تاریخ انتشار : ۱۰ آبان ۱۳۹۱ - ۱۳:۰۲  ، 
شناسه خبر : ۲۳۲۰۳۹

از آنجائی که دولت ترکیه برای کنترل منطقه مجری سیاست جریان‌سازی است، سعی دارد تا عناد بین عشایر و «پ.ک.ک» را شعله‌ور سازد. در این اثنا سازمان امنیتی ترکیه با ترور سران عشایر و طوایف، کوشش می‌کند این‌گونه قتلها را به نام«پ.ک.ک» تمام نماید. تا بدینوسیله با ایجاد اختلاف میان عشایر و گروههای مخالف دولت بهره‌بردای لازم را انجام دهد ـ در روزنامه حریت (بهار 68) حاکیست: عشیره ژوکی بزرگترین عشیره استان حکاری محسوب می‌شود که تعداد 1500 تفنگچی دارد و رئیس آن بخاطر انتقام قتل برادرش از «پ.ک.ک» با همراهانش به کوههای منطقه رفته‌اند. در جائی دیگر رژیم ترکیه (تابستان 68) تا 1700 نفر از عشیره بنیانشی را به رهبری مصطفی زیدان در بوکسک آوا جهت مقابله با «پ.ک.ک» مسلح کرده و برای آنان مبلغی بعنوان پاداش تعیین نموده است. و این شرط را قرار داد که اگر چنانچه کسی اسلحه خویش را بر زمین گذارد می‌بایست مبلغ دریافتی را بازگرداند.
عشایر «هوتوئی» که از جانب دولت مسلح شده بودند بخاطر وحشت از «پ.ک.ک» (تابستان 70) سلاحهای خود را از زمین گذاشتند و متعاقباً تعداد دیگری از عشایر «دری» هم سلاحهایشان را به دولت تحویل دادند ـ عده‌ای هم که سلاح خود را دولت پس نداده بودند از ترس «پ.ک.ک» شب را در خارج از روستا و منازل‌شان بسر می‌برند تهدیدات «پ.ک.ک» علیه عشایر مسلح چنان اوج گرفت که افراد عشایر «حقی بیک‌زاده» سلاحهایشان را به دولت تحویل داده و از همکاری با نیروهای امنیتی خودداری ورزیدند و رئیس آن عشیره از بیم «پ.ک.ک» از روستای «هارونا» به شهر پوکسک آوا نقل مکان نموده البته بعضی از روستاها و عشایری که از دولت اسلحه دریافت کرده بودند بخاطر همکاری آنان با «پ.ک.ک» خلع سلاح گشتند.
گذشته از عشایر ترکیه، آنکارا تلاش می‌کند حمایت عشایر کردستان عراق را نیز بنفع خویش جلب نماید. تا بوسیله آنان مهمترین عقبه و پایگاههای حزب را منهدم سازد. چرا که در جدار مرز جنوب شرقی ترکیه و شمال کردستان عراق یعنی «دالامیر» (جدار مشترک بین ایران، عراق و ترکیه) گرفته تا زاخو (جدار مشترک بین ترکیه عراق و سوریه) مراکز نظامی استراتژیک «پ.ک.ک» در این محورها تمرکز یافته است. در گذشته بیشترین پایگاههای این حزب در ناحیه مرزی زاخو مستقر بوده که با اعضا اتحادیه میهنی کردستان (جلال طالبانی) حزب کمونیست و حزب سوسیالیست عراق رابطه نزدیک داشته است. نماینده دولت ترکیه طی سفری که به شمال عراق داشت ( بهار ـ 1371) ضمن دیدار با صنعاما قصاب (رئیس عشیره ترکمن اربیل) از وی خواست تا یک حزب ترکمنی با تحت‌الحمایگی ترکیه تشکیل دهد و آنکارا از هرگونه مساعدتهای مالی و غیره دریغ نخواهد ورزید. اما صنعام هنگامی حاضر به ایجاد و سازماندهی این حزب بود که با مخالفت آمریکا، مسعود بارزانی و جلال طالبانی روبرو نشود. از طرفی تعدادی از افسران اطالاعاتی «میت» (تابستان 1371) به عراق رفته و از کریم خان برادوست و دیگر سر عشیره‌ها تقاضا کردند تا در سرکوبی «پ.ک.ک» با آن دولت همکاری نمایند و در مقابل به هر فرد شرکت‌کننده در عملیات علیه آن حزب مبلغ 250 دینار عراقی و همچنین لباس گرم زمستانی و ارزاق تحویل داده خواهد شد.
پناهندگان عراقی
بحرانهائیکه در عراق و شمال آن رخ داد، موجب گردید جمعیت قابل ملاحظه‌ای از مردم عراق خصوصاً اکراد به کشور ترکیه پناه ببرند، از آنجائی که «میت» در جستجوی آن بود تا اکراد مخالف دولتش را به انهدام کشاند. لذا در نظر داشت تا از پناهندگان عراقی به منظور جاسوسی، ترور، تشکیل گروههای ضربت و دیگر موارد برای تضعیف «پ.ک.ک» استفاده بهینه کند ـ در این مورد یکی از شاخه‌های «پ.ک.ک» (زمستان 67) سه نفر از پناهندگان عراقی را که تحت عناوین خاصی به قصد جاسوسی به مقر آن حزب آمده بودند، دستگیر کرده همچنین فردی از اتباع عراقی در زمستان 67 که به استخدام سازمان «میت» درآمده بود. مأموریت یافت تا شخصی بنام یاسین از عناصر فعال حزب را به قتل رساند. از این رو «میت» (بهار 68) در مناطق مرزی 200 نفر از پناهندگان عراقی را زیر نظر دو پناهنده دیگر عراقی به جهت مقابله با «پ.ک.ک» مسلح نمود. مضافا اینکه کماندوهای ترکیه بسیاری از پناهندگان کرد عراقی را تسلیح کرد، تا مشترکاً علیه «پ.ک.ک» وارد جنگ شوند.
پایگاه‌های جاسوسی
سازمان امنیتی ترکیه از سابق می‌کوشید تا پایگاه جاسوسی در کردستان عراق از جمله در شهرهای سلیمانیه، هوله، شقلاوه، دهوک و اربیل همانند کنسولگری احداث کند، که هم‌اکنون در شهرهای زاخو، دیانا، دهوک، صلاح‌الدین دفاتر جاسوسی دایر کرده و افسران اطلاعاتی «میت» به آسانی و با حمایت حکومت کردی در شمال عراق فعالیت دارند. آنان در «صلاح‌الدین» در محوطه‌ مقر مسعود بارزانی و در «دیانا» بین عشیره برادوستی استقرار یافتند. از همین پایگاه‌ها بسیاری از عملیاتهای جاسوسی و ترور را هدایت می‌کنند.
«پ.ک.ک» هم براساس اقدامات تلافی‌جویانه مکرراً مراکز «میت» را مورد هجوم عملیات نظامی و موشکی قرار می‌دهد.
اقدامات نظامی
رهبران ترکیه بر این باورند که تنها راه‌حل معضل و گروه «پ.ک.ک» با اسلحه است. بدین خاطر پیدایش گروههای کماندوئی چون «الله ‌سیزها»، «تیسم اوزال»، «کنتور گریلا» و دیگر نیروهای ضربتی بومی در همین راستا است. کنتور گریلا (نیروهای ضربتی) که به تعداد 45 الی 60 نفر می‌باشند و در پادگانهای آنکارا آموزش دیده‌اند که صرفاً برای کمین و ضربه‌زدن به «پ.ک.ک» تشکیل یافته‌اند. همچنین دولت عده‌ای از زنان و مردان طرفدار حکومت را در مناطق کردی تحت آموزشهای نظامی قرار داده تا بتوانند در برابر مخالفین دولت مبارزه کنند. ولی گفته می‌شود که یک گروه هزار نفری مسلح از اکراد که بنا بود با مأمورین دولتی همکاری داشته باشند، نیمی از آنان تغییر عقیده داد و به «پ.ک.ک» ملحق شدند، و بقیه سلاحهای خویش را به دولت تحویل دادند در تاریخ 20/4/66 روزنامه ملیت می‌نویسد بعضی از نیروهای بومی مسلح که در خدمت دولت بودند اظهارنظر کردند: مردم کرد ما را بدیده خائن می‌نگرند از این رو ما از انجام امور محوله معذوریم و اگر چنانچه حکومت سلاحهای ما را پس نگیرد دست به خودکشی خواهیم زد. حتی این جو نیز در رویحه سربازانی که در نواحی کردی بودند تاثیر شگرفی گذاشته و مشاهده شد (اردیبشهت 71) در «کربوران» سربازی دست به خودکشی زد. قرائن نشان می‌دهد عملیات سنگین نظامی سبب ضعف روحیه نظامیان ترکیه گشته که اقدام به خودزنی کرده‌اند بطوریکه سه نفر از فرماندهان کرد ارتش در استان حکاری اقدیر و دوغو بایزید بخاطر سرپیچی از دستوارات و عدم مقابله با «پ.ک.ک» توسط «تیم اوزال» ترور شدند.