5) هدف خلع سلاح:
اولین و اساسیترین هدف از خلع سلاح تامین و حفظ صلح و امنیت جهانی است معتقدند که برقراری صلح بدون خلع سلاح نمیتواند واقعی باشد بلکه حالتی است که باید آن را صلح مسلح نامید هدف برنامه خلع سلاح باید جلوگیری از جنگ باشد و نه تنظیم سلاحهای مورد استفاده در نبرد، ما کوشیدهایم این موضوع را روشن کنیم که ایالات متحده آمریکا جنگ را به عنوان امری غیرقابل اجتناب نمیپذیرد مساله این است که با کسب اطمینان از اینکه هیچ دولتی ابزار لازم برای مبادرت به یک عمل تجاوزکارانه موفق را در اختیار ندارد، احتمال وقوع جنگ کاهش یابد هدف کاهش احتمال وقوع جنگ از کاهش امکان جنگ و تجاوز مسلحانه است(16)
اقداماتی که بطور یک جانبه بر پایه موافقتنامههایی در میان کشورها صورت میگیرد تا خطر جنگ به وسیله تدابیری همچون کاهش بخشی از سلاحها، ترتیبات امنیتی برای اجتناب از جنگ هستهای و تثبیت سقف نیروها کاهش یابد به کنترل تسلیحات تعبیر میشود(17)
مسابقههای تسلیحاتی طولانی پیش از سالهای 1914، 1939، از 1945 به بعد، همینطور نمونه بسیاری از دولتهای در حال توسعه که بخش زیادی از منابع اندک خود را برای نیروهای نظامی صرف میکنند نشان میدهد که انگیزههای صرفا اقتصادی، مسابقههای تسلیحاتی پیچیده را متوقف نخواهد ساخت از سوی دیگر، ترس یا نابودی ملی محرکهای بیسابقهای برای تثبیت بازدارندگی فراهم میآورد(18)
ظاهرا کنترل تسلیحات دارای معنی وسیعتری است چرا که تمام شکلهای محدودیتی و تقلیل کمی و کیفی سلاحها اعم از سلاحهای سنتی و هستهای را در بر میگیرد(19)
6) تاثیر بازدارندگی هستهای بر امنیت بینالمللی:
روابط بینالملل در دورانهای گذشته شاهد پیدایش و گسترش نظریهها و مفاهیم متعددی بوده است شاید یکی از بحثانگیزترین این مفاهیم مفهوم بازدارندگی هستهای باشد که با پیدایش تسلیحات اتمی و در سالهای پایان جنگ جهانی دوم مطرح گردید از آن جا که سلاحهای هستهای به واسطه قدرت مخرب خویش همواره از نیروی بازدارندگی برخوردار هستند گسترش سلاحهای هستهای اثرات منفی روی صلح و ثبات بینالمللی بر جای میگذارد در حالی که عدهای از نظریهپردازان روابط بینالملل به مطلب یاد شده باور دارند، نظریهپردازان دیگری هم هستند که معتقدند گسترش سلاحهای هستهای نتایج مثبتی در پی دارد و نه تنها ثبات بینالمللی و صلح و امنیت بینالمللی را مخدوش نمیکند بلکه به ایجاد و حفظ آن کمک مینماید البته باید گفت تلاشهای مختلفی که از سوی جامعه جهانی برای کنترل سلاحهای مخرب هستهای صورت میگیرد موید این مطلب است که سلاح هستهای مخرب بوده و گسترش آن به زیان جامعه بینالملل است و در پی آن که این سلاحها کنترل شوند و دیگر گسترش نیابند و طبعا همه این تلاشها قابل تقدیر است.
شیوع قدرت در مسایل مختلف بینالملل در 45 سال گذشته باعث شده که سلاحهای هستهای از یک ویژگی ممتاز برخوردار شوند این مطلب را میتوان برخاسته از دو عامل ریشهای دانست اولا نظم بینالمللی و جهانی تحت تاثیر تفکر استراتژیک ملتهای توسعه یافته بوده است و این ملتها که توانایی خویش را از ماشین به عنوان نشانه توسعهیافتگی خویش و برتری در علوم فیزیکی به عنوان منبعی از قدرت ترسیم میکردند به استراتژی به کارگیریی نیروهای مخرب به عنوان پایه روابط بینالملل در حل و فصل اختلافات باور داشتند دوما: ضرورت یک نظم جهانی دو قطبی بعد از جنگ جهانی دوم بیشتر به خاطر تحصیل قدرت هستهای توسط دو گروه مخالف از لحاظ عقیدتی از دولتهای توسعه یافته بود و تداوم برقراری این نظم بیشتر مدیون همین علت بود بدین ترتیب بازدارندگی هستهای در دوران جنگ سرد به عنوان رهیافتی قابل قبول برای تامین امنیت از سوی کشورها مورد توجه قرار گرفت.
اصرار بر این تفکر جدید توسط شورویها مبنی بر سیاست گذشته یعنی بازدارندگی هستهای و رقابت تسلیحات توسط غربیها چالش را در بین شرق و غرب به وجود آورد که در سالهای پایانی جنگ سرد به اوج خود رسید بعد از جنگ سرد هم اغلب انگیزههایی که برای دستیابی به سلاح هستهای که در دوران جنگ سرد وجود داشت هنوز هم وجود دارد گرچه بعضی از آنها قویتر شده و یا بعضی ضعیفتر بازدارندگی هستهای از آن اعتباری که در گذشته به واسطه عامل موثر و تاثیر گذار در ارتباط شرق و غرب برخوردار بود دیگر بهرهمند نیست و تاثیر آن بر صلح و امنیت بینالمللی نیز بسیار ضعیف میباشد امروزه امنیت بینالمللی در سایه همکاریهای مختلف اقتصادی و نظام و تشکیل اتحادیهها، پیمانها و سازمانهای مختلف بیشتر حفظ و تامین میشود و جنگ و نزاع تهدید اثرات منفی را بر روی آن میگذارد.
تاثیر جهانی شدن بر بازدارندگی هستهای:
این بخش شامل 2 قسمت خواهد بود تحول مفهوم امنیت نظامی به طور عام و تحول ماهیت مفهوم امنیت نظامی به طور خاص و هدف از این بررسی نشان دادن آثار جهانی شدن بر بازدارندگی هستهای است.
الف) تحول مفهوم امنیت:
از جمله مفاهیمی که در فرایند جهانی شدن متحول شده و ابعاد جدیدی را پذیرا شده است، مفهوم امنیت میباشد میتوان به راحتی ادعا کرد که تا اواخر قرن 19 و تا مدتی از قرن 20، هرگونه بحث و نظر در خصوص امنیت، نظرها را به سوی امنیت نظامی معطوف میساخت و عمدهترین هدف دولتها در تامین امنیت جلوگیری در تاثیرپذیری در مقابل هرگونه تهدید و شکست نظامی بود اما بتدریج با آغاز روند جهانی شدن نه تنها ابعاد جدیدی برای مفهوم امنیت ظهور کرد بلکه خود امنیت نظامی نیز متحول شده است در اثر این فرآیند، در اواخر قرن 20 جنبههای جدید امنیت شامل امنیت سیاسی، اقتصادی اجتماعی و فرهنگی مطرح گردد، حتی میتوان گفت که در بعضی موارد دغدغه دولتها درخصوص ابعاد جدید مفهوم امنیت حتی جنبه نظامی آن را تحتالشعاع قرار داده و در نتیجه از اولویت مطلق امنیت نظامی، آن چنانکه که در زمان سابق که در جریان جدا کاسته شده است.
امروزه توجه کشورها به امنیت نظامی به دلیل روند نزولی و توسل به زور برای تامین خواستهها و اهداف، نسبت به سالهای قبل کمتر شده است و در عوض تامین رفاه و توسعه اقتصادی، امنیت اجتماعی و فرهنگی با اهتمام بیشتری دنبال میشود لازم به ذکر است که قبول ظهور ابعاد و جنبههای جدید امنیت به معنی از بین رفتن اعتبار امنیت نظامی نیست زیرا به هر حال توسل به زور و جنگ همچنان یک واقعیت عینی در جامعه وجود دارد.
لازم به ذکر است که پس از حوادث یازده سپتامبر و سیاست نظامیگرایانه دولت آمریکا، روند روزافزون اهمیت ابعاد جدید امنیت کندتر شده و انتظار میرود تا فروکش کردن ترس روانی ناشی از چالشهای امنیتی جدید جهان موقتا شاهد پیشتازی سیاستهای نظامی باشد ولی مطمئنا این روند همیشگی و حتی چندان طولانی مدت نخواهد بود.
ب) تحول مفهوم امنیت نظامی:
1- پیشرفتهای تکنولوژیک و قدرت نظامی:
تاثیر فنآوری در طول تاریخ جنگ کاملاً واضح است هر یک از 3 دوره انقلابهای معروف به ابزارها و تسلیحاتی جدیدی به وجود آوردهاند مثلا ظهور چوخه در دوره انقلاب کشاورزی توان تحرک ابزارهای جنگ را سرعت بخشید در دوره انقلاب صنعتی کشف ماشین بخار این سرعت را چند برابر کرد و انقلاب سوم (اطلاعات و انفورماتیک) ماهیت جنگ را متحول نمود.
قابل ذکر است که هر یک از انقلابها نسبت به انقلاب قبل در مدت زمان کمتری به ثمر رسیدهاند، این در حالی است که انقلاب چهارم یعنی انقلاب سایبرنتیک کاملا در حال وقوع است به طوری که ظهور فنآوری جدید همیشه در توسل به جنگ و شیوههای آن نقش مهم داشته و در نتیجه به افزایش ایجاد آن کمک کرده است قدرت نظامی با به خدمت گرفتن فنآوری بر توان تفوق خود میافزاید در عین حال برتری تکنولوژیکی در زمینه قدرت نظامی، مستلزم سرمایهگذاری و هزینه زیادی است.
بطور کلی تاثیر پیشرفتهای تکنولوژیکی بر امنیت نظامی به بهترین وجه در انقلاب در امور نظامی خود را به نمایش گذاشته است با انقلاب در امور نظامی تغییرات اساسی در ماهیت جنگی رخ داده و در اثر آن می بایست شیوهها و رهیافتهای جنگی مورد ارزیابی مجدد قرار گیرند البته این تحول عمدتا در کشورهای پیشرفته اتفاق افتاده است ولی به هر حال کلیه کشورها و نظام بینالمللی به انحای مختلف از آن متاثر خواهند شد.
2- استراتژیهای نظامی:
با تحول در ابزارهای نظامی، تحول در موارد دیگر مربوط به امنیت نظامی نیز مورد انتظار میباشد از جمله استراتژیهای به کارگیری از انواع نیروی نظامی برای رسیدن به اهداف دچار تغییر شده است زمینه به کارگیری تسلیحات جهت تامین امنیت نظامی را با توجه به تقسیم طرح نیروهای نظامی به 3 حوزه میتوان تقسیم کرد اولین فعالیتهای جنگ بشر بر روی خشکی بود قبل از این که بشر موفق به تسخیر دریاها شود و یا برای سرکوب دشمن از طریق هوایی دست به کار شود در اولین مواجهه با دشمن، نیروها بر روی خشکی درگیر میشدند به مرور زمان و پیشرفتهای به دست آمده، امروزه، امکان جنگ از راههای مختلف زمینی، دریایی و هوایی ممکن است تحولات ناشی از جهانی شدن تاثیر بسیار ژرفی به تمایل کشورها به انتخاب راه و مسیر اصلی جنگ گذاشته است و عمدتا استراتژیهای جنگ متکی بر نیروهای هوایی بخصوص از سوی کشورهای پیشرفته مورد توجه زیادی است نیروهای هوایی قوی به رغم هزینههای کلانی که تحمیل مینمایند به لحاظ مزایای بسیار زیاد مورد توجه کشورها میباشد بخصوص صنایع موشکی با قابلیت هدایت بسیار دقیق از اهمیت بسیاری برخوردار است با توجه به هزینههای گزاف و فنآوری پیچیده، تنها کشورهای اندکی آن را در استراتژیهای دفاعی خود مدنظر قرار میدهند در عمل نیز استراتژیهای نظامی به کار رفته پس از جنگ سرد نشان میدهند که در دو مورد جنگهای معروف دهه 1990، یعنی مقابله با حمله عراق به کویت و حمله ناتو به یوگسلاوی در بحران کوزوو، صرفا استراتژیهای جنگ هوایی اجرا شدهاند و در عمل نیز موفق بودهاند روند جهانی شدن استفاده از نوع تسلیحات را نیز تحت تاثیر قرار میدهد و با انعقاد قراردادهای چندجانبه خلع سلاح و کنترل تسلیحات که مجدد مورد بحث قرار خواهد گرفت.
کشورها در کاربرد این تسلیحات آزادی عمل کامل ندارند سلاحهای غیر متعارف شامل سلاحهای شیمیایی، میکروبی، هستهای، در عین داشتن توان ضربه استراتژیک، امروزه بنابر عرف بینالمللی و مقررات مکتوب مورد احترام کشورها، ممنوع تلقی میگردند هرچند هنوز بعضی از کشورها دارای این تسلیحات میباشند و یا مشغول سرمایهگذاری برای کسب آنها هستند اما خواست جامعه بینالمللی مبتنی بر محدودسازی، منع استفاده و در نهایت انهدام آنها امنیت تسلیحات متعارف نیز در عین حال که در موارد مختلف به کار برده میشدند در مورد تاثیر جهانی شدن بر تغییر استراتژیهای نظامی باید به 3 استثنای بسیار مهم نیز اشاره کرد:
1- استراتژی نوین ناتو تحت عنوان مفهوم استراتژیک ناتو در اجلاس سران این سازمان در سال 1998 در واشنگتن تدوین شد مبتنی بر این که ناتو مجاز خواهد بود به هنگام مواجهه با خطر استفاده از سلاحهای شیمیایی و میکروبی علیه اعضای سازمان، از سلاح هستهای استفاده کند.
2- استراتژی نوین امنیت ملی روسیه که در سال 1999 در واکنش به اقدام ناتو و نیز به دلیل استیصال از حل چالشهای امنیت ملی مثل بحران چچن، روسیه اعلام کرد که در مواقع مواجهه با چالشهای جدی علیه تمامیت ارضی کشور از سلاح هستهای استفاده خواهد کرد.
3- استراتژی جدید آمریکا که در اوایل سال 2002 میلادی با تاکید بر نقش مثبت سلاحهای هستهای در مدیریت امور بینالمللی، استفاده از تسلیحات را در مقابل تهدیدها و پیشروی آمریکا و متحدانش مجاز تلقی مینماید این 3 استثناء هرچند برخلاف مقررات حقوق بینالملل بوده و اصل تناسب در دفاع مشروع را نادیده میگیرند.
3- دکترین و ساختار نیروهای نظامی:
جهانی شدن نتایجی را ببار آورده که در متن این نتایج دکترینهای نظامی نیز متحول شدهاند همانطور که گفته شد در حال حاضر دکترینهای نظامی عمدتا بر نیروهای هوایی متکی هستند یا بسوی آن در حرکت میباشند به دنبال این تحول، گرایشات دیگری در جهت تحول ساختار نیروهای نظامی پدید آمده است: ادغام هزینهها از یک طرف و هماهنگی بینالملل و همچنین توجه بسیار زیادی برای فرماندهی و کنترل، توجه با پارامترهای مختلف مثل قدرت آشتی قویتر، سود و هزینهها و عوامل عملیاتی معطوف شده است بطور کلی گفته شده که نبردهای مسلح باید در آینده برای موفقیت بیشتر موارد زیر همواره مدنظر داشته باشند:
1- استخدام و جذب افراد با توانایی بالا 2- کسب تجهیزات مدرن با فنآوری پیشرفته 3- ارایه آموزشهای اساسی برای نیروها و نیز ایجاد قابلیتهای لازم جهت شرکت در عملیات مشترک 4- افزایش پایداری و توان شرکت در عملیات 5- آگاهی از این که آموزش، لجستیک و نظریه لازم جهت شرکت در عملیات چندملیتی هزینهبردار است 6- سازگاری برای صلح با کسب توان مشارکت در جنگ بسیار شده به عنوان اولین هدف 7- دقت در عدم جایگزینی روحیات با مدیریت و فرهنگ معامله و قرارداد.
این نظریات بطور کلی در مورد اکثر نیروهای مسلح جهان صدق میکند در این زمینه تحول در هزینهها نیز مورد توجه است بطوری که در دهه 1960 با توجه به شرایط و اوضاع و احوال بینالمللی سیاستهای دولتها به سوی کاهش هزینههای نظامی به حرکت افتادند این کاهش عمدتاً از طریق کاهش در حجم صورت گرفت.
البته از اواخر دهه 1990 مجددا روند افزایش هزینه نظامی آغاز گردید هرچند که هنوز به میزان مشابه اوج سالهای جنگ سرد نمیرسد نکتهای که باید در مورد ساختار نیروهای نظامی در عصر جهانی شدن مورد تاکید قرار داد، این است که به رغم تحولاتی که در فوق به آنها اشاره شد، ساختار نیروهای نظامی هنوز به طور عمده برای جنگ پیریزی شده و کنترل سنتی دولتها بر نیروهای نظامی همچنان ادامه دارد در عین حال که دولتها بر شعار کاهش هزینهها تاکید مینمایند، میل واقعی به کاهش هزینهها در عمل شاید همان میزانی که ادعا میشود نباشد بخصوص که منافع اقتصادی ناشی از سرمایهگذاری آن نیز ممکن است عامل برای تداوم سیاستهای نظامی باشد. ادامه دارد...