تقویت و حمایت از مطبوعات به عنوان رکن چهارم جمهوریت و دموکراسی از دیگر مسئولیت‌های اجتماعی.سیاسی‌ای است که بر عهده جبهه دوم خرداد قرار دارد.
3. مخالفان اصلاحات اینک باید یقین کرده باشند که «بازگشت‌ناپذیری فرآیند اصلاح‌طلبی در جامعه ایرانی» یک شعار نیست، بلکه واقعیتی است عینی با ریشه‌های عمیق. در 18 خرداد، مردم ایران حداقل با حدود 22 میلیون رأی ـ صرف‌نظر از دیگر مخالفان ضد اصلاحات که به علل مختلف در پای صندوق‌های رأی حاضر نشدند. به تداوم اصلاحات آری گفتند و به اثبات رسید که ضد اصلاحات حداکثر از پایگاهی شش میلیونی و حتی کمتر از چهار سال پیش، برخوردار است، مضمون رأی ملت در 18 خرداد، چیزی جز یک رفراندوم نبود. رفراندومی که نشان داد مردم خواهان کدام راه، کدام بینش و روش هستند. مخالفان اصلاحات نمی‌توانند 14 میلیون رأی ساکت را در حساب پس‌انداز خود ذخیره کنند، چرا که آنان می‌گویند مردم به فرمان رهبری و دعوت مراجع به پای صندوق‌های رأی آمدند و معنای این سخن آن است که 14 میلیون رأی خاموش که آنها، آن را از خود می‌دانند، چنان فرمان و دعوتی را اجابت نکرده‌اند. واقعیت این است که در همین 14 میلیون رأی خاموش نیز بسیاری مخالف با ضد اصلاحات بوده‌اند که متأسفانه به دلیل فشارها و بحران‌های چهار سال گذشته علیه دوم خرداد و خاتمی، دچار انفعال و یأس شده، با بی‌تفاوتی در 18 خرداد از خانه‌های خود بیرون نیامدند. ضد اصلاحات باید اکنون به خوبی دریافته باشد که دیگر جایی برای مقابله با اصلاحات ندارد. در انتخابات 18 خرداد همه وعده‌ها داده شد، کوشش‌ بی‌سابقه‌ای برای جلب همه اعم از متدین و غیر متدین به عمل آمد، حملات و انتقادات بی‌حد و مرزی به دولت و خاتمی صورت گرفت، در حالی که خاتمی نه به مردم وعده‌ای داد و نه به منتقدان و مخالفان پاسخی، با این همه به رأی خاتمی بیش از 5/1 میلیون اضافه شد، در حالی که رأی مخالفان حدود 5/2 میلیون کاهش یافت. اکنون باید بر مخالفان اصلاحات واضح و مبرهن شده باشد که نمی‌توانند مردم را «ارشاد» کنند. در اینجا روی سخن ما بویژه با بخش عاقل و آینده‌نگر جناح مخالف است. شمایان در چهار سال گذشته اجازه دادید که افراطیون نمایندگی خود را بر شما تحمیل کرده، شما را دچار انفعال ساخته و به نام محافظه‌کار و سنتگرا و... به بحران‌آفرینی بپردازند و متأسفانه در روز داوری مردم، شما نیز با آنان یکجا شکست خوردید. اینک زمان آن فرا رسیده که نگذارید همچون گذشته افراطیون سخنگوی شما باشند. هویت‌یابی و بخشیدن ظهور و حضور اجتماعی آن، علاوه بر شما، به مصلحت کشور و ملت نیز می‌باشد. باید این هویت معقول، معتدل و منطقی را در عمل و با اتخاذ موضع‌گیری‌های مشخص به جامعه نشان داد. سکوت در قبال قانون‌شکنی‌ها، خشونت و... از سوی مردم پذیرفته نمی‌شود و شما نخواهید توانست آن را توجیه کنید، تجربه چهار سال گذشته در 18 خرداد به اثبات رساند که افراطیون با عملکرد خود، شما را نیز دچار آسیب و خسارت کرده و می‌کنند. البته شاید افراطیون، گمان کنند خود آسیبی ندیده‌اند، زیرا که از مردم قطع امید کرده، تکلیف دنیوی یا اخروی خود را شکست اصلاحات و سقوط اصلاح‌طلبان می‌دانند، اما آنانی که با چنان نظر و عملی موافق نیستند، سکوت و انفعال‌شان جز زیان و خسران، ثمر دیگری دربرندارد. ما امیدواریم که در صورت بر سر عقل نیامدن لایه‌های افراطی و خشونت‌گرا، شاهد جدا شدن آشکار و عملی صفوف شما از آنان باشیم. بخش خردگرا، واقع‌بین و آینده‌نگر جناح راست می‌تواند با ایجاد گروه‌ها و هویت‌های سیاسی خاص ذهنیت اجتماعی نسبت به خود را تصحیح کند و جای مناسب خویش را در آینده ملت و کشور حفظ نماید. بخش افراطی هم باید بداند که از میان دو راه تمکین به انتخاب ملت یا مقابله عریان و فردی با آن یکی را برگزیند. اگر تصمیم دارد که همچون چهار سال گذشته به مقابله با ملت بپردازد. یکجا شانس خود را بیازماید و دست به کار شود و بدون جهت چهار سال وقت نظام و مردم و کشور را به هدر ندهد، هرچند که نتیجه این کار از هم‌اکنون روشن است، حداقل آن شکست سخت و سنگین آنها و حداکثر، تزلزل و بی‌آینده شدن نظام خواهد بود. چنانچه این شیوه سرکوب‌گرانه و ضد دموکراتیک را نمی‌پسندند، بهتر است که آنان نیز به انتخاب ملت تمکین کنند و بگذارند که دولت و مجلس در چهار سال آینده به حل معضلات کشور بپردازند و سرمایه و امکانات ملت برای دفع بحران‌آفرینی‌های زنجیره‌ای بیهوده به هدر نرود. همه مخالفان اصلاحات باید بدانند که شعار وحدت، شعاری درست و قابل قبول است، اما آنان نباید آن را وسیله توجیه مقابله با انتخاب ملت کنند. در هیچ کشوری و در قاموس هیچ عقل و منطقی وحدت به معنای تابعیت اکثریت از اقلیت نیست، بالعکس وحدت حقیقی در آنجاست که اقلیت از اکثریت تبعیت کند و اکثریت نیز حقوق اقلیت را محترم شمارد و محفوظ دارد. براساس چنین معیار و منطقی است که می‌توان شعار وحدت را فراگیر و عملی ساخت و راست و چپ، اصلاح‌طلب و محافظه‌کار و... را به اجماع حول آن دعوت کرد.
4. ملت ایران، مبنا و پایه اصلی جنبش اصلاح‌طلبی و اصلاحات را تشکیل می‌دهد. درست است که اینک وظیفه مدیریت و اجرا بر عهده رئیس‌جمهور و دولت منتخب ملت است که با کمک مجلس مردمی برای حل مشکلات و رفع نابسامانی و تأمین مطالبات سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی باید بکوشد، اما نباید فراموش کرد که با 18 خرداد وظیفه ملت نیز به پایان نرسیده است. همکاری ملت با دولت در همه زمینه‌ها، ضامن توفیق رئیس‌جمهور و مجلس است. همه طبقات، گروه‌ها و قشرهای اجتماعی باید برای دستیابی به حقوق معوقه خویش، کوشش منظم، قانونمند و مستمر داشته باشند. یکی از مهمترین وظایفی که بر دوش مردم است، مشارکت خودجوش، داوطلبانه و آگاهانه برای تأسیس و گسترش نهادهای مدنی است. دولت و مجلس تنها می‌توانند بسترهای قانونی و اجرایی چنین ضرورتی را فراهم سازند، اما نقش اساسی را در این زمینه، مردم ـ اعم از جوانان، دانشجویان، زنان، کارگران، معلمان، پیشه‌وران، کشاورزان ـ ایفا می‌کنند. مردم نیروی اصلی نهادهای حزبی و مدنی هستند و شکل‌گیری احزاب، سازمان‌ها، کانون‌ها، انجمن‌ها، سندیکاها و... تنها با انگیزه، عمل و مشارکت آنان است که به سامان خواهد رسید. فرهنگ دموکراتیک و نهادهای دموکراتیک دو رکن اصلی مردم‌سالاری و پیشگری از بازتولید استبداد و دیکتاتوری است و جز با فعال شدن همه طبقات و قشرهای اجتماعی نمی‌توان پایه‌های جمهوریت و دموکراسی را مستحکم ساخت، ما از ملت بزرگ ایران بویژه روشنفکران، جوانان، معلمان و زنان می‌خواهیم که برای فعالیت در عرصه‌های سیاسی و مدنی، گرد هم آیند و با پیوستن به احزاب و نهادهای موجود و تقویت آنها و یا تشکیل نهادهای جدید، چهار سال آینده را به دوره استقرار نهادهای مستقل سیاسی و مدنی تبدیل کنند. 18 خرداد با گام‌های عملی، سنجیده و معطوف به شعارهای اصلاحات است که به بار خواهد نشست.